لیست پیشنهادی منابع آزمون کارشناسی ارشد رشته ی مشاوره


لیست پیشنهادی منابع آزمون کارشناسی ارشد رشته ی مشاوره


آزمون کارشناسی ارشد مشاوره، 7 ماده ی امتحانی را در 180 سوال و طی 2 دفترچه پوشش می دهد. نکته ی قابل توجه ثابت نبودن مواد امتحانی داخل هر دفترچه طی سالهای اخیر است.در آزمون سال 88  دفترچه شماره ی یک 105 سوال که زمان پاسخگویی به آنها 130 دقیقه و دفترچه شماره ی 2 ، 75 سوال که باید در 60 دقیقه به آن پاسخ داده می شد.


آمار و روش تحقیق – ضریب 2 – 25 سوال


* مباحث آماری در بسیاری از کتب منتشر شده، مشترک می باشند بنابراین دانشجویان باید احاطه ی خود را بر روی مباحث آماری کامل کنند.


* درس آمار و روش تحقیق قابلیت زیادی برای ارائه ی نکات انحرافی دارد.


1 آمار - احتمالات و آمار کاربردی در روانشناسی و علوم تربیتی- دکتر علی دلاور – رشد


2 آمار – روشهای آماری در علوم رفتاری – جعفر نجفی زند و حسن پاشا  شریفی -  سخن


3 آمار – استباط آماری – دکتر هومن


4 – روش تحقیق – دکتر علی دلاور – ویرایش


5 – روشهای تحقیق و چگونگی ارزشیابی آن در علوم انسانی با تاکید بر علوم تربیتی – عزت اله نادر ی و مریم سیف نراقی - ارسباران


6 روشهای تحقیق در روانشناسی و علوم تربیتی – دکتر اسماعیل بیابانگرد- نشر دوران


مبانی مشاوره و راهنمایی – ضریب 2 - 25  سوال


1 – اصول و روشهای راهنمایی و مشاوره ، بخش اول( مبانی) – سید مهدی حسینی بیرجندی – رشد


2 – مقدمات راهنمایی و مشاوره – دکتر شفیع آبادی – انتشارات پیام نور


3 – مبانی مشاوره و رواندرمانی – گیبسون و همکاران – ترجمه دکتر باقر ثنایی – بعثت


4 – مقدمه ای بر مشاوره و رواندرمانی – سید احمد احمدی – دانشگاه اصفهان 


5 – راهنمایی و مشاوره ی تحصیلی و شغلی – شفیع آبادی – سمت


6 –  راهنمایی و مشاوره ی شغلی و حرفه ای و نظریه های انتخاب شغل – دکتر شفیع آبادی – رشد


7 – پویایی گروه و مشاوره ی گروهی – شفیع آبادی – رشد خانواده


8 –خانواده  درمانی – گلدنبرگ – ترجمه ی حسین شاهی و نقشبندی – نشر روان


9 - بخش مبانی کتاب سنجش تکمیلی


روشها و فنون راهنمایی و مشاوره- ضریب 3 – 25 سوال


با توجه به اینکه ضریب این درس 3 و مباحث آن نه چندان مشکل می باشد ، با کمی دقت در مطالعه و تست زدن می توان درصد بالایی را کسب کرد .


1 - اصول و روشهای راهنمایی و مشاوره – سید مهدی حسینی بیرجندی – رشد


2 – فنون و روشهای مشاوره –  شفیع آبادی – ترمه


3 – مفاهیم بنیادی و مباحث تخصصی در مشاوره – دیوید گلدارد – ترجمه سیمین حسینیان – کمال تربیت( در سالهای اخیر همیشه چند سوال از این کتاب آمده است)


 4- بخش روشها و فنون سنجش تکمیلی


نظریه های مشاوره و روان درمانی – ضریب 3 – 25 سوال


* به دلیل ضریب بالا و نکات ریز، این مبحث را باید خیلی دقیق و به طور کامل مطالعه نمود.در ضمن برخی سوالات بصورت استنباطی طرح می شود.


1 – نظریه های مشاوره و رواندرمانی – شفیع آبادی و ناصری – مرکز نشر دانشگاهی


2 – نظریه های مشاوره (دیدگاههای مشاوره) – لوئیس شیلینگ -تر جمه سیده خدیجه آرین – اطلاعات . ( در برخی موارد که ممکن است تضادی با کتاب آقای ناصری و شفیع آبادی داشته باشد ، اولویت با کتاب ناصری و شفیع آبادی است)


3 – نظریه های رواندرمانی و مشاوره – ریچارد اس شارف – ترجمه ی مهردادفیروزبخت – موسسه ی خدمات فرهنگی رسا


4 – نظریه های مشاوره و رواندرمانی – حوریه بانو رحیمیان - مهرداد   


5 - روانشناسی کمال – دوان شولتز – ترجمه ی گیتی خوشدل – بخش نظریه ی ویکتور فرانکل


روانشناسی شخصیت – ضریب 2 – 25 سوال


1 – نظریه های شخصیت – دوان شولتز – این کتاب از منابع بسیار مهم و کلاسیک روانشناسی شخصیت می بیاشد که در حال حاضر دو ترجمه از آن موجود می باشد.ترجمه ی قدیمی آن توسط یوسف کریمی و همکاران و ترجمه جدید آن توسط یحیی سید محمدی انجام گرفته است.


2 – شخصیت – پروین جان – ترجمه ی جوادی و کدیور – آییژ


3 – نظریه های شخصیت – دکتر علی اکبر سیاسی – دانشگاه تهران


4 – مکتبها و نظریه ها در روانشناسی شخصیت – سعید شاملو – رشد


5 – ساخت ، پدیدایی و تحول شخصیت – مایلی و روبرتو – ترجمه محمود منصور – انتشارات دانشگاه تهران


6 -  روانشناسی ژنتیک – محمود منصور – سمت


کاربرد آزمونهای روانی در مشاوره – ضریب 2 – 25 سوال


* معمولا  از آزمونهای MMPI و بندر گشتالت و وکسلر و رورشاخ به نسبت ، سوالات بیشتری می آید، اگر در حین تحصیل این آزمونها به خوبی حلاجی شوند در موفقیت در این ماده ی امتحانی بسیار اثر گذار خواهد بود.


1 – آشنایی با آزمونسازی  وآزمونهای روانی – دکتر ابولفضل کرمی – روان سنجی( از این کتاب در سالهای اخیر چندین سوال در آزمون آمده است – این کتاب مباحث فراوانی را به صورت خلاصه  در خود جای داده است)


2 – راهنمای سنجش روانی برای روانشناسان بالینی، مشاوران و روانپزشکان – گری گراث مارنات – ترجمه ی حسن پاشا  شریفی – رشد ( این کتاب دو جلدی مباحث را به صورت عمقی و کامل مورد بررسی قرار داده است)


3 – آزمونهای روانی ( مبانی نظری و عملی)– دکتر حمزه گنجی – ارسباران


4 – اصول روانسنجی و روان آزمایی – حسن پاشا  شریفی – رشد


5 – نظریه و کاربرد آزمونهای هوش و شخصیت – حسن پاشا  شریفی – سخن


6 – آزمونهای روانی، مبانی نظری و کاربردی – دکتر هادی بهرامی – دانشگاه علامه طباطبایی


زبان انگلیسی – ضریب 3 – 30 سوال


زبان انگلیسی از مواد بسیار مهم آزمون کارشناسی ارشد محسوب می شودکه در صورتی که بدان پرداخته شود می تواند نقش بسزایی را در قبولی شما داشته باشد.


این ماده ی امتحانی دارای سه بخش می باشد که بخش اول Vocabulary – گنجینه لغات است که تعداد 10 سوال را در خود جای داده است.دانستن معناهای چندگانه ی لغات ، مترادفها ، متضادها  و لغاتی که نگارشی شبیه به هم دارند ولی در معنا متفاوتند می تواند در این بخش به شما کمک کند.بخش دوم گرامر می باشد که 5 سوال نیز از گرامر خواهد آمد.بخش سوم Reading می باشدکه بیشترین سوال را (15) در خود جای داده است 0دارای سه متن می باشد که هر کدام که هر کدام به اندازه ی یک یا دو پاراگراف ، و در پایان هر متن 5 سوال مطرح می شود .


* بنابراین مطالعه و ترجمه متون تخصصی انگلیسی و گسترش خزانه ی لغات انگلیسی در طول تحصیل فاکتور بسیار مهمی در موفقیت در این ماده امتحانی محسوب می شود.


1 – 504 واژه ی تافل


2 – متون انگلیسی تخصصی برای دانشجویان مشاوره – منصور کوشا – انتشارات سمت


3 – مطالعه ی لغات انتهایی برخی کتب که در طول دوره ی کارشناسی معرفی می شود.


4 – زبان تخصصی علوم تربیتی – محسن طالب زاده – انتشارات سنجش


·                        در تهیه ی این فهرست سعی شده کتب به ترتیب اهمیت در آزمون تنظیم گردند .

لیست پیشنهادی منابع آزمون کارشناسی ارشد رشته ی مشاوره


لیست پیشنهادی منابع آزمون کارشناسی ارشد رشته ی مشاوره


آزمون کارشناسی ارشد مشاوره، 7 ماده ی امتحانی را در 180 سوال و طی 2 دفترچه پوشش می دهد. نکته ی قابل توجه ثابت نبودن مواد امتحانی داخل هر دفترچه طی سالهای اخیر است.در آزمون سال 88  دفترچه شماره ی یک 105 سوال که زمان پاسخگویی به آنها 130 دقیقه و دفترچه شماره ی 2 ، 75 سوال که باید در 60 دقیقه به آن پاسخ داده می شد.


آمار و روش تحقیق – ضریب 2 – 25 سوال


* مباحث آماری در بسیاری از کتب منتشر شده، مشترک می باشند بنابراین دانشجویان باید احاطه ی خود را بر روی مباحث آماری کامل کنند.


* درس آمار و روش تحقیق قابلیت زیادی برای ارائه ی نکات انحرافی دارد.


1 آمار - احتمالات و آمار کاربردی در روانشناسی و علوم تربیتی- دکتر علی دلاور – رشد


2 آمار – روشهای آماری در علوم رفتاری – جعفر نجفی زند و حسن پاشا  شریفی -  سخن


3 آمار – استباط آماری – دکتر هومن


4 – روش تحقیق – دکتر علی دلاور – ویرایش


5 – روشهای تحقیق و چگونگی ارزشیابی آن در علوم انسانی با تاکید بر علوم تربیتی – عزت اله نادر ی و مریم سیف نراقی - ارسباران


6 روشهای تحقیق در روانشناسی و علوم تربیتی – دکتر اسماعیل بیابانگرد- نشر دوران


مبانی مشاوره و راهنمایی – ضریب 2 - 25  سوال


1 – اصول و روشهای راهنمایی و مشاوره ، بخش اول( مبانی) – سید مهدی حسینی بیرجندی – رشد


2 – مقدمات راهنمایی و مشاوره – دکتر شفیع آبادی – انتشارات پیام نور


3 – مبانی مشاوره و رواندرمانی – گیبسون و همکاران – ترجمه دکتر باقر ثنایی – بعثت


4 – مقدمه ای بر مشاوره و رواندرمانی – سید احمد احمدی – دانشگاه اصفهان 


5 – راهنمایی و مشاوره ی تحصیلی و شغلی – شفیع آبادی – سمت


6 –  راهنمایی و مشاوره ی شغلی و حرفه ای و نظریه های انتخاب شغل – دکتر شفیع آبادی – رشد


7 – پویایی گروه و مشاوره ی گروهی – شفیع آبادی – رشد خانواده


8 –خانواده  درمانی – گلدنبرگ – ترجمه ی حسین شاهی و نقشبندی – نشر روان


9 - بخش مبانی کتاب سنجش تکمیلی


روشها و فنون راهنمایی و مشاوره- ضریب 3 – 25 سوال


با توجه به اینکه ضریب این درس 3 و مباحث آن نه چندان مشکل می باشد ، با کمی دقت در مطالعه و تست زدن می توان درصد بالایی را کسب کرد .


1 - اصول و روشهای راهنمایی و مشاوره – سید مهدی حسینی بیرجندی – رشد


2 – فنون و روشهای مشاوره –  شفیع آبادی – ترمه


3 – مفاهیم بنیادی و مباحث تخصصی در مشاوره – دیوید گلدارد – ترجمه سیمین حسینیان – کمال تربیت( در سالهای اخیر همیشه چند سوال از این کتاب آمده است)


 4- بخش روشها و فنون سنجش تکمیلی


نظریه های مشاوره و روان درمانی – ضریب 3 – 25 سوال


* به دلیل ضریب بالا و نکات ریز، این مبحث را باید خیلی دقیق و به طور کامل مطالعه نمود.در ضمن برخی سوالات بصورت استنباطی طرح می شود.


1 – نظریه های مشاوره و رواندرمانی – شفیع آبادی و ناصری – مرکز نشر دانشگاهی


2 – نظریه های مشاوره (دیدگاههای مشاوره) – لوئیس شیلینگ -تر جمه سیده خدیجه آرین – اطلاعات . ( در برخی موارد که ممکن است تضادی با کتاب آقای ناصری و شفیع آبادی داشته باشد ، اولویت با کتاب ناصری و شفیع آبادی است)


3 – نظریه های رواندرمانی و مشاوره – ریچارد اس شارف – ترجمه ی مهردادفیروزبخت – موسسه ی خدمات فرهنگی رسا


4 – نظریه های مشاوره و رواندرمانی – حوریه بانو رحیمیان - مهرداد   


5 - روانشناسی کمال – دوان شولتز – ترجمه ی گیتی خوشدل – بخش نظریه ی ویکتور فرانکل


روانشناسی شخصیت – ضریب 2 – 25 سوال


1 – نظریه های شخصیت – دوان شولتز – این کتاب از منابع بسیار مهم و کلاسیک روانشناسی شخصیت می بیاشد که در حال حاضر دو ترجمه از آن موجود می باشد.ترجمه ی قدیمی آن توسط یوسف کریمی و همکاران و ترجمه جدید آن توسط یحیی سید محمدی انجام گرفته است.


2 – شخصیت – پروین جان – ترجمه ی جوادی و کدیور – آییژ


3 – نظریه های شخصیت – دکتر علی اکبر سیاسی – دانشگاه تهران


4 – مکتبها و نظریه ها در روانشناسی شخصیت – سعید شاملو – رشد


5 – ساخت ، پدیدایی و تحول شخصیت – مایلی و روبرتو – ترجمه محمود منصور – انتشارات دانشگاه تهران


6 -  روانشناسی ژنتیک – محمود منصور – سمت


کاربرد آزمونهای روانی در مشاوره – ضریب 2 – 25 سوال


* معمولا  از آزمونهای MMPI و بندر گشتالت و وکسلر و رورشاخ به نسبت ، سوالات بیشتری می آید، اگر در حین تحصیل این آزمونها به خوبی حلاجی شوند در موفقیت در این ماده ی امتحانی بسیار اثر گذار خواهد بود.


1 – آشنایی با آزمونسازی  وآزمونهای روانی – دکتر ابولفضل کرمی – روان سنجی( از این کتاب در سالهای اخیر چندین سوال در آزمون آمده است – این کتاب مباحث فراوانی را به صورت خلاصه  در خود جای داده است)


2 – راهنمای سنجش روانی برای روانشناسان بالینی، مشاوران و روانپزشکان – گری گراث مارنات – ترجمه ی حسن پاشا  شریفی – رشد ( این کتاب دو جلدی مباحث را به صورت عمقی و کامل مورد بررسی قرار داده است)


3 – آزمونهای روانی ( مبانی نظری و عملی)– دکتر حمزه گنجی – ارسباران


4 – اصول روانسنجی و روان آزمایی – حسن پاشا  شریفی – رشد


5 – نظریه و کاربرد آزمونهای هوش و شخصیت – حسن پاشا  شریفی – سخن


6 – آزمونهای روانی، مبانی نظری و کاربردی – دکتر هادی بهرامی – دانشگاه علامه طباطبایی


زبان انگلیسی – ضریب 3 – 30 سوال


زبان انگلیسی از مواد بسیار مهم آزمون کارشناسی ارشد محسوب می شودکه در صورتی که بدان پرداخته شود می تواند نقش بسزایی را در قبولی شما داشته باشد.


این ماده ی امتحانی دارای سه بخش می باشد که بخش اول Vocabulary – گنجینه لغات است که تعداد 10 سوال را در خود جای داده است.دانستن معناهای چندگانه ی لغات ، مترادفها ، متضادها  و لغاتی که نگارشی شبیه به هم دارند ولی در معنا متفاوتند می تواند در این بخش به شما کمک کند.بخش دوم گرامر می باشد که 5 سوال نیز از گرامر خواهد آمد.بخش سوم Reading می باشدکه بیشترین سوال را (15) در خود جای داده است 0دارای سه متن می باشد که هر کدام که هر کدام به اندازه ی یک یا دو پاراگراف ، و در پایان هر متن 5 سوال مطرح می شود .


* بنابراین مطالعه و ترجمه متون تخصصی انگلیسی و گسترش خزانه ی لغات انگلیسی در طول تحصیل فاکتور بسیار مهمی در موفقیت در این ماده امتحانی محسوب می شود.


1 – 504 واژه ی تافل


2 – متون انگلیسی تخصصی برای دانشجویان مشاوره – منصور کوشا – انتشارات سمت


3 – مطالعه ی لغات انتهایی برخی کتب که در طول دوره ی کارشناسی معرفی می شود.


4 – زبان تخصصی علوم تربیتی – محسن طالب زاده – انتشارات سنجش


·                        در تهیه ی این فهرست سعی شده کتب به ترتیب اهمیت در آزمون تنظیم گردند .

منابع کارشناسی ارشد مشاوره

منابع کارشناسی ارشد

 

1-    مبانی مشاوره و راهنمایی

مقدمات مشاوره و راهنمایی :  عبدالله شفیع آبادی

مشاوره شغلی : عبدالله شفیع آبادی

مشاوره تحصیلی : عبدالله شفیع آبادی

مقدمه ای بر مشاوره : احمد احمدی

خانواده درمانی : مینوچین

مشاوره گروهی : عبدالله شفیع آبادی

 

 

2-    نظریه های مشاوره

 

نظریه های  مشاوره  :لویس شیلینگ ترجمه خدیجه آرین

نظر یه های مشاوره و روان درمانی : عبدالله شفیع آبادی

 نظریه های روان درمانی : شارف ترجمه مهرداد فیروز بخت

3-    فنون مشاوره

 

اصول و فنون مشاوره  : عبدالله شفیع آبادی

مهارت های خرد : سیمین حسینیان

 

4-    آزمون ها روانی

 

راهنمای سنجش روانی جلد 1و 2 : مارنات ترجمه پاشا شریفی و محمد رضا نیک خو

آزمون های روانی : حمزه گنجی

آزمون های روانی : ابولفضل کرمی

آزمون های روانی :هادی بهرامی

آزمون های  فرافکن : هادی بهرامی

 

5-    نظریه های شخصیت

 

نظر یه های شخصیت : دوان شولتز

نظر یه های شخصیت : علی اکبر سیاسی

نظر یه های شخصیت :پروچاسکا ترجمه سید احمد احمدی

 

6-    آمار و روش تحقیق

 

احتمالات و آمار کاربردی در روانشناسی و علوم تربیتی : علی دلاور

آمار : اسماعیل بیابانگرد

 روش تحقیق در روانشناسی و علوم تربیتی :  علی دلاور

 

7-    زبان

 

زبان  در علوم تربیتی 2 :  سنجش تکمیلی دکتر محسن طالبزاده

Counseling     :منصور کوشا

 

احترام معلم

احترام معلم

لا تجعلن ذرب لسانك على من اءنطقك و بلاغه قولك على من سددك .

ترجمه : تيزى و برندگى زبانت را، به سوى كسى كه تو را سخنگو ساخته است مگير، و رسايى گفتار و قدرت بيان خود را، بر ضد كسى كه به تو قدرت گفتار آموخته است ، بكار مبر .
شرح : امام عليه السلام ، همواره در مورد احترام معلم و آموزگار، سفارش ميفرمود، و ديگران را، به ارزش و اهميت احترام نمودن به آموزگاران ، متوجه ميساخت . تا جاى كه خود، با آن درياى علم و دانش كه داشت ، هميشه مى فرمود : كسيكه به من يك كلمه بياموزد، تا پايان عمر، غلام و بنده او خواهيم بود .
يك نمونه درخشان و با شكوه ديگر، براى آنكه بدانيم اسلام چه احترام شايانى براى معلم و آموزگار قائل شده است ، توجه به وضع اسير جنگى در صدر اسلام است . در آن جنگها، پيامبر اكرم (ص )، به كسانى كه تا ساعتى پيش ، شمشير بر دست ، با سپاه مسلمانان جنگيده بودند، اجازه مى فرمود كه هر كدام ، به ده نفر از مسلمانان سواد خواندن و نوشتن بياموزند، و پاداش ‍ اين سواد خواندن و نوشتن بياموزند، و به پاداش اين سواد آموزى از اسارت آزاد شوند .
امام عليه السلام نيز، در اين كلام عميق و پر معنى ، در همين باره سخن گفته ، و ديگران را به احترام نمودن به معلم آموزگار، متوجه ساخته و ترغيب و سفارش فرموده است . ما نيز، بايد از پيشواى راستين خود بياموزيم . يعنى هرگز نبايد تيزى و برندگى زبان خود را بسوى پدر و مادر، يا خواهر و برادر بزرگتر، يا هر كسى كه در راه به سخن آمدن ما زحمت كشيده است ، بگيريم . و همچنين هيچگاه نبايد رسايى كلام و قدرت بيانى را كه از معلم و يا شخصى ديگرى آموخته ايم ، بر ضد خود او بكار بريم . زيرا، چنين كارى نا سپاسى است ، و در اسلام ، ناسپاسى ، زشت و ناپسند شمرده مى شود .

مطالبی مربوط به درس پرورشی

برای درس پرورشی می توانیم بگوییم در ابتدای کلاس درس هر کدام از دانش آموزان طبق زمان بندی که اول سال انجام می دهیم یک حدیث یا یک جمله آموزنده به کلاس ارائه نماید.

 

احادیث تربیتی

از حضرت امام موسی کاظم علیه السلام احادیث فراوانی روایت شده است، به گوشه هائی از آن توجه کنید:

·         کفاره کارمندی و خدمت به سلطان ظالم، نیکی و احسان به برادران ایمانی است.

·         در موقعیتی که ظلم و ستم بر حق و عدل غلبه دارد و حکومت عادلانه الهی جاری نیست، نباید به حکومت شخص دیگری خوش گمان باشید؛ مگر آنکه به نیکی و عدالت او ایمان داشته باشید.

·         یاری ضعیفان از بهترین صدقات است.

·         هر کس در پی ریاست باشد به مهلکه می‌افتد، و هر کس خودبینی در دلش راه یابد، هلاک می‌گردد.

·         عقل هیچ‌کس کامل نمی‌شود مگر با داشتن این صفات: کفر و شر از او دور باشد، خیر و رشد از او تراوش نماید، اضافه‌ی اموالش را ببخشد، زیادی کلامش را برای خودش نگه دارد، بهره‌اش از دنیا تنها قوت اندکی باشد، در طول زندگی از علم سیر نشود، ذلت همراه خدا برایش بهتر از عزت با غیر خدا باشد، تواضع را بهتر از بزرگ بینی بببیند، کار خوب و کم دیگران را زیاد بیند و کار زیاد و خوب خود را اندک بشمرد، خود را بدترین فرد، و دیگران را بهتر از خود بداند.


از احادیث بلند امام کاظم علیه السلام حدیثی است که هشام بن حکم روایت کرده است که بیش از صد سطر، و حاوی نکات معرفتی- تربیتی فراوان است. محور اساسی آن ارزش عقل است که به بخشی از این روایت مفصل اشاره می‌شود:

« ای هشام! خداوند بر مردم دو حجت قرار داده است: حجتی ظاهری و حجتی باطنی. حجت ظاهری همان پیامبران و رسولان و امامان هستند و حجت باطنی عقل است.
هر کس سه چیز را بر سه چیز مسلط کند، گویی به نابودی عقلش کمر بسته است: کسی که با آرزوی بلند، نور اندیشه‌اش را تاریک سازد، شکوفه‌های حکمتش را با سخنان اضافی و بی‌مورد از بین برد و با شهوات نفسانی نور عبرت خود را خاموش نماید. چنین کسی گویی از هوای نفس خود برای نابودی عقلش کمک گرفته، و هر کس عقلش را نابود سازد دین و دنیایش را از دست داده است.
نشانه عقل، صبر بر تنهایی است. پس هر کس عقل الهی داشته باشد، از اهل دنیا و مشتاقان به آن دوری می‌گزیند و به آنچه نزد خداوند است علاقمند می‌شود. خداوند نیز همراه تنهایی او و غنای فقر او و عزت‌بخش او خواهد بود.»

منابع:
اصول کافی ـ کتاب العقل باب 1 ح 12.

 

 

 

 

 

«کل شی یحتاج الی العقل و العقل یحتاج الی الادب»    غرر الحکم، شماره 5102

 

هر چیزی نیازمند عقل و عقل نیازمند ادب می باشد.

 

 

 

«انما الشرف بالعقل و الادب لا بالمال و الحسب»    غررالحکم، شماره 5106

 

بدرستیکه شرف انسانی به عقل و ادب است و نه به مال و حسب.

 

 

 

عن ابی عبدالله علیه السلام:

 

«... فوجب علی العاقل طلب العلم و الادب الذی لا قوام له الا به» اصول کافی،ج1، ح 34،ص 34.

 

از امام صادق علیه السلام روایت شده است : انسان خردمند واجب است که در جستجوی علم و ادب باشد؛ علم و ادبی که قوام زندگی به آن است.

 

احاديث تربيتي

 

 

دلها نيز همچون بدنها خسته مي شوند, براي رفع خستگي آنها حكمتها و دانش هاي تازه را جستجو كنيد.

 

از فرمايشات مولاي متقيان حضرت علي ع حكمت 197 نهج البلاغه

 
 
هيچ علمي جز به معرفت و شناخت پذيرفته نمي شود و هيچ معرفتي جز با عمل حاصل نمي آيد

از فرمايشات امام محمد باقر (ع) _  ترجمه الحيات،ج1،ص347

 

 
كاملترين مردم خوش خلق ترين آنهاست

از فرمايشات  حضرت امام محمد صادق (ع)

 

 
دانش اندوزي ,شناخت و معرفت را بارور مي كند و كسب  تجربه , خرد را مي افزايد.

                     از فرمایشات حضرت امام حسین (ع)

 
 
در تحصيل علم بكوشيد كه آموختن آن حسنه, تكرارش تسبيح, كاوش در آن جهاد,
تعليم آن به ديگران صدقه و نشر آن موجب قربت است.

از فرمايشات رسول اكرم (ص)

 

 

پيروزي در دورانديشي و دورانديشي در بكار گيري صحيح انديشه و انديشه صحيح در رازداري است

از فرمايشات مولاي متقيان حضرت علي (ع) _  حكمت 48 نهج البلاغه

 

 
هيچ سرمايه اي سودمند تر از خرد، هيچ كرامتي چون تقوي ، هيچ ميراثي گرانبها تر از ادب  ،
هيچ دانشي چون انديشيدن و هيچ پشتيباني استوار تر از  مشورت نيست

از فرمايشات مولاي متقيان حضرت علي(ع) _     حكمت 113 نهج البلاغه

 

 
بردباري و تحمل سختي ها  ،  ابزار مديريت است

از فرمايشات مولاي متقيان حضرت علي (ع) _ حكمت  176 نهج البلاغه

 

 

 
شما را به پرهيزگاري، ترس از خدا و تفكر و انديشه سفارش ميكنم، زيرا  كه تفكر و انديشه  پدر همه نيكي هاست

                                                                               از فرمايشات حضرت امام حسن مجتبي (ع)

  

 

 

 

شتاب پيش از توانايي بر كار  و سستي پس از بدست آوردن فرصت از بيخردي است

                                  از فرمايشات مولاي متقيان  حضرت امام علي(ع)  _ حكمت 363 نهج البلاغه

 

چون روايتي شنيديد بفهميد و عمل كنيد نه آنكه بشنويد و نقل كنيد
 چراكه راويان علم فراوانند و عمل كنندگان آن اندك.

از فرمايشات مولاي متقيان حضرت علي (ع)  حكمت 98 نهج البلاغه

 

بر شماست كه جانب اقتصاد و ميانه روي در سخن گفتن را رعايت كنيد

زيرا اعتدال در سخن گويي از موفقيت  ها و نشانه صواب انديشي است

از فرمايشات پيامبر اكرم  (ص) _  منيه المريد  ـ  ص31

 

علم و حكمت با تواضع و فروتني رشد ميكند نه با تكبر و خودبزرگ بيني

چنانكه  زراعت  در زمين نرم و هموار ميرويد  نه در كوههاي فرازمند و افراشته

از فرمايشات حضرت عيسي (ع)   _   تعليم و تربيت در اسلام ـ ص 210

 

كسي كه خود را رهبر مردم قرار داد بايد پيش از آنكه به تعليم ديگران بپردازد، خودسازي كند و

پيش از آنكه به گفتار تربيت كند به كردار تعليم دهد

از فرمايشات حضرت علي (ع)  _  حكمت 73 نهج البلاغه

 

 

و آنچه مي دانيد به ديگران بياموزيد ، همچنانكه ديگران به شما آموختند.

از فرمايشات  حضرت امام محمد باقر (ع)

 

تقوا در راس همه ارزشهاي اخلاقي است

                                        از فرمايشات حضرت علي (ع)

 

فرستاده  تو  بيانگر ميزان  خرد  تو  و نامه ات گويا ترين سخن توست

از فرمايشات مولاي متقيان  حضرت امام علي(ع) _ حكمت 301 نهج البلاغه

 

انديشه و تفكر همچون آيينه اي شفاف است و عبرت گرفتن از حوادث، بيم دهنده اي است خير انديش،

و تو را در ادب كردن نفس، همان بس كه از آنچه انجام دادنش را  از ديگران نمي پسندي بپرهيزي

       از فرمايشات مولاي متقيان  حضرت امام علي(ع)  _ حكمت 365 نهج البلاغه

 

پناه ميبرم به خدا از علمي كه سود نداشته باشد. و آن علمي است كه با عمل خالصانه همراه نيست

بدان كه اندكي علم ، نيازمند عمل فراوان است . زيرا علمي كه انسان در يك ساعت مي آموزد ،

اورا به عمل كردن به آن در سراسر عمر ملزم مي دارد

  از فرمايشات پيامبر اكرم حضرت محمد(ص)  _ ترجمه الحيات،  ج 1 ، ص142

 

 

مبادا هرگز در كاري كه وقت آن فرا نرسيده شتاب كني ، يا در كاري كه وقت آن رسيده سستي ورزي و يا در چيزي كه  حقيقت آن روشن نيست ستيزه جويي نمايي و يا در كارهاي واضح و آشكار كوتاهي كني ! تلاش كن تا هر كار را در جاي و در زمان مخصوص به خود به انجام رساني

     از فرمايشات مولاي متقيان امام علي (ع)  _  نامه  53

 

 

 

پس اگرهمه ازتو روي برگردانند, بگو خداوند مرابس است ,

نيست خداوندي جزاو , فقط بر او توكل كردم كه او پروردگار عرش عظيم است.

                                                                                    آيه 129 سوره توبه

 

 

مهرباني با مردم را پوشش دل خويش قرار ده و با همه دوست و مهربان باش . زيرا مردم دو دسته  اند : دسته اي برادر ديني تو اند و يا در آفرينش با تو يكسانند . اگر گناهي از آنان سر ميزند يا علت هايي بر ايشان عارض مي شود يا  خواسته و ناخواسته اشتباهي مرتكب مي شوند  آنها را ببخشاي و بر آنان آسان گير آنگونه كه دوست داري خداوند تو را ببخشايد و بر تو آسان گيرد .

از سخنان گهر بار مولاي متقيان حضرت علي ( ع ) _  نهج البلاغه ـ   نامه 52 ( اخلاق و رهبري )

 

هركس دانشمندي را احترام كند ، پروردگار خويش را گرامي داشته است

از سخنان گهر بار مولاي متقيان حضرت علي ( ع )

 

صبور باش که شكيبايی ترازوی عقل ونشانه توفيق است

                           از سخنان گهر بار  پيامبر اعظم حضرت محمد ( ص )

 

ائمه اهل بيت دوست مي دارند كسي را كه خردمند ، دانا ، فهميده ، بردبار ، سازگار ، راستگو و با وفاست

از سخنان گهر بار  امام صادق ( ع )

 

 

احادیث تربیتی

Top of Form

میانگین امتیار کاربران:  / 0
ضعیفعالی 

Bottom of Form

سه‌شنبه، ۱۸ خرداد ۱۳۸۹

قال علیٌ  علیه السلام:
اِنَّ لِلقُلُوبِ شهوَهً وَ کِراههً وَ اِقبالاً وَ اِدباراً فَأتوُها مِن اقبالِها وَ شَهوَتِها، فَاِنَّ القَلبَ اِذا اُکرِهَ عَمِیَ.
علی  علیه السلام فرمود :
دل ها را حالت خواستن و ناخواستن و روی آوردن و پشت کردن است. از راه خواسته­ها و تمایلات، سراغ قلب­ها بروید، چرا که اگر دل را به کاری مجبور کنند، کور می­شود.
---------------------------------------------------
غرر الحکم ۶/۲۰۶ . نهج البلاغه، صبحی صالح، حکمت ۱۹۳
* * * * * * * * *
قال علیٌ علیه السلام :
ِان لَم تَکُن حَلیماً فَتَحلَّم، فَاِنَّهُ قَلَّ مَن تَشَبَّهَ بِقَومٍ اِلاّ اَوشَکَ اَن یَکُونَ مِنهُم.
علی علیه السلام فرمود :
اگر حلیم و بردبار نیستی، خود را به بردباری و حلیمی بزن، چرا که هیچ­کس خود را شبیه کسی نمی­سازد، مگر اینکه امید است از آنان باشد.
---------------------------------------------------
وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۲۱۲، نهج البلاغه، حکمت ۲۰۷.
* * * * * * * * *
عن امیرالمومنین علیه السلام :
اِذا هِبتَ اَمراً فَقَع فیهِ فَاِنَّ شِدَّهَ تَوَقّیهِ اَعظَمُ مِمّا تَخافُ مِنهُ.
علی علیه السلام فرمود :
هرگاه از کاری هراس و بیم داشتی، خود را در آغوش همان کار بیفکن، چرا که سختی پرهیز و هراس، بزرگتر از خود آن چیزی است که از آن می­ترسی.
---------------------------------------------------
نهج البلاغه، صبحی صالح، حکمت ۱۷۵.
* * * * * * * * *
عن امیر المومنین علیه السلام :
ذَوُوا العُیُوبِ یُحِبُّونَ اِشاعَهَ مَعائِبِ النّاسِ لِیَتَّسَعَ لَهُمَ العُذرُ فِی مَعایِبِهِم.
از امیرالمومنین علیه السلام روایت است که :
افراد عیب دار، دوست دارند تا عیوب مردم را پخش کنند تا بهانه­ای برای معایب خویش فراهم آید. (با یافتن شریک جرم، می­کوشند خطای خویش را پنهان کنند)
---------------------------------------------------
غرر الحکم، (چاپ دانشگاه) ج۴، ص۳۴۰.
* * * * * * * * *
عن ابی عبدالله علیه السلام :
اِذا اَحبَبتَ رَجُلاً فَاَخبِرهُ بِذالِک فَاِنَّهُ اَثبَتَ لِلمَوَدَّهِ بَینَکُما.
امام صادق علیه السلام فرمود :
هرگاه کسی را دوست داشتی به او خبر بده، چرا که این کار، دوستی میان شما را استوارتر می­سازد.
---------------------------------------------------
اصول کافی، ج ۲، ص۶۴۴.
* * * * * * * * *
قال علی علیه السلام :
نُصحُکَ بَینَ المَلاءِ تَقریعٌ.
علی علیه السلام فرمود :
نصیحت کردن تو ( دیگران را ) در حضور جمع، خرد کردن و کوبیدن شخصیّت طرف است.
---------------------------------------------------
میزان الحکمه، ج ۱۰، ص ۵۸۲ (به نقل از غرر الحکم)
* * * * * * * * *
قال علی علیه السلام :
تَکَبُّرُکَ فِی الوِلایَهِ ذُلٌّ فِی العَزلِ.
علی علیه السلام فرمود :
تکبّر ورزیدن تو در دوران ریاست و سرپرستی، موجب ذلّت در ایّام برکناری است.
---------------------------------------------------
غرر الحکم (چاپ دانشگاه) ج ۳، ص ۳۱۶،
* * * * * * * * *
قال نبی (صلی الله علیه وآله و سلم) :
مَن کانَ عِندَهُ صَبِیٌّ فَلیَتَصابَّ لَهُ.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله  فرمود :
کسی که در نزد او کودکی وجود دارد باید ( در برخوردهای تربیتی، خویش را تا سر حدّ آن کودک تنزّل دهد و ) با وی کودکانه رفتار نماید.
---------------------------------------------------
وسائل الشیعه/ ج ۱۵/ ص ۲۰۳
* * * * * * * * *
قال الکاظم علیه السلام :
اِذا وَعَدتُمُ الصِّبیان فَفُوالَهُم، فَاِنَّهُم یَرَونَ اَنَّکُم الَّذینَ تَرزُقُونَهُم اَنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَیسَ یَغضِبُ

بِشَئٍ کَغَضَبِهِ للنِّساء وَالصِّبیان.
امام کاظم علیه السلام فرمود :
آنگاه که فرزندانتان را وعده­ای دادید عمل کنید چون آنها شما را رازق خود می­پندارند، خداوند آن قدر که برای فرزندان و زنان خشمناک می­گردد، برای چیز دیگری خشمناک نمی­شود.
* * * * * * * * *
قالَ بَعضُهُم شَکَوتُ اِلی اَبی الحَسَن علیه السلام اِبناً لِی فَقالَ:
لا تَضرِبهُ وَاهجُرهُ وَ لا تُطِل.
شخصی به حضرت امام موسی بن جعفر علیه السلام رسید و از ناهنجاری های فرزندش شکایت کرد. حضرت فرمود:
فرزندت را کتک نزن، بلکه برای تأدیب و تنبیه از او قهر کن و توجّه داشته باش که قهر تو طولانی نشود.
* * * * * * * * *
قال علی علیه السلام :
عَلِّموُا أَولادَکُمُ الصَّلاهَ وَ خُذُوهُم بِها اِذا بَلَغوا الحُلُم.
حضرت علی علیه السلام فرمود:
نماز را به فرزندان خود پیش از رسیدن به سنّ تکلیف، تعلیم بدهید و آنگاه که به حدّ بلوغ شرعی رسیدند. انجام فریضه نماز را از آنها بخواهید.
--------------------------
غررالحکم
* * * * * * * * *
قال رسول الله صلی الله علیه و آله  :
عَلِّمُوا اَبناءَکُمُ السَّباحَهَ وَ الرَّمیَ وَ المَرئَهَ اَلمَغزَلَ.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله  فرمود :
به فرزندان خود شنا و تیراندازی را آموزش دهید و به زنان نخ ریسی را بیاموزید.  
---------------------------------------------------
نهج الفصاحه/ ص ۴۱۳
* * * * * * * * *
قال علی علیه السلام :
اِنَّما قَلبُ الحَدَثِ کَا لاَرضِ الخالِیَهِ ما اُلقِیَ فیها مِن شَیئٍ قَبِلَتهُ.
حضرت علی علیه السلام فرمود :
دل نوجوان مانند زمین آماده است که هر بذری در آن افشانده شود می­پذیرد.
* * * * * * * * *
عن الباقر علیه السلام قال:
مَن عَلَّمَ بابَ هُدیً، کانَ لَهُ اَجرُ مَن عَمِلَ بِهِ وَ لا یَنقُصُ اولئِکَ مِن اُجُورِهِم.
امام باقر علیه السلام می­فرماید :
کسی که باب هدایتی (راه روشنگری) را (به دیگران) آموزش دهد، اجر و مزدی همانند رهروان آن راه برای او خواهد بود بدون اینکه از مزد او کم شود.
---------------------------------------------------
الحیاه/ ج ۱، ص ۶۱ به نقل از بحار الانوار.
* * * * * * * * *
قال امیر المؤمنین علیه السلام :
خَیرُ العِلمِ ما اَصلَحتَ بِهِ رَشادَکَ، وَ شَرُّه ما اَفسَدتَ بِهِ مَعادَکَ.
فرمود امیر المؤمنین علیه السلام :
بهترین علم، آن علمی است که به وسیله آن راه رشد و هدایت را اصلاح کنی و بدترین علم، علمی است که به آن آخرت را تباه گردانی .
---------------------------------------------------
غرر الحکم/ فصل ۲۹، حدیث ۷۵
* * * * * * * * *
قال امیر المؤمنین علیه السلام :
عَلمٌ لا یُصلِحُکَ ضَلالٌ،  وَ مالٌ لایَنفَعٌکَ وَ بالٌ.
فرمود امیرالمؤمنین علیه السلام :
علم و دانشی که تو را اصلاح نکند گمراهی و مال وثروتی که برای تو سودمند نباشد؛ مایه­ی عذاب و ناراحتی است.
-----------------------------------
غرر الحکم/ حرف ع
* * * * * * * * *
قال رسول الله صلی الله علیه و آله  :
رَجِمَ اللهُ عَبداً اَعانَ وَلَدَهُ عَلی بِرهِّ بِالاحسانِ اِلَیهِ وَ التَّالُفِ لَهُ وَ تَعلیمِهِ وَ تَأدِیبِهِ.
فرمود رسول خدا صلی الله علیه و آله  :
درود و رحمت خدا بر بنده­ای که فرزندش را با خوش رفتاری و انس و الفت و آموزش و پرورش صحیح، در نیکوکاری، یاری و مساعدت نماید.
---------------------------------------------------
مستدرک الوسائل/ ج ۱۵، ص ۱۶۹.
* * * * * * * * *
قال رسول الله صلی الله علیه و آله   :
مَن طَلَب باباً مِنَ العِلمِ لِیُصلِحَ بِِهِ نَفسَهُ اَولِمَن بَعدَهُ؛ کَتَبَ اللهُ لَهُ مِنَ الاَجرِ بِعَدَدِ رَملِ عالِجٍ .
رسول خدا صلی الله علیه و آله   فرمود:
کسی که به منظور اصلاح خود یا دیگران عملی (یا بخشی از عمل) را دنبال کند، خداوند به عدد ریگ­های بیابان برای او اجر و ثواب می­نویسد.
---------------------------------------------------
کنزالعمل/ ج ۱۰، حدیث ۲۸۸۳۷.
* * * * * * * * *
قال رسول الله صلی الله علیه و آله   :
اَیَّتُهَا الاُمَّهُ ! ِانی لا اَخافَ عَلَیکُم فَیما لا تَعلَموُنَ، وَلکِن انظُروُا کَیفَ تَعلَموُنَ فِیما تَعلَموُن.
رسول خدا صلی الله علیه و آله   می­فرماید:
ای مردم، من از آنچه نمی­دانید بر شما بیم ندارم، ولی بنگرید آنچه را می­دانید چگونه عمل می­کنید.
---------------------------------------------------
کنز العمل/ ج ۱۰، حدیث ۲۹۰۰۳.
* * * * * * * * *
قال رسول الله صلی الله علیه و آله   :
اوصیکُم بِالشُّبانٍ خَیرًا فَاَنَّهُم أَرَقُّ اَفئِدَهً، ِانَّ الله بَعَثَنی بَشیراً وَ نَذیراً، فَحالَفَنِی الشُبّانُ وَ

خالَفَنِی الشُّیُوخ.
رسول خدا صلی الله علیه و آله   فرمود:
سفارش می­کنم شما را با جوانان به خوبی و نیکی رفتار کنید؛ چرا که آنان نازک دل­ترند. خداوند مرا به پیامبری برانگیخت، جوانان به من گرویدند و یاری ام کردند و بزرگسالان به مخالفت برخاستند .
* * * * * * * * *
قال رسول الله صلی الله علیه و آله   :
یا اَباذَر ما مِن شابٍّ یَدَعُ للهِ الدُّنیا وَ لَهوَها وَ اَهرَمَ شَبابَهُ فِی طاعَهَِ اللهِ اِلاّ اَعطاهُ اللهُ اَجرَ

اِثنَینِ وَ سَبعینَ صِدّیقاً.
رسول اکرم صلی الله علیه و آله   فرمود:
ای اباذر ! هیچ جوانی به خاطر خدا از دنیا و سرگرمی­های آن روی نگرداند و جوانی خویش را به طاعت خدا پیر نکند، مگر این که خداوند پاداش ۷۲ صدیق را به او عطا فرماید.
* * * * * * * * *
قال رسول الله صلی الله علیه و آله   :
اِنَّ اللهَ تَعالی یُباهی بِالشابِّ العابِدِ الملائِکَهَ، یَقُولُ: اُنظُروُا اِلی عَبدی! تَرَکَ شَهوَتَهُ مِن أَجلی.
رسول اکرم صلی الله علیه و آله   فرمود:
خداوند به وجود جوان اهل عبادت بر فرشتگان مباهات می­کند و می­فرماید:
بنده ی مرا ببیند ! به خاطر من چگونه از لذّت جسمانی خویش گذشته است.
---------------------------------------------------
میزان الحکمه ج ۵ ص ۹
* * * * * * * * *
قال رسول الله صلی الله علیه و آله  :
فَضلُ الشّابِّ العابِدِ الَّذی تَعَبُّدَ فِی صَباهُ عَلیَ الشّیخِ الَّذی تَعَبُّدَ بَعدَ ما کَبُرَ سِنُّهُ، کَفَضلِ

المُرسَلینَ عَلی سائِرِ الناسِ.
رسول اکرم صلی الله علیه و آله  فرمود:
برتری جوانی که در جوانی خدا را عبادت می­کند بر پیری که پس از پیر شدن به عبادت می­پردازد، مانند برتری پیامبر الهی نسبت به دیگران است.
---------------------------------------------------
میزان الحکمه ج ۵ ص۹
* * * * * * * * *
رُوِیَ اَنَّ فَتیً مِنَ الاَنصارَ کانَ یُصَّلیِ الصَّلاهَ مَعَ رَسُولِ اللهِ وَ یَرتَکِبُ الفَواحِشَ،

فَوُصِفَ ذالِکَ لِرَسُولِ اللهِ صلی الله علیه و آله  فَقالَ : اِنَّ صَلاتَهُ تَنهاهُ یَوماً

ما، فَلَم یَلبَث اَن تابَ.
روایت شده جوانی از انصار در نماز جماعت با پیامبر خدا شرکت می­کرد ولی کارهای زشت را نیز مرتکب می­شد به حضرت رسول صلی الله علیه و آله خبر دادند. حضرت فرمود: بالاخره نمازش روزی او را نجات داده و از کارهای زشت بازش می­دارد. پس از مدتی نگذشت که جوان توبه کرد.
---------------------------------------------------
بحار الانوار ج ۸۲ ص ۱۹۸
* * * * * * * * *
قال علی علیه السلام :
اَولَی الاَشیاءِ اَن یَتَعَلَّمَهَا الاَحداثُ، الاَشیاءُ الَتی اِذا صاروُا رِجالاً اِحتاجُوا اِلَیها.
حضرت علی علیه السلام فرمود:
سزاوارترین علوم و دانش­هائی که جوانان باید فرا گیرند، چیزهایی است که وقتی بزرگ شدند به آن­ها نیاز خواهند داشت. (جوانان باید دوراندیش باشند تا بتوانند فردا و فرداها را نیز بخوبی ببینند.)
---------------------------------------------------
شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج ۲ ص ۳۳۳ ک ۸۱۷
* * * * * * * * *
قال علی علیه السلام :
اِنَّما قَلبُ الحَدَثَ کَالاَرضِ الخالِیَهِ مَهما اُلقِیَ فیها مِن کُلِّ شَئٍ قَبِلَتهُ.
علی علیه السلام فرمود:
دل جوان به زمین آماده و پاکی می­ماند که هر بذری در آن بپاشید، همان را قبول خواهد کرد.
---------------------------------------------------
نهج البلاغه نامه ۳۱
* * * * * * * * *
قال علی علیه السلام :
اَصنافُ السُّکرِ اَربَعَهٌ: سُکرُ الشَّبابِ وَ سُکرُ المالِ وَ سُکرُ النَّومِ وَ سُکرُ

المُلکِ.
حضرت علی علیه السلام فرمود:
مستی چهار قسم است:    ۱ ـ مستی جوانی        ۲ ـ مستی ثروت       ۳ ـ مستی خواب         ۴ ـ مستی ریاست
---------------------------------------------------
تحف العقول ص ۱۲۶
* * * * * * * * *
قال صادق علیه السلام :
مَن قَرَءَ القُرآنَ وَ هُوَ شابٌّ مُؤمِنٌ اِختَلَطَ القُرآنُ بِلَحمِهِ وَ دَمِهِ. . .
امام صادق علیه السلام می­فرمایند:
جوان مؤمنی که به قرائت قرآن می­پردازد، قرآن با گوشت و خونش می­آمیزد.
---------------------------------------------------
اصول کافی ج ۴ ص ۴۱۴ ، ح ۴
* * * * * * * * *
عن جعفر بن محمد علیه السلام قال:
بادِروُا اَحداثَکُم بِالحَدیثِ، قَبلَ اَن تَسبِقَکُم اِلَیهِمُ المُرجِئَهُ.
امام صادق علیه السلام به شیعیان توصیه می­کند:
نوجوانان را دریابید و به آنان حدیث و دین بیاموزید پیش از آنکه مرجئه (گروهی منحرف) بر شما پیش دستی کرده و جوانان را بربایند.
---------------------------------------------------
محاسن برقی (ره) ص ۶۰۵  
* * * * * * * * *
قال الصادق علیه السلام :
لَستُ اُحِبُّ اَن اَری الشابَّ مِنکُم اِلاّ غادِیِاً فِی حالَینِ: اِمّا عالِماً اَو مُتَعَلَّماً،

فاِن لَم یَفعَل فَرَّطَ، فَاِن فَرَّطَ ضَیَّعَ، فَاِن ضَیَّعَ اَثِمَ، وَ اِن اَثِمَ سَکَنَ النارَ،

و الذی بَعَثَ مُحَمَّداً بِالحَقِّ.
امام صادق علیه السلام می­فرماید:
دوست ندارم یکی از شما جوانان را ببینم مگر در دو حال: یا دانا یا در حال یادگیری و دانش اندوزی. اگر جوان چنین نکند کوتاهی کرده و جوانی خویش را تباه ساخته و اگر بهار عمر خویش را تباه کند به خطا رفته و چنین جوانی در جهنم و دوزخ خواهد بود، قسم به خدایی که محمّد را به حق مبعوث کرده است.
---------------------------------------------------
الحیاه ج ۱ ص ۴۱ و نیز بحار الانوار ج ۱ ص ۱۷۰ به نقل از امالی طوسی (ره)
* * * * * * * * *
قال ابوالحسن الرّضا علیه السلام :
اِنَّ الصِّبیانَ قالوا لِیَحیی علیه السلام اِذهَب بِنا لِنَلعَب فَقالَ: ما لِلَّعبِ خُلِقنا.
امام رضا علیه السلام می­فرمایند :
کودکانی چند به حضرت یحیی علیه السلام ، (که در آن زمان نوجوانی بیش نبود) گفتند: تو نیز بیا برویم بازی کنیم . حضرت یحیی علیه السلام فرمود :  ما برای بازی آفریده نشده­ایم !
---------------------------------------------------
مجمع البیان ج ۶ ص ۷۸۱ و نیز المیزان ج ۱۴ ص ۱۵
* * * * * * * * *
قال امیرالمومنین علیه السلام :
اُزجُرِ المُسیءَ بِثَوابِ المُحسِنِ
علی علیه السلام فرمود : بدکار را با پاداش دادن به نیکوکار از انجام کارِ بد باز دار.
------------------------
نهج البلاغه
* * * * * * * * *
قال امیرالمومنین علیه السلام :
مِنَ العِصمَهِ تَعَذُّرُ المَعاصی
علی علیه السلام فرمود : ترکِ گناه به جهت دست نیافتن بر آن نوعی محفوظ بودن از گناه است.

 

احترام به والدین

آداب در محضر پدر و مادر

آداب در محضر پدر و مادر
پدر و مادر حق زيادي برگردن فرزندان دارند، لذا رعايت حقوق و احترام انان، آثار معنوي بشيار ثمر بخش و حتي در امور دنيوي فرزندان تأثير گذار مي‌باشد.
از طرف ديگر،عدم احترام به ايشان آثار زيانبار و جبران ناپذيري در دنيا و آخرت برايشان در پي خواهد داشت.
به راهكارهايي در باب احترام پدر و مادر توجه فرماييد:
1- با انها نيكو سخن بگوييد
2- اگر آنها را ناراحت كرده‌ايد،بكوشيد تا خوشحالشان كنيد.
3- در نيكي كردن به پدر مادر ،خوب و بد بودن آنها را ملاحظه نكنيد،(حتي بايد به والدين غير مؤمن نيكي كرد)
4- اگر امر به حرامي كردند ،اطاعت نكنيد اما حق بدرفتاري با انان را نداريد.
5- لازم است بعد از درگذشت آنها نيز به ايشان احساس كنيد:
الف- بر ايشان نماز بخوانيد
ب- برايشان استغفار نكنيد
ج- برايشان استغفار كنيد
6- پس از مرگ آنان ،تعهدات و بدهيهايشان را ادا كنيد
7- دوستان آنها را نيز اكرام كنيد
8-پيش از آن كه چيزي از شما بخواهند، حاجتشان را برآوريد.
9- در حضورشان با احترام بنشينيد
10- صداي خود را از صداي آنها بلندتر نكنيد
11- در چشمانشان خيره نشويد
12- با دست و چشم به آنها اشاره نكنيد
13-آنها را به اسم صدا نزيند
14-جلوتر از ايشان راه نرويد( مگر آنكه ضرورتي داشته باشد)
15- قبل از ايشان ننشينيد
16- اگر عصباني شدند، نسبت به آنان خشوع كنيد
17-در همه حال از انها تشكر كنيد
18- مراقب باشيد، هيچ گاه به ايشان دشنام ندهيد
19- بكوشيد تا هرگز آنها را خشمگين نسازيد
20- در حد ممكن ،دربرآوردن نيازها و تأمين هزينة انان بكوشيد
21- هر قدر مي‌توانيد نسبت به ايشان نيكي كنيد
22- هرگز در مقابل ايشان تكبر نكنيد
23- در خواستهايشان را براورده سازيد(هر چند به آن نياز نداشته باشند)
24- چنانچه در حق شما بدي كردند ؛ در مقابل ،برايشان استغفار و طلب خير نكنيد.
25-در مجالس، بالاتر از ايشان ننشينيد
26- اگر از شما خواستند پيش آنان بمانيد، در حد امكان از ايشان جدا نشويد
27- در احسان به والدين ،جانب ماد ر را بيشتر مراعات كنيد.
28-به وصيت‌هايشان عمل كنيد
29- بدهي‌هاي انان را ادا كنيد ( در صورت توانايي)
30- ار بين امر و نهي والدين تعارضي بوده اگر ممكن است ،رضايت هر دو را جلب كنيد و گرنه، جانب مكادر را ترجيح دهيد
31- اگر شما را به خوردن غذاي شهبه ناك ار كردند اطاعات كنيد
32- اگر در وقت نماز شما را به كاري امر كردند ،نماز را به تأخير انداخته و فرمان آنان را ازاطاعت كنيد.
33- از آزار ديگران نسبت به والدين جلوگيري كنيد
34- پيش از آنان شروع به خوردن غذا كنيد
35- در مجالس ، روي خود را از انها برنگردانيد.
36- كاري نكنيد كه ديگران به پدر و مادر شما بد بگويند
37- در وقت ورودشان از جا برخيزيد
38- مراقب  سلامتي آنان باشيد و اگر نياز به پزشك و... دارند
39- هرگز براي انان آرزوي مرگ نكنيد
40- از انان بخواهيد تا در حق شما دعا كنند( دعاي پدر مادردر  مورد فرزندان  نستجاب است انشاء الله)
41- غيبت آنان را را مداريد و نگذاريد ديگران از انها غيبت كند
42-صفات نيك ايشان را در حضور و غيابشان يادآور شويد
43- ابراز محبت خود را نسبت به آنها آشكار كنيد.
44- هر چه مي‌توانيد در برابر شان تواضع كنيد
45- از ايشان تقاضايي نكنيد كه موجب شرمندگيشان شود.
46- بديهايشان را فراموش كنيد و تكرار نكنيد
47- نيكي به پدر و مادر را به بهانة اين كه انان هنوز جوان هستند ترك نكنيد
48- لزوم احترام ايشان را به اعضاي ديگر خانواده گوشزد كنيد
49-در حد امكان ،زمينة تفريح ،گردش و زيارت را  بر ايشان فراهم اوريد.
50- نقاط ضعف آنان را براي ديگران بازگو نكنيد.

تهيه كننده:فرهاد نشاط فر،كارشناس آموزش و پژوهش

 

 

 


احترام به پدر و مادر از ديدگاه قرآن
پدر و مادر به عنوان دو انسان فداكار و زحمتكش كه تمام بار مسئوليت هاي مربوط به تربيت فرزند را بر دوش دارند، در نزد خداوند از جايگاه منحصر به فردي برخوردار هستند به طوري كه در چندين آيه قرآن كريم، بر لزوم اطاعت و تكريم آنها فرمان داده شده است و ذات باري تعالي نام آنان را در رديف نام خود قرار داده و بر رعايت مقام و منزلت آنها تأكيد نموده است. در مقاله حاضر نويسنده ضمن تشريح موضوع احترام، به پاره اي از تأكيدات قرآن درخصوص ضرورت تكريم پاسداشت مقام پدر و مادر اشاره كرده است كه اينك با هم آن را از نظر مي گذرانيم.

 

 

   ● نويسنده: سلمان - امامي

● منبع: روزنامه - کیهان - تاريخ شمسی نشر 02/10/1386

 

 

جايگاه احترام در جامعه و رفتارهاي انساني

 

احترام در حوزه كنش هاي ارتباطي از جايگاه خاصي برخوردار است. اصولا انسان هاي بي احترام نمي توانند اجتماعي را تشكيل دهند. از اين رو احترام متقابل به عنوان عنصر و مولفه اصلي در ايجاد جامعه داراي جايگاه و اهميت خاصي است. باحفظ حريم ها و حرمت هاست كه زمينه تعامل سازنده و مثبت ميان دو شخص فراهم مي شود. به هر حال دو شخص، شخصيت ها و انديشه ها و خواسته ها و منافع و نيازهاي مستقل و جداگانه اي دارند و گاه اين تفاوت ها خود عامل مهمي براي اختلاف و جدايي است. از اين رو برخي از انديشمندان چون استاد مرتضي مطهري بر اين باور هستند كه اصل، در ميان انسان اختلاف است و تنها با بهره گيري از اصولي انساني مي توان آن را به اتحاد تبديل كرد.

 

علامه طباطبايي خاستگاه و ريشه آن را در اصل استخدام مي داند و بر اين نكته تأكيد مي ورزد كه استخدام، خود عاملي مهم در ايجاد اختلافات و هم چنين ايجاد و پديداري جوامع است. به اين معنا كه دو شخص با دو شخصيت مستقل و متفاوت با يك ديگر، اختلاف طبيعي دارند ولي از آن جايي كه مي كوشند منافع خود را كه به تنهايي قابل دست يابي نيست با استخدام و بهره گيري از ديگري برآورده سازند و لذا با دست كشيدن از برخي خواسته هاي كوچك تر و ريزتر و كوتاه آمدن از برخي ديگر، اجتماع را تشكيل مي دهند تا با بهره گيري و استخدام ديگري به خواسته ها و منافع بزرگ تري دست يابند. البته استخدام و ايجاد اجتماع، پيامدهاي نابهنجار و تضادهايي را به همراه دارد كه گاه به تنازع و حتي درگيري هاي خشونت آميز مي انجامد. از اين روست كه قانون براي جلوگيري از افزايش اختلافات و تنازع به وجود آمد.

 

به هر حال اصول اجتماع بر پايه احترام متقابل و حفظ قانون و رعايت آن نهاده شده است. البته پيش از اين كه قانون حضور يابد احترام متقابل است كه پايه هاي اجتماع را حفظ مي كند و جامعه را معنا مي بخشد. دو شخص، تنها زماني نياز به قانون مي يابند كه نتوانند با توجه به اصول انساني و ظرفيت هاي عاطفي و اخلاقي با يك ديگر تعامل سازنده داشته باشند و كنار بيايند.

 

زماني قانون پا به ميدان مي گذارد كه عواطف و اصول اخلاقي انساني نتواند تعامل را در موقعيت خود به درستي حفظ و برقرار كند. از اين زمان است كه عقل به شكل قانون حضور مي يابد و با اصول خشك و غيرعاطفي و احساسي مي كوشد تا تعادلي ميان دو سوي درگيري برقرار كند.

 

بنابراين احترام كه خاستگاهي عاطفي و احساسي دارد عاملي مهم و اساسي در حفظ تعادل اجتماعي و بقاي ارتباط ميان دو شخص و يا اشخاص و يا گروه هاي اجتماعي به شمار مي آيد.

 

خانواده، اجتماعي متفاوت

 

مسئله زن و شوهر در تحليل قرآني از هر اجتماع ديگري متفاوت است و تحليل و تبيين ديگري دارد. اصولا نمي توان روابط زن و شوهر را براساس روابط اجتماعي اي سنجيد و يا تحليل كرد كه بيرون از دايره زن و شوهري هستند.

 

زن و شوهر در تحليل قرآني تنها براي استخدام اجتماع، خانواده تشكيل نمي دهند تا اصول اجتماعي آن را همانند ديگر اجتماع فرض كرد و يا اصول اجتماعي بيرون از دايره خانواده را بدان تعميم و گسترش داد. بررسي اين مطلب فرصت ديگري را مي طلبد ولي در كوتاه سخن مي توان گفت كه خانواده از نظر قرآن تنها نهادي است كه بر پايه عاطفه و احساس شكل مي گيرد و مرد در تحليل قرآني تنها با زن آرامش و سكونت مي يابد و زن بي مرد اصولا قوام نمي يابد و بي بهره گيري از تكيه گاهي به نام شوهر اصولا نمي تواند برپا باشد. از اين رو زن براي قوام خويش به مرد نياز ذاتي دارد و مرد براي دست يابي به آرامش درون، نياز ذاتي به زن دارد بر اين اساس اجتماع زن و شوهر را نمي توان در دايره ديگر اجتماع ديد. اصول و معيارهاي ايجادي و پايداري آن با ديگر اجتماعات، تفاوت اساسي دارد و تنها وجه مشابهت آن در همان جمع و اجتماع دوتن البته با دو جنسيت مخالف و متفاوت يعني زن و مرد است.

 

هر اجتماعي حتي اجتماع زن و شوهر و خانواده (دراين جا شامل فرزندان نيز مي شود) براساس اصل احترام متقابل قوام مي يابد و پايدار مي گردد. از اين روست كه احترام در همه حوزه هاي اجتماعي از خرد تا كلان نقش سازنده و اساسي ايفا مي كند.

 

احترام در آموزه هاي قرآني

 

احترام از واژه هاي غيرمصرح قرآني است كه از ريشه حرم و حرمت گرفته شده. حريم چاه به معناي آن محدوده اي است كه نمي توان بدان نزديك شد و كسي حق تصرف و حفر چاه ديگر در آن محدوده را ندارد.

 

حرمت شخص به معناي چيزي است كه شخص از آن حمايت و دفاع مي كند. احترام براين اساس چنان كه در اصطلاحات عرفي نيز آمده به معناي تعظيم و تكريم و گرامي داشت شخص است كه بي ارتباط با معناي لغوي آن نيست؛ زيرا شخص يا هر چيز ديگري كه محل احترام است، از نظر مردم داراي حرمت و حريمي است كه مي بايست آن را حفظ كرده و هتك آن نكرد.

 

چنان كه گفته شد در قرآن اين اصطلاح با لفظ احترام به كار نرفته ولي مفهوم آن به شكل اصطلاحات ديگر و يا بيان مصداقي احترام، تبيين و توصيه شده است. از اين رو در آيات قرآني سخن از حرام به معناي محترم شمردن ماه هاي خاص (توبه آيه 5)، نفس و جان آدمي (انعام آيه 151) خانه خدا (مائده آيه 97) و نيز تكريم (علق آيه 3 و اسراء آيه 70) و احسان و نيكوكاري (بقره آيه 83 و نساء آيه 36) و توقير و بزرگداشت (فتح آيه 9) و تعزيز (همان) و تعظيم (حج آيه 30 و 32)، بسيار آمده كه همه اين ها همان مفهوم احترام اصطلاحي را به گونه اي بازگو مي كند.

 

قرآن در برخي از موارد با بيان مصاديق، به بازگويي احترام پرداخته و با تبيين موضوعي و مصداقي، مردمان را به عملي كردن احترام توجه داده است. به سخن ديگر احترام را تنها در حوزه گفتاري نگه نداشته و به حوزه عمل و رفتار اجتماعي سوق داده است تا شخص در كنش ها و واكنش هاي رفتاري، هنجار خاصي را به عنوان احترام مراعات نمايد. به عنوان نمونه همان گونه كه از صلوات فرستادن بر پيامبر به زبان و دل به عنوان نوعي احترام و تكريم آن حضرت(ص) ياد كرده (احزاب آيه 56 و نور آيه 27) و يا از سلام و تحيت گفتن زباني سخن گفته است، (نساء آيه 86) از سجده كردن (يوسف آيه 100) اذن و پيش اجازه (احزاب آيه 53 و نور آيه 27) به عنوان نمودهاي خارجي و عملي احترام ياد نموده است.

 

عدم تقدم بر ديگري، بلند نكردن صدا در برابر ديگران و آرام سخن گفتن، از ديگر نمونه هاي مصداقي احترام است كه قرآن به آن اشاره كرده است.اين آيات هرچند كه درباره چگونگي احترام گزاري به پيامبر(ص) است ولي مي توان آن را به ديگر افراد نيز تعميم داد.

 

در عرف مردم، روش هاي ديگري براي احترام وجود دارد كه هريك با توجه به سنت ها و آداب اجتماعي و فرهنگي مردم هر منطقه و يا هرجامعه متفاوت است. بلند شدن و يا دست به سينه بودن و يا بوسيدن پاي والدين از نمونه هايي است كه در جوامع مختلف براي احترام گذاشتن استفاده مي شود.

 

انسان، نيازمند احترام

 

انسان به طور طبيعي احساس نياز مي كند كه مورد توجه و احترام و تكريم قرار گيرد. گرايش ذاتي انسان به اين است كه آبرومند و با كرامت و با شخصيت و اعتبار اجتماعي باشد و از سوي مردم تكريم شود و آبروي وي حفظ و حرمت هايش پاس داشته شود. در داستان يوسف و زن عزيز مصر به اين نكته به روشني اشاره شده است. با آن كه عمل خلاف و ناهنجاري از سوي همسر عزيز صورت گرفته اما وي از يوسف(ع) مي خواهد كه به پاسداشت آبرو و حيثيت اجتماعي از بيان داستان و رخداد خودداري كند. (يوسف آيه 29) هم چنين حضرت لوط(ع) از مردم خويش مي خواهد كه به خاطر حفظ احترام و پاسداشت آن، از تعرض به ميهمانان وي خودداري كرده و او را نزد ميهمانانش شرمنده نسازند. (حجر آيه 68 و 69)

 

قرآن از مردم مي خواهد كه براي حفظ آبرو و حرمت و احترام خويش به اعمالي نپردازند كه موجبات خواري و بي احترامي شان را فراهم مي آورد و آبروي آنان را در دنيا و آخرت از بين مي برد. (نور آيه 4 و 23 و نيز نساء آيه 148 و زمر آيه 25)

 

از نظر قرآن احترام به ديگران و بي احترامي به آنان داراي آثار وضعي و تكليفي و نيز پاداش و كيفر خاصي است. در برخي از آيات قرآني به اثر وضعي بي احترامي، اهانت و تحقير ديگران در آخرت اشاره شده است. (مطففين آيه 29 تا 36) در برخي ديگر نيز اشاره شده كه كاهش نعمت و عدم جلب سود و يا خير، به علت و سبب بي احترامي و عدم پاسداشت امري بوده است كه مي بايست حرمت و احترام آن نگه داشته مي شد. (حج آيه 30)

 

جايگاه تكريم پدر و مادر در نزد خداوند

 

احسان و تكريم به پدر و مادر از جايگاه بسيار بلندي برخوردار است و خداوند همواره پس از بيان حكم وجوب پرستش خداي يگانه، به احترام و تكريم پدر و مادر اشاره كرده و حكم مي كند: و بالوالدين احسانا (بقره آيه 83 و نيز نساء يه 36)

 

قرآن در آيه 83 سوره بقره احسان به پدر و مادر را به عنوان پيمان خداوند با بني اسرائيل ياد كرده است و مي فرمايد: و اذ اخذنا ميثاق بني اسرائيل لاتعبدون الاالله و بالوالدين احسانا؛ و هنگامي كه از بني اسرائيل پيمان و عهد گرفتيم كه جز خدا را نپرستند و به پدر و مادر احترام گذارند و احسان و نيكي كنند.

 

در اين آيه و نيز در چهار مورد ديگر از جمله در سوره اسراء آيه 23 هنگامي كه خداوند به مردمان فرمان مي دهد كه تنها او را بپرستند، بي درنگ حكم و فرمان احسان و نيكي به پدر و مادر را مطرح مي سازد كه بيانگر ميزان اهميت و جايگاه احسان به پدر و مادر در پيشگاه خداوند است. به اين معنا كه پرستش خداي يگانه و احسان به والدين در كنار هم آمده تا مردمان از جايگاه پدر و مادر آگاه شوند.

 

اگر خداوند به عنوان آفريدگار و پروردگار مي بايست پرستش شود، پدر و مادر نيز به عنوان واسطه فيض وجود و نعمت هاي خداوندي بر انسان، بايد مورد احترام و احسان قرار گيرند. از اين رو خداوند امور چندي را كه مي تواند نسبت به خدا و پدر و مادر به جا آورده شود در كنار هم مي آورد. به سخن ديگر اگر عبوديت و پرستش كسي غير از خدا جايز بود آن شخص همان والدين هستند و از آن جايي كه چنين امري كفر و شرك است خداوند فرمان مي دهد كه به جاي پرستش ايشان در حق آنان احسان شود. احسان، برترين حالتي است كه پس از پرستش مي توان تصور كرد. به اين معنا كه احسان مرتبه دوم پرستش است و اگر پرستشي به غير خدا جايز بوده حكم به آن مي شد و چون امكان پذير نيست مرتبه دوم آن مورد تأكيد قرار گرفته است. امور ديگري كه جايز است انسان هم نسبت به خدا و هم غير خدا به جا آورد، خداوند در آيات قرآني به آنها فرمان داده و از مردمان خواسته است تا آنها را انجام دهند. از اين رو در آيه 14 سوره لقمان فرمان مي دهد: ان اشكر لي و لوالديك؛ از من و پدر و مادرتان تشكر كنيد.

 

برخي از مفسران باتوجه به نكره بودن احسان در آيه 23 سوره اسراء بر اين باورند كه نكره آوردن به معناي آن است كه فرزندان مي بايست در همه امور در حق آنان مراعات احسان را بكنند و چيزي را فروگذار نكنند. اين حكم قرآني اختصاصي به مؤمنان نداشته و همه انسان ها را دربرمي گيرد. قرآن به اين شيوه ديگراني را كه ايمان به قرآن و خدا ندارند تشويق مي كند كه حداقل در حق پدر و مادر خويش به حكم وظيفه انساني، احسان و احترام بگذارند.

 

روشهاي احسان و تكريم والدين

 

احسان و احترام به پدر و مادر باتوجه به سنت ها و فرهنگ ها متفاوت است ولي اصولي انساني است كه مي توان در همه جا آن را يافت و بدان پاي بند بود.

 

برخورد پسنديده براساس عرف هر جامعه و به كارگيري واژگان زيبا و شيوا، تواضع و فروتني در برابر آنان، مهرباني و محبت، دعاي خير كردن براي ايشان، دوري از درشت گويي و يا حتي به كار نبردن واژه اف و خسته شدم و آخ و ديگر اصوات نابهنجاري كه ايشان را ناخوش آيد از جمله روش هاي احسان و اكرام و احترام به پدر و مادر است.

 

فرياد زدن و درشتي كردن و اف و اخ كردن و اعتراض نمودن و دشنام و ناسزا دادن و پيشي گرفتن از ايشان در نشستن و دراز كشيدن و امور ديگر مي تواند از مصاديق بي احترامي به آنها باشد كه مي بايست از آنها پرهيز كرد.اطاعت كامل از پدر و مادر امري است كه قرآن بدان فرمان داده و تنها موردي كه استثنا شده و شخص مي تواند از دستور پدر و مادر اطاعت نكند و با حفظ احترام ايشان از آن سرپيچي كند دستور آنها به كفر خداست كه در اين مورد مي توان از حكم و فرمانشان اطاعت نكرد. اما در همأ موارد ديگر مي بايست از ايشان اطاعت كرد و فرمان برد.

 

در روايت اهل بيت(ع) احترام به پدر و مادر و احسان به ايشان به معناي برخورد نيكو و رسيدگي به نيازهاي آنان پيش از درخواست، و ابراز قول كريم به معناي طلب مغفرت آمده است.

 

تعبير جناح الذل نيز نگاه با رأفت و رحمت و دوري از نگاه هاي تيز و تند و بلند نكردن صدا و بالا نبردن دست و پيش نيفتادن از آنان معنا شده است. (كافي ج2 ص715 تا 316) بر جاي بلند و برتر نشاندن از ديگر روش هاي تكريم و احسان به پدر و مادر و احترام نهادن به آنان است كه از آيه 010 سوره يوسف مي توان آن را به دست آورد.به هر حال تكريم و احترام به پدر و مادر امري است كه بيش از هر كار ديگري بدان تأكيد شده و نمي توان از آن چشم پوشيد. ناديده گرفتن و بي احترامي به ايشان در اين دنيا موجب مي شود تا شخص گرفتار مصيبت ها و بلايا گردد و خير و بركت از زندگي او برود و در آخرت نيز خوار و ذليل شود.

 

احترام به والدين

در كافى به سند خود از عبد الله بن سنان روايت كرده كه گفت‏از امام صادق(ع)شنيدم مى‏فرمود: يكى از گناهان كبيره عقوق والدين، و يكى ديگر نوميدى ازرحمت‏خدا،و يكى ايمنى از مكر اوست، و روايت‏شده كه از هر گناهى بزرگتر شرك به خدااست (1) .

و در كتاب فقيه درحقوقى كه از امام زين العابدين(ع)روايت كرده فرموده: بزرگترين حق خدا بر تو اين است كه اورا بپرستى، و چيزى شريكش نسازى كه اگر اينكار رابه اخلاص كردى خداوند حقى براى تو برخود واجب مى‏كند، و آن اين است كه امور دنيا وآخرتت را كفايت مى‏كند.

و نيز فرمود: و اما حق مادرت اين است كه بدانى او تورا طورى حمل كرد كه احدى، احدى را آن طور حمل نمى‏كند، آرى او تو را در داخل شكم خود حمل كرد، واز ميوه قلبش‏چيزى به تو داد، كه احدى به احدى نمى‏دهد، و او با تمامى اعضاى بدنش تو را محافظت‏نمود، و باك نداشت ازاينكه گرسنه و تشنه بماند، بلكه پروايش همه از گرسنگى و تشنگى توبود، او باك نداشت ازاينكه برهنه بماند، همه پروايش از برهنگى تو بود، او هيچ پروايى

............................................ (1)اصول كافى، ج 2، ص 278، ح 4.

صفحه : 328

نداشت از گرما، ولى سعيش اين بود كه بر سر تو سايه بيفكند،او به خاطر تو از خواب خوش‏صرفنظر كرد، و تو را از گرما و سرما حفظ نمود، همه اين تلاشها براى اين است كه‏تو مال اوباشى، و تو نمى‏توانى از عهده شكر او برآيى، مگر با يارى و توفيق خدا.

و اما حق پدرت اين است كه بدانى او ريشه تو است، چون‏اگر او نبود تو نبودى، پس هروقت از خودت چيزى ديدى كه خوشت آمد، بدان كه اصل آن نعمت پدرتو است، پس حمدخدا گوى، و شكر پدر بجاى آر، آن قدر كه با اين نعمت برابرى كند، و هيچ نيرويى نيست جزبه وسيله خدا (1) .

و در كافى به سند خود از هشام بن سالم، از امام صادق(ع)روايت‏كرده كه‏فرمود: مردى نزد رسول اكرم(ص)رفت و گفت: يا رسول الله به چه‏كس نيكى كنم؟فرمودبه مادرت، عرضه داشت: سپس به چه كس؟فرمود: به مادرت، عرضه داشت: سپس به چه‏كس؟فرمود: به مادرت، عرضه داشت: سپس به چه كس؟فرمودبه پدرت (2) .

و در مناقب آمده كه روزى حسين بن على(ع)به عبدالرحمان بن عمرو بن‏عاص گذشت، پس عبد الرحمان گفت: هر كه مى‏خواهد به مردى نظر كند كه محبوبترين‏اهل‏زمين است نزد اهل آسمان، به اين شخص نظر كند، كه دارد مى‏گذرد، هر چند كه من بعد ازجنگ صفين تاكنون با او همكلام نشده‏ام.

پس ابو سعيد خدرى او را نزد آن جناب آورد، حسين(ع)به‏او فرمود: آيامى‏دانستى كه من محبوبترين اهل زمين نزد اهل آسمانم، و با اين حال در صفين شمشيربه‏روى من و پدرم كشيدى؟به خدا سوگند پدر من بهتر از من بود، پس عبد الرحمان عذر خواهى‏كرد و گفت:آخر چه كنم رسول خدا(ص)به خود من سفارش فرمودكه پدرت را اطاعت كن، حضرت فرمود: مگر كلام خداى را نشنيدى كه فرمود: و ان‏جاهداك‏على ان تشرك بى ما ليس لك به علم فلا تطعهماو نيز مگر از رسول خدا(ص)نشنيده‏اى كه فرمود:اطاعت(پدر و مادر و يا هر كس كه اطاعتش واجب‏است)بايد كه معروف باشد، و اطاعتى كه نافرمانى خدا است معروف و پسنديده‏نيست، و نيزمگر نشنيده‏اى كه هيچ مخلوقى در نافرمانى خدا نبايد اطاعت‏شود (3) .

............................................ (1)من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 376. (2)كافى، ج 2، ص 159، ح 9. (3)مناقب، ج 4، ص 73 - طبع قم.

علامه سيد محمد حسين طباطبايى قدس سره ترجمه تفسير الميزان جلد 16 صفحه 327

 

 

 

 

 

 



راجع به احترام والدين و حق پدر و مادر و بر عکس حق والدين چند موردي براي بنده ارسال بفرمائيد و کداميک حق بيشري دارد. و اگر پدري ظلم بکند و نارسائي و حاکميت استبدادي و ستمي داشته باشد در اين مورد نيز باب سخن بگشائيد.



بايد توجه داشته باشيد كه اسلام نظام خانواده را بر پايه هاي استواري بنا كرده كه هم با ضرورت هاي زندگي مطابقت دارد و هم نيازهاي انسان ها را از جهات گوناگون برآورده است . اسلام همه روشهاي زندگي هدفدار را براي اصلاح خانواده و رشد و شكوفائي آن مطرح كرده و نسبت به محيط خانه توجه خاصي مبذول داشته است و نيز آداب مشتركي نسبت به اعضاي خانواده تعيين فرموده تا پيوند همه جانبه اي بين آنها بوجود آيد. كه در زير به بعضي از آداب و وظايف اعضاي خانواده اشاره مي شود:

وظايف و مسؤوليت هاي پدر و مادر:
1. رسيدگي به فرزندان, والدين بايد نسبت به فرزندان خود توجه كامل داشته باشند و تلاش بسيار درباره ي آنان بنمايند.
2. برابري بين فرزندان, سزاوار است كه والدين همه ي فرزندان خود را در دامان محبت خويش بپرورانند و بين آنها از نظر محبت و عطوفت و رعايت حالاتشان تساوي برقرار كنند از پيامبر اكرم (ص ) روايت شده كه فرمودند: «اعدلوا بين اولادكم في السر... ؛ در پنهاني ميان فرزندان خود برابري را رعايت كنيد».
3. گسترش دوستي , والدين بايد محيط خانه را از دوستي و محبت آكنده كنند و بين افراد خانواده مهرورزي را گسترش دهند.
4. پرهيز از سخن زشت و ناروا, والدين در قبال تربيت اخلاقي و ديني و تربيتي فرزندان مسئول هستند به همين خاطر, بايد از گفتار ناپسند, سخن زشت و دشنام و هر آنچه كه با عفت و پاكدامني و حيا, مغايرت دارد پرهيز نمايند.
5. مراقبت از رفتار فرزندان و نيز مراقبت از رفت و آمد آنها, چرا كه اغلب جرمهاي اخلاقي كه از فرزندان سر مي زند, از عدم مراقبت والدين مي باشد.
6. تأديب فرزندان , بر والدين واجب است كه اگر فرزندشان كار نادرستي انجام داد, او را ادب كنند تا روح سركشي و شرارت از وجود او ريشه كن شود.
7. دور كردن كودك از مسائل جنسي , اسلام به شدت توصيه نموده كه مرد با همسر خود در برابر ديدگاه فرزندانش خلوت نكند, زيرا اين عمل موجب بيدار شدن حس شهوت و غريزه ي جنسي فرزندان شده و آنان را به سوي فسق و فجور مي كشاند.
8. مراقبت بر تغذيه فرزندان , هم از نظر حلال و حرام بودن و هم از سالم و كامل بودن .
9. انتخاب نام مناسب براي فرزندان .
10. آشنا ساختن فرزندان با آموزه هاي ديني و روشهاي صحيح اخلاقي .

اما وظايف و مسؤوليت هاي فرزندان؛(برگرفته از سوره اسراء، آيه 23 و 24):
1. اطاعت و فرمانبرداري از پدر و مادر.
2. نيكي و احسان و خدمت به پدر و مادر.
3. اف و سخن رنجش آور به پدر و مادر نگفتن .
4. بر سر والدين داد و فرياد نكردن (بلكه با آنها با سخن نيكو صحبت نمايد).
5. بال تواضع و فروتني را براي والدين , فرود آوردن .
6. حتي المقدور نيازهاي والدين را برآوردن .
7. احترام والدين را نگه داشتن كه در زير به مواردي از آن اشاره مي شود:
الف . جلو والدين , پاهايش را دراز نكند.
ب . در مناسبت هاي مختلف مثل روز مادر يا روز پدر, هديه به آنها بدهد.
ج . از شوخي هاي نابجا و زدن حرف هاي زشت پيش آنها پرهيز و اجتناب كند.
د. در حق آنها و براي سلامتي آنها دعا كند.
ه'. در كارهاي خانه به آنها كمك كند.
اميد است با عمل كردن به اين وظايف و دستورات كه برگرفته از كلام خداوند است احترام متقابلي بين اعضاي خانواده برقرار شود.
افزون بر مطالب ياد شده چند نکته يادآوري مي شود:
1- والدين و فرزندان داراي حقوقي متقابل مي باشند که بخشي از آن در بيان مبارک امام علي(ع) آمده است: «ان للولد علي الوالد حقا و ان للوالد علي الولد حقا فحق الوالد علي الولد ان يطيعه في کل شيء الا في معصيه الله سبحانه و حق الولد علي الوالد ان يحسن اسمه، و يحسن ادبه و يعلمه القرآن؛ همانا فرزند را بر پدر و پدر را بر فرزند حقي است؛ پس حق پدر بر فرزند آن است که او رادر هر کاري جز معصيت خدا اطاعت کند و اما حق فرزند بر پدر سه چيز است:
- براي او نام نيک انتخاب کند.
- خوب تربيتش کند.
- و قرآن تعليم دهد» (نهج البلاغه، حکمت 399).
در روايت ديگري آمده است که رسول خدا در پاسخ به پرسشي درباره احترام به پدر و مادر سه بار با تأکيد فرمود: «مادر، مارد، مادر، پدر، پدر، پدر» (اصول کافي، ج 2، ص 13، ح 17).
و نيز در سخن ديگري رسول خدا(ص) درباره حق پدر بر فرزند فرمود:
- پدر را با اسم صدا نزند.
- پيش رويش راه نرود.
- قبل از او ننشيند.
- به پدر ناسزا نگويد. (همان، ص 127، ح 5).
2- اهميت احترام به پدر و مادر و نيکي کردن به آنها در سطحي است که قرآن کريم در 9 مورد از آن سخن آورده است. در سه جا، احسان به پدر و مادر را در کنار توحيد و يکتاپرستي ذکر مي کند: «واعبدوالله ولا تشرکوا به شيئا و بالوالدين احسانا؛ و خدا را بپرستيد، و هيچ چيز را همتاي او قرار ندهيد و به پدر و مادر نيکي کنيد» (نساء، آيه 36 - بقره، آيه 83 - انعام، آيه 151).
و نيز در سه جاي ديگر، احسان به پدر و مادر را به عنوان وصيت الهي مطرح مي کند: «و وصينا الانسان بوالديه حسنا؛ ما به انسان توصيه کرديم که به پدر و مادرش نيکي کند» (عنکبوت، آيه 8 - لقمان، آيه 14 - احقاف، آيه 115).
همچنين در سه مورد تکريم و نيکي به پدر و مادر را از زبان پيامبران الهي(ع) نقل مي کند: «ربنا اغفرلي ولوالدي و للمؤمنين يوم يقوم الحساب؛ پروردگارا! من و پدر و مادرم و همه مؤمنين را در آن روزي که حساب برپا مي شود بيامرز» (ابراهيم، آيه 41 - مريم، آيه 32 - نوح، آيه 28).
3- نکته آخر آن که اگر پدر و مادر در حق فرزند کوتاهي کنند و چه بسا ظلمي انجام دهند، اين سبب نمي شود که فرزند هم درباره آنان به وظيفه اش عمل نکند. از اين رو امام باقر(ع) فرمود: «خداوند در چند چيز رخصت و ترک را روا ندانسته است از جمله: نيکي به پدر و مادر چه خوب باشند آن دو و چه بد» (اصول کافي، ج 2، ص 129، ح 15).
به هر حال، نيکي و احسان به پدر و مادر و خشنودي آنان را فراهم کردن حتي اگر کافر باشند لازم است و سعادت دنيا و آخرت را به همراه مي آورد چنان که امام صادق(ع) به جوان نومسلمان، در حق مادر مسيحي اش توصيه فرمود (همان، ص 128، ح 11).
نيکي و احسان به آنان و مادر، پس از مرگشان؛ نيز راه گشاي سعادت فرزند مي گردد: رسول خدا(ص) فرمود: «آقاي خوبان در روز قيامت، کسي است که به پدر و مادرش پس از مرگشان نيکي کند» (بحار، ج 71، ص 84، ح 94، تحف العقول، ص 46).
خلاصه کلام آن که دليل اين همه احترام و نيکي در حق پدر و مادر در يک چيز است و آن بزرگترين نعمت خداوند يعني حق حيات است که اگر پدر و مادر نبودند؛ فرزنداني هم به وجود نمي آمدند از اين رو هر چه درباره پدر و مادر احترام و احسان شود به جا خواهد بود.

 

 

 

 

 

 

احترام به پدر و مادر از دیدگاه قرآن

                                                                                 مقدمه

در مكتب اسلام در مجموع بايد و نبايدها، مجموعه‏اى از حقوق بيان شده، كه از آن جمله است: حقوق خدا بر انسان، و حقوق والدين (پدرو مادر) بر انسان، يكى از دقيقترين مسائلى كه اسلام به آن پرداخته، تقابل اين دو حق است. نحوه تعامل اين دو حق، باعث بحثهاى فراوانى مى‏شود كه البته اين بحث در بررسى و تامل در مسئله حقوق پدر و مادر بر فرزند و وظيفه‏اى كه فرزند نسبت به والدين دارد، اجتناب ناپذير خواهد بود.

اسلام در متن كتاب خود قرآن، به صورت ويژه‏اى به وظيفه فرد نسبت به والدين پرداخته است. همچنين به اين مسئله در احاديث فراوان معصومان (ع) توجه شده است. همچنين، قرآن در برخى آيات كه درباره اطاعت از پدر و مادر و احسان به آنها سخن مى‏گويد، به تعامل و رابطه اين اطاعت با پيروى از دستورهاى خداوند به صراحت تاكيد مى‏كند، و خطوط و مرزهاى آن را مشخص مى‏نمايد. در اين نوشتار سعى بر آن است كه وظيفه فرد نسبت به خداوند و والدين از ديدگاه قرآن و نحوه ارتباط وتعامل آنها بررسى شود.

پدر و مادر به عنوان دو انسان فداکار و زحمتکش که تمام بار مسئولیت های مربوط به تربیت فرزند را بر دوش دارند، در نزد خداوند از جایگاه منحصر به فردی برخوردار هستند به طوری که در چندین آیه قرآن کریم، بر لزوم اطاعت و تکریم آنها فرمان داده شده است و ذات باری تعالی نام آنان را در ردیف نام خود قرار داده و بر رعایت مقام و منزلت آنها تأکید نموده است. در مقاله حاضر نویسنده ضمن تشریح موضوع احترام، به پاره ای از تأکیدات قرآن درخصوص ضرورت تکریم پاسداشت مقام پدر و مادر اشاره کرده است که اینک با هم آن را از نظر می گذرانیم.
● جایگاه احترام در جامعه و رفتارهای انسانی
احترام در حوزه کنش های ارتباطی از جایگاه خاصی برخوردار است. اصولا انسان های بی احترام نمی توانند اجتماعی را تشکیل دهند. از این رو احترام متقابل به عنوان عنصر و مولفه اصلی در ایجاد جامعه دارای جایگاه و اهمیت خاصی است. باحفظ حریم ها و حرمت هاست که زمینه تعامل سازنده و مثبت میان دو شخص فراهم می شود. به هر حال دو شخص، شخصیت ها و اندیشه ها و خواسته ها و منافع و نیازهای مستقل و جداگانه ای دارند و گاه این تفاوت ها خود عامل مهمی برای اختلاف و جدایی است. از این رو برخی از اندیشمندان چون استاد مرتضی مطهری بر این باور هستند که اصل، در میان انسان اختلاف است و تنها با بهره گیری از اصولی انسانی می توان آن را به اتحاد تبدیل کرد.
علامه طباطبایی خاستگاه و ریشه آن را در اصل استخدام می داند و بر این نکته تأکید می ورزد که استخدام، خود عاملی مهم در ایجاد اختلافات و هم چنین ایجاد و پدیداری جوامع است. به این معنا که دو شخص با دو شخصیت مستقل و متفاوت با یک دیگر، اختلاف طبیعی دارند ولی از آن جایی که می کوشند منافع خود را که به تنهایی قابل دست یابی نیست با استخدام و بهره گیری از دیگری برآورده سازند و لذا با دست کشیدن از برخی خواسته های کوچک تر و ریزتر و کوتاه آمدن از برخی دیگر، اجتماع را تشکیل می دهند تا با بهره گیری و استخدام دیگری به خواسته ها و منافع بزرگ تری دست یابند. البته استخدام و ایجاد اجتماع، پیامدهای نابهنجار و تضادهایی را به همراه دارد که گاه به تنازع و حتی درگیری های خشونت آمیز می انجامد. از این روست که قانون برای جلوگیری از افزایش اختلافات و تنازع به وجود آمد.
به هر حال اصول اجتماع بر پایه احترام متقابل و حفظ قانون و رعایت آن نهاده شده است. البته پیش از این که قانون حضور یابد احترام متقابل است که پایه های اجتماع را حفظ می کند و جامعه را معنا می بخشد. دو شخص، تنها زمانی نیاز به قانون می یابند که نتوانند با توجه به اصول انسانی و ظرفیت های عاطفی و اخلاقی با یک دیگر تعامل سازنده داشته باشند و کنار بیایند.
زمانی قانون پا به میدان می گذارد که عواطف و اصول اخلاقی انسانی نتواند تعامل را در موقعیت خود به درستی حفظ و برقرار کند. از این زمان است که عقل به شکل قانون حضور می یابد و با اصول خشک و غیرعاطفی و احساسی می کوشد تا تعادلی میان دو سوی درگیری برقرار کند.
بنابراین احترام که خاستگاهی عاطفی و احساسی دارد عاملی مهم و اساسی در حفظ تعادل اجتماعی و بقای ارتباط میان دو شخص و یا اشخاص و یا گروه های اجتماعی به شمار می آید.
● خانواده، اجتماعی متفاوت
مسئله زن و شوهر در تحلیل قرآنی از هر اجتماع دیگری متفاوت است و تحلیل و تبیین دیگری دارد. اصولا نمی توان روابط زن و شوهر را براساس روابط اجتماعی ای سنجید و یا تحلیل کرد که بیرون از دایره زن و شوهری هستند.
زن و شوهر در تحلیل قرآنی تنها برای استخدام اجتماع، خانواده تشکیل نمی دهند تا اصول اجتماعی آن را همانند دیگر اجتماع فرض کرد و یا اصول اجتماعی بیرون از دایره خانواده را بدان تعمیم و گسترش داد. بررسی این مطلب فرصت دیگری را می طلبد ولی در کوتاه سخن می توان گفت که خانواده از نظر قرآن تنها نهادی است که بر پایه عاطفه و احساس شکل می گیرد و مرد در تحلیل قرآنی تنها با زن آرامش و سکونت می یابد و زن بی مرد اصولا قوام نمی یابد و بی بهره گیری از تکیه گاهی به نام شوهر اصولا نمی تواند برپا باشد. از این رو زن برای قوام خویش به مرد نیاز ذاتی دارد و مرد برای دست یابی به آرامش درون، نیاز ذاتی به زن دارد بر این اساس اجتماع زن و شوهر را نمی توان در دایره دیگر اجتماع دید. اصول و معیارهای ایجادی و پایداری آن با دیگر اجتماعات، تفاوت اساسی دارد و تنها وجه مشابهت آن در همان جمع و اجتماع دوتن البته با دو جنسیت مخالف و متفاوت یعنی زن و مرد است.
هر اجتماعی حتی اجتماع زن و شوهر و خانواده (دراین جا شامل فرزندان نیز می شود) براساس اصل احترام متقابل قوام می یابد و پایدار می گردد. از این روست که احترام در همه حوزه های اجتماعی از خرد تا کلان نقش سازنده و اساسی ایفا می کند.
احترام در آموزه های قرآنی
احترام از واژه های غیرمصرح قرآنی است که از ریشه حرم و حرمت گرفته شده. حریم چاه به معنای آن محدوده ای است که نمی توان بدان نزدیک شد و کسی حق تصرف و حفر چاه دیگر در آن محدوده را ندارد.
حرمت شخص به معنای چیزی است که شخص از آن حمایت و دفاع می کند. احترام براین اساس چنان که در اصطلاحات عرفی نیز آمده به معنای تعظیم و تکریم و گرامی داشت شخص است که بی ارتباط با معنای لغوی آن نیست؛ زیرا شخص یا هر چیز دیگری که محل احترام است، از نظر مردم دارای حرمت و حریمی است که می بایست آن را حفظ کرده و هتک آن نکرد.
چنان که گفته شد در قرآن این اصطلاح با لفظ احترام به کار نرفته ولی مفهوم آن به شکل اصطلاحات دیگر و یا بیان مصداقی احترام، تبیین و توصیه شده است. از این رو در آیات قرآنی سخن از حرام به معنای محترم شمردن ماه های خاص (توبه آیه ۵)، نفس و جان آدمی (انعام آیه ۱۵۱) خانه خدا (مائده آیه ۹۷) و نیز تکریم (علق آیه ۳ و اسراء آیه ۷۰) و احسان و نیکوکاری (بقره آیه ۸۳ و نساء آیه ۳۶) و توقیر و بزرگداشت (فتح آیه ۹) و تعزیز (همان) و تعظیم (حج آیه ۳۰ و ۳۲)، بسیار آمده که همه این ها همان مفهوم احترام اصطلاحی را به گونه ای بازگو می کند.
قرآن در برخی از موارد با بیان مصادیق، به بازگویی احترام پرداخته و با تبیین موضوعی و مصداقی، مردمان را به عملی کردن احترام توجه داده است. به سخن دیگر احترام را تنها در حوزه گفتاری نگه نداشته و به حوزه عمل و رفتار اجتماعی سوق داده است تا شخص در کنش ها و واکنش های رفتاری، هنجار خاصی را به عنوان احترام مراعات نماید. به عنوان نمونه همان گونه که از صلوات فرستادن بر پیامبر به زبان و دل به عنوان نوعی احترام و تکریم آن حضرت(ص) یاد کرده (احزاب آیه ۵۶ و نور آیه ۲۷) و یا از سلام و تحیت گفتن زبانی سخن گفته است، (نساء آیه ۸۶) از سجده کردن (یوسف آیه ۱۰۰) اذن و پیش اجازه (احزاب آیه ۵۳ و نور آیه ۲۷) به عنوان نمودهای خارجی و عملی احترام یاد نموده است.
عدم تقدم بر دیگری، بلند نکردن صدا در برابر دیگران و آرام سخن گفتن، از دیگر نمونه های مصداقی احترام است که قرآن به آن اشاره کرده است.این آیات هرچند که درباره چگونگی احترام گزاری به پیامبر(ص) است ولی می توان آن را به دیگر افراد نیز تعمیم داد.
در عرف مردم، روش های دیگری برای احترام وجود دارد که هریک با توجه به سنت ها و آداب اجتماعی و فرهنگی مردم هر منطقه و یا هرجامعه متفاوت است. بلند شدن و یا دست به سینه بودن و یا بوسیدن پای والدین از نمونه هایی است که در جوامع مختلف برای احترام گذاشتن استفاده می شود.
● انسان، نیازمند احترام
انسان به طور طبیعی احساس نیاز می کند که مورد توجه و احترام و تکریم قرار گیرد. گرایش ذاتی انسان به این است که آبرومند و با کرامت و با شخصیت و اعتبار اجتماعی باشد و از سوی مردم تکریم شود و آبروی وی حفظ و حرمت هایش پاس داشته شود. در داستان یوسف و زن عزیز مصر به این نکته به روشنی اشاره شده است. با آن که عمل خلاف و ناهنجاری از سوی همسر عزیز صورت گرفته اما وی از یوسف(ع) می خواهد که به پاسداشت آبرو و حیثیت اجتماعی از بیان داستان و رخداد خودداری کند. (یوسف آیه ۲۹) هم چنین حضرت لوط(ع) از مردم خویش می خواهد که به خاطر حفظ احترام و پاسداشت آن، از تعرض به میهمانان وی خودداری کرده و او را نزد میهمانانش شرمنده نسازند. (حجر آیه ۶۸ و ۶۹)
قرآن از مردم می خواهد که برای حفظ آبرو و حرمت و احترام خویش به اعمالی نپردازند که موجبات خواری و بی احترامی شان را فراهم می آورد و آبروی آنان را در دنیا و آخرت از بین می برد. (نور آیه ۴ و ۲۳ و نیز نساء آیه ۱۴۸ و زمر آیه ۲۵)
از نظر قرآن احترام به دیگران و بی احترامی به آنان دارای آثار وضعی و تکلیفی و نیز پاداش و کیفر خاصی است. در برخی از آیات قرآنی به اثر وضعی بی احترامی، اهانت و تحقیر دیگران در آخرت اشاره شده است. (مطففین آیه ۲۹ تا ۳۶) در برخی دیگر نیز اشاره شده که کاهش نعمت و عدم جلب سود و یا خیر، به علت و سبب بی احترامی و عدم پاسداشت امری بوده است که می بایست حرمت و احترام آن نگه داشته می شد. (حج آیه ۳۰)
● جایگاه تکریم پدر و مادر در نزد خداوند
احسان و تکریم به پدر و مادر از جایگاه بسیار بلندی برخوردار است و خداوند همواره پس از بیان حکم وجوب پرستش خدای یگانه، به احترام و تکریم پدر و مادر اشاره کرده و حکم می کند: و بالوالدین احسانا (بقره آیه ۸۳ و نیز نساء یه ۳۶)
قرآن در آیه ۸۳ سوره بقره احسان به پدر و مادر را به عنوان پیمان خداوند با بنی اسرائیل یاد کرده است و می فرماید: و اذ اخذنا میثاق بنی اسرائیل لاتعبدون الاالله و بالوالدین احسانا؛ و هنگامی که از بنی اسرائیل پیمان و عهد گرفتیم که جز خدا را نپرستند و به پدر و مادر احترام گذارند و احسان و نیکی کنند.
در این آیه و نیز در چهار مورد دیگر از جمله در سوره اسراء آیه ۲۳ هنگامی که خداوند به مردمان فرمان می دهد که تنها او را بپرستند، بی درنگ حکم و فرمان احسان و نیکی به پدر و مادر را مطرح می سازد که بیانگر میزان اهمیت و جایگاه احسان به پدر و مادر در پیشگاه خداوند است. به این معنا که پرستش خدای یگانه و احسان به والدین در کنار هم آمده تا مردمان از جایگاه پدر و مادر آگاه شوند.
اگر خداوند به عنوان آفریدگار و پروردگار می بایست پرستش شود، پدر و مادر نیز به عنوان واسطه فیض وجود و نعمت های خداوندی بر انسان، باید مورد احترام و احسان قرار گیرند. از این رو خداوند امور چندی را که می تواند نسبت به خدا و پدر و مادر به جا آورده شود در کنار هم می آورد. به سخن دیگر اگر عبودیت و پرستش کسی غیر از خدا جایز بود آن شخص همان والدین هستند و از آن جایی که چنین امری کفر و شرک است خداوند فرمان می دهد که به جای پرستش ایشان در حق آنان احسان شود. احسان، برترین حالتی است که پس از پرستش می توان تصور کرد. به این معنا که احسان مرتبه دوم پرستش است و اگر پرستشی به غیر خدا جایز بوده حکم به آن می شد و چون امکان پذیر نیست مرتبه دوم آن مورد تأکید قرار گرفته است. امور دیگری که جایز است انسان هم نسبت به خدا و هم غیر خدا به جا آورد، خداوند در آیات قرآنی به آنها فرمان داده و از مردمان خواسته است تا آنها را انجام دهند. از این رو در آیه ۱۴ سوره لقمان فرمان می دهد: ان اشکر لی و لوالدیک؛ از من و پدر و مادرتان تشکر کنید.
برخی از مفسران باتوجه به نکره بودن احسان در آیه ۲۳ سوره اسراء بر این باورند که نکره آوردن به معنای آن است که فرزندان می بایست در همه امور در حق آنان مراعات احسان را بکنند و چیزی را فروگذار نکنند. این حکم قرآنی اختصاصی به مؤمنان نداشته و همه انسان ها را دربرمی گیرد. قرآن به این شیوه دیگرانی را که ایمان به قرآن و خدا ندارند تشویق می کند که حداقل در حق پدر و مادر خویش به حکم وظیفه انسانی، احسان و احترام بگذارند.
● روشهای احسان و تکریم والدین
احسان و احترام به پدر و مادر باتوجه به سنت ها و فرهنگ ها متفاوت است ولی اصولی انسانی است که می توان در همه جا آن را یافت و بدان پای بند بود.
برخورد پسندیده براساس عرف هر جامعه و به کارگیری واژگان زیبا و شیوا، تواضع و فروتنی در برابر آنان، مهربانی و محبت، دعای خیر کردن برای ایشان، دوری از درشت گویی و یا حتی به کار نبردن واژه اف و خسته شدم و آخ و دیگر اصوات نابهنجاری که ایشان را ناخوش آید از جمله روش های احسان و اکرام و احترام به پدر و مادر است.
فریاد زدن و درشتی کردن و اف و اخ کردن و اعتراض نمودن و دشنام و ناسزا دادن و پیشی گرفتن از ایشان در نشستن و دراز کشیدن و امور دیگر می تواند از مصادیق بی احترامی به آنها باشد که می بایست از آنها پرهیز کرد.اطاعت کامل از پدر و مادر امری است که قرآن بدان فرمان داده و تنها موردی که استثنا شده و شخص می تواند از دستور پدر و مادر اطاعت نکند و با حفظ احترام ایشان از آن سرپیچی کند دستور آنها به کفر خداست که در این مورد می توان از حکم و فرمانشان اطاعت نکرد. اما در همأ موارد دیگر می بایست از ایشان اطاعت کرد و فرمان برد.
در روایت اهل بیت(ع) احترام به پدر و مادر و احسان به ایشان به معنای برخورد نیکو و رسیدگی به نیازهای آنان پیش از درخواست، و ابراز قول کریم به معنای طلب مغفرت آمده است.
تعبیر جناح الذل نیز نگاه با رأفت و رحمت و دوری از نگاه های تیز و تند و بلند نکردن صدا و بالا نبردن دست و پیش نیفتادن از آنان معنا شده است. (کافی ج۲ ص۷۱۵ تا ۳۱۶) بر جای بلند و برتر نشاندن از دیگر روش های تکریم و احسان به پدر و مادر و احترام نهادن به آنان است که از آیه ۰۱۰ سوره یوسف می توان آن را به دست آورد.به هر حال تکریم و احترام به پدر و مادر امری است که بیش از هر کار دیگری بدان تأکید شده و نمی توان از آن چشم پوشید. نادیده گرفتن و بی احترامی به ایشان در این دنیا موجب می شود تا شخص گرفتار مصیبت ها و بلایا گردد و خیر و برکت از زندگی او برود و در آخرت نیز خوار و ذلیل شود.