نوشته های فریبا

متاسفانه به علت فیلتر شدن بعضی از سایت های که عکس های ایمیل ها را

پشتیبانی میکرد برای بعضی از دوستان  مشاهده عکس ها

مقدور نبود که به احترام این دسته از دوستان و یاران همیشگی دوباره این

ایمیل را از طریق سایت دیگری میفرستم .

.با عرض پوزش دوباره ..

فریبــــا

 

------------ --------- --------- --------- ----

Never Lose your Hope


هیچ وقت  امید به آینده را   از دست نده

------------ --------- --------- --------- --------- --------- -

 

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service



If you can look at the sunset and enjoy

,
then you still have hope

اگر میتونی وقتی  که به غروب خورشید  نگاه می کنی

 و از اون لذت ببری

پس هنوز امید در تو زنده است  

 

------------ --------- --------- --------- --------- --------- -

 

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

 

If you can feel beauty in the colors of a small flower,
then you still have hope

اگر  میتونی زیبایی رنگهای یه گل کوچیک احساس  کنی

پس هنوز امید در تو زنده است

------------ --------- --------- --------- --------- --------- -

 

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

 

If you can find pleasure in the movement of a butterfly

,
then you still have hope

اگر میتونی از پرواز زیبای یک   پروانه لذت ببری

پس هنوز امید در تو زنده است

------------ --------- --------- --------- --------- --------- -

 

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

 

If the smile of a child can still warm your heart

,
then you still have hope

اگرلبخند یک کودک هنوز میتونه گرمی بخش قلب تو باشه

  پس هنوز امید در تو زنده است

------------ --------- --------- --------- --------- --------- -

 

 Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

 

If you can see the good in other people

,
then you still have hope

اگر میتونی خوبی ها و محسنات  آدم های  دیگه رو ببینی

 پس هنوز امید در تو زنده است

 

------------ --------- --------- --------- --------- --------- -

 

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

If the rain breaking on a roof top can still lull you to sleep

,
then you still have hope

اگر ترنم بارش بارون روی سقف خونه باعث آرامش توموقع  خواب میشه

پس هنوز امید در تو زنده است

 

------------ --------- --------- --------- --------- --------- -

 

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

If the sight of a rainbow still makes you stop and stare in wonder

,
then you still have hope

اگر منظره ی یه رنگین کمون هنوز باعث میشه که تو بایستی و

به اون با شگفتی چشم بدوزی

 پس هنوز امید در تو زنده است

------------ --------- --------- --------- --------- --------- -

 

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

 

If you meet new people with a trace of excitement and optimism

,
then you still have hope

اگر با هیجان ودید مثبت با  آدم های جدید روبرو میشی

پس هنوز امید در تو زنده است

 

------------ --------- --------- --------- --------- --------- -

 

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

 

If you give people the benefit of a doubt

,
then you still have hope

اگربقیه رو باور داری و بی جهت به اون ها بدبین و شکاک نیستی

پس هنوز امید در تو زنده است

------------ --------- --------- --------- --------- --------- -

 

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

 

If you still offer your hand in friendship to others


that have touched your life, then you still have hope

 

اگر هنوز در دوستی با کسانی که در زندگی تو نقشی داشته اند

پیشقدم میشوی

 پس هنوز امید در تو زنده است

 

------------ --------- --------- --------- --------- --------- -

 

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

 

If receiving an unexpected card or letter still brings


a pleasant surprise, then you still have hope

اگر دریافت غیر منتظره ی یه کارت یا یه نامه هنوز واسه تو یه

 سورپرایز شیرین و لذت بخش هست

پس هنوز امید در تو زنده است

------------ --------- --------- --------- --------- --------- -

 

 

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service 

If the suffering of others still fills you with pain and frustration

,
then you still have hope

اگر غصه و رنج بقیه مردم  هنوز دل تو رو به درد میاره و غمگینت میکنه

 پس هنوز امید در تو زنده است

 

------------ --------- --------- --------- --------- --------- -

 

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

 

If you refuse to let a friendship die, or accept that it must end

,
then you still have hope

اگراجازه نمیدی  که یه رابطه دوستی قطع بشه

وقادر به قبول خاتمه یافتن اون نیستی

پس هنوز امید در تو زنده است

 

------------ --------- --------- --------- --------- --------- -

 

 Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

 

If you still buy the ornaments, put up the Christmas tree or cook the turkey

,
then you still have hope

اگر هنوز واسه شب عید و تزئین سفره هفت سین (یا درخت کریسمس)

و غدای مخصوص عید خرید میکنی

 پس هنوز امید در تو زنده است

 

------------ --------- --------- --------- --------- --------- -

 

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

 

If you still watch love stories or want the endings to be happy

,
then you still have hope

اگر هنوز دوست داری فیلم های عاشقانه ببینی و علاقه داری که آخرش هم خوب

و به خوشی تموم بشه

پس هنوز امید در تو زنده است

------------ --------- --------- --------- --------- --------- -

 

 Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

 

 

Hope is such a marvelous thing. It bends, it twists, it sometimes hides,

 but rarely does it break It sustains us when nothing else can .

..It gives us reason to live and continue ,

 

امید چیز شگفت آوریه ..پر از پیچ و خم هست ..حتی ممکنه

 یه وقت هایی (در وجود انسانها) پنهان باشه ... ولی از بین نمیره و با تمام

پیچ و خمی که داره به ندرت   شکسته میشه

 

اون از ما نگهداری میکنه و قدرت تحمل رو زمانی که هیچ کاری از کسی

ساخته نیست به ما میده....

بهانه و دلیلی هست برای  زنده بودن و ادامه دادن

------------ --------- --------- --------- --------- --------- -

 

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

 

 

when we tell ourselves we’d rather give in

در زمانی که دیگه به  خودمون میگیم که بهتره که    تسلیم بشیم:

 

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

 

 

Hope puts a smile on our face when the heart cannot manage

امید  لبخند رو به صورتمون میاره زمانی که قلبمون از عهده این کار بر نمیاد

 

 

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

 

 

Hope puts our feet on the path when our eyes cannot see it

امید به آینده  قدمهای ما رو در راهی که پیش گرفتیم استوار میکنه  زمانی که چشمامون

قادر به دیدن تمامی اون  راه نیست

 

 Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

 

 

Hope moves us to act when our souls are confused of the direction

امید قدرت پیشروی و عمل کردن رو به ما میده وقتی که روح و روان آشفته ای داریم .

 

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

 

 

Hope is a wonderful thing, something to be cherished and nurtured,

 and something that will refresh us in return

امید چیز شگفت اوری هست.یه.زمانی  ما  باید اون رو در خودمون پرورش بدیم و بارور کنیم

و در عوض در زمانی دیگر اون میتونه نیروی تازه ای رو در ما به وجود بیاره

 

 

 

never lose your hope

هرگز امیدت رو از دست نده

 

 

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

 

یک سخنران معروف در مجلسی که دویست نفر در آن حضور داشتند، یک اسکناس بیست دلاری را از جیبش بیرون آورد و پرسید: چه کسی مایل است این اسکناس را داشته باشد؟ دست همه حاضرین بالا رفت. سخنران گفت: بسیار خوب، من این اسکناس را به یکی از شما خواهم داد ولی قبل از آن میخواهم کاری بکنم. و سپس در برابر نگاه‏های متعجب، اسکناس را مچاله کرد و باز پرسید: چه کسی هنوز مایل است این اسکناس را داشته باشد؟ و باز دستهای حاضرین بالا رفت. این بار مرد، اسکناس مچاله شده را به زمین انداخت و چند بار آن را لگد مال کرد و با کفش خود آنرا روی زمین کشید. بعد اسکناس را برداشت و پرسید: خوب، حالا چه کسی حاضر است صاحب این اسکناس شود؟ و باز دست همه بالا رفت.
سخنران گفت: دوستان، با این بلاهایی که من سر اسکناس آوردم، از ارزش اسکناس چیزی کم نشد و همه شما خواهان آن هستید. و ادامه داد: در زندگی واقعی هم همین‏طور است، ما در بسیاری موارد با تصمیماتی که میگیریم یا با مشکلاتی که روب‏رو میشویم، خم میشویم، مچاله میشویم، خاک ‏آلود میشویم و احساس میکنیم که دیگر ارزش نداریم، ولی اینگونه نیست و صرف‏نظر از اینکه چه بلایی سرمان آمده است، هرگز ارزش خود را از دست نمیدهیم و هنوز هم برای افرادی که دوستمان دارند، آدم پر ارزشی هستیم
.

============ =====

 آرزو و تمنا، نيمي از زندگي است و بي تفاوتي، نيمي از مرگ است

 

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

پروردگارا
 

آرامشی عطا فرما تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم

 و

شهامتی که تغییر دهم آنچه را که می توانم

 و


بینشی که تفاوت این دو را بدانم

============ ====

fariba

10 قدم برای انتخاب شغل

10 قدم برای انتخاب شغل


این روزها انتخاب شغل از گذشته خیلی سخت تر شده است. این مسئله سه دلیل دارد: یکی اینکه امروزه شغل های خیلی بیشتری نسبت به گذشته وجود دارد، دوم اینکه تعریف شغل های مختلف تغییرپذیرتر هستند و آخر اینکه سطح توقع خیلی بالا رفته است. اکثر خانم ها و آقایون که امروز وارد بازار کار می شوند، انتظار دارند که طی زندگی شغلی خود، سه بار یا بیشتر، شغلشان را تغییر دهند. در این مقاله 10 قدم مهم را به شما معرفی می کنیم که برای تغییر شغل باید بردارید تا شغلی که انتخاب می کنید از هر جهت برایتان مفید باشد.

1. ارزیابی ارزش ها

چه چیز واقعاً برایتان اهمیت دارد؟ چه چیز سر حوصله تان می آورد؟ چه کاری را آنقدر دوست دارید که اگر برایش به شما دستمزد داده شود، احساس گناه می کنید؟ این سوالات می تواند به شما کمک کند یکی از مهمترین عناصر انتخاب شغل را پیدا کنید، یعنی ارزشها. ارزش های شما تکیه گاه احساسی کاری است که انجام می دهید. در شغل هایی که خوب نتیجه می دهند معمولاً بین ارزش های شخصی فرد و کاری که انجام می دهند، هماهنگی وجود دارد. جستجوی کارتان را با ارزیابی ارزشهایتان و نوشتن آنها با دقت و وضوح هرچه تمامتر، شروع کنید.

2. تشخیص مهارت ها و استعداد ها

مهارت چیزی است که طریق انجام آن را یاد گرفته اید. استعداد چیزی است که با آن به دنیا آمده اید. درک تفاوت بین این دو اهمیت بسیاری دارد. ممکن است در کاری مهارت داشته باشید اما برایتان جالب نباشد. اما این احتمال وجود دارد که اگر استعداد کاری را دارید، بین آن استعداد خاص و ارزشهایتان تطابق وجود داشته باشد. این یعنی شما از انجام کارهایی که در آن استعداد دارید بسیار بیشتر لذت می برید تا کارهایی که مهارت انجام آن را آموخته باشید.

3. تعیین اولویت ها

همه ما اولویت های خاصی در زندگی خود داریم—در برخورد خود با دیگران، در طرز فکر خود و تصمیم گیریهایمان، در ارجحیت دادن به مفاهیم در مقابل انسانها یا برعکس و میزان راحتی خود با ابهامات زندگی. برای خیلی از افراد، این اولویت ها در سطح ناخودآگاهشان عمل می کند اما شدیداً بر عملکرد ما با دیگران تاثیر می گذارد. شاید این سوالها بتواند در فهم این قضیه کمکتان کند: آیا خودتان را فردی شهودی می دانید؟ آیا رفت و آمدی هستید یا دوست دارید بیشتر در خانه بمانید؟ در رویارویی با تصمیم گیریها، آیا به واقعیات تکیه می کنید یا احساساتتان؟ پاسخ شما به این سوالات شما را به کاری که باید انجام دهید نزدیک تر می کند.

4. تجربه

هیچ جایگزینی برای تجربه وجود ندارد، هرچه بیشتر بهتر است. می توان گفت تقریباً همه مشاغل از بیرون، متفاوت از درون آن به نظر می رسند. اگر به تازگی وارد بازار کار شده اید یا می خواهید شغلتان را تغییر دهید، با افرادی صحبت کنید که در آن شغل دست دارند. شغلی در آن زمینه یا صنعت برای خود پیدا کنید و مطمئن باشید همانی خواهد بود که همیشه میخواستید. و به هیچ وجه فقط به یک تجربه کاری تکیه نکنید. تا آن جا که میتوانید در زمینه کاری خود، تجربه بیندوزید. با تجربه خواهید فهمید که کاری به دردتان می خورد و با ارزش ها و اولویت هایتان جور است یا نه.

5. تخصص اندوزی

در این دنیای مملو از اطلاعات تکنیکی، فشار زیادی برای تخصصی کردن علوم یعنی بیشتر و بیشتر دانستن در مورد یک رشته محدود است. این خطرناک است، چون این احتمال وجود دارد که شدیداً از رده خارج شوید.خیلی افراد کارشان را به این علت از دست می دهند که به تدریج دیدی کانونی نسبت به کس یا چیزی که هستند و توانایی هایشان پیدا می کنند. بحث قدیمی تخصص گرایی درمقابل کلی گرایی این روزها نامی تازه گرفته است:  متخصص کلی گرا. یعنی کسی که باوجود داشتن شمای کلی از کار، در زمینه های مختلفی از آن تخصص پیدا کرده است. این روزها سواد به این گفته می شود. اینکه تا می توانید درمورد موضوعی که دوست دارید در زمینه کاریتان اطلاعات جمع کنید و مقصد و هدف آن رشته را دنبال کنید.

6. در اولین شغل، اول تجربه بعد پول

شاید با معدل خیلی بالا از دانشگاه فارغ التحصیل شده باشید اما وقتی می خوهید وارد بازار کار شوید، اولویت ها حرف اول را می زنند. یک راه خوب برای بالا بردن فرصتهای شغلی خود این است که از خودتان سوال کنید: "کدام مقام امکان بیشتری برایم فراهم میکند که در کارم بهترین باشم؟" و شاید آنکار همانی نباشد که حقوق دلخواهتان را به شما عرضه کند.

7. انتخاب شغلی که بتوانید 110% به آن متعهد شوید

تعهد پایین و عملکرد متوسط این روزها به هیچ وجه قابل قبول نیستند. مشکل اینجاست که ممکن است زمانی پی به مفهوم این جمله ببرید که دیگر از کار اخراج شده باشید. پس چطور باید خودتان را محافظت کنید؟ اگر کاری را پیدا کنید که بتوانید 110% به آن متعهد شوید، هیچوقت با چنین مشکلی مواجه نخواهید شد.

8. بنا کردن سبک زندگی براساس درآمدتان نه توقعاتتان

خیلی از شغلهایی که این روزها به دنبال نیروی کار است، وعده می دهد که طی دو سال حقوق میلیونی برایتان درست کند. مشکل اینجاست که خیی از تازه واردان به آن کارها با این ایده وارد آن کار می شوند و خرج و مخارجشان را هم با همان ایده انجام می دهند. یک راه بهتر برای شروع این است که درست از همان آغاز کار، سبک زندگیتان را طوری ساختار بندی کنید که بتوانید 10 درصد از حقوقتان را هر ماه کنار بگذارید. پس انداز عاقلانه همیشه یکی از بهترین راه های پیشرفت بوده است.

9. گذاشتن 5 درصد از زمان، انرژی و پولتان برای پیشرفت شغلی

نمی توانید منتظر کارفرمایتان بمانید که لقمه را به دهانتان بگذارد. نکته اینجاست که نمی توانید در این زمینه به او اطمینان کنید. کارفرمایان امروزی می خواهند هر تومانی که از جیبشان بیرون می رود، با چند تومان جایگزین شود. آنها روی شما سرمایه گذاری می کنند و وقتی بتوانند یک سود فوری و خوب یا نیرو و مهارتی خاص در شما ببینند، سریعاً دست به کار می شوند. نکته اینجاست که نمی توانید روی هیچکدام اینها حساب کنید خودتان باید دست به کار شوید و با تلاش زیاد خودتان را جلو ببرید.

10. تمایل به ایجاد تغییر و تطابق

عکس های زیبا از امیدهای زندگی و یک حکایت بسیار زیبا از روزی که امیرکبیر گریست

عکس های زیبا از امیدهای زندگی و یک حکایت بسیار زیبا از روزی که امیرکبیر گریست


چرا خانم ها پسرهای مامانی را دوست ندارند  

چرا خانم ها پسرهای مامانی را دوست ندارند  

چرا خانم ها پسرهای مامانی را دوست ندارند

معمولا خانم ها دوست دارند با مردهایی صحبت کنند که رابطه خوبی با مادرانشان داشته، و برای آنها ارزش و احترام بیشتری قائل باشند. این گروه از مردها در نظر خانم ها بسیار موجه تر از سایرین هستند.

البته باید توجه داشته باشید که اگر آقایون اندکی بیشتر از حد مجاز در مورد مادرانشان صحبت کنند در نظر خانم ها به عنوان به "پسرهای مامانی" شناخته می شوند.

در این قسمت دلایلی را که خانم ها دوست ندارند مرد زندگی شان مامانی باشد را ذکر می کنیم. همچنین راه حل هایی را به شما پیشنهاد کردیم که با اجرای آنها میتوانید هم مادرتان را در کنارتان داشته باشید و هم همسر خود را راضی نگاه دارید.

خانم ها مردهای واقعی را دوست دارند
همانطور که مردها در آرزوی پرستارها و دوشیزه های فرانسوی هستند، تصور خانم ها نیز از مردهای واقعی پلیس و یا آتش نشان می باشد؛ یعنی مردهایی که مردانگی، نیرو و قدرت بیشتری نسبت به سایرین داشته باشند.

اگر قرار باشد یک آتش نشان هر بار که پهلوی همسر خود قرار می گیرد با مادرش هم تماس بگیرد، چیزی نمی گذرد که وجه مردانه خود را به سرعت در نظر خانم از دست می دهد. خانم ها مردهای نیرومندی را دوست دارند که تحت تاثیر دیگران قرار نگرفته و با آنها صمیمی نمی شوند.

مشکل اینجاست که پسرهای مامانی اغلب در حال بر آورده کردن آرزوهای مادرشان به ویژه آن دسته از آرزوهایی که دور از انتظار هستند می باشند. تمام مشکلات از همین نقطه اغاز می شوند.

اگر مردی تمام مدت بخواهد مطابق میل مادرش رفتار کند دیگر هیچ شانسی برایش باقی نمی ماند تا بتواند به شخصه همسر دلخواه آینده خود را انتخاب کند. بحث کردن در مورد مسائل مختلف در خانواده به اندازه کافی دشوار می باشد و یک خانم به سختی می تواند قبول کند که نفر سومی نیز در مسائل خانوادگیشان دخالت کند. زمانی که یک دختر، 12 سال داشته باشد و دوست پسر او به این دلیل که مادرش به او اجازه نداده، نتواند به بیرون آید این امر کاملا قابل قبول است چرا که آنها هنوز بچه هستند اما زمانی که آن پسر بچه بزرگ شود و هنوز مادرش برای زندگی شخصیش تصمیم گیری نماید، در این شرایط بیشتر خانم ها از پذیرفتن چنین مردهایی سرباز میزنند.

خانم ها دوست دارند شماره یک باشند
زمانی که یک خانم در بستر و در کنار همسر خود آرام میگیرد، اصلا نمی تواند قبول کند که در زندگی او دومین نفر باشد.

این کاملا طبیعی است که یک مرد، روز مادر، روز تولد و مناسبت های اینچنینی را به مادرش اختصاص دهد. اما اگر بخواهد همیشه اول مادرش را در نظر بگیرد و بعد نامزدش را، حالا مناسبت هر چه که می خواهد باشد، کم کم رابطه او با همسرش سرد شده و عاقبت خانم او را ترک می کند. تنها دلیلی که خانم ها هیچ گاه پسرهای مامانی را برای آینده شان انتخاب نمی کنند این است که نمی خواهند خودشان را در شرایط رقابت با کسی که پسر را به دنیا آورده قرار دهند.

زمانیکه تصویر مادر شوهر بیش از اندازه در زندگی زوجین، طنین انداز شود، خانم تصور می کند که به اندازه کافی نمی تواند خواست های همسرش را برآورده سازد و به این دلیل است که آقا به ناچار به سمت یک "خانم" دیگر که مادرش باشد کشیده میشود. خانم ها دوست دارند مردهایشان را همیشه خوشحال نگاه دارند. آنها دوست ندارند از زبان آقا بشنوند که دست پختشان خوب نیست و یا اینکه کارها را به خوبی مادر دوست داشتنی اقا انجام نمی دهند.

همسر شما خدمتکارتان نیست
در قرن بیست و یکم اکثر زوج ها کارهای خانه از قبیل شستشو، آشپزی و گردگیری را با یکدیگر تقسیم می کنند. اگر چه خانم ها قبول نمی کنند که آقایون سرآشپز و یا مسئول تمیزی باشد اما از شما انتظار دارند که در کارهای خانه کمک کنید. مشکل پسرهای مامانی این است که معمولا برای پخت غذا و یا شست و شوی لباس ها از مادرشان کمک می گیرند.

شاید خیلی از افراد استطاعت این را داشته باشند که برای خود یک خدمتکار بگیرند اما در نظر خانم ها یک مرد واقعی کسی است که در کارهای خانه به او کمک کند و اگر از انجام چنین کارهایی سرباز زند به زودی زود از زندگی خانم طرد خواهد شد.

این امر حقیقت دارد که بعضی از مادرها سعی می کنند تا تمام نیازهای مادرانشان را براورده سازند. اما بدانید که خانم ها به هیچ وجه دوست ندارند با مردهایی که نمیتوانند روی پای خودشان بایستند و نیازهای اولیه خودشان را براورده سازند رابطه برقرار کنند.

پسرهای مامانی معمولا در معرض نوعی عشق بدون قید و شرط قرار می گیرند و تصور می کنند تمام کارهایی که انجام می دهند درست است و هیچ ایرادی ندارند. هرچند مادرتان به طرز لباس پوشیدن، غذا خوردن، صحبت کردن و رفتارتان کاری ندارد این امر بدان معنا نیست که تمام کارهایی که انجام می دهید درست بوده و نیاز به هیچ گونه باز بینی ندارد.

به عنوان مثال شاید مادر شما پس از صرف شام از شما بخواهد که کاملا استراحت کنید و تمام ظرف ها را خودش به تنهایی جمع کند. اما همسر شما در شرایط مشابه انتظار دارد که از پشت میز بلند شده و در جمع کردن بشقاب ها به او کمک کنید.

هیچ چیز خصوصی وجود ندارد
یکی دیگر از مواردی که خانم ها در مورد پسرهای مامانی دوست ندارند این است که این دسته از آقایون گاهی چیزهای بسیار خصوصی، که نباید با مادرشان در میان بگذارند را به راحتی به زبان می آورند. خانم ها دوست ندارد مسائل خلوت شخصی شان برای کسی جز خودشان دو نفر بازگو شود. خانم ها انتظار دارند که آقایون در صحبت کردن در مورد مسائل بسیار خصوصی محتاطانه تر عمل کنند. به همین دلیل زمانی که متوجه شود اقا در مورد مسائل خصوصی با مادر خود مشورت می کند از نظر روحی آسیب های جبران ناپذیری می بینند.

یادم می آید روزی یکی از دوستانم هدیه ای که روی آن مارک لباس فروشی چاپ شده بود را از طرف مادر شوهر خود دریافت کرد. او تصور کرد چه مادر شوهر با ملاحظه ای دارد اما با خواندن این مطلب همه چیز رو شد: " ... و خواهش می کنم دیگه از لباس زیر پلاستیکی استفاده نکن چون محسن اصلا از اونا خوشش نمی یاد..."

او واقعا ناراحت شد و تعجب کرد که چطور همسرش توانسته یک چنین چیزی در مورد او به مادرش بگوید و به فکر فرو رفت که اگر حتی همسرش از چنین لباس هایی خوشش نمی آمده چرا اول با خود او در میان نگذاشته و مادرش را به عنوان اولین نفر برای مشورت کردن انتخاب کرده.

شاید شما در مورد لباس زیر خانمتان با مادر صحبت نکنید اما به غیر از این نکته مطالب بسیار زیاد دیگری نیز وجود دارند که خانمتان ترجیح می دهد تا ابد بین شما دونفر مانند یک راز باقی بماند.

البته باید این مطلب را نیز همیشه در نظر داشته باشید که از یک مرد نخواهید از بین زنی که او را به دنیا آورده و سپس بزرگ نموده و زنی که او را دوست دارد یکی را انتخاب کند. خوشبختانه اگر شما یکی از آن پسرهای مامانی هستید راه های بسیار زیادی وجود دارد که شما به راحتی می توانید عشق و احترام هر دو طرف را نسبت به خود جلب کنید.

در برابر مادر خود بایستید
یکی از ابتدایی ترین روش هایی که می تواند موجب شود تا شما به بدنامی پسر مامانی بودن دچار نشوید این است که طرز برخورد خود را با مادرتان عوض کرده و مانند یک فرد بالغ با او رفتار کنید. اگر شما به نام پسر مامانی معروف شده اید پس حتما مادر شما بیش از اندازه در کارهای شما دخالت می کند و شما باید یاد بگیرید تا به او "نه" بگویید.

حتی اگر او تحصیلات عالیه هم باشد باز هم بدان معنا نیست که فرد نامعقول و غیر منطقی نیست. مادر شما همین الان هم میداند که شما عاشق او هستید و هر کاری که از دستتان برآید برایش انجام می دهید. و مشکل نیز دقیقا از همین نقطه شروع می شود. او می داند که شما به او "نه" نخواهید گفت.

بنابراین سالی یکبار هم که شده حتی اگر اشک هایش سرازیر شد و شما را تهدید عاطفی کرد به او بفهمانید که تا چه اندازه همسرتان مهربان است و جزئی از نیمه جدانشدنی زندگیتان است.

می توانید به راحتی به او بگویید که برای آخر هفته که قصد دارید با نامزد خود به تفریح روید در حال روزشماری کردن هستید و همچنیین به او بگویید که لازم نیست برای توراهی ساندویچ درست کند.

همسر خود را به یاد داشته باشید
برای اینکه بتوانید رابطه خوبی را با همسر خود برقرار کنید باید این نکته مهم را همواره به خاطر داشته باشید: اگر بنا به هر دلیل مجبور شدید قرار ملاقات خود را با خانمتان به خاطر مادر بر هم زنید حتما مطمئن شوید که به نوعی این کار خود را جبران میکنید.

طوری رفتار نکنید که همسر شما تصور کند در جایگاه دوم قرار دارد و فکر کند که همیشه حرف اول و آخر را مادرتان می زند. اگر متوجه شد که شما به یکی از خواست های غیر منطقی مادر خود پاسخ مثبت داده اید باید او را متوجه این مطلب هم بسازید که در جای دیگر به او پاسخ منفی نیز داده اید.

پسر مامانی نباشید
اگر شما پسر مامانی هستید، برای مادرتان این سوء تفاهم پیش می آید که هیچ دختری به اندازه کافی مناسب شما نیست. بنابراین اگر روزی مادر، شما را اینطور نصیحت کرد که خودش هیچ گاه قلب شما را نمی شکند اما چنین کاری از دست همسرتان بر می آید به خاطر داشته باشید که اگر هر دوی آنها را دوست بدارید و برایشان ارزش قائل باشید خانمتان همیشه از شما پرستاری می کند و مادر نیز پختن شیرینی های خوشمزه را قطع نخواهد کرد

نكات جالب خانه داری

نكات جالب خانه داری

 

رفع لکه هاي شمع از فرش :
اگر تکه شمع داغي روي فرش افتاده ، يک برگ کاغذ خشک کن يا کاغذ قهوه اي برداريد و روي سطح سوخته يا شمع بگذاريد. اتو را داغ کنيد.. و روي محل مورد نظر قرار دهيد تا شمع جذب کاغذ شود


شستشوي گل مصنوعي :
براي نظافت گلهاي مصنوعي از آب نيمه گرم همراه با مخلوطي از مايع ظرفشويي استفاده کنيد. و گلها را داخل اين محلول درست شده قرار دهيد و سپس با گذشت چند دقيقه ، با اب نيمه گرم ، شست و شوي دهيد.


باران و شوره کفش :
اگر نشاسته اي از سفيدي يا شوره هايي روي کفش خود ديديد ، مخلوط آب و سرکه که يکي از نتيجه بخش ترين محلولهاي شيميايي دست ساز است را آماده کنيد و روي کفش بماليد. خواهيد ديد که هيچ اثري از شوره باقي نخواهد ماند


نکته هايي بر تزئين منزل به سبک مدرن :
مدرنيسم سبکي است که بيشتر به شييوه تفکر ارتباط دارد تا منزل ارايي. اما سبکي نيز به نام مدرنيسم در طراحي منزل به وجود آمده که طراحي ساده را توصيه مي کند. هر وسيله بنا به کاربرد خود در خانه قرار داده مي شود و وسايل زائد در اين سبک جايي ندارد.


ديوارها :
تا حد امکان بايد گچکاريها را محو کرد. به همين منظور بايد رنگ گچبري ديوار را به رنگ سفيد درآوريم تا مشخص نباشد. از کاغذ ديواري نبايد در سبک مدرن استفاده شود ، براي تنوع مي توانيد به يکي از ديوارها اينه نصب کنيد.


پنجره ها :
براي داخل شدن حداکثر نور به داخل خانه ، پنجره ها حتي الامکان بايد ساده باشند. و پرده اي که به آنها نصب مي شود ، از جنس کتان ابريشمي يا حتي از کرکره هاي بسيار ظريف سفيد رنگ باشد. در سبک مدرن ، نور نقش مهمي ايفا مي کند ، به همين منظور با سفيد کردن ديوارها و پرده ها خانه روشن تر به نظر مي رسد.


کف :
کف خانه حتي الامکان بايد يکپارچه و بدون درز باشد. مي توانيد يا فرش بزرگ پهن کنيد. که کف را يکپارچه بپوشاند يا اينکه کف را سنگ کنيد و يک قاليچه ساده روي آن پهن کنيد.


اسباب خانه :
در سبک مدرن مسلماً بايد از جنس چرم و چوب بباشند و نبايد از مبلهاي بزرگ راحتي در خانه استفاده کرد. تعداد گياهاني که در خانه قرار داده مي شوند ، نبايد از يک يا دو عدد بيشتر شود. بلکه بايد از گياهان با طراوت استفاده شود. در سبک مدرن وسايل تزئيني بسيار کم در خانه به کار مي روند و مي توانند شامل نقاشيهاي مدرن يا مجموعه هاي ظريف باشند.


طريقه تميز کردن گلدان :
براي تميز کردن گلداني که خاک آن را خالي کرده ايد ، ولي هنوز جرم دارد، لازمست آن را ابتدا با آب سرد بشوييد و سپس محلول غليظي از سرکه ونمک را داخل گلدان بريزيد و مدتي صبر کنيد ، تا اينکه جرم ها از ديواره گلدان جدا شود.


طريقه تميز کردن ظروف چيني :
اگر مي خواهيد ظروف چيني شما تميز و براق شود ، آنها را داخل ديگي که پر از آب سرد و پودر لباسشويي است ، قرار دهيد و زير ديگ را روشن کنيد تا آب به جوش آيد. و چند دقيقه اي به همان حالت بجوشد.


لکه هاي کهنه :
لکه هايي را که از مدتها پيش بر روي روميزي و يا لباس باقي مانده اند را با محلول زير پاک کنيد : دو تا قاشق غذا خوري پودر لباسشويي ، سه قاشق غذا خوري سرکه و يک ليتر آب گرم را با هم مخلوط کرده و لکه را با آن بشوييد.


لکه قير :
براي از بين لکه قير روي پارچه ، از بنزين و کره مي توان استفاده کرد.


لکه ناشي از زنگ زدگي :
اثر زنگ فلزات ، به خصوص رگه هاي فلزي بر روي لباس را مي توان با ليمو ترش از بين برد. ليمو ترش را از وسط به دونيم کنيد و آن را روي لکه مورد نظر فشار دهيد ، و آب آن روي لک زدگي بريزد. سپس يک لايه نمک روي آن ريخته و لباس را در مقابل آفتاب آويزان کنيد.


چرا مربا کپک مي زند؟
يکي از دلايل کپک زدن مربا آنست که کاملاً پخته نشده است. اگر مرباي شما کپک زده يک لايه از روي آن را با قاشق برداريد. و بقيه مربارا دوباره بپزيد. هنگام تهيه مربا، از قاشق چوبي استفاده کنيد.


يخچال را کجا بگذاريم؟
هرگز يخچال را در نزديکي اجاق گاز يا آبگرمکن قرار ندهيد ، زيرا حرارت ناشي از پخت و پز اجاق گاز ، باعث کاهش عمر دستگاه مي شود. محل استقرار يخچال بايد بين 15 تا 20 سانتي متر از ديوار فاصله داشته باشد.


راه مناسب براي باز کردن يخ مواد منجمد شده
براي آب کردن يخ خوراکي منجمد شده ، آنها را در يخچال بگذاريد. اين کار علاوه بر اينکه باعث مي شود مواد غذايي با

سرعت کمتري از حالت انجماد خارج شوند، در انرژي مصرفي توسط يخچال نيز صرفه جويي خواهد کرد

فناوری در کلاس

با توجه به فناوریها و تکنولوژی‌ها جدید امروزی از قبیل موبایل و اینترنت مراقب اعمال و رفتار خود باشید. ببینید این تکنولوژی چه بلایی بر سر استادی که می‌خواست در گوش دختر دانشجو بزند می‌آورد!
 
 

پیشنهاد برای ایجاد انگیزه در دانش آموزان

پیشنهاد برای ایجاد انگیزه در دانش آموزان

روشهای ایجاد انگیزه و رغبت دانش آموزان به درس ، کلاس و مدرسه توسط معلم


انگيزه به دو نوع دروني و بيروني قابل تقسيم است.

از انگيزه بيروني مي‌توان به تقويت‌كننده‌هايي چون پول، تائيد، محبت، احترام، نمره ،

واز تقويت‌كننده‌هاي دروني مي‌توان به رضايت خاطر و احساس خوب از يادگيري اشاره كرد.
آنچه كه بيشتر موجب رفتار خود‌جوش مي‌شود، انگيزه دروني است. هدف عمده فعاليت‌هاي پرورشي معلم يا مربي اين است كه دانش‌آموز به تدريج از انگيزه‌هاي بيروني به سمت انگيزه‌هاي دروني هدايت شود.
تفاوت اساسي افراد داراي انگيزه دروني با افراد داراي انگيزه بيروني اين است كه افراد با انگيزه دروني احساس كفايت بيشتري در خود دارند و كمتر به ديگران اجازه مي‌دهند كه محرك رفتارشان شوند. اين گروه از دانش‌آموزان، خود تعيين كننده رفتارها هستند و به خاطر كفايتي كه در خود احساس مي‌كنند، باور دارند كه مي‌توانند با رفتارشان بر محيط خود تأثير بگذارند.www.zibaweb.com


اين گروه از دانش آموزان با انگيزه درون‌گرا، تصورشان اين است كه موفقيت و عدم موفقيت در تحصيل به خاطر نحوه رفتار صحيح يا غلط خودشان است.
اما برخلاف آنها، دانش‌آموزان باانگيزه برون‌گرا، احساس بي‌كفايتي يا كفايت كم داشته و همواره تصور مي‌كنند كه موفقيت آنها تحت تأثير عوامل محيطي نظير:
معلم و سوالات سخت است. اين گروه از دانش‌آموزان حتي اگر درس بخوانند، باز هم موفقيت چنداني نخواهند داشت. چرا كه اندك تلاش آنها به خاطر همان انگيزه‌هاي بيروني، همچون فرار از تنبيه يا كسب خواسته معلم است. اينان در صورت كسب موفقيت اندك هم آن را به شانس و تصادف نسبت مي‌دهند و نه به تلاش و استعداد خود.
اين دانش‌آموزان حتي اگر نيم‌نگاهي به موفقيت داشته باشند، آنقدر آن را صعب‌الوصول مي‌دانند كه دست به عمل نمي‌زنند، در نتيجه هرگز طعم موفقيت را نخواهند چشيد.
در حقيقت گام اول در برخورد با اين افراد چشاندن طعم موفقيت به آنها و درهم شكستن تصور منفي آنها در مورد دستيابي به موفقيت است. در اين صورت است كه «موفقيت»، «موفقيت» مي‌آورد.
از آنجايي كه انسان آمادگي دارد تا فعاليت‌ها و تصوراتش را تعميم دهد، موفقيت در يك درس منجر به موفقيت در دروس ديگر مي‌شود و اين موضوع در مورد دروس اصلي هر رشته مهم‌تر است.
درواقع، ضعف درسي در اين دروس منجر به بي‌علاقگي به تحصيل و گاهي حتي ترك تحصيل مي‌شود و البته عكس آن هم صادق است. به همين علت به معلمان دروس اصلي هر رشته توصيه مي‌شود، شرايط آموزشي و امتحاني را مطلوب نمايند و با ارزشيابي‌هاي مناسب فضاي كلاس را لذت‌بخش كنند.

 


به طوركلي به‌منظور افزايش انگيزه دانش‌آموزان و سوق دادن آنها به سمت دروني شدن انگيزه‌ها راهكارهاي زير توصيه مي‌شود:


1 - سعي كنيم اولويت تجربه‌هاي دانش‌آموزان براي آنها جالب باشد، احساس موفقيت اوليه اعتماد به نفس آنها را افزايش مي‌دهد. اين موضوع در مسابقات ورزشي نيز مشهود است.
2 - براي موفقيت دانش‌آموزان پاداش در نظر بگيريم. منتظر نباشيم تا افت تحصيلي اتفاق افتد و سپس موفقيت را تحسين كنيم.
3 - با احترام گذاشتن به تفاوت‌هاي فردي دانش‌آموزان، هرگز آنها را با يكديگر مقايسه نكنيم.
4 - دانش‌آموزان را در كلاس كمتر درگير مسائل عاطفي منفي نمائيم و نسبت به حساسيت‌هاي عاطفي آنان آشنا و در كاهش آن كوشا باشيم. سخت‌گيري و انضباط شديد، تبعيض، بيان قضاوت‌هاي منفي و خبرهاي ناخوشايند از جمله عواملي است كه موجب درگيري ذهني و كاهش علاقه به يادگيري مي‌شود.
5 - بلافاصله پس از آزمون يا پرسش كلاسي، دانش‌آموزان را از نتيجه كار آگاه كنيد.
6 - براي اينكه دانش‌آموز بداند، در طول تدريس به‌دنبال آموختن به چيزي باشد، بيان اهداف آموزشي مورد انتظار از او را در ابتداي درس فراموش نكنيم.
7 - چگونگي يادگيري و نحوه انجام كار براي دانش‌آموز مشخص شود.
8 - به‌منظور افزايش حس كفايت در دانش‌آموز از او بخواهيم مطالب ياد گرفته شده را به دوستان يا كلاس آموزش دهد.
9 - در مورد مشكلات درسي دانش‌آموز و ريشه‌يابي آن، با او تبادل نظر و گفت‌وگو كنيم.
10 - تشويق كلامي در كلاس، به صورت انفرادي بسيار حائز اهميت است.
11 - مطالب درسي را به ترتيب از ساده به دشوار مطرح كنيم.
12 - از بروز رقابت ناسالم در بين دانش‌آموزان پيشگيري شود.
13 - در فرآيند آموزش متكلم وحده نباشيم و يادگيرندگان را در يادگيري مشاركت دهيم.
14 - علاقه به دانش‌آموزان و تعلق خاطر و اهميت دادن به يكايك آنها، سطح انگيزه‌ها را افزايش مي‌دهد.
15 - آموزش را با «تهديد» پيش نبريم.
16 - براي دانش‌آموزان با انگيزه، خوراك علمي كافي داشته باشيم.
17 - با محول كردن مسئوليت به دانش‌آموزان كم توجه، آنان را به رفتارهاي مثبت هدايت و علل كم‌توجهي در آنها را بررسي كنيد.
18 - شيوه‌هاي تدريس را از سنتي به شيوه‌هاي روز تغيير داده و با استفاده از تكنولوژي آموزشي، حواس پنجگانه دانش‌آموزان را به كار گيريم.
19 - ميان درس كلاس و مسائل زندگي كه به وسيله همان درس قابل حل است، ارتباط برقرار كنيم.
20 - تدريس را با طرح مطالب و پرسش‌هاي جالب توجه آغاز كرده و با تحريك حس كنجكاوي، دانش‌آموزان را برانگيخته‌تر سازيم.
21 - به وضعيت جسماني دانش‌آموزان توجه كرده و علل جسمي بي‌توجهي و كاهش انگيزه آنان را بيابيم.
22 - محيط كلاس را با طراحي زيبا و مناسب، جذاب سازيم تا مانع بروز كسالت روحي شويم.
23 - با فرهنگ و تاريخچه زندگي افراد مدرسه يا محله‌اي كه در آن تدريس مي‌كنيم، آشنا شده و در طول تدريس از مثال‌هاي آشنا استفاده كنيم.www.zibaweb.com
24 - به منظور اطلاع از نتيجه فعاليت درسي دانش‌آموزان و ارائه بازخورد به موقع و مناسب، تكاليف آنان را بلافاصله در جلسه بعدي ملاحظه و با رفع اشكالات، جنبه‌هاي مثبت را تشويق كنيد.
25 - در گرفتن آزمون و امتحان به قول خود عمل كنيم.
26 - زمان يادگيري بايد در حد توان دانش‌آموز باشد. براي تجديد قوا و انگيزه در ميان كلاس از وقت تفريح و استراحت غافل نشويم.
27 - دانش‌آموز را از ميزان پيشرفت خود آگاه سازيم تا بداند براي رسيدن به هدف چه گام‌هاي ديگري بردارد.
28 - به لحاظ اخلاقي و ايجاد انگيزه، هميشه خوش‌اخلاق و خوش‌رو باشيم.
29 - به منظور افزايش حس كفايت و مشاركت در ارائه دروس از نظرات دانش‌آموزان استفاده كنيم.
30 - مطمئن باشيم كه توجه دانش‌آموزان براي شروع تدريس آماده است.
31 - تمام مطالب دشوار را يكجا و در يك جلسه آموزش ندهيم.
32 - به خاطر داشته باشيم، توجه افراطي به دانش‌آموزان (قوي يا ضعيف) موجب متشنج شدن فضاي كلاس مي‌شود.
33 - دانش‌آموزان را به گروه‌هاي «خوب»، «بد» و «ضعيف» تقسيم‌بندي نكنيم.
34 - از ورود به موضوعات حاشيه‌اي كه منجر به انحراف توجه كلاس مي‌شود، بپرهيزيم.
35 - با ايجاد جلسات بحث و تحليل به دانش آموزان فرصت تفكر و اظهار نظر بدهيم.
36 - هرگز دانش‌آموزان را مجبور به انجام فعاليت‌هاي تحقيركننده نظير «جريمه» نكنيم.
37 - به افراد درون‌گرا، كمرو، مضطرب كه تمايلي به ابراز وجود ندارند، توجه كرده و با تقويت رفتارهاي مثبت، آنها را به مشاركت در بحث‌هاي كلاسي و كارهاي گروهي تشويق كنيم.
38 - در روش‌هاي تدريس، كنفرانس و سمينار را مد نظر قرار دهيم.
39 - تأكيد بر نمره، اضطراب دانش‌آموزان را افزايش مي‌دهد و مانع از توجه كامل به موضوع درس مي‌شود. اين دانش‌آموزان با وجود تلاش زياد از نمرات پاييني برخوردارند و به تدريج رابطه ميان تلاش و نتيجه را ناديده مي گيرند كه در نهايت منجر به از دست رفتن انگيزه خواهد شد.
40 - گاهي از تجربه‌هاي دوران تحصيل و شكست‌ها و موفقيت‌هاي خود براي دانش‌آموزان صحبت كنيد
http://amer1374.blogfa.com/
***********************

 

 

 

نقش انگيزش در يادگيري‌

 

 

 

ناهيد محمدي آچاچلويي

در چهارچوب كلاس درس، انگيزش به خصوصيات رفتاري نظير علاقه هشياري، توجه، تمركز و پشتكار اطلاق مي‌شود. اين جنبه‌هاي انگيزشي جنبه‌هايي هستند كه معلم مستقيماً در كلاس با آنها سروكار دارد.

اگر دانش آموزي به درس توجه نكند، به گفته‌ها و راهنمايي‌هاي معلم وقعي ننهد و تكاليف خود را انجام ندهد، بالطبع ياد دادن مطلب به او بسيار دشوار خواهد بود.

هم‌چنين مربيان آموزشي با خصوصيات انگيزشي درازمدت نيز سروكار دارند. براي مثال، معلم دبستان، نه تنها مي‌خواهد كه كودكان به درس كلاس توجه كنند، بلكه مايل است به آنان بياموزد كه در زندگي آينده خود نيز از خواندن لذت ببرد، همچنين معلم تاريخ نه تنها علاقمند است كه شاگردان درسهاي او را بياموزند، بلكه اميدوار است كه اين شاگردان در آينده نيز رويدادهاي اجتماعي و تاريخي را دنبال كنند.‌

حال بهتر است درباره اينكه چه عواملي سبب افزايش انگيزش در كلاس درس مي‌شوند و چگونه مي‌توان از اين عوامل در كلاس استفاده كرد سخن بگوييم. كاربرد اين عوامل معمولاً نيازي به دگرگون كردن برنامه كلاس ندارد و اغلب خود معلم در كلاس درس، از عهده آن برمي‌آيد. مهمترين اين عوامل عبارتند از:



1- استفاده از تشويق لفظي‌

در بسياري از موارد، حتي تشويق نقدي، به اندازه تشويق لفظي معلم در برانگيختن شاگرد مؤثر نيست. به كاربردن كلمات ساده‌اي نظير <خيلي خوب>، <عالي>، <آفرين> كه به دنبال پاسخ درست با رفتار مطلوب شاگرد مي‌آيند وسيله بسيار مؤثري در افزايش انگيزش شاگردان است. تشويق لفظي در حقيقت ساده‌ترين و طبيعي‌ترين وسيله بالابردن سطح انگيزش شاگردان است.



2- به كار بردن صحيح آزمون‌ها و نمرات در كلاس‌

در سالهاي اخير، عده زيادي در مورد اينكه آيا وادار كردن شاگرد به يادگيري براي گرفتن نمره، ارزش بالقوه‌اي دارد يا نه بحث بسيار كرده‌اند.

گروهي كه مخالف آزمون و نمره دادن‌‌اند، استدلال مي‌كنند كه آزمونها يادگيرنده را از مسير اصلي يادگيري منحرف مي‌كنند، باعث اضطراب او مي‌شوند، به ناكامي علايق او مي‌انجامند و نظام ارزشهاي او را به هم مي‌زنند.

به عقيده‌ اين گروه نمره دادن در معلم نيز تأثير نامطلوبي دارد، زيرا سبب مي‌شود كه معلم قضاوتهاي غيرعادلانه بسياري از خود نشان دهد كه صرفاً بر پايه نمره شاگرد بنا شده است. علاوه بر آن، نمره دادن باعث مي‌شود كه معلم روابط گرم و صميمانه خود را با شاگردان از دست بدهد. اين گروه هم‌چنين عقيده دارند كه شاگردان بالاخره به نامتغير بودن نمرات پي مي‌برند. يك بررسي نشان داده است كه نمرات دانشجويان پزشكي، با حذافت آنها در پزشكي رابطه‌اي ندارد شاگردان بالاخره مي‌‌فهمند كه نمره تأثيري در يادگيري ندارد، ولي مجبورند كه براي نمره درس بخوانند. بنابراين، تأثير نمره در انگيزش يادگيري زياد است، ولي يادگيري را از مسير مطلوب خود منحرف مي‌كند.‌

مدافعان سنجش و ارزشيابي، جواب مي‌دهند كه ارزشيابي و نمره دادن كه وسيله ارزشيابي است يك حقيقت غيرقابل اجتناب زندگي است، ما نمي‌توانيم ارزش و اهميت چيزي را بدون دادن نمره يا ارزشي به آن دريابيم و قدرداني كنيم. بعضي آزمايش‌ها نشان داده‌اند كه امتحانات متعدد سبب مي‌‌شود كه شاگرداني كه چندين بار امتحان داده‌اند انگيزش بالايي پيدا كنند و موفقيت تحصيلي بيشتري به دست آورند.



3-تقويت كنجكاوي، جستجوگري و تمايل به اكتشاف در شاگردان‌

محرك‌هايي كه تازه، پيچيده و شگفت‌انگيز باشند. ميزان انگيزش را در شاگردان بالا مي‌برند.

چنين محرك‌هايي باعث نوعي تعارض ذهني در شاگرد مي‌شوند كه نتيجه آن افزايش انگيزش براي رفع اين تعارض است براي مثال: شگفتي‌ در برابر مشاهده آزمايش انبساط اجسام براثر حوادث: گلوله‌اي فلزي از داخل يك حلقه فلزي مي‌گذرد، حال اگر گلوله را گرم كنيم، ديگر از حلقه نمي‌گذرد.‌

ايجاد شك و دودلي در اثر فعاليتهايي مانند اينكه از شاگردان بپرسيم آيا مجموع زواياي داخلي هرمي برابر 180 درجه است يانه؟

در همه اين موارد نوعي كنجكاوي ادراكي ايجاد مي‌شود. انگيزش تا زماني ادامه مي‌يابد كه يا تعارض حل شود يا شاگرد از به دست آوردن جواب خسته و نااميد شود. بنابراين، بايد در نظر داشت كه مسائل چنان مشكل نباشد كه شاگرد از به دست آوردن جواب نااميد شود.



4- انجام دادن كارهاي غيرمنتظره در كلاس‌

تغيير روش معمول و عادي معلم در كلاس ممكن است عاملي براي برانگيختن شاگردان باشد. مثلاً معلم مي‌تواند ناگهان پيشنهاد كند كه درس را در هواي آزاد و خارج از كلاس ادامه دهند.



5- استفاده از مطالب و اشياء آشنا در مثال زدن‌

وقتي پاي مثال زدن در ميان باشد، استفاده از مطالب و موضوعات آشنا به مراتب بهتر از مطالب نامأنوس و ناشناخته است. مثلاً اگر در مسائل حساب و هندسه از اسامي شاگردان كلاس استفاده شود، انگيزش و توجه بيشتر خواهد شد. هم‌چنين استفاده از اشياء موجود در كلاس يا در مدرسه، براي دادن مثالهائي از اجسام هندسي و غيره مطلوب‌تر از استفاده از اجسام ناآشنا است.



6‌- عرضه كاربرد مفاهيم و اصول در زمينه‌هاي غيرمنتظره‌

مثلاً اگر هدف تدريس مفاهيم عرضه و تقاضا در اقتصاد باشد، بهتر است كه ابتدا براي درك آن مفاهيم از مثالهاي آشنا (مثلاً عرضه و تقاضاي اتومبيل) استفاده كرد. ولي براي كاربرد آن مفاهيم، بهتر است‌

از زمينه‌هاي غيرعادي مثل عرضه و تقاضاي هواپيماهاي جنگي استفاده كرد. بايد شاگردان توجهشان بيشتر به موضوع جلب شود.



7- واداركردن يادگيرنده و كاربرد مطالب آموخته شده‌

اين كار سبب مي‌شود كه مطالب آموخته شده قبلي تقويت شوند بعلاوه در شاگردان اين انتظار بوجود مي‌آيد كه مطالبي كه آموخته است در ‌آينده مورد استفاده او قرار خواهد گرفت. بنابراين در يادگيري تنها آموختن مسائل جديد مطرح نيست.

بلكه مطالب آموخته شده قبلي نيز بايد در زمينه فعلي تكرار شوند تا دانش‌آموزان بتوانند آنها را بهتر به خاطر بسپارند.



8- استفاده از نمايش و بازي در آموزش مطالب درسي‌

بازيها و نمايش‌ها شاگردان را برمي‌ انگيزند. تعادل را افزايش مي‌دهند، تصاوير روشني از واقعيات زندگي در برابر شاگردان قرار مي‌دهند و سبب مي‌شوند كه شاگردان، خود در يادگيري مستقيماً شركت جويند بسياري از درس كلاسي را مي‌توان به صورت نمايش درآورد مثلاً براي آن كه شاگردان بياموزند كه يك سازمان چگونه اداره مي‌شود، مي‌توان آنها را به پستهاي مختلف اداري منصوب كرد و از آنان خواست تا به مدت يك ساعت، سازمان تشكيل شده را اداره كند.



9- ترتيب‌دادن شرايط محيط آموزش به نحوي كه براي شاگرد خوشايند باشد.

شركت شاگردان در يادگيري مطالب درسي بايد تقويت شود. عوامل يا حوادثي كه اين شركت كردن را ناخوشايند مي‌سازند بايد به حداقل كاهش يابند.

برخي از عوامل ناخوشايند عبارتند از:

ناراحتي جسمي ناشي از نشستن در كلاس به مدت طولاني يا دشواري ديدن تخته سياه.

ناكامي ناشي از ناتواني در دريافت تقويت از معلم در برابر انجام دادن رفتار مطلوب سنجيدن معلومات شاگردان در مورد مطالبي كه قبلاً به آنان آموخته نشده است.

سعي در تدريس مطالبي كه بالاتر از سطح درك و استعداد شاگردان باشد.

نبودن بازخوردهاي به موقع در كلاس.

شركت كردن شاگرد در كلاسي كه شاگردان آن از نظر استعداد، در سطح پايين‌تري قرار دارند.

10- درك روابط قدرت بين معلم و شاگرد و استفاده صحيح از قدرت موجود معلم براي جهت دادن به انگيزش شاگردان‌

قدرت اجتماعي مي‌تواند به شكلهاي قدرت پاداش دادن، قدرت اجرائي، قدرت قانوني، قدرت سرمشق بودن و قدرت تخصص و كارائي خودنمايي كند.

منظور از قدرت پاداش، داشتن قدرت كنترل در پاداش دادن به ديگران است اين قدرت را مي‌توان در روابط بين رئيس و مرئوس، شاگرد و معلم، پدر و مادر و فرزندان مشاهده كرد، در تمام اين موارد، يك شخص مي‌تواند اشخاص ديگر را با اضافه حقوق، نمره و با صحبت پاداش دهد.

قدرت اجرائي در حقيقت همان قدرت تنبيه است و قدرت قانوني مبتني بر قوانين، مقررات و رسوم اجتماعي است كه براساس آنها به فردي امكان مي‌دهد تا بر رفتار اشخاص ديگر نظارت كند.

تجزيه و تحليل اين قدرتها نشان مي‌دهد كه فرد مي‌‌تواند با استفاده از قدرت سرمشق رفتار شاگردان را تحت تأثير قرار دهد.

شناخت روابط قدرت در كلاس به معلم امكان مي‌دهد تا با استفاده صحيح و به موقع از قدرتهاي خود، انگيزش شاگردان را در جهت مطلوب موردنظر هدايت كند. مثلاً اطلاع دقيق و عميق معلم از موضوع درسي نقش مهمي در بالابودن انگيزش شاگردان در كلاس دارد زيرا كمبود معلومات معلم سبب مي‌شود كه شاگردان باهوش چنين كمبودي را به سرعت دريابند و ديگر توجه لازم به درس نكنند.

هم‌چنين استفاده از تشويق‌هاي به جا و مناسب اعم از لفظي يا غيرلفظي، وسيله‌ي مناسبي براي بالابردن انگيزش درسي شاگردان است. http://www.ettelaat.com

000000000000000

 

 

 

 

تأثير انگيزش در آموزش و پرورش و کلاس درس، پیشنهاداتی به معلمان

 

ثريا بهاري اويلق

معلمان و مربياني كه وظيفه تعليم و تربيت را به عهد‌ه د‌ارند‌، براي آنكه بتوانند‌ وظيفه خود‌ را انجام د‌هند‌ و رغبت به ياد‌گيري بيشتر را د‌ر شاگرد‌ان به وجود‌ آورند‌، بايد‌ بد‌انند‌ كه چگونه مي‌توانند‌ د‌ر اجراي اين منظور از عامل انگيزش بهره گيرند‌. البته، براي ايجاد‌ انگيزش عوامل گوناگوني وجود‌ د‌ارند‌ كه مهم‌ترين و كارسازترين آنها را د‌ر ايجاد‌ انگيزش تحصيلي به اختصار بيان مي‌كنيم.

تشويق زباني: گاهي تشويق لفظي معلم مانند‌ احسنت، آفرين و بسيار خوب، از هر شيوه انگيزشي د‌يگر مؤثرتر است. تشويق‌هاي زباني د‌ر شاگرد‌ان خرد‌سال تأثير بيشتري د‌ارند‌ بد‌ين جهت، معلمان بايد‌ از به كار برد‌ن الفاظ د‌رشت، برخورد‌ كنند‌ه و ركيك خود‌د‌اري كنند‌ و به گفته سعد‌ي زمزمة محبت‌ساز كنند‌ و محيط امن و رضا به وجود‌ آورند‌.

كاربرد‌ آزمون و نمره: بعضي از معلمان بي‌آنكه به ياد‌گيري و د‌رك مطلب از سوي شاگرد‌ان توجهي د‌اشته باشند‌، پي د‌ر پي د‌رس مي‌د‌هند‌ و د‌ربارة د‌رس‌هاي گذشته هيچ‌گونه پرسشي نمي‌كنند‌. روان‌شناسان معتقد‌ند‌ كه با اين روش، انگيزه‌هاي لازم د‌ر شاگرد‌ان پد‌يد‌ نمي‌آيد‌. اما اگر معلم بتواند‌ هر د‌و هفته يكبار از د‌رس‌هاي د‌اد‌ه شد‌ه امتحان كند‌ و نمره‌هاي آنها را به نحوي د‌ر آزمون‌هاي پاياني د‌خالت د‌هد‌، تهد‌يد‌ها د‌ر تمركز حواس شاگرد‌ان اختلال به وجود‌ مي‌آورد‌ و آنان را بيشتر به فكر تقلب مي‌اند‌ازد‌ تا آموختن د‌رس.

انگيزش حسن كنجكاوي: يكي د‌يگر از راه‌هاي ايجاد‌ انگيزش، تحريك حس كنجكاوي شاگرد‌ان است. اگر معلم بتواند‌ ضمن د‌رس مسائل مربوطه را مطرح كند‌ يا طرح‌هايي را ارائه د‌هد‌ كه نياز به د‌انش و بينش د‌اشته باشد‌، آن‌چنان كه شاگرد‌ان را براي يافتن پاسخ به تلاش و كوشش فكري واد‌ارد‌، اين امر بي‌شك آنان را به د‌انستن و آموختن بيشتر علاقه‌مند‌ مي‌سازد‌، زيرا يكي از ويژگي‌هاي يك انسان سالم و اميد‌وار به زند‌گي، يافتن پاسخ‌هاي د‌رست براي مسائل و معماهايي است كه د‌ر برابر او قرار مي‌گيرند‌.

اهميت شبيه‌سازي و بازي: وقتي د‌رس با تفريح و بازي همراه باشد‌، شاگرد‌ان به آموختن آن علاقه بيشتري پيد‌ا مي‌كنند‌. بازي‌ها و شبيه‌سازي‌ها از آن جهت د‌اراي اثر انگيزش هستند‌ كه هم اطلاعات ياد‌گيرند‌گان را با واقعيات محيط تطابق مي‌د‌هند‌ و هم تصويرهاي روشني از زند‌گي واقعي عرضه مي‌كنند‌ و شاگرد‌ان را به‌طور مستقيم با جريان‌ها و مسائل ياد‌گيري روبرو مي‌سازند‌. به تجربه ثابت شد‌ه است كه وقتي ياد‌گيرند‌گان مطالب د‌رسي را د‌ر ارتباط با مسائل و پيشرفت‌هاي زند‌گي بيينند‌ و آنها را سود‌مند‌ تشخيص د‌هند‌، به آموختن آنها د‌لبستگي بيشتري پيد‌ا مي‌كنند‌.

5 ـ علاقه معلم به د‌رس: علاقه امري مسري است. وقتي شاگرد‌ان ببينند‌ كه معلم خود‌ تا چه حد‌ به موضوع د‌رس و پيشرفت د‌ر آن اهميت مي‌د‌هد‌، همين امر سبب مي‌شود‌ كه شاگرد‌ان نيز د‌رس را جد‌ي بگيرند‌ و براي آموختن و تسلط د‌ر آن كوشش بيشتري به كار برند‌، اما اگر ملاحظه كنند‌ كه معلم به د‌رس چند‌ان علاقه و توجهي ند‌ارد‌ يا از روي خستگي و بي‌ميلي به تد‌ريس مي‌پرد‌ازد‌ و شاگرد‌اني كه د‌رس را آموخته با نياموخته‌اند‌، د‌ر نظر او يكسانند‌ آنها نيز به د‌رس بي‌اعتنا مي‌شوند‌. البته پيشرفت‌هاي تحصيلي د‌رچنين وضعي بسيار كند‌ و ناچيز خواهد‌ بود‌.

اتاق د‌رس د‌ل‌انگيز: كلاسي كه از نظر وسعت، آسايش، نور و تهويه خوب و متناسب باشد‌ بيشتر رغبت شاگرد‌ان را براي حضور مرتب د‌ر كلاس برمي‌انگيزد‌، به ويژه اگر از نظر رواني هم از شرايط لازم برخورد‌ار باشد ، همچنين معلم و سرپرستان مد‌رسه بايد‌ مراقب امنيت بد‌ني و رواني شاگرد‌ان باشند‌. بد‌ين معني كه اجازه ند‌هند‌ شاگرد‌ان زورگو و زيرد‌ست آزار امنيت رواني شاگرد‌ان ضعيفتر را د‌چار مخاطره سازند‌. به علاوه كلاس هر د‌رس بايد‌ د‌ر حد‌ امكان د‌اراي تجهيزات مورد‌ نياز باشد‌. براي نمونه، د‌ر كلاس معلم جغرافيا بايد‌ افزون بر نقشه جهان‌نما، نقشه كشوري كه د‌رس د‌اد‌ه مي‌شود‌ وجود‌ د‌اشته باشد‌.

تأثير مسابقه: مسابقه نيز يكي د‌يگر از انگيزه‌هاي آموزشي است. وقتي معلم مي‌خواهد‌ بد‌اند‌ كه كد‌اميك از شاگرد‌ان او د‌ر د‌رس معيني بهترين است، ميان شاگرد‌ان مسابقه برگزار مي‌كند‌. البته بايد‌ توجه د‌اشت همان‌گونه كه د‌ر وزنه‌برد‌اري، هم وزن‌ها با هم مسابقه مي‌د‌هند‌، د‌ر موضوع‌هاي علمي نيز نمي‌توان شاگرد‌ان كم‌هوش را با نيزهوشان به مسابقه واد‌اشت. مسابقه‌هاي ناهمگون نه تنها انگيزة ياد‌گيري پد‌يد‌ نمي‌آورند‌، بلكه شاگرد‌ان كم استعد‌اد‌ را از د‌رس و مد‌رسه سرخورد‌ه و نااميد‌ مي‌سازند‌. روان‌شناسان معتقد‌ند‌ كه اگر بنا باشد‌ ميان شاگرد‌ان مسابقه‌اي برگزار شود‌، بايد‌ شاگرد‌ان هم استعد‌اد‌ را به مسابقه واد‌اشت، ولي بهترين مسابقه آن است كه هر شاگرد‌ با خود‌ش مسابقه بد‌هد‌.بد‌ين معني كه بكوشد‌ پيشرفت‌هاي د‌رسي او هر هفته بهتر از هفته گذشته باشد‌. ‌

8 ـ د‌ريافت جايزه: گروهي از شاگرد‌ان براي د‌ريافت جايزه به كار و پيشرفت‌هاي تحصيلي علاقه نشان مي‌د‌هند‌. ليونور د‌رويل معتقد‌ است: «اگر به شاگرد‌ي كه د‌ر كارش پيشرف كرد‌ه است جايزه بد‌هيم، شاگرد‌ان د‌يگر را به‌طور غيرمستقيم به كارشان د‌لبسته كرد‌ه‌ايم.

شاگرد‌ان هرچه بيشتر به د‌ريافت جايزه علاقه د‌اشته باشند‌، كوشش زياد‌تري براي اصلاح و پيشرفت تحصيلي به خرج مي‌د‌هند‌. جايزه گرچه د‌اعيه مؤثري براي كار و فعاليت است، اما بايد‌ جانب احتياط را رعايت كرد‌. پد‌ر و ماد‌ر يا معلمي كه براي كار كود‌كان پيوسته به جايزه متوسل مي‌شوند‌، د‌ر واقع به آنان رشوه مي‌د‌هند‌. د‌ر اينجا خطري كه ممكن است پيش بيايد‌، اين است كه كود‌كان عاد‌ت كنند‌ هر وقت جايزه‌اي د‌ر كار باشد‌، بايد‌ به فعاليت بپرد‌ازند‌ و آنگاه كه جايزه‌اي وجود‌ ند‌ارد‌، سستي و تنبلي پيشه كنند‌. به اين جهت شايسته است كه د‌اعيه‌هاي د‌يگري را به كار برند‌.»

9ـ پرهيز از  تبعیض: يكي از عواملي كه موجب د‌لسرد‌ي و بي‌علاقگي د‌ر امر تحصيل مي‌شود‌، تبعيضي است كه معلم نسبت به شاگرد‌ان مختلف روا مي‌د‌ارد‌. وقتي شاگرد‌ان ببينند‌ كه معلم با آنان رفتاري يكسان ند‌ارد‌ و بعضي را بر بعضي د‌يگر ترجيح مي‌د‌هد‌، نسبت به او سوءظن پيد‌ا مي‌كنند‌ و د‌ر نتيجه به د‌رس او نيز بي‌علاقه مي‌شوند‌.

معلم ورزيد‌ه و كارد‌ان هرگز اين احساس را د‌ر شاگرد‌ان خود‌ به وجود‌ نمي‌آورد‌ كه او فرزند‌ان طبقه‌هاي اجتماعي بالا را برتر و از فرزند‌ان طبقه‌هاي پايين مي‌د‌اند‌، بلكه مي‌كوشد‌ نشان د‌هد‌ كه د‌ر كلاس براي او فرزند‌ان سرمايه‌د‌اران، د‌ولتمرد‌ان و كارگران يكسانند‌. فقط كساني د‌ر نزد‌ او گرامي‌ترند‌ كه وظيفه‌شناس‌تر و مسئول‌ترند‌ و د‌ر نتيجه از امتياز و احترام بيشتري برخورد‌ار مي‌شوند‌.

10ـ ايجاد‌ نگراني: تشويق يا نگراني نيز د‌ر موارد‌ي فرد‌ را واد‌ار به كار و فعاليت مي‌كند‌. اگر شاگرد‌ از نمرة بد‌ يا مرد‌ود‌ شد‌ن د‌ر امتحان پاياني بيمي به خود‌ راه ند‌هد‌، به د‌رس خواند‌ن و ياد‌گيري نمي‌پرد‌ازد‌، اما نگراني بيش از حد‌ هم موجب اختلال د‌ر تمركز اند‌يشه و حواس مي‌شود‌ و شاگرد‌ را از پيشرفت‌هاي تحصيلي باز مي‌د‌ارد‌ و د‌ر نتيجه او را از د‌رس و مد‌رسه بيزار مي‌كند‌. بنابراين، نگراني و د‌لواپسي اگر بد‌ان حد‌ و ميزاني برسد‌ كه شاگرد‌ را به كار و كوشش واد‌ار مي‌كند‌، انگيزه‌اي ارزند‌ه و سود‌مند‌ است، اما اگر سبب اضطراب خاطر و اختلال فكر شود‌، معلم بايد‌ د‌ر تسكين آن بكوشد‌ و به راه‌هاي مختلف شاگرد‌ان را از نگراني امتحان و نمره بيرون آورد‌.

11ـ تغيير به عنوان پيشرفت: اگر شاگرد‌ اعتقاد‌ پيد‌ا كند‌ كه تغيير و تحول نشانه پيشرفت و تكامل است، آن وقت مي‌كوشد‌ كه خود‌ را از حالت ايستايي و توقف د‌ر جهالت و ناد‌اني خارج سازد‌ و با آموختن مطالب و راه و روش هاي جد‌يد‌ خود‌ را با د‌گرگوني‌هاي محيط سازگار كند‌. اگر نتوان چنين فكري را د‌ر ذهن شاگرد‌ به وجود‌ آورد‌، نمي‌توان از او انتظار د‌اشت كه براي تغيير و ياد‌گيري و بهبود‌ وضع خود‌ كوشش پي‌گيري به كار برد‌، اما گاهي مي‌توان با توسل به آيه‌ها و حد‌يث‌هاي د‌يني و اشاره به خواست و اراد‌ه خد‌اوند‌ به تحقق چنين هد‌في د‌ست يافت.

12ـ ارتباط د‌رس با زند‌گي: معلم د‌ر همان جلسه نخست بايد‌ به بيان اهميت و اعتبار د‌رس خود‌ بپرد‌ازد‌ و فرا گرفتن د‌رس و حل مسائل زند‌گي را به هم ارتباط د‌هد‌. براي مثال، د‌رس حساب و رياضي را، نه تنها يك د‌انش مهم به شمار آورد‌، بلكه د‌انستن آنها را، هم د‌ر مسائل روزانه زند‌گي و هم د‌ر محاسبه‌هاي علمي و ياري به پيشرفت د‌ر علوم د‌يگر، ياد‌آور شود‌.

http://www.ettelaat.com

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چه عواملی به نشاط دانش آموزان در کلاس کمک می کند ؟، راههای نشاط بیشتر دانش آموز در مدرسه،شاداب سازی محیط کلاس،شاد کردن محیط کلاس،چرا دانش آموزان در مدرسه شاد نیستند ، چگونه خوب سخنرانی کنیم ، روشهای ایراد سخنرانی مفید،چرا نمی توانیم سخنرانی کنیم،روشهای سخنرانی خوب،غلبه بر ترس سخنرانی

عوامل موثر بر نشاط دانش آموزان در کلاس درس 

وضعیت فیزیکی کلاس:

یکی از عوامل مؤثر در نشاط دانش آموزان وضعیت فیزیکی کلاس می باشد. فضای فیزیکی شامل رنگ، نور، چینش نیمکت ها، تهویه و تعداد دانش آموزان است.

الف) رنگ:

مطالعات و تحقیقات دانشمندان نشان می دهد رنگ ها همان گونه که بر روح و روان آدمی تأثیرات گوناگونی به جای می گذارند، جسم او را نیز تحت تأثیر قرار می دهند. محققان بر این باورند که هر یک از رنگ ها فواید خاص درمانی محسوسی برای بدن انسان دارند و در این باره گزارش های متعددی مبنی بر استفاده های موفقیت آمیز از رنگ در درمان بسیاری از بیماری های فیزیکی دریافت کرده اند. برخی از دانشمندان حتی معتقدند تمایل ناخودآگاه ما به یک یا چند رنگ خاص می تواند نشانه ای از نیازهای بدن ما در جهت ترمیم خود باشد. اطلاع از خواص درمانی مختلفی که به هر یک از رنگ ها نسبت داده شده است می تواند کمک شایانی به انتخاب صحیح آنها هنگام تهیه لوازم و طراحی دکوراسیون فضاهای مختلف مدرسه باشد.

به عنوان مثال رنگ نارنجی رنگ گرم و صمیمی است. نارنجی پرتوهای شادی آفرینی از خود ساطع می کند که موجب رفع خستگی است. یا رنگ سبز که انرژی زا و آرامش بخش است به طوری که اضطراب را از انسان دور می کند و موجب رفع تنش و گرفتگی های عضلانی می شود. به خصوص این که سبز رنگی ایده آل برای فضاهایی است که در آنها تمرکز و آرامش مورد نیاز است.

ب) چینش نیمکت ها:

برای ارتباط و تعامل بیشتر دانش آموزان با یکدیگر و همچنین ارتباط مؤثر و چهره به چهره معلم با دانش آموزان می بایست نیمکت ها طوری چینش شوند که این مهم محقق گردد. علمای تعلیم و تربیت بهترین روش چینش صندلی ها را به صورت دایره ای یا «U» شکل پیشنهاد می کنند، خصوصاً در درس هایی که نیاز به بحث و بررسی، فعالیت های گروهی برای حل یک مسئله و یا انجام آزمایش و یک پروژه می باشد. در این صورت تعامل و ارتباط به شکل صحیح انجام پذیر خواهد بود. این امر باعث می گردد تمامی دانش آموزان درگیر آن فعالیت شوند و حالت انفعالی و خستگی در آنها به وجود نیاید.

ج) تهویه و تعداد دانش آموزان:

تهویه هوا باعث می شود به صورت مستمر هوای تازه و پر اکسیژن در کلاس در جریان باشد و تنفس راحت تر انجام گردد، در نتیجه نشاط و سرزندگی به وجود می آید و حالت رخوت و کسالت از دانش آموزان دور می شود، ضمن آن که تعداد دانش آموزان باید به خصوص نسبت به مساحت و فضای موجود متناسب باشد.

● ابزار تشویق:

تشویق جلوه ای از تحسین و تقدیر و نوعی تأیید برای فرداست، در سایه آن شوقی در آدمی پدید می آید که به رفتاری معین اقدام کرده و آن را مکرر می سازد.

به طور کلی در تعریف تشویق می توان گفت: تشویق عامل وادار کننده است که به انسان نیرو و انرژی می دهد، شخصی که تشویق می شود از کار و زحمت خود احساس رضایت و خشنودی می کند و این رضایت خاطر است که جلوی خستگی و بی میلی او را می گیرد.

تشویق و تحسین مایه تقویت روح است وحس اعتماد را در فرد به وجود آورده و استعدادهای فرد رشد کرده و توان درونی اش به فعلیت درمی آید.

حاصل تشویق ممکن است فایده ای برای آدمی نداشته باشد، ولی همین خودپسندی فرد را امتناع می کند و به او اطمینان می دهد که عملش عاقلانه و مورد تأیید بوده است در نتیجه موجب دلگرمی و نشاط او می شود.

● خواب کافی دانش اموزان در اوقات قبل از کلاس و ورود به مدرسه:

خواب از جایگاه بسیار مهمی در زندگی ما برخوردار است. خوابیدن مثل تغذیه کار غریزی است و هر یک از این دو جزیی از غریزه بقاء است.

اهمیت استثنائی خواب علیرغم این که ما به آن بی توجه هستیم، از هر زاویه ای که آن را مورد بررسی قرار دهیم و ازهر جنبه زندگی که به آن مربوط می شود بنگریم، یک واقعیت است. خواب ناکافی از جهت های مختلف بر انسان عواقب سوء می گذارد.

از نظر جسمی در صورت بی خوابی، بیماری های مزمن نیز گسترش می یابد، تغییراتی نیز در فرمول خون به وجود می آید که در درازمدت سبب پیدایش کم خونی می گردد و حالت کسالت همراه با خستگی دایمی و فزاینده و یک حالت تنبلی که به خوبی نمی توان آن را توجیه کرد، تولید می کند. علاوه بر این بدخوابی نه تنها باعث خستگی می گردد، بلکه نیروی جسمی را نیز کاهش داده و عمل گوارش را مشکل تر و کندتر می سازد و عملکرد حواس نیز مختل می شود.

دانش آموزانی که خواب کافی نداشته باشند، عصبی، نگران، ناپایدار و سپس مضطرب شده و از مرحله روانی شدید به مرحله کوفتگی و خستگی می رسند.

مسلماً در این بدخوابی ها، دوره های طبیعی و بیولوژیک همراه، با تناوب هایی از شدت و ضعف نیز وجود دارد، ولی چون خواب از کیفیت و کمیت بدی برخوردار است آنها را تشدید کرده و از کاهی کوه می سازد. شخص کم خواب دائماً دچار ناراحتی روانی می شود. چنین فردی خصایص بسیار با ارزش خود یعنی دوراندیشی را از دست می دهد. براثر بی خوابی روزبه روز بر افسردگی کودکان افزوده می شود و مشکلات دیگری در این زمینه عارض آنها می گردد، از جمله کم اشتهایی، ضعف انرژی، مشکلات روحی، کناره جویی از دوستان و فعالیت ها، احساس بی ارزش بودن و اندوهگینی می کنند.

همچنین اهمیت دادن به هدف در آموزش وتقویت انگیزه درونی از جمله عوامل ایجاد نشاط در دآنش آموزان است.

دمای کلاس،شاد بودن معلم و کارکنان مدرسه،عدم استفاده از تنبیه بدنی،استفاده از موزیک های ملایم و مناسب، محبت اولیای مدرسه به تمام دانش آموزان ، شرکت تعاونی فعال مدرسه و... همگی می تواند در جای خود به جذابیت مدرسه و کلاس کمک نماید .

منبع: خلاصه ی از مقاله آقای حسین برومنددر روزنامه کیهان

************************** 

 

كارآفريني زنان از منظر تعليم و تربيت (2)ـ رزا خورشيدي

 
كارآفريني زنان از منظر تعليم و تربيت (2)ـ رزا خورشيدي

6- عوامل پرورش و بازدارندة خلاقيت

در مورد چگونگي رشد خلاقيت نيز صاحب‌نظران ، عقايد متفاوتي ابراز داشته‌اند. از جمله آمابيل و همكاران ( 1988ـ به نقل از حسيني 1377) پس از مصاحبه با 120 دانشمند در 20 رشتة مختلف اعلام كردند كه نقش عوامل محيطي در رشد خلاقيت ، برتر از عوامل شخصي است.

فردوسي (1384) تصريح مي‌كند كه هوشبهر رابطه‌اي با خلاقيت ندارد و خلاقيت بر خلاف هوش شناختي ، كاملا بوسيلة محركهاي محيطي از بدو تولد فرد ،‌ قابل آموزش و پرورش مي‌باشد. همچنين مسدد (1369) از قول وايتهد آموزش و پرورش را در بروز خلاقيت موثر مي‌داند. مرعشي (1377) به اهميت نقش عوامل محيطي در پرورش خلاقيت اشاره مي‌كند و در اين ميان نقش والدين و معلمان را مورد تاكيد قرار مي‌دهد. وي معتقد است كه متاسفانه در اغلب موارد هم والدين و هم معلمان و مربيان ، به دليل عدم آگاهي، نه تنها كمكي به رشد خلاقيت در كودكان نمي‌كنند، بلكه با روشهاي نادرست تعليم و تربيت ، خود مانع پرورش اين توانايي در آنها مي‌گردند. مرعشي(1377) خاطر نشان مي‌سازد كه افراد خانواده و معلمان دبستان بهترين مشوق خلاقيت كودكان هستند و مي‌توانند در زمينه‌هاي گوناگون پرسش‌هاي كودكان را مورد تشويق قرار دهند و با دادن مجال در ارائة انديشه ، آنها را به كوشش بيشتر وادارند. وي تشويق را يكي از مهم‌ترين اصول ايجاد تفكر آفريننده و توانائي سازنده مي‌داند.

تقديسيان (1377) نيز در مورد عدم پرورش خلاقيت در مدارس هشدار مي‌دهد. وي مي‌نويسد در مدارس، دانش‌آموزان خلاق به اندازة دانش‌آموزان باهوش مورد علاقة معلمان نيستند. تقديسيان (1377) بعد از مرور منابع اعلام مي‌كند كه در مدارس دانش‌آموزان موفق و مورد احترام معلم معمولا آن‌هائي هستند كه خوب گوش مي‌دهند ، مطالب درس را عينا حفظ مي‌كنند ، تفكر واگرا ندارند و هنگام درس پاسخ دادن، كليشه‌اي عمل مي‌كنند. به طور كلي اين محقق عوامل رشد خلاقيت را عدم رضايت از وضعيت موجود، شاد بودن و اميدواري، تفكر مثبت و كنجكاوي مي‌داند. تقديسيان (1377) عوامل بازدارندة خلاقيت در مدرسه را بي‌توجهي به تفكر واگرا، وقت كم و حجم زياد دانش‌آموزان، روشهاي ارزشيابي، ترويج انديشه‌هاي قالبي، ايجاد ترس ، يك‌نواختي محيط‌هاي آموزشي و عدم خلاقيت خود معلمان مي‌داند.

كردي (1377) در پرورش خلاقيت، نقش بسيار مهمي براي معلمان ، بويژه معلمان ابتدائي قائل است. وي تصريح مي‌كند كه دانش‌آموز در مقام فراگيرنده ، به شدت تحت تاثير رفتار معلم قرار دارد. در دورة ابتدائي كه اثرپذيري ، نقش پذيري و انعطاف رفتاري، عاطفي و شناختي دانش‌آموز، بيشتر از دوره‌هاي ديگر تحصيلي است، اين تاثير‌پذيري بيشتر به چشم مي‌خورد. كردي (1377) نتيجه مي‌گيرد كه پيش از پرداختن به شيوه‌هاي پرورش خلاقيت دانش آموزان، بايد به فكر معلماني نوانديش، نوآور و خلاق بود. چرا كه معلم اگر خود الگوي خلاقيت نباشد، آموزش خلاقيت از سوي او كاملا بي‌فايده خواهد بود. وي وجود ويژگيهاي ذيل در معلمان را باعث رشد خلاقيت در دانش آموزان مي‌داند: استقلال فكري، اعتمادبنفس، خطرپذيري، عادت و تمايل به خلاقيت، جرئت متفاوت بودن، ملاك ارزشيابي دروني، انرژي و فن بيان ،‌انعطاف‌پذيري فكري، تمايل به تغيير اشياء، داشتن اهداف دوردست و شوخ‌طبعي. از سوي ديگر كردي (1377) وجود اين خصوصيات در معلمان را مانع رشد خلاقيت دانش‌آموزان در كلاس مي‌داند: آثار مطابقت، ايمان بيش از حد به منطق، ترس از اشتباه يا ناكامي، نداشتن استقلال ، اتكا به قدرت، منفي گرائي و كمال‌گرائي.

از همان محقق در جاي ديگري آمده است كه ايجاد شرائط پرورش خلاقيت و خلاق بودن معلم، دو شرط اصلي پرورش خلاقيت در آموزش پيش‌دبستاني و ابتدائي است ولي وي اين دو شرط را كافي نمي‌داند و اضافه مي‌كند كه معلمين دوره‌هاي پيش‌دبستاني و ابتدائي به دليل اينكه اين دوره‌ها سخت‌ترين و مهم‌ترين دوره‌هاي آموزشي به شمار مي‌روند، بايد آموزش ببينند و مجهز به جديد‌ترين اطلاعات و دستاوردهاي علمي در زمينة نوانديشي، نوآوري، ابداع ،  خلاقيت و راههاي پرورش آن باشند. كردي (1377) سپس تصريح مي‌كند كه وجود انعطاف و تغيير پذيري همراه با احساس امنيت در كلاس درس، از عواملي هستند كه به شدت خلاقيت و آفرينندگي دانش‌آموز را تحريك مي‌كنند و آن را پرورش مي‌دهند.

وي اصول و مباني پرورش خلاقيت در دانش آموزان را به طور خلاصه به شرح ذيل اعلام مي‌كند:

نوگرائي ، انعطاف‌پذيري ، تنوع در رفتار و گفتار هنگام تدريس

اعتماد‌بنفس معلم و انتقال آن به دانش‌آموزان

پرتكاپوئي، انرژيك بودن، نشاط و فعاليت معلم

پرورش ريسك‌پذيري، بارش فكري، يورش انديشه براي دانش‌آموزان

تجارب ناشناخته، سادگي به جاي پيچيدگي، طرح سوال، تحريك كنجكاوي و جهت دهي ذهني به دانش‌آموزان

استفاده از بازي و فعاليتهاي آزاد و انعطاف‌پذير در كلاس

شوخ‌طبعي و خوشروئي و هنرمندي معلم

و سرانجام كردي (1377) موانع رشد خلاقيت در دانش‌آموزان را نيز به شرح ذيل فهرست مي‌نمايد:

فشار آوردن ، تحميل دانسته‌هاي معلم و عدم تشويق انديشه‌هاي خلاق دانش‌آموزان

دوري از دانش جديد، روش‌هاي تازه ، فكر نو و برنامه‌هاي جديد از سوي معلم

نداشتن تمركز ذهني، تحمل نكردن ، ابهام و تضاد، وابستگي و انجماد فكري معلم

گرايش به روش‌هاي تكراري ، آموزش از روي عادت، پرسش و پاسخ كليشه‌اي.

فردوسي (1384) نيز عوامل مشوق رشد خلاقيت در كودكان سنين پيش‌دبستاني و دبستاني را چنين برمي‌شمارد:

افزايش ميزان تصورات حدس زننده در كودكان بوسيلة عوامل محيطي

پرورش تصور جانشيني در كودكان (توانائي قرار دادن خود به جاي ديگران)

قراردادن دو عامل كوشش و هدف در فعاليتهاي روزمرة كودكان

وجود تفكر مثبت در مربي و متربي

بردن كودكان به مسافرت و اردو و زندگي به روش‌هاي غيرمعمول

افزايش تماس‌هاي شخصي كودكان

بازيهاي فكري، معما ، جدول ، پازل ، سرگرميهاي هنري توليدي مثل نقاشي، كاردستي و موسيقي

رشد عادت مطالعة غير درسي در كودكان

استفاده از رنگهاي شاد و جالب توجه در محيط خانه و مدرسة كودكان

وي موانع رشد خلاقيت را نيز به شرح ذيل مي‌داند:

عمل طبق عادتهاي ديرين

سرسختي و لجاجت مربي و متربي

عدم تشويق خلاقيت و ايده‌هاي خلاق

فشار شديد و انتقاد مداوم از كودكان

دلسرد كردن كودكان نسبت به انجام ايده‌هاي خلاق خود

وجود تفكر منفي در بزرگترهايي كه با كودك سروكار دارند

رشد عادت همرنگي با جماعت و عادتهاي كوركورانه در كودكان

كمروئي

وي به معلمان توصيه مي‌كند كه براي پرورش خلاقيت در دانش‌آموزان خود، آنها را به تجسس و بررسي‌هاي مبتكرانه تشويق كنند، آنها را در معرض سوالات باز با پاسخ‌هاي متعدد قرار دهند، فرهنگ پرسش را در كلاس خود رواج دهند، به كودكان مسئوليت دهند تا به استقلال برسند و از طريق بازي ، راه تعاون و روحية اجتماعي را به آنها نشان دهند.

ساكاموتو (1379) از ميان عوامل محيطي ، بر نقش تلويزيون ،در پرورش خلاقيت كودكان تاكيد مي‌ورزد و از نتايج مطالعات و تحقيقاتي كه به كمك همكاران خود در انستيتوي نوآوري توكيو انجام داده‌اند اعلام مي‌كند كه كودكاني كه برنامة «آيا مي‌تواني؟» را به طور مرتب نگاه مي‌كنند از ساير همسالان خود به طرز معني داري خلاق‌تر هستند. لذا مي‌توان گفت كه صدا و سيما به عنوان رسانة فراگير ارتباط جمعي، مي‌تواند برنامه‌هايي به منظور آموزش روشهاي پرورش خلاقيت در كودكان به خانواده‌ها ارائه دهد. و سرانجام وين‌ هارلن (1382) بهترين راه پرورش خلاقيت در كودكان را در يك كلام احترام به عقايد خودجوش آنان مي‌داند.  

7- خودباوري

براندن (1383)خودباوري يا self reliance را يك نياز اساسي روان‌شناختي مي‌داند كه عبارت است از تمايل به اينكه خود را فردي شايستة مواجهه با چالش‌هاي اساسي زندگي و لايق شاديها بدانيم. بنا بر تعريف وي خودباوري از دو بخش اصلي خودكارآمدي و عزت نفس تشكيل شده است. چالش‌هاي اساسي زندگي كه در تعريف براندن به آن اشارت رفته است عبارت است از اصولي مانند توانائي كسب معاش، مراقبت نمودن از خود ، برقراري روابط شايسته انساني مطلوب طرفين و برخورداري از نيروي جهشي كافي كه شخص را قادر مي‌سازد از مشكلات و پرتگاههاي زندگي عبور كرده و در رسيدن به اهداف و آرزوهاي خود ، پايداري و استقامت داشته باشد. وي در زمينة‌ لزوم وجود خودباوري در زنان مي‌نويسد براي زناني كه در حال گذر از سنت به تجدد هستند ، جهت بدست آوردن استقلال فكري و عاطفي در مبارزه‌اند و به طرز روزافزوني به بازار كار سرازير مي‌شوند و كسب كار مستقلي مي‌آفرينند، خودباوري يك نياز ضروري و اجتناب‌ناپذير است.

در سايت اينترنتي دانشگاه آريزوناي شمالي ، مركز سلامتي فرونسك (2001) خودباوري را به معناي دوست داشتن ، عزت و احترام گذاشتن به خود به عنوان يك مجموعه تعريف كرده‌اند.در اين سايت تصريح شده است كه عناصر اصلي خودباوري عبارتند از اعتماد به خود، پرورش خود، خودگرداني، هويت و صميميت. همچنين اضافه مي‌شود كه خودباوري سالم حاوي همة عناصر اساسي مذكور مي‌باشد و كمبود هر يك از عناصر منجر به تشكيل خودباوري پائين مي‌شود كه اثرات سوئي بر جسم ، روح و روان فرد وارد  مي‌آورد. 

شزلو و تيلور (2005) خودباوري را عبارت از مجموع باورها و احساساتي مي‌دانند كه هر كس نسبت به خود دارد و بر احساسات و رويكردها و رفتارهاي افراد اثر مي‌گذارد. آنها معتقدند كه خودباوري در كودكي شكل مي‌گيرد و مي‌تواند مترادف عبارت « من مي‌توانم» باشد.

در سايت اينترنتي دانشگاه ايالتي تگزاس آمده است كه افراد داراي خودباوري پائين ، اغلب بر مبناي اتفاقات زمان حال در مورد خود قضاوت مي‌كنند و احساسات منفي آنها نسبت به خود پايدارتر از احساسات مثبت است. در مطلب مورد بحث اشاره شده است كه خودباوري سالم بر اساس توانائي فرد در ارزيابي صحيح از خود شكل مي‌گيرد. فرد بايد قادر به در نظر گرفتن توانائيها و محدوديتهاي خود باشد و براي خود ارزش قائل شود.

ريزونر (2005) خودباوري را تجربة قادر بودن به رويارويي با چالش‌هاي زندگي و استحقاق خوشبختي مي‌داند و مي‌گويد امروزه صاحب‌نظران تعليم و تربيت، والدين، رهبران تجاري و دولتمردان ، همگي به نقش مهم خودباوري در موفقيت واقف هستند. وي از وجود رابطة قوي ميان الكليسم، اعتياد، اختلالات خوردن، ترك تحصيل، روابط جنسي نامشروع، خودكشي و شكست‌هاي تحصيلي با كمبود خودباوري خبر مي‌دهد.

حقيقت (1384) خودباوري را ديدگاه و اعتقاد فرد نسبت به خودش تعريف كرده است كه شامل خصوصيات شخصيتي ، توانائيها، ضعفها و ساير ويژگيهاي نظام رواني فرد مي‌شود. وي معتقد است كه خودباوري فرد انعكاسي از ارزيابيهاي ديگران است و حتي ممكن است قبل از اينكه كودك زبان بگشايد، در اثر روابط با اعضاي خانواده ، داراي خودباوري باشد. وي تجارب اجتماعي فرد خردسال، بويژه روابط دوران كودكي با مادر را مهمترين پايه‌هاي تشكيل خودباوري در انسان مي‌داند. حقيقت (1384) عناصر اصلي خودباوري را خودبسندگي و عزت نفس مي‌داند و معتقد است كه خودباوري اكتسابي و قابل پرورش است.

فردوسي (1384) خودباوري را مترادف اعتمادبنفس مي‌داند و در تعريف هر دو ، وضعيت كلي رضايت از خود را عنوان مي‌كند. وي معتقد به تشكيل خودباوري در سنين كودكي است و مي‌گويد خودباوري از چهار مولفة رضايت از وضعيت ظاهري، رضايت كودك از جايگاه خود در خانواده، رضايت از جايگاه خود در اجتماع‌ ( مدرسه يا مهدكودك) و رضايت از وضعيت تحصيلي،تشكيل مي‌شود.

8- عوامل پرورش و موانع رشد خودباوري

مركز سلامتي فرونسك (2001) شرايط و خصوصيات ذيل را در افزايش خودباوري افراد دخيل مي‌داند:

در نظر گرفتن نكات مثبت خود

راحت بودن با خود

تمركز بر موفقيت‌ها

ريسك‌پذيري

باور به اينكه هيچ‌كس كامل نيست.

خنديدن به تجارب تلخ گذشته

تصور مثبت نسبت به آينده

سلامتي جسماني

برخورداري از حمايت ديگران

توانائي بخشش خود و ديگران

شزلو و تيلور (2005) به والدين توصيه مي‌كنند كه براي رشد خودباوري در كودكان مراقب گفتار خود باشند، خود الگويي از خودباوري مثبت باشند، باورهاي غلط كودكان خود را شناسائي و تصحيح كنند، به فرزندان خود محبت كنند، بازخوردهاي مثبت و دقيق به رفتارهاي فرزند بدهند، يك فضاي امن و محبت‌آميز در خانه ايجاد كنند، مراقب بدرفتاريهاي ديگران با فرزند خود باشند ، آنها را درگير فعاليتهاي سازنده و چالش انگيز بنمايند و سرانجام در صورت لزوم از يك مشاور كمك تخصصي بگيرند.

در سايت اينترنتي دانشگاه ايالتي تگزاس با تصريح بر اين مطلب كه خودباوري در سنين كودكي شكل مي‌گيرد به والدين و افرادي كه با كودكان سروكار دارند، توصيه شده است كه كودك را تشويق كنند، به حرفهاي او با دقت گوش بدهند، با احترام با كودك صحبت كنند، به او توجه و محبت كافي كنند، او را در معرض تجارب موفقيت آميز قرار دهند و دوستان خوبي براي او گير بياورند. در مطلب مذكور موانع رشد خودباوري به اين شرح برشمارده شده است: انتقاد مداوم، فريادكشيدن و كتك زدن كودك، بي‌اعتنائي به او ، تمسخر و ريشخند كردن كودك، فشار دائم بر كودك براي موفقيت در همه چيز، تجارب شكست در مدرسه و ورزش.

حقيقت (1384) عوامل موثر در افزايش خودباوري را به اين شرح برشمارده است:

توانائي درك واقعيت‌هاي اطراف و عدم انكار آنها

پذيرش خود، ديگران و طبيعت

تقويت اراده

شناسائي وحل مسائل اصلي

حفظ استقلال و دوري از همرنگي با جماعت

ابتكار در قضاوت

بهبود روابط خود با ديگران

در معرض تجارب جديد قرار گرفتن

تلاش براي رشد خلاقيت

تحرك در نظام ارزشها

افزايش آگاهي و هوشياري فرد

تعيين اهداف قابل دسترسي

افزايش احساس مسئوليت پذيري

فراگيري چگونگي ابراز وجود و بكارگيري مناسب آن.

فردوسي (1384) راهكارهاي ذيل را براي افزايش خودباوري در كودكان توصيه مي‌كند: تعريف از وضعيت ظاهري كودك، تعريف و تشويق توانمنديهاي فكري و فيزيكي كودكان، ايجاد فضاي رواني امن و محبت آميز در خانه، احترام به كودك به عنوان يك موجود مستقل، سعي در بهبود فرايندهاي تحصيلي كودك، ايجاد محيط زندگي شادي آور، چالش انگيز و جالب توجه حتي در بدو تولد.

فردوسي (1384) در رابطه با رشد خودباوري موارد ذيل را منع مي‌كند: مسخره كردن كودك، ايراد گرفتن از وضعيت ظاهري او (چاقي ، لاغري و ...) امر و نهي كردن زياد، مقايسة كودك با ديگران، فرياد كشيدن، تبعيض قائل شدن، رفتارهاي كليشه‌اي و تاكيد زياد روي نظم و انضباط.

به طور كلي مرور منابع نشان مي‌دهد كه خودباوري يك پندار روانشناختي است كه در طول دوران رشد در وجود هركس شكل مي‌گيرد و به سادگي و سرعت قابل تغيير نيست. بهبود فرايند شكل‌گيري خودباوري به طور مثال در دختران و زنان يك كشور، مستلزم برنامه‌ريزيهاي كارشناسانة طولاني مدت و ميان مدت است. در اين رابطه يزداني (1381) پيشنهاد مي‌كند كه برنامه‌هاي درسي مدارس به گونه‌اي دگرگون شوند كه دختران در مدارس به مهارتهاي بنيادي كه عامل اساسي توانمندسازي آنان جهت اشتغال است ، مجهز شوند. در حالت ايده‌آل بايد پا را از آن هم فراتر گذاشت و به برنامه‌هاي وسيع آموزش خانواده به طرق مختلف جهت تربيت دختران به گونه‌اي كه اعتماد‌بنفس و خودباوري كسب كنند ، اشاره نمود.

9- نتيجه‌گيري

مرور منابع نشان داد كه علاوه بر وجود مشكلات و نارسائي‌هاي جهاني در زمينة اشتغال زنان، در كشور ايران اين مشكلات،مضاعف است و اين در حالتي است كه لااقل بظاهر متون تاريخي، فرهنگي، قانوني و اجتماعي موجود در ادبيات تحقيق نشاني از هيچ‌گونه مانع در اين رابطه در خود ندارند. (خورشيدي 1384) اين مشكلات در حدي است كه  درصد ناچيز اشتغال زنان در ايران ، اين كشور را در آخرين‌ رده‌ها حتي در ميان كشورهاي در حال توسعه قرار داده است. بررسي موانع اشتغال و كارآفريني زنان از ديدگاههاي مختلف اين فرضيه را به ذهن مي‌آورد كه شايد بر خلاف اكثريت آراء، عوامل دروني و بويژه عدم وجود خلاقيت و خودباوري ، مانع مهمي بر سر راه اشتغال و كارآفريني بهينة زنان باشد. از سوي ديگر ، با وجود رشد ناگهاني جمعيت دانشجويان دختر و افزايش تقاضا براي اشتغال از سوي زنان به دلايل مختلف، سياست كاهش تصدي‌گري دولت ، خبر از كمبود جدي فرصت‌هاي شغلي در بخش دولتي دارد. بخش خصوصي نيز به نظر نمي‌رسد كشش لازم براي جذب خيل عظيم زنان كارجو را داشته باشد. در اين ميان مرور منابع نشان داد كه  كارآفريني و ترويج فرهنگ آن ، رويكرد مناسبي براي حل يا لااقل تخفيف مشكل اشتغال زنان ، بويژه زنان تحصيلكرده به شمار مي‌رود. از سوي ديگر آراء صاحب‌نظران در مورد خصوصيات كارآفرينان نشان داد كه خلاقيت و خودباوري از جمله پيش‌نيازهاي قطعي كارآفريني مي‌باشند.

بررسي آراء محققين و دانشمندان در زمينة خلاقيت و خودباوري مشخص كرد كه هر دو اين مفاهيم از دسته خصوصيات اكتسابي هستند كه بر خلاف مواردي مانند هوش كه محركهاي محيطي تاثير نسبتا كمي روي آن دارند،  در اثر عوامل و محركهاي محيطي ايجاد شده و لذا قابل پرورش مي‌باشند. اكثريت محققين بر اين باور هستند كه عمدة فعاليتهاي لازم براي پرورش اين دو خصيصه بايد در سنين خردسالي كه مترادف با دوره‌هاي پيش‌دبستاني و دبستان مي‌باشد، انجام بگيرد. در اين رابطه نقش والدين، محيط‌هاي آموزشي و رسانه‌هاي گروهي مورد تاكيد قرار گرفته است.

متاسفانه در كشور ايران ، رويكرد پيشگيري و برنامه‌ريزيهاي بلند مدت در سطح كلان طرفداران زيادي ندارد. اين مسئله مي‌تواند علل مديريتي داشته باشد. مثلا به اين دليل كه مديريت‌هاي كلان اغلب سياسي هستند و با تغيير دولت و ديدگاه حاكم بر آن ، بسياري از مديران ارشد تغيير مي‌كنند، مديران تمايلي به كارهاي بلندمدت كه نتايج آن در طول دوران تصدي خودشان آشكار نخواهد شد، ندارند. در حاليكه برنامه‌ريزي براي كارآفريني زنان، ابعاد بسيار وسيعي دارد كه از جمله مهمترين آنها بعد تعليم و تربيتي آن است. در كشورهاي پيشرفتة جهان امروزه به فكر تربيت كارآفرينان از سنين كودكي هستند.

بعد تربيتي كارآفريني خود به مولفه‌هاي مختلفي تقسيم مي‌شود كه خلاقيت و خودباوري تنها جزئي از آنها به شمار مي‌رود كه البته اين مسئله به معناي كم اهميتي اين دو مولفه نمي‌باشد. براي پرورش خلاقيت و خودباوري در كودكان ، بويژه در دختران خردسال كه در آينده‌اي نه چندان دور بايد وارد عرصة اشتغال و كارآفريني شوند، نيازمند اقدامات مدون، كارشناسانه و بلندمدتي است كه يك عزم ملي و هماهنگي و همكاري نهادهاي مختلف اجتماعي را مي‌طلبد. در اين رابطه پيشنهادات كاربردي حاصل از تحقيق ارائه مي‌شوند.

10- پيشنهادات كاربردي

تدوين برنامه‌هاي كارشناسانه و مدون بلندمدت، ميان‌مدت و كوتاه‌مدت آموزشي ، تربيتي ، فرهنگي و تبليغاتي به صورت يك نظام جامع جهت افزايش مفاهيم خلاقيت و خودباوري در كودكان بويژه دختران خردسال كشور

گنجاندن دروس مربوطه در برنامه‌هاي آموزشي كليه رشته‌هاي دانشگاهي كه به نحوي با آموزش و پرورش سروكار دارند.

اطلاعرساني و آگاه‌سازي والدين از اهميت مفاهيم خودباوري و خلاقيت در موفقيت و آيندة كودكان بويژه دختران و آموزش راههاي پرورش اين دو مفهوم از طريق رسانه‌هاي فراگير ارتباط جمعي و كلاسهاي آموزش خانواده در مراكز آموزشي

توليد برنامه‌هاي خاص كودكان و بويژه دختران خردسال در تلويزيون، جهت افزايش خلاقيت در آنها

آگاه ساختن مربيان مهدكودكها و مراكز پيش‌دبستاني ، معلمان مدارس ابتدائي دخترانه و مديران اين مراكز نسبت به اهميت نقش خودباوري و خلاقيت در آيندة كودكان و در سطح كلان در آيندة كشور و آموزش راههاي پرورش آنها به اين افراد

تجهيز مدارس ابتدائي و مراكز پيش‌دبستاني بويژه مراكز دخترانه به وسائل لازم براي رشد خلاقيت و سعي در زيباسازي و چالش انگيز نمودن محيط فيزيكي اين مكانها

 مراجع

1- آذربايجاني، مسعود. 1383 ـ اشتغال زنان در جامعه . پايگاه جهاني دفتر مطالعات و تحقيقات زنان. www.womenrc.com

2- اركيان، زهرا و معتمدي، امجد. 1381- حقوق انساني زنان و اشتغال. مجموعه مقالات دومين همايش توانمندسازي زنان . انتشارات مركز امور مشاركت زنان. چاپ اول

3- البرزي ، شهلا و ساماني ، سيامك .1381 ـ  بررسي وضعيت زنان بيكار جوياي كار در استان فارس. مجموعه مقالات دومين همايش توانمندسازي زنان . انتشارات مركز امور مشاركت زنان. چاپ اول

4- اميني ، عليرضا. 1383 ـ رويكرد جنسيتي به عدم تعادل‌هاي بازار كار. فصلنامة پژوهش زنان دورة دوم شمارة 1

5- باقري، زهرا. 2005 – خودباوري رمز حضور. سايت ادبي ايران كليدر.

www.iranklidar.com/khodbavari.htm

6ـ براندن، ناتانيل 1378(ترجمة مينو سلسله) ـ راهنمائي براي خودباوري زنان چاپ چهارم ، نشر فرا ـ تهران.

7- بني‌فاطمه، حسين. 1375 ـ وضعيت اشتغال زنان در استان آذربايجان شرقي و تطبيق آن با كل كشور. مجموعه مقالات تعاون ، زن و اشتغال . انتشارات وزارت تعاون چاپ اول

8- بهنود، مهسان.1382 ـ  مسائل اشتغال و كارآفريني زنان در ايران. روزنامة عصر نو شمارة 17 اسفند ماه

9- پيام‌شاد، الميرا. 1383 ـ عدم اشتغال زنان و دختران و آسيبهاي پيش‌رو. خبرگزاري سينا دوشنبه 27 مهر

10- تقديسيان ، شكوه . 1377 ـ خلاقيت. رشد معلم ، سال هفدهم شمارة 3 ـ آذرماه

11- حسيني،‌افضل‌السادات. 1376ـ خلاقيت. فصل‌نامة علمي و پژوهشي دانشكده روانشناسي و علوم‌تربيتي دانشگاه تهران. دورة‌ جديد. سال سوم شمارة 1تا4

12- حقيقت، شهربانو. 1377ـ بررسي ويژگيهاي شخصيتي دانش‌آموزان خلاق و تعيين رابطه ميان خلاقيت با پيشرفت تحصيلي، هوش، طبقة اجتماعي و جنسيت در گروهي از دانش‌آموزان سال سوم راهنمائي شهر شيراز. شوراي تحقيقات آموزشي استان فارس

13- حقيقت، شهربانو. 1382ـ بررسي عوامل خانوادگي و آموزشگاهي موثر در خلاقيت دانش‌آموزان سال چهارم و پنجم ابتدائي در منطقة چهار كشور. شوراي تحقيقات آموزشي استان فارس.

14- حقيقت، شهربانو 1384ـ روانشناسي كارآفريني، خلاقيت و خودباوري ، جزوة‌ آموزشي كارگاه آموزشي مهارتهاي كارآفريني براي دختران فارغ‌التحصيل دانشگاهها و مراكز آموزش عالي. ارائه شده به دفتر امور بانوان استانداري فارس

15- جعفرنژاد، احمد. 1383 – انگيزة اشتغال زنان ، اقتصادي يا رواني. روزنامة‌ بامداد شمارة 17 خرداد 1383 . كد خبر 2911

16- خاتم ، اعظم. 1383 ـ نرخ اشتغال زنان در كشورهاي اروپائي ... گزارش خبرگزاري ايسنا . سرويس زنان . يكشنبه 25 مرداد

17- خاتمي، سيد محمد. 1382 ـ رئيس‌جمهور خواستار خودباوري زنان شد. روزنامة كيهان شمارة 18 اسفند ماه

18- خبر‌گزاري ايرنا 1383 ـ مراسم بزرگداشت روز جهاني زن .  30 بهمن

19- خورشيدي ، رزا0 1383 – گزارش مقايسه‌اي آمار عملكرد اشتغال در استان فارس، استانهاي همجوار و كل كشور در سالهاي 1379 تا 1381 با رويكرد اشتغال بانوان. ارائه شده در كارگروه اشتغال استانداري فارس

20- خورشيدي، رزا. 1384. اشتغال زنان، خودباوري و تعاون. ارائه شده دركنفرانس تعاون ، اشتغال و توسعه ، دانشگاه يزد.

21- رجائي، مهرنوش. 1382 ـ انگيزة اشتغال زنان . روزنامة اعتماد شنبه 23 اسفند

22- رضائي ، اميدوار. 1383 ـ از درون جامعه، يك سال با زنان مجلس ششم. مصاحبه با سايت اينترنتي زنان

www.zanan.co.ir/social/000048.html

23- ره‌آورد ليبراليسم نو، زنانه شدن فقر.1383 ـ روزنامة ايران سال دهم شمارة 8 شهريور

24- زنان شهري و روستائي مناسب‌ترين ..... 1383 ـ خبرگزاري ايسنا مركز استان گلستان. كد خبر : 1830

25- زهروي، طاهره. 1381ـ كار و خودباوري . فصلنامة پژوهش زنان دورة دوم شمارة 1

26- زياري، كرامت‌الله . 1383 ـ پيش‌بيني نسبت اشتغال زنان به مردان در سال 1400. روزنامة همشهري سه شنبه 6 مرداد

27- دستغيب، معصومه. 1383. دختران در مقايسه با پسران از خودباوري پائين‌تري برخوردارهستند. روزنامة خبرجنوب. شمارة 6656 ـ شنبه 3 مرداد صفحة 33

28- دولت‌آبادي، شيوا. 1382 ـ زنان، يك قرن مبارزه براي دستيابي به حقوق برابر با مردان. روزنامة اعتماد شمارة دوشنبه 18 اسفند ماه

29- ساختمانيان، صمد. 1374ـ بررسي و مقايسة روش آموزش ويژه و عادي در شكوفايي خلاقيت دانش‌آموزان پسر كلاسهاي سوم ابتدائي مدارس غيرانتفاعي شهرستان شيراز. پايان نامة كارشناسي ارشد دانشگاه علامه طباطبائي

30- ساكاموتو، تاكاشي و همكاران. 1379 نقش صدا و سيما در خلاقيت. رشد معلم ـ سال هجدهم. فروردين ماه. بخش اخبار

31- سايت اينترنتي مركز كارآفريني دانشگاه صنعتي اميركبير. www.karafarini.com

32- سايت اينترنتي وزارت كار و امور اجتماعي جمهوري اسلامي ايران . www.irimsla.ir

33- شادي‌طلب، ژاله و گرائي نژاد عليرضا.1383 ـ فقر زنان سرپرست خانوار. فصلنامة پژوهش زنان دورة دوم شمارة 1

34- شجاعي، زهرا 1382 ـ گفت‌گو با زهرا شجاعي مشاور رئيس‌جمهوري در امور زنان. روزنامة شرق شمارة دوشنبه 26 آبان ماه

35- صابر، فيروزه. 1382 ـ راههاي توسعة كارآفريني زنان در ايران. انتشارات روشنگران و مطالعات زنان. چاپ دوم

36- صمد‌آقائي، جليل. 1382 ـ سازمانهاي كارآفرين. انتشارات موسسة عالي آموزش و پژوهش مديريت و برنامه‌ريزي. چاپ دوم.

37- عابدي ، مهناز. 1383 ـ موانع مشاركت زنان. سايت اينترنتي ياس كرج. ارگان جبهة مشاركت ايران  اسلامي حوزة كرج

www.yase-karaj.com/abedi.htm

38- علمي، زهرا. 1383 ـ سياست‌هاي اقتصادي كلان و بازار كار زنان در ايران. فصلنامة پژوهش زنان دورة دوم شمارة 2

39- عنايت ، حليمه و موحد، مجيد. 1383 ـ زنان و تحولات ساختاري خانواده در عصر جهاني شدن. فصلنامة پژوهش زنان دورة دوم شمارة 2

40- غفاري ، مريم. 1383 ـ سند جامع برنامة زنان . روزنامة همشهري شمارة 3384 (31 ارديبهشت)

41ـ فردوسي ، سيما. 1384ـ گزارش نوشتاري همايش خلاقيت و خودباوري دختران خردسال . ارائه شده به دفتر امور بانوان استانداري فارس

42- قاسمي اصفهاني، مرجان. 1380 ـ تحليلي بر حضور زنان در عرصه‌هاي مديريت . مجموعه مقالات دومين همايش توانمندسازي زنان . انتشارات مركز امور مشاركت زنان. چاپ اول

43ـ كردي، عبدالرضا. 1377 ـ معلم خلاق و نقش او در پرورش خلاقيت دانش‌آموزان (قسمت دوم) رشد آموزش ابتدائي سال دوم شمارة‌ مسلسل 10 ـ آبان ماه

44ـ كردي، عبدالرضا. 1377ـ خلاقيت در كلاس درس. رشد آموزش ابتدائي سال دوم شمارة‌ مسلسل 11 ـ آذر ماه

45- كريمي، زهرا 1383 ـ نقش‌حمايت‌هاي دولت در گسترش كارآفريني زنان. ارائه شده در همايش ملي كارآفريني زنان و چالش‌هاي پيش رو. 18 و 19 اسفندماه 1383

46- گل‌محمدي ، معصومه. 1381 ـ بررسي عوامل موثر بر افزايش كارائي زنان شاغل. مجموعه مقالات دومين همايش توانمندسازي زنان . انتشارات مركز امور مشاركت زنان. چاپ اول 

47ـ مرعشي، سيد منصور. 1377ـ نقش والدين و معلمان در تعليم و تربيت كودكان خلاق و با استعداد. رشد معلم ، سال هفدهم شمارة 3 ـ آذرماه

48- محتشمي، بتول. 1383 ـ پيش‌نويس سياست‌هاي بهبود وضعيت زنان در آموزش عالي. شوراي فرهنگي ـ اجتماعي زنان ، شوراي عالي انقلاب فرهنگي. ويرايش چهارم.

49- مختاريان. حسين.1381 شيوه‌هاي افزايش مشاركت زنان در بازار كار . مجموعه مقالات دومين همايش توانمندسازي زنان . انتشارات مركز امور مشاركت زنان. چاپ اول

50ـ مسدد، علي‌اصغر. 1369 (مترجم) هنر و علم خلاقيت. مركز نشر دانشگاه شيراز

51- موسوي، مريم و سعادت ،‌آيدا. 1382 ـ خشونت مالي عليه زنان . ماهنامة نامه شمارة 29 بهمن‌ماه

52- مهابادي ، سيامك. 1381 ـ نقش و جايگاه زنان در اشتغال و مديريت. مجموعه مقالات دومين همايش توانمندسازي زنان . انتشارات مركز امور مشاركت زنان. چاپ اول

53- نرخ اشتغال زنان در برابر مردان كاهش يافت. 1383 گزارش خبرگزاري ايسنا سرويس زنان . دوشنبه 9 شهريور

54- نظري كتولي ، عليرضا و رحماني ، رامين. 1383 ـ چالشهاي اشتغال فارغ‌التحصيلان دانشگاهها . ماهنامة‌ تدبير شمارة 153

55- نقش زنان در مجلس ششم، 1378 ـ روزنامة همشهري شمارة‌2045 يكشنبه 17 بهمن

56ـ نقش صدا و سيما در رشد خلاقيت. (1379) رشد معلم ـ سال هجدهم. فروردين ماه. بخش اخبار

57- هشتاددرصد مردم اروميه ...ـ 1382 ـ گزارش خبرگزاري ايسنا، سرويس پژوهش. 13 مرداد

58ـ هارلن ، وين 0 1382ـ (ترجمة محمدعلي شميم) احترام به عقايد خودجوش كودكان. رشد آموزش ابتدائي سال هفتم شماره پياپي 56، اسفندماه

59- يزداني، جواد. 1381 ـ نقش برنامه‌هاي درسي در توانمندسازي و اشتغال زنان. مجموعه مقالات دومين همايش توانمندسازي زنان . انتشارات مركز امور مشاركت زنان. چاپ اول

60-Franken, Robert. 2005. What is Creativity? California State University, Northridge.  www.csun.edu

61-Fronske Health Center. May 2001. What is self esteem? Northern Arizona University.  www.nau.edu  

62-Hillard, Kate. 2001. What is Creativity. www.suite101.com/article

63-Mellow, Elen. 1969. Can Creativity be Nurtured in Young Children?

64-Early Childhood Development and Care. Vol 119. P.119-130

65-Mellow, Elen. 1969. The two-conditions view of creativity. Jounral of creativity behavior, Vo 30.No2 Second Quarter

66-Reasoner, Robert. 2005. The true meaning of self esteem. National Association of self-esteem. www.self-esteem-nase.org

67-Sheslow, David & Taylor Colleen. July 2005. Developing Your Child’s self-esteem. www.kidshealth.org

68-The University of Texas at Austin. The counseling and mental health center 1999. Better Self esteem. www.utexas.edu 

سمينار توسعة كارآفريني و تجليل از زنان كارآفرين فارس ـ دانشگاه شيراز

منبع : سايت ـ راهکار مديريت

جامعه شناسي شادي

جامعه شناسي شادي

سایت فکرنو ،سایت خلاقیت ،نوآوری و کارآفرینی

   
   

www.Fekreno.org

 

 

 

 

 

چرا روي آوردن جوان ها به شادي هاي كاذب آسيب شناسي نمي شود؟ چرا هميشه قبل از كشف علت و برطرف كردن آن تنها به معلول و حذف موقتي آن فكر مي كنيم! جو جامعه ما تحت تاثير برخي از حوادث غم انگيز، همچنان غمگين و عبوس است.گاه شادي و شاد بودن را مخالف جديت تلقي مي كنيم و رابطه شادي را با افزايش انگيزه كار و تلاش معكوس فرض مي كنيم.اين گزارش سعي دارد مسأله حبس شادي را از ۳ ديدگاه روانشناسي، جامعه شناسي و اسلام مورد بررسي قرار دهد.


شادي لازمه حيات اجتماعي


اگر با دقت احوال انسانهاي شاد و ناشاد را بررسي كنيم، متوجه مي شويم كه اندوه مادي متاعي شيطاني و شادي هديه اي رحماني است. از ابتداي تمدن بشر غم و اندوه مايه توقف و انزجار و شادي و نشاط عامل تحرك و نظم بوده است.
انسان از اندوه، غم و تاريكي مي گريزد و به شادي و نور پناه مي برد. شاد زيستن آرزوي ديرينه آدمي است. دنياي بدون غم، خشم و جنگ. سرشار از مهرباني و شادي، آرزويي است كه ريشه در خلقت و نهاد آدمي دارد. آرزويي كه مقدمه غلبه بر تمام ناكامي هاست. شادي، اين معجزه دروني، گره گشاي بسياري از رنج هاست.در ميراث كهن ما ايرانيان، شادي، پديده اي الهي محسوب مي شود. به گونه اي كه مي گويند نخستين معجزه زرتشت خنديدن وي در بدو تولد بوده است. پارسيان شادي را آفريده خداوند و اندوه و غم را آفريده اهريمن مي دانستند. مردم ايران باستان حدود 60 روز از سال را جشن مي گرفتند و به ستايش مي پرداختند.گذشتگان ما براي ارج نهادن به پيدايش انسان جشن بزرگ نوروز را با شكوهي بسيار زياد برپا مي كردند. ايرانيان سعي مي كردند به هر بهانه اي روزگار را به شادي و شكرگزاري سپري كنند.
پيشينه تاريخي كشورمان نشان مي دهد كه نشاط در همه ادوار مورد توجه ايرانيان بوده است.


چو شادي بكاهد، بكاهد روان
خرد گردد اندر ميان ناتوان
مده دل به غم تا نكاهد روان
به شادي همي دار دل را جوان


متاسفانه در بافت جوان جامعه ما،آنگونه كه بايد شادابي و پويايي يك جامعه فعال و سخت كوش به چشم نمي خورد. به نظر مي رسد كه براي بررسي معضلات اجتماعي قبل از هر چيز بايد به شناخت و بررسي عوامل مهم پرداخت و بعد به مقابله انديشيد.
بايد پذيرفت كه شادي و غم در زندگي اجتماعي انسانها، تأثيرات عمده اي دارد. متأسفانه گاه در جامعه امروزي ما بنا به تعبيرهاي غلط و بدون استدلال، تفكر شادي متروك شده و علي رغم آنكه در فرهنگ ديني ما شادي و نشاط از آموزه هاي محكم و انكارناپذير است، برخي به غلط اندوه و گوشه نشيني را جايگزين شادي و نشاط نموده اند. تا جايي كه آثار زيانبار آن هر روز بيشتر از پيش نمايان مي شود.
لازمه شادي و شادبودن چيزي نيست جز مثبت انديشي و جستجوي خوبي ها و زيبايي ها. انسان با نگرش منفي به دنيا چيزي جز روحيه اي افسرده، چهره اي غمگين و حالتي خشمگينانه ندارد و اين نگرش منفي، تخريب گر جامعه است. نبايد فراموش كرد كه رخدادهاي اجتماعي، راه حل هاي اجتماعي دارد و راهكارهاي جمعي در برخورد با چنين مشكلاتي مي تواند بسيار كارساز باشد. به ياد بسپاريم كه پيشگيري كارآمدتر از درمان است.
در جامعه غم زده، انرژي افراد صرف برطرف كردن اندوه و ناراحتي شده و ديگر فرصتي براي توليد و توسعه باقي نمي ماند. به تجربه ثابت شده شادي و نشاط، ماده اوليه تغيير جامعه و تحول و تكامل دروني انسانهاست. در جامعه خوشحال و خرسند، توليد بهتر، اشتغال بيشتر و اقتصاد، سالم تر خواهد بود. بدون شك در چنين محيطي امنيت اجتماعي و فردي راحت تر به دست مي آيد. در محيط شاد، ذهن انسان پويا، زبانش گويا و استعدادش شكوفا مي شود.بايد توجه داشته باشيم، نسل غم زده، محكوم به شكست است و از اين بابت بر دلسوزان جامعه واجب است، روح شادي و نشاط را در رگ حيات جامعه تزريق كنند.


ديدگاه صاحبنظران


دكتر امان الله قرايي مقدم _ عضو هيأت علمي دانشگاه تربيت معلم- مي گويد:شادكردن و شاد بودن جامعه موجب پيشرفت و توسعه اجتماعي، اقتصادي و سياسي و فرهنگي و خانوادگي جامعه مي شود؛ از بسياري مسائل و بروز انواع آسيب هاي جامعه، جرم و بزهكاري، طلاق، نابساماني خانوادگي و ساير مسائل جلوگيري به عمل مي آيد؛ اختلالات روحي در جامعه كمتر مي شود و ميزان رغبت تحصيلي و دل به كار دادن و توليد، افزايش پيدا مِي كند. شادي يك نياز اساسي انسان است، افراد اگر در جامعه خود نتوانند اين نياز را برآورده كنند، روبه جوامع ديگري مي برند ، در نتيجه به تدريج از فرهنگ ملي خود دور مي شوند، بتدريج فرهنگ و ارزش هاي غربي در جامعه رواج يافته و جامعه مسخ مي شود.دكتر قرايي مقدم مي افزايد: بايد تا آنجا كه مي توانيم در برگزاري جشن هاي ملي و ميهني چه از طريق راديو و تلويزيون و مطبوعات و چه از طريق چراغاني كردن معابر و ميادين و توزيع هدايا و شيريني در خيابانها كوشش كنيم.
جشن هاي باستاني خود را در ميادين يا پايگاههاي مخصوصي برگزار كنيم. به واقع به نوعي جامعه را شاد نگه داريم و بساط شادماني را براي مردم فراهم كنيم تا از بروز هزاران مشكل جلوگيري كنيم و با صرف هزينه هاي كم براي شادي از پرداخت هزينه هاي هنگفت آسيب هاي اجتماعي در امان باشيم. خوشبختانه در ايران علاوه بر جشن هاي باستاني، اعياد مذهبي زيادي داريم كه مي توان براي شاد نگه داشتن جامعه از آنها سود برد. بهتر است همان كاري را كه براي اعياد مذهبي انجام مي دهيم، به ساير اعياد ملي نيز، تعميم دهيم و به آنچه در رابطه با شادكردن جامعه فكر مي كنيم، عمل نماييم چرا كه شادي موجب افزايش دلبستگي و علاقه به كشور، فرهنگ، دين و مذهب مي شود و انسجام فرهنگي و ملي ميهني افزايش پيدا مي كند.قرايي مقدم در پايان گفت: همانطور كه بابت ايجاد پارك و سينما و غيره هزينه مي كنيم، بهتر است صدچندان بيشتر در زمينه شادي آفريني جامعه به وسيله برگزاري اعياد نيز سرمايه گذاري كنيم كه سرمايه گذاري در اين مورد هزاران برابر بازده اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، سياسي دارد و از بروز انواع بيماري هاي روحي و رواني جلوگيري مي كند و در نتيجه بهداشت رواني جامعه را در پي خواهد داشت.


دكتر علي اكبر رحماني _ استاندار سابق تهران _ پذيرش فرهنگ شادي از سوي مسئولان را ضروري ترين عامل تغيير نگرش به جوانان مي داند و مي افزايد: ما متأسفانه در فضايي كه به مسأله شادي با ديده ترديد و نفي نگريسته مي شود بسر مي بريم. تلاش هاي صورت گرفته براي ايجاد محدوديت در شادي جوانان از قبيل برخوردهاي نادرست ناشي از نگاه هاي منفي نسبت به شادي هاي جمعي جوانان است. اين در حاليست كه نه تنها براي هيجانات جواني برنامه اي مشخص در نظر گرفته نشده، بلكه گاهي اوقات با بدعت هاي نابجا اسلام را ديني عبوس معرفي كرده اند.


غلامحسين مظفري- عضو فراكسيون اقليت مجلس شوراي اسلامي _ گفت: بهتر است ايام جشن را گرامي بداريم، چون در فرهنگ شيعه ما ايرانيان هم روزهاي عزاداري وجود دارد، هم جشن. اما در روزهاي جشن مراسم خوبي براي شادي برگزار نمي كنيم و در مجموع به مراسم اعياد به اندازه روزهاي عزاداري توجه نكرده ايم.

جوانان چه مِي گويند
* براي اينكه شاد باشيد، چه كارهايي انجام مي دهيد؟


- فاطمه(22 ساله دانشجو) ، خودم را سرگرم مي كنم، تلويزيون نگاه مي كنم، كتاب مي خوانم، به گردش و مهماني مي روم، به پارك و سينما مي روم.


- نسترن (21 ساله دانشجو) ، با خانواده ام تماس مي گيرم، پياده روي مي كنم.


- مريم(24 ساله دانشجو)، موسيقي گوش مي دهم، به پارك، سينما و يا بازار مي روم.


- پريسا (24 ساله دانشجو)، به منزل دوستانم مي روم، موسيقي گوش مي دهم، با خانواده ام به گردش مي روم.


- احمد(31 ساله هنرمند )، بهترين چيز كه واقعاً مرا شاد مي كند زماني است كه بتوانم شخص ديگري را شاد كنم. در حقيقت شادي من شادي ديگران است. البته شادي هايي كه جنبه بيروني داشته باشد، در جامعه ما كمتر وجود دارد. من كمتر جايي را مي شناسم كه بتوانم با كمترين هزينه بروم و شاد باشم. مگر انسان ثروتمند باشي تا بتواني از فضاهاي تفريحي سالم استفاده كني.

- آروين (25 ساله کشيش)، شاد بودن بستگي به شرايطي دارد كه ما در آن قرار داريم، بعضي اوقات براي اينكه انرژي هايي كه از دست داده ايم دوباره به دست آورده و از ناراحتي درآييم، نياز به تنهايي داريم. مثلاً من به فضاهاي باز و طبيعت مي روم. من هر وقت بخواهم به صورت جمعي شادي كنم و شاد باشم ترجيح مي دهم در جمعي حضور پيدا كنم كه با من همفكر باشند. به نظر من اين بهترين نوع شادي مي باشد. حتي ممكن است حضور در يك ميهماني آنقدرها كه گذراندن اوقات در كنار همفكرانم مرا شاد مي كند، برايم شادي بخش نباشد!


- علي (27 ساله کارمند)، علاوه بر پياده روي كردن و رفتن به پارك، سعي مي كنم خودم را با محيط اطرافم منطبق كنم. سعي مي كنم مثل يك مومي باشم كه خودم را با محيط اطرافم حتي اگر ناشاد و غمگين باشد، وفق دهم. به نظر من آ دم هايي كه با موقعيت ها و محيط هاي مختلف تطبيق پيدا نمي كنند، اغلب غمگين و ناراحت و گوشه گير هستند.


- ابراهيم (کارمند 26 ساله )، سعي مي كنم جايي بروم كه با روحياتم سازگار باشد. مثلاً طبيعت و سكوت و آرامش را خيلي دوست دارم.


- محمد (37 ساله کارمند)، اصولاً با سرگرمي هاي خاصي و يا صحبت هاي خاصي شادشدن امكان پذير است. مثلاً با خانواده يا به تنهايي به تفريح مي روم يا برنامه هاي طنز تلويزيون را نگاه مي كنم.


 آخرين باري كه از ته دل خنديديد، كي بود؟ علت خنده تان چه بود؟


- فاطمه(دانشجو 21 ساله ) شب يلدا، جوك ها و شوخي هايي كه در اين شب بود.

 
- نسترن (دانشجو 21 ساله)، نمي دانم، خنده هايم ظاهري است.


- مريم(دانشجو 24 ساله) يك ساعت پيش با خواندن يك SMS.


- پريسا (دانشجو 24 ساله)، چند ساعت پيش با شنيدن يك جوك كه دوستم تعريف كرد.


آروين (کشیش 25 ساله )، ديشب بود. چون من يك اقليتم و ديشب شب كريسمس بود.


- علي (کارمند 26 ساله )، تقريباً چهار روز پيش كه دوستانم شوخي راه انداخته بودند و همگي با هر حركتي از جانب بچه ها، خنده سر مي داديم.


- ابراهيم (کارمند 26 ساله)، تقريباً نيم ساعت پيش كه با يكي از اقوام نزديكم صحبت كردم و مطلبي را برايم تعريف كرد و باعث شد بسيار بخندم و شاد شوم.


- محمد (کارمند 27 ساله) چند ساعت پيش يكي از دوستان جوك گفت و همه ما از ته دل خنديديم.


درمصاحبه هايي كه با جوانان به عنوان گروهي بزرگ از جامعه فعلي ما انجام شد، ديديم كه شاديهاي آنان بسيار محدود هستند. تفريحاتي كه مي تواند باعث شادماني شان شود بسيار كليشه اي و خالي از هيجان لازم جواني است، اين امر باعث مي شود كه روحيه جامعه، تحليل رفته و به سوي افسردگي و اندوه و در نتيجه كاهش بهره وري از جهات مختلف پيش برود. جامعه اي كه درصد بالايي از آن را جوانان تشكيل داده اند، جواناني كه نسل فرداي مديران، سياستمداران و پدران و مادران جامعه ما را تشكيل مي دهند. آيا وقت آن نرسيده به موضوع شادي اين نسل و ساماندهي مناسبت هاي شاد در جامعه جدي تر بينديشيم. آيا وقت آن نرسيده كه روح نشاط و شادي را در اين نسل خسته و افسرده بدميم و از انرژي آنان براي كار و تلاش جهت ساختن آينده كشور بهره ببريم.


در ادامه بررسي مسئله حبس شادي در جامعه، از ديدگاه روانشناسي و مبحث تحليل رفتار متقابل، به سراغ آقاي منصور بهرامي (روان شناس و عضو انجمن بين المللي تحليل رفتار متقابل) رفتيم. ايشان در گفتگويي صميمانه، به سؤالات ما پاسخ دادند.


تعريف شادي از نظر روان شناسي چيست؟
-اجازه دهيد من اين مقوله را در مبحث تحليل رفتار متقابل بيان كنم. در تحليل رفتار ساختار شخصيت را به ۳ بخش تقسيم مي كنند(كودك، بالغ، والد ). اين نظريه تكامل يافته نظريه فرويد است. كودك به مفهوم خردسالي نيست. آن قسمت از ساختار شخصيت ما است كه دنبال احساسات، عواطف، شادي، شادماني و خشم است.(البته شادي و خشم ذاتي نه اكتسابي) و در حقيقت بخش كودك در شخصيت ماست كه شادي آفرين است و اصولا اين امر بستگي به سن ندارد. دقيقا! يك مرد و يا زن مسن 70 يا 80 ساله هم با فعال بودن بخش كودك وجودش مي تواند شاد بوده و احساس شادماني كند. وقتي كسي كودك درونش فعال نيست، اين فرد به صورت دلمرده و غمگين است. ما خيلي از آدمها را مي بينيم كه به دنبال ارزشها و تعصبات خود هستند و كودك درون خود را طرد كرده اند. يعني اين آدمها نيز كودك درون دارند اما با پيروي از تعصبات خشك، اين بخش از شخصيت آنها غير فعال شده و كودك درون آنها افسرده است. به طور مثال وقتي فرد مسني را مي بينيم كه در مراسمي مانند چهارشنبه سوري با شادي فراوان از روي آتش مي پرد، اين حركت در حقيقت ناشي از فعال بودن كودك درون اوست كه توليد شادي مي كند. يا مثلاً پدربزرگ يا مادر بزرگي كه با شادي فراوان با نوه كوچك خود بازي مي كند، اين دقيقاً بازتاب حضور كودك درون اوست. پس ما بايد شادي ها را در بخش كودك درون خود، پيدا كنيم.


 به نظر شما راز خنديدن چيست؟ خنده واقعي چه مي تواند باشد؟
- ما يك خنده ذاتي يا خنده دروني داريم و يك خنده مصنوعي يا اكتسابي. خنده دروني مربوط به كودك درون ما مي شود. ما زماني كه عميقاً نسبت به يك مسئله اي شاد شويم، شروع مي كنيم به خنديدن. كما اينكه عكس اين قضيه نيز صادق است. وقتي كه ما غمگين مي شويم، شروع به گريستن مي كنيم. پس اين هيجانات به واقع مكمل شخصيت ما هستند. خنده دروني (خنده واقعي)، بخشي از عملكرد شادي كودك درون ماست. مگر اينكه ما بخواهيم لبخند اكتسابي بزنيم. لبخند اكتسابي لبخندي است كه مثلاً من در عين ناراحتي با ورود يك شخص تازه وارد به محيط، لبخند مي زنم و سعي مي كنم خودم را شاد نشان دهم كه از آمدن او خوشحال شده ام. ولي اگر بخواهيد خنده واقعي را ببينيد، بايد به سراغ كودكان برويد ، بازي ها و ارتباطهايي كه با هم دارند و خنده هايي كه از ته دل سر مي دهند. در حقيقت خنديدن نوعي ابراز هيجان شادبودن و شادماني است.


 طرز تفكر چقدر مي تواند در شاد بودن افراد دخيل باشد؟
- ما تفكر را از بخش كودك خارج مي كنيم و به بالغ ربط مي دهيم. زماني هم كه ما كار درماني انجام مي دهيم كاري مي كنيم كه بالغ مجري رفتار كودك درون باشد نه مسلط بر آن.
مسئله اي نيز درمورد تفكر مثبت و منفي وجود دارد. ما اگر تفكر مثبت داشته باشيم، مطمئناً اين تفكر مي تواند در شادي و شادماني ما تأثير گذار باشد و متقابلاً تفكر منفي نيز شادي را دور مي كند. من اين نظريه را رد مي كنم كه ما بايد بسته به خوشبين يا بدبين بودنمان، هميشه نيمه پر يا خالي ليوان را ببينيم، بلكه ما بايد واقع بين باشيم. در اين صورت، مي توانيم عملكردي متعادل و درست داشته باشيم. ما اگر فقط مثبت گراي صرف بوده و جنبه هاي منفي خود را نبينيم، آن هنگام شادماني ما نيز شادي واقعي نبوده، بلكه نوعي شادي اكتسابي است. شايد اين موضوع را شنيده باشيد كه گاهي اوقات توصيه مي كنند، جلوي آينه بايستيد و به زيبايي ها و سلامتي خود توجه كنيد. من اين موضوع را نيز رد مي كنم؛ چرا كه ما در اين حالت فقط مشغول تجزيه و تحليل ظاهر خود هستيم. آدمي  كه ظاهر بسيار خوبي دارد، ممكن است درون آشفته و ناآرامي داشته باشد. پس اين شعار نمي تواند مؤثر باشد، چون درون انسانها ممكن است هر يك از حالات شادي يا غم را داشته باشد. ضمن اينكه اندوه و شادي دقيقاً دو روي سكه هستند و هر دو آنها لازمه زندگي اند. فرضاً اگر ما عزيزي ر ا از دست مي دهيم نمي توانيم غمگين بودن خود را ابراز نكرده و بگوييم اين اتفاقي است كه افتاده است! بايد فراموشش كنيم! اصلاً اين ايده درست نيست. شادي و اندوه بايد هر كدام جاي خود را داشته باشند. وقتي ما واقع بين باشيم، تصورات و خواسته هايمان به تعادل مي رسد. در اينجا بايد مطلب مهمي را خاطر نشان كنم. بعضي مي گويند شادي انسان در گرو خوشبختي اوست. حال بايد گفت: خوشبختي چيست؟ هركس تعريف خاص خودش را بازگو مي كند. به طور مثال در كارگاههايي كه براي شناخت بيشتر از شخصيت فرد تشكيل مي دهيم از او مي خواهيم تا آرزوهايش را بنويسد. خيلي از اين آرزوهايي كه ذكر مي كند، بسيار دور و دست نيافتني هستند. ساده ترين تعريف خوشبختي اين است كه خواسته هاي ما، تعادل و ميزاني با امكاناتمان داشته باشد. يعني اگر من خواسته اي دست نيافتني داشته باشم، آدم خوشبختي نخواهم بود و اگر خوشبخت نباشم، شاد نيستم. پس اگر خواسته هايم با امكاناتم هماهنگ باشد خوشبخت و شاد هستم. در حقيقت ما اگر واقع بين باشيم، به سراغ روياهاي بزرگ و خواسته هاي ايده آلي و دست نيافتني، نمي رويم.


لازمه شاد بودن چيست؟
- من لازمه شاد بودن را ايجاد تعادل در زندگي مي دانم. كسي كه زندگي متعادلي دارد چه از نظر مالي و چه از نظر رواني، در نهايت مي تواند آدم شادي نيز باشد. هركسي براي شاد بودن آستانه اي دارد. ممكن است عاملي باعث شادي من شود اما شما را شاد نكند. ممكن است عاملي شما را اندوهگين كند اما باعث شادي من شود. اين نوع شادي، شادي كاذب است. شادي واقعي آن نوع شادي است كه مكان و زمان در آن تأثيري نداشته باشد و بهترين مثالي كه مي تواند نشان دهنده اين نوع شادي باشد، ارتباط شادمانه كودكان با يكديگر است. نوعي شادي كه توأم با خلاقيت است.
كودكان به محض اينكه زير پوشش تربيت والدين قرار گرفته و والد درونشان شكل مي گيرد، حالا ارزشها، تعصبات، اعتقادات، فرهنگ، سنت، مليت، تمامي اين موارد بر شادي و ابراز آن تأثير مي گذارد. در حقيقت شادي براي كودك در چارچوب خاصي تعريف مي شود و شادماني خارج از اين چارچوب سبب ايجاد حس گناه در او مي شود. والدين براي اينكه كودك را در چارچوب ارزشها و اعتقادات خودشان نگه دارند، با تنبيه كودك، احساس گناه را در او بوجود مي آورند. يا حتي بدتر از اين قضيه، به كودك گفته مي شود، اگر تو بخندي و پدرت را از خواب بيدار كني، خدا از تو ناراحت مي شود!
در غير اين صورت، كودك درون افراد در ميان تعصبات، ارزشها و اعتقادات (بعد والد وجودي)، حبس مي شود. هر قدر بعد ارزشي منفي (تعصبات و...) پر رنگ تر شود، شادي كودك نيز كم رنگ تر مي شود. در حقيقت مجموعه تعصبات، باورها و برخي ارزشها عاملي مي شود براي كنترل رفتار فرد. والد كنترل گر به ما مي گويد كه كداميك از كارهايمان خوب يا بد است. مثلاً وقتي كودك شروع به خنديدن مي كند، ما به او مي گوييم نخند! بچه خوب كه نمي خنده!. آلوده شدن بالغ با والد، توجه به همين ارزشها و تعصبات است. مجموعه اين عوامل باعث مي شود شادي كودك درون ما مخفي يا كمرنگ شود. چه اشكالي دارد، شادي هايي را در محيط خانواده ايجاد كنيم.


 چطور مي توان به بالا بردن سطح شادي در جامعه كمك كرد؟
-از ديدگاه تحليل رفتار، ساختار جامعه مانند ساختار خانواده است و ساختار خانواده نيز شبيه ساختار فرد است. در نتيجه ساختار جامعه شبيه ساختار فرد است. جامعه اي كه شاد نيست، درست مانند انساني است كه شاد نيست. در خيلي از جوانها مي بينيم كه يك حالت دوگانگي بوجود آمده است. يعني در بيرون لبخند نمي زنند اما به محض دور شدن از محيط، شروع به خنديدن مي كنند. متأسفانه، تفاوت رفتار فرد در محيط هاي مختلف مانند مدرسه، اجتماع و خانه آنقدر زياد است كه سبب تزلزل شخصيت او مي شود و نهايتاً اين تزلزل شخصيتي به جامعه نيز سرايت مي يابد. ما براي اينكه در سطح جامعه ميزان شادي را بالا ببريم، بايد از افراد و خانواده ها شروع كنيم. اگر افراد و خانواده ها شاد باشند، نهايتاً جامعه شادي نيز خواهيم داشت. آمار جالبي ، شادترين كشور دنيا را هندوستان نشان مي دهد. اين مسئله براي من غير قابل تصور بود. چون فكر مي كردم كه همه افراد در اين كشور مشكل مالي دارند. پس اين نشان مي دهد كه داشته ها عامل ايجاد و ابراز شادي نيستند، بلكه بودن ها هستند كه عامل شادي اند. افرادي كه با وجود مشكلات زياد، همچنان شادي هاي خود را ابراز مي كنند، كودك درونشان رهاست. در حقيقت ترمزهاي شادي در چنين جامعه اي وجود ندارد و هركسي شادي هاي مخصوص به خود را انجام مي دهد. تا هنگامي كه كودك درون شادي اش را ابراز كند، افراد، دل زنده اند. دل مردگي ناشي از پنهان شدن كودك درون است. پس براي بالا بردن شادي در سطح جامعه ، ابتدا بايد خانواده هاي شادي داشته باشيم. اگر ما زندگي را يك مثلث تصور كنيم كه يك ضلع فعاليت (كار) باشد، ضلع دوم آن تفريح باشد و ضلع ديگر ارتباطات، اگر ما بتوانيم به هر سه اين ابعاد به قدر كافي توجه كنيم، آنگاه اين مثلث زندگي به صورت متساوی الاضلاع خواهد بود، اين مساوي بودن نشان دهنده همان تعادلي است كه ما از آن سخن مي گوييم.


از ديدگاه روانشناسي تأثيرات شادي بر روابط اجتماعي افراد چيست؟
- انسان دو نوع نياز دارد، ۱- نياز جسماني (بيولوژيكي) ۲- نياز به توجه و نوازش (شادي).
اگر ما از انسان نياز به توجه و نوازش را بگيريم و به آن توجه نكنيم، خود به خود شادي را از او گرفته ايم و سبب ايجاد انزوا در او خواهيم شد. ارتباطات انساني (من خوب هستم، تو خوب هستي)، يك ارتباط متقابل است كه نوازش بي قيد و شرط به يكديگر مي دهيم. يعني من به كسي توجه كنم چون .....، اين توجه، توجهي شرطي است. ارتباطات نبايد شرطي باشد. ارتباطات بين انسانها باعث مي شود ذخيره نوازشي افراد افزايش پيدا كند. و حتي مي تواند از اين ذخيره نوازش و شادي، در موقعيت هاي مختلف و حتي در هنگام تنهايي، استفاده كرد و احساس خوبي داشت. به صورتي ديگر نيز مي توان اين قضيه را بررسي كرد. افرادي كه رابطه اجتماعي با ديگران برقرار نمي كنند، انسانهايي افسرده و منزوي هستند. اما چرا آنها اينگونه اند؟ به اين خاطر كه در محيط اطراف خود شادي نديده اند. وقتي انسان شادي را درك نمي كند، خود به خود به سوي افسردگي كشيده مي شود.


 شادي زبان بسيار نافذ و عالم گيري است (زباني كه به ابزار خاصي براي فهم آن نياز نداريم)، پس چرا صنعتي شدن جوامع باعث فراموش شدن و حبس شادي شده است؟
- فرض را بر اين مي گذاريم كه من و شما زبان يكديگر را نمي دانيم، چرا كه كدهاي ارتباطي ما با يكديگر همخواني ندارد. پس كلام، براي برقراري ارتباط نمي تواند مؤثر باشد. حالا مي توانيم از زبان غير كلامي يا رفتاري استفاده كنيم. شروع مي كنيم به يك سري اشارات به يكديگر. اين اشارات هم ممكن است معاني متفاوتي براي هر كدام از ما داشته باشد. اگر من دست شما را فشار مي دهم، حتماً نمي خواهم بگويم، شما را دوست دارم، شايد مي خواهم به شما بگويم، آيا زور شما هم زياد است؟ در حقيقت ما در اينجا از طريق ارتباط احساسي با هم ارتباط برقرار مي كنيم. در تحليل رفتار ۳ نوع ارتباط مي توانيم برقرار كنيم. ۱. ارتباط كلامي (شامل كلام و نوشتار) ۲. ارتباط رفتاري ۳. ارتباط احساسي. من براي ارتباط با يك نوجوان، ابتدا ارتباط كلامي برقرار مي كنم و اگر درك نكرد، شروع مي كنم به برقراري ارتباط رفتاري. ولي اگر بخواهم با يك نوزاد ارتباط برقرار كنم فقط مي توانم از طريق احساسي با او ارتباط برقرار كنم. در اينجا مي فهميم كه اين احساس در همه ما وجود دارد، اما اين لايه هاي ارزشي است كه مي آيد روي احساس قرار مي گيرد و آن را پنهان مي كند . اگر ما بتوانيم اين درك احساسي را حفظ كنيم و يا پرورش بدهيم، نياز به اين نداريم كه با هم به صورت كلامي ارتباط برقرار كنيم. اين درك احساسي همه آن ابراز هيجان ها (شادي، غم و ...) را شامل مي شود. با انقلاب صنعتي، عواملي به وجود آمد كه احساس، پنهان و در نتيجه شادي نيز حبس شد. در اينجا به دنبال بايدها و نبايدها (سنجيدن منطقي همه چيز) مي رويم، در نهايت، نمي توانيم احساس و بالتبع شادي داشته باشيم.
 

****

منبع :   مقاله   " جامعه شناسی شادی   " -تهيه کنندگان  :سميه صيادي فر، علي دوستي -روزنامه همشهری -جمعه 30 دي 1384 

برگرفته ازسایت  لينکستان : http://linkestan.com

عوامل موثر بر تدريس

 عوامل موثر بر تدريس

 

      گرد آورنده  و  تنظيم كننده:

   محبوبه  غفوريان   فدايي

    

دبير  زبان  انگليسي

       82-1381

           

 

عوامل  مؤثر  بر  يادگيري  دانش آموزان

 

 ايجاد جوّ مناسب، صميمي و فضاي راحت در كلاس از مهمترين اركان يادگيري مي باشد كه اضطراب و نگراني يادگيرندگان را كاهش مي دهد. بايد به عقايد دانش آموزان احترام گذاشت.در تصميم گيريهاي خود از آنان نظر خواهي كنيم.اعتماد  كردن  به  يادگيرندگان  باعث  رشد  شخصيت  آنها  مي شود.ابراز نظر در كلاس توسط فراگيران شور و شوق به يادگيري ايجاد مي كند.بايد به گونه اي عمل كرد تا دانش آموزان سرشار از هيجان و شادي شوند زيرا در اين حالت سخت كوش ترند كه مي توان با استفاده از بيانات شورانگيز، عوامل شادي بخش مثل سرود،نمايش، بازي، سرگرمي، مسابقه و … اين جوّ را ايجاد كرد.توجه به علايق آنها نيز مهم مي باشد همچنين اگر نسبت به ما احساس رابطه نزديكي كنند. گوش دادن به مسائل و مشكلات يادگيرندگان و آشنايي با حالات رواني-عاطفي يادگيرنده در ايجاد فضاي بدون فشار در كلاس مؤثر است.خوش اخلاق بودن معلم، باعث ايجاد آرامش و جذب يادگيرنده به كلاس درس مي شود.با شور و علاقه درس دادن در جذب يادگيرنده به كلاس درس و محتواي آموزش مؤثر است. اگر معلم از تدريس خود لذت ببرد خواه ناخواه اين لذت به دانش آموزان نيز سرايت مي كند.معلم  نبايد  مشكلات  زندگي  خود  را  به  كلاس  بياورد  زيرا  در  تدريس  اثر  منفي  دارد.

 

تنوع در روش تدريس به ايجاد جاذبه درسي منجر  مي شود.اختصاص بخشي از وقت كلاس درس، به ويژه در انتهاي وقت كلاس به گفت و گو درباره روش تدريس و جوّ كلاس مي تواند در بهبود و افزايش كيفيت فرايند يادگيري-ياددهي مفيد باشد.ارائه  كنفرانس به وسيله فراگيران  داوطلب  باعث رشد فردي و اجتماعي و …  مي شود.سخت گيري  در اين  كه  دانش آموز  با تلاش  مطلب  را فرا گيرد  نه اينكه  بوسيله  معلم  سهل و آسان  دريافت كنديكي  ديگر  از اقدامات  لازم  مي باشد.ياددهي  شيوه  گزارش  نويسي  و تهيه  چكيده  مطالب  و فعاليت هاي كلاسي  در  اولين  جلسه هاي  آموزش  در امر يادگيري و انتقال  تجربه هاي  آموزشي  يادگيرندگان  به  مدرس  و ساير  اعضاي  گروه و كلاس  مؤثر  است.آوردن  دانش آموزان  ضعيف  پاي  تابلو  و همكاري  با آنها  در حل  مشكل  باعث  افزايش  اعتماد  به  نفس  آنها  مي شود.

 

 يكي ديگر از مواردي كه باعث بيدار شدن انگيزه يادگيري در فراگيران مي شود “سازماندهي كلاس” است به عنوان مثال:صندلي ها را در وضع مناسب قرار دهيم،آن را پاكيزه و مرتب كنيم،در نورپردازي آن دقيق باشيم و جايي براي نشان دادن خلاقيت ها در نظر بگيريم.همچنين  اگر  هنگام  تدريس  دانش آموزان  را در حين  آموزش  درگير  كنيم  كلاس  از حالت خشك  خارج  شده  وبا نشاط  مي شوند.اگر  بگوييم  فراموش  مي كنند،اگر  ياد  دهيم  بخاطر  مي سپارند و اگر  درگير  كنيم  ياد  مي گيرند.انجام  تمرينات زياد  سبب  تعميق  يادگيري  و بروز  خلاقيت هاي  آنان  مي شود.جلسات  و يا  ساعاتي  كه براي  تمرين  در نظر  گرفته  شده ،نبايد  زياد  طولاني  و خسته  كننده  باشد.به  عنوان  نمونه  تمريني  كه  در  دو  جلسه  سي دفيفه اي  و با فاصله  كافي  انجام  مي شود  نتيجه  بهتري  دارد  نسبت  به  تمريني  كه  يك  ساعت  طول بكشد.البته  با افزايش  سن،توانايي  دانش آموز در  انجام  تمرينات  طولاني تر،فزوني  مي يابد.نبايد  بيش از حد براي مهم  جلوه  دادن  درس ،براي  دانش آموزان  تكليف  معين  كرد.حجم  تكاليف  با نياز  واقعي  آنان  بايد  منطبق  باشد.

 

مطالب  درسي  بايد  به گونه اي  ارائه  شود  كه  مشكلات  يادگيرنده  را بر طرف كند.همچنين  بايد  معلم  بين  مطالب  جديد  و مطالب  جلسات  قبل  يك  ارتباط  منطقي  برقرار  كند.تهيه  چكيده  و دستمايه  اوليه  براي  آموزش  در قالب  جزوه اي  كه  نكات  اصلي  و منابع  را  در  برداشته  باشد،باعث  همسو  شدن  يادگيرندگان  با  معلم  در رسيدن  به  انتظارات  آموزشي  مي شود.

 

          امّا مهمترين مسئله ،يادگيري مشاركتي است كه تحقيقات گوناگون مؤيد اين مسأله است كه نسبت به ديگر يادگيريها نظير رقابتي و انفرادي پيشرفت تحصيلي بالاتري را بوجود آورده است.دانش آموزان در گروه هاي كوچك كه خود انتخاب مي كنند به كار گروهي مشغول مي شوند ولي در انجام دادن تكاليف عادي به تنهايي كار مي كنند،درباره موضوعي بحث مي كنند، بابارش مغزي با ايده ها وانديشه هاي تازه برخوردمي كنند واطلاعات را سازمان مي دهند.درواقع بايد فرهنگ “ كار گروهي ” را دربين فراگيران توسعه داد كه شامل جو اعتماد، نبود موانع كاركردي، انتظارات با توجه به شمار افراد گروه، تمايل براي كمك به همديگر و مشاركت يكسان است.و به قول جانسون از شعار“ما با هم شنا مي كنيم و يا با هم غرق مي شويم” پيروي كنيم.

 

          براي  انجام  فعاليت هاي  گروه  در  جهت  يادگيري  مشاركتي  موفقيت  آميز  اهداف،آموزش  و  جدول  زماني  مشخص  مورد  نياز  است.در  گروه  هر  عضو  نقش  و  وظايف  خاصي  دارد  مانند:ثبت كننده،گزارش كننده،ناظر،مشاهده گر،مسؤل  تجهيزات  و … .نقشها  بايد  در  گروه  مدام  تغيير  داده  شود،بطوري  كه  اعضاي  گروه  براي  عمل  در  نقشهاي  جديد  فرصت  يابند  و  براي  برآوردن  وظايف  ويژه  گروه  آماده  شوند.ابتدا  اعضاي  گروه هاي  گوناگون  كه  داراي  بخش  مشابه  هستند،گروه هاي  تخصصي  تشكيل  ميدهند  و با يكديگر  مطالعه  مي كنند.سپس،هرفرد به گروه  مورد  نظر  خود  برمي گردد و آن  بخش  را  هم  گروهي هاي  خود  آموزش  مي دهد.اين  بخش هاي  مجزا  نياز  است  كه  در  كنار  هم  قرار  داده  شوند تا دانش آموزاني  كه  به  همديگر  وابسته اند از  يكديگر  يادبگيرند.كليد  پروژه (كار گروهي)هنگامي  قفل  مسائل را باز مي كند  كه  كوشش هاي  جمعي  دانش آموزان  با  بهره گيري  از شيوه هاي  مشاركت جويانه  يادگيري،آگاهانه،و عمدي و از طريق  انجام  فعاليت هاي  عملي  مبتني  بر  همكاري  و تعاون  گروهي  شكل  گيرد.

 

 

 

 

طرح انجام تكليف در مدرسه و تأثير آن در كاهش اضطراب وپيشرفت تحصيلي دانش آموزان

 

          اگر بلافاصله بعد از تدريس هر موضوع ،فراگير درگير با مسئله شود و روي آن شروع به بحث و گفت و گو بكند و مشكلات خود را همانجا حل نمايد يادگيري در بخش حافظه دراز مدت وي انجام خواهد گرفت و بندرت از ياد مي رود .بخصوص اگر اين كار همراه با عوامل شادي بخشي مثل اجراي مسابقه ، بازي ،سرود و … صورت بگيرد، دانش آموزان جدي تر كار مي كنند و بهتر ياد مي گيرند.درگير كردن دانش آموزان با مطالب درسي تدريس شده از طريق طرح چند سؤال و يا حل چند نمونه از تمرينات كتاب در عمق دادن به يادگيري و رشد مهارتهاي ارتباطي مؤثر است و باعث ايجاد رغبت به مطالعه و رفع نگراني از مطالب آموخته شده مي شود. ديدن اينكه هر يك از يادگيرندگان در كلاس درس به حل مسئله مشغول اند،در يادگيرنده ايجاد شور و اشتياق مي كند . فعال بودن دانش آموزان در انجام دادن تكليف، بيشتر از ارائه درس در عميق شدن يادگيري اثر دارد. انجام دادن چند نمونه تمرين بوسيله يادگيرندگان و بررسي جوابها و ارائه بازخورد لازم بوسيله معلم بر بهبود كيفيت آموزش و رشد خودانديشي در يادگيرنده اثر دارد و در رشد خلاقيت آنها كمك مي كند.همچنين كسل آور بودن آموزش را از بين مي برد. استفاده از اين طرح و اطمينان از اينكه يادگيرندگان مطالب آموزشي را يادگرفته اند، درارائه و يادگيري مطالب بعدي مؤثر است.

 

اجراي طرح پيوند (طرح شناسايي دانش آموزان تلاشگر ) و نحوه همكاري  با اين طرح

 

          اگر معلم نسبت به هر فعاليت و اظهار نظر فراگير واكنشي مثبت حتي در حد يك لبخند يا گفتن كلمه اي تحسين برانگيز از خود نشان دهد، انگيزه دانش آموز را در امر يادگيري تحريك مي كند. تشويق كلامي و غير كلامي يادگيرنده به ايجاد علاقه به يادگيري و تثبيت آموخته هاي وي كمك مي كند. با تشويق ميزان اعتبار اظهار نظر آنها را روشن مي كنيم در عين حال از تقدير مبالغه آميز بايد پرهيز كرد. حال اگر اين تشويق و ترغيب در سطح مدرسه توسط مدير و معاونين صورت پذيرد بمراتب اثر بخشي بيشتري خواهد داشت. كما اينكه در سال تحصيلي 82-81 كارتهاي امتيازي تهيه شده بود و به عناوين مختلف اين كارتها به دانش آموزاني كه در فعاليت هاي كلاسي شركت مي جستند داده شد. در انتهاي ترم، با جمع آوري اين كارتها و مشخص كردن دانش آموزان ساعي و تلاشگر (كساني كه بيشترين امتياز را جمع كرده بودند) با اهدا جوايز در سر صف از آنان تقدير و تشكّر به عمل آمد. نمونه ديگري را كه مي توان ذكر كرد دادن  Excellent  در دقتر تكليف هر فراگير بود (به شرط خوش خط و خوانا بودن تكاليف) ودادن جايزه به كساني كه بيشترين  Excellent   را در دفترشان داشتند. و نتيجه اين شد كه در آخر سال ، در پايه دوم دانش آموز لااقل بد خط نداشتيم .حتي دانش آموزان ضعيف كلاس از خطي نسبتاً خوش برخوردار بودند.

 

          فعاليت هاي خارج ازكلاس(استفاده از وسايل كمك آموزشي ،نمايش فيلم آموزشي ، قرائت مجلات رشدنوجوان،كتاب ، داستان و )

 

       استفاده از وسايل كمك آموزشي باعث افزايش يادگيري يادگيرندگان مي شود. ايجاد ارتباط بين مطالب درسي و زندگي اجتماعي ، به عمق بخشيدن يادگيري و علاقه به تحصيل كمك مي كند . انجام دادن فعاليت هاي عملي حتي در كلاس كسل آوربودن آموزش را از بين مي برد. استفاده بهينه از فناوري آموزشي در جريان تدريس و يادگيري مي تواند به سبب فعال كردن حواس دانش آموزان ، امر آموزش را واقعي تر و عملي تر كند و موجب تسهيل يادگيري فراگيرندگان شود . در واقع حيطه كار معلم را وسيع تر كرده و او را از حالت صِرفِ انتقال دانش و معلومات خارج مي كند و به راهنماي جريان يادگيري مبدل مي سازد. در ارتباط با وسايل كمك آموزشي دبيران مربوطه مي توانند  با صرف وقت كمي و يا با كمك دانش آموزان اين وسايل را كه تهيه بعضي از انها ساده و ارزان است بسازند و در درس خود مورد استفاده قرار دهند. مي توان مسابقه هايي ترتيب داد و به بهترين ها جايزه اهدا كرد.

 

 ترتيب دادن بازديد و اردو سبب مي شود كه فراگيران به تجربه هاي واقعي دست يابند و صاحب مهارتهاي لازم براي زندگي شوند. با انجام فعاليت ها در آزمايشگاه به صورت زنده مي توانيم دانش آموزان را با يادگيري مشاركتي آشنا كنيم. فعاليت هاي مشاركتي تمايل به افزايش سطح تفكّر، مهارتهاي ارتباطي اساسي ، انگيزه هاي پيشرفت ، عزت نفس ، احترام متقابل ، آگاهي اجتماعي و تحمل تفاوتهاي فردي را در دانش آموزان رشد و گسترش مي دهد. همچنين باعث تفكّر خلاّق و انتقادي ، نگرش مثبت به موضوعات درسي ، تعامل گروهي و مهارتهاي اجتماعي مي شود .

 

     بايد علاقه به مطالعه و پژوهش علمي دانش آموزان در كانون توجه قرار گيرد. اصولاً رغبت به مطالعه و پژوهش امري متكي بر فعاليت هاي ذهني-تجربي افراد است. دانش آموز خود بايد مسائل علمي را مورد كند و كاو قرار داده و تجربه كند نه آن كه اين مسائل در قالب هاي نظري آماده ، در ذهن وي گنجانده شود . هدف تعليم و تربيت انباشتن ذهن از دانش نيست ، بلكه وسيله دستيابي به يافته هاي علمي به منظور خلاقيت و سازندگي است . تجربه نشان داده است كه دانشي كه از طريق مطالعه و تحقيق بدست مي آيد ، ثبات و پايداري آن در ذهن بيشتر است . بنابراين ارائه فهرستي از كتابهاي مرتبط با درس و تعيين وظيفه براي مطالعه آنها به عميق شدن يادگيري كمك    مي كند .يكي  از  مهمترين  ابزارهايي  كه  در  ساخت  يك  مجموعه  آموزشي  در  انتقال  دانش  موثر  است  استفاده  از  تصاوير  متحرك  است. تصاوير  گوناگون  و يا  فيلم  به  يادگيري  كمك  مي كند.اطلاعات را مي توان از طريق تصوير مناسب ، بسيار ساده تر از پيام شفاهي يا كتبي دريافت كرد به عبارتي ديگر «يك عكس مناسب گوياتر از هزار كلمه است».حال اگر اين تصاوير متحرك باشند (در قالب فيلم ، كارتون ، يا … ) اثرش به مراتب بيشتر و بهتر خواهد بود . بنابراين به نظر من اگر در هفته يك ساعت (در زمينه هاي مختلف ) به مطالعه در كتابخانه ، استفاده از آزمايشگاه ، ديدن فيلم، و يا خواندن مجلات و كتب غير درسي و … اختصاص داده شود ، فراگيران مطالب آموخته شده را مي توانند لمس كنند و بكار گيرند .

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست  منابع

 

 

1.     رشد  تكنولوژي  آموزشي؛دوره  هجدهم،آبان  ماه  سال  تحصيلي  82-81

2.رشد  تكنولوژي  آموزشي؛دوره  هجدهم،بهمن  ماه  سال  تحصيلي  82-81.

3.رشد  تكنولوژي  آموزشي؛دوره  هجدهم،اسفند  ماه  سال  تحصيلي  82-81.

4.رشد  تكنولوژي  آموزشي؛دوره  هجدهم،فروردين  ماه  سال  تحصيلي  82-81

5.رشد  تكنولوژي  آموزشي؛دوره  هجدهم،ارديبهشت  ماه  سال  تحصيلي  82-81

روش های افزایش انضباط در بین دانش آموزان دوره ی ابتدایی

مرکز تربیت معلم شهید بهشتی

 

موضوع:

روش های افزایش انضباط در بین دانش آموزان دوره ی ابتدایی

 

استاد راهنما:

آقای دکتر تلخابی

 

تهیه کننده:

سعید ابراهیمی

 

کلاس :501 

 

بهار 87

 

 

 

 

چكيده :

راههايي پيشنهاد كرده و نحوه استفاده از روش ها را نيزمورد بحث قرار داده ایم.

كليد واژه‌ها(واژه‌هاي كليدي):انضباط هدف از نوشتن اين مقاله بررسي علل  بي انضباطي و كمك به مديران و معلمان براي برخورد با دانش آموزان بي نظم مي باشد. به اين منظور ابتدا بي انضباطي را در ديدگاه افراد مختلف تعريف نموده سپس تعريف نسبتاجامعی از آن ارائه می شودیکی از تعاریف مناسب عبارتست از: " انجام دادن هر عمل يا رفتار پذيرفته نشده و نا معقول توسط دانش آموزان كه سازماندهي كلاس و مدرسه را مختل يا تهديد به اخلال مي كنند و باعث كاهش كارايي معلم و دانش آموزان شده و معلم را در رسيدن به هدف اصلي خود كه همان ارتقای دانش آموزان است به چالش مي كشاند".

با توجه به تحقيق "كانين "كه مشكلات بي انضباطي را از اقدامات پيش‌گيرانه‌ي معلم مي‌داند. راههاي براي پيش‌گيري اين عمل ارائه می شود. سپس علل بي‌انضباطي را بررسي كرده‌ و راههايي براي كاهش اين علل ارائه خواهد شد. براي برخورد با رفتارهاي بي‌انضباطي و بي‌انضباطانه نيز باتوجه به ديدگاههاي دانشمندان ،معلم ،مدرسه،دانش آموز و اجتماع

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه:

دشواری کنترل دانش آموزان با توجه به ویژگی های سنی آنها روز به روز روبه افزایش است. بسیاری از معلمان و مدیران از برخورد با مسائل انضباطی دانش‌آموزان احساس ناتوانی می کنند و به طور معمول ممکن است برخورد های نامناسبی با این رفتار ها داشته باشند.

در زمينه‌ي بي ‌انضباطي دانش‌آموزان،معلمان بايد پاسخگوي سوالاتي از قبيل اين سوالات باشند.

1   بي‌انضباطي چيست و چگونه ميتوان انضباط را آموخت؟

2- چگونه می توان از بروز رفتار های نا مناسب دانش‌آموزان كه نظم و انضباط كلاس را مختل مي‌كنند جلوگيري كرد؟

3 علل بي انضباطي دانش‌آموزان كدامند؟

4 چگونه ميتوان اين رفتارهارا كاهش داد يا از بين برد ؟

در این مقاله سعی شده است بابررسی منابع علمی ونقد آنهابه سوالات فوق پاسخهای مناسب وکاربردی داده شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تعريف انضباط و بي انضباطي:

نظم و انضباط تعاريف متعددي دارد. عده‌اي كنترل رفتار فراگيرندگان و تسلط بر عوامل رفتاري آنان را انضباط مي نامند, برخي معتقدند؛ نظم و انظباط شامل هر نوع سازماندهي در محيط مدرسه و كلاس است، به نحوي كه سبب افزايش يادگيري ‌شود.صفوي (1383)مي گويد«انضباط عبارت است از :اعمال قواعد و مقرراتي كه يادگيري را تسهيل مي‌كند و اخلال در كلاس را به حداقل كاهش مي دهد».لوفرانسوا(1991) معتقد است «انضباط بدان دسته از اعمال معلم اطلاق مي‌شود كه مانع سر زدن رفتارهايي از دانش آموز است كه فعاليت كلاسي را مختل یا تهديد به اخلال مي كند» (صفوي به نقل از زمانی 1378 )اصغري پور بي‌انضباطي را اينگونه تعريف مي كند :«هر نوع رفتاري كه از ارزش‌هاي پذيرفته شده جامعه به دور است (با توجه فرهنگ)و داراي تكرار شدت و مداومت است و در زمانها و مكانهاي متعدد اتفاق مي افتد و همچنين رفتاري است كه با درماندگي و كاهش كارايي فرد همراه است». ايزابل كلاك:«بي انضباطي را رفتاري مي داند كه از طرف تعدادي از دانش‌آموزان انجام مي شود و مشكلاتي را براي فرد معلم به وجود مي‌آورد و معلم را در راه رسيدن به هدف كه ارتقای تحصيلي دانش‌آموزان است با مشكل روبرو مي‌كند و مانع از پيشرفت كار تحصيلي مي شود و رفتار آنان نا معقول و نا منظم است ».با وجود تعاريف بالا بي انضباطي را مي توان اينگونه تعريف كرد : انجام دادن هر عمل يا رفتار پذيرفته نشده و نا معقول توسط دانش‌آموز كه سازماندهي مدرسه وکلاس را مختل يا تهديد به اخلال مي كند و باعث كاهش كارايي معلم و دانش‌آموزان شده و معلم را در رسيدن به هدف اصلي خود باز مي دارد.

 

 

 

 

آموزش انضباط:

انضباط را می توان از كودكي به افراد آموخت زيرا در كودكي افراد مي توانند بهتر بياموزند وبهتر بدان عادت كنند.

 علي قائمي راههاي زير را براي نظم بخشيدن به كودكان توصيه مي‌كند .

  1. آموزش‌ها: يعني بايد به كودك آموزش دهيم تا در دنيا ي جديد بدون سردرگمي زندگي كند .
  2.  تذكرات: بايد از انضباط براي كودك تعريف كرده و آن را لازمه‌ي موفقيت بدانيم

3.تهيه مقررات : تهيه مقررات و تنظيم آن به كودكان يك كار اساسي است و بايد قوانين منطقي در نظر بگيريم.

4.جنبه الگويي : بايد براي كودك الگو بوده و عامل و مجري نظم باشيم و اگر خود منظم نباشيم انتظار نظم از كودك بيهوده است .

       5. تنظيم برنامه : بايد سعي كنيم با برنامه‌اي به زندگي كودك نظم ببخشيم.

        6.نشان دادن آثار : كودك را بايد از فوايد نظم و زيانهاي بي نظمي آگاه كنيم.

          7.سپردن مسوليت : بايد مسئوليت‌هايي در رابطه بانظم به كودك بسپاريم براي                      مثال:مسوليت نظم اتاق   

    8.زمينه سازي براي عادات: اگر بتوان رعايت نظم را بخشي از زندگي كودك كرد در آن صورت كودك به آن عادت خواهد كرد .

 

 

 

«پيش‌گيري از بي‌انضباطي»

پيش‌گيری از رفتار نا مطلوب دانش‌آموزان به‌دو دليل مهم است :

1.به دليل عملي :يعني پيش‌گيري از بروز رفتار نامطلوب آسان‌تر از تغيير آن است.

2.        به دلیل انسانی: يعني معلم خود را مسئول اصلاح و بر طرف كردن رفتار نا مطلوب دانش‌آموز مي‌داند ( كديور1379)."كانين"(1970)در تحقيق خود به مقايسه رفتار معلمان در كلاس‌هاي داراي رفتار نامطلوب و كلاس ‌هاي عادي پرداخته است. و تفاوت‌اين كلاس‌ها را در نحوه پاسخ گويي معلمان به رفتارهاي نامطلوب نمي‌دانند بلكه آن را ناشي از اقدامات پيش‌گيرانه‌ي آنها مي‌داند (صفوی ,نقل از كديور1383ص431)

 

معلم بايد به نكاتي كه باعث قطع ارتباط در كلاس مي‌شود و همچنين به نيازهاي دانش‌آموزان توجه كند و نبايد اجازه‌ي گستاخي به دانش‌آموزان دهد و براي پيش‌گيري از رفتار نامطلوب دانش‌آموزان به نكات زير توجه كند:

1.   رفتارهاي بي نظم را مشخص و قوانين كلاس را مطرح كند و دانش‌آموزان ملزم به رعايت آن شوند تحقيقات مشيل وروتر نشان داده است كه مدرسه اي موفق است كه نظامي خوب داشته باشد . آنها مشخصات نظام خوب را اين گونه بيان كرده اند :1. تعداد قوانين مدرسه اندك بوده و به طور منظم اعمال مي شود 2. قوانين مرتبط با جامعه تحصيلي آنهاست 3. مهمترين مشخصه قوانين قابليت انعطاف آن است 4. خط مشي و حدود روابط دانش آموز و شاگرد مشخص باشد 5. تصميمات متخذه از طرف معلم مستبدانه نباشد 6. در جهت موفقيت افراد (دانش‌آموزان ) تدريس مي‌شود 7. مدرسه در حرف و عمل نشان مي‌دهد كه خواهان حل مشكل دانش‌آموزان است 8 . نيازهاي دانش‌آموزان تشخيص داده مي‌شود 9 . براي حل مشكل دانش‌آموزان نا منظم هسته‌اي متشكل ازسر معلم مقام ارشد و معاون مدرسه وجود دارد .( فونتانا1987)

2.       بطور انفرادي با افراد نا منظم برخورد كرده دلايل بی نظمی را جويا  ‌شوند .

3.      دانش‌آموزان بايد رفتار مطلوب و مورد نظر معلم را بشناسند .

4.       بي‌توجهي به رفتار نا منظم دانش‌آموزان باعث مي‌شود تا وي احساس كند كه معلم فردي نا كارآمد است .

5.      شرط لازم براي اجراي قوانين قابل درك و فهم بودن آن براي دانش‌آموزان است.

6.      آغاز كلاس با جذابيت و متعاقب آن دادن آزادي بيشتر به دانش‌آموز

7.      علاقه‌مند كردن دانش‌آموز به درس با يادگيري معنادار (كديور1379)

علل بي انضباطي دانش‌آموزان

بروز رفتارهايي از دانش‌آموزان كه انضباط كلاس را مختل مي‌كند تنها به معلم ،كلاس درس مربوط نيست بلكه علل ديگري نيز نظير عوامل آموزشگاهي،خانوادگي،اجتماعي وجود دارند كه به طور مستقيم يا غير مستقيم زمينه را براي رفتارهاي مخرب دانش‌آموزان فراهم مي‌كنند . اين عوامل را مي‌توان به مواد زير تقسيم بندي كرد :

الف :علل مربوط به دانش آموزان: گاهي علل بي نظمي در كلاس ناشي از خود دانش‌آموزان است مانند:

1.ناراحتي‌هاي جسمي، روحي و رواني   

 2.نداشتن علاقه و انگيزه

3. سردرگم بودن و بي‌توجهي به انتظارات معلم و كلاس  4.نداشتن برنامه‌ي شخصي مطالعه

5.كم خوابي و خستگي مفرط         

    6. انجام ندادن تكاليف خود

7.تغذيه نامناسب                            

   8.نااميدي به آينده

9.استقلال طلبي و مقابله با اقتدار معلم(صفوي)

دانش‌آموزان كه مشكلات خاصي ايجاد مي‌كنند در نظر فونتاناشامل دو دسته‌اند :

1.   شاگردان سرآمد :چون بهره‌ي هوشي بالايي دارند ، سطح درس خيلي پايين‌تر از توانايي آنهاست پس به طور خلاصه خستگي و كسالت مشكلاتي پديد مي‌آورند.

2.   كودك آسيب ديده شديد : به علت مشكلات بنيادين رواني كه درآنها وجود دارند به نوعي ناسازگاري رسيده‌اند و رفتارهاي نامطلوب را به وجود مي‌آورند ( فونتانا1987)

ب)علل مربوط به معلم

1. فقدان آمادگي جسمي ، روحي و رواني معلم     

 2.نامناسب بودن وضعيت ظاهري معلم

3. نا آگاهي از روش‌هاي جديد تدريس واستفاده از روش‌هاي سنتي

4. بي علاقگي به شغل معلمي                        

  5.ناتواني در بر قراري ارتباط مطلوب با دانش‌آموزان

6.تبعيض گذاشتن بين دانش‌آموزان                

    7.نا مناسب و نا رسا بودن صداي معلم

8.نداشتن طرح درس                                          

9.بي‌توجهي به دانش‌آموزان

10. فعال بودن معلم و منفعل بودن دانش‌آموزان 

   11.استفاده نامناسب از تشويق و تنبيه

12.بي‌حوصلگي و نداشتن صبر و سعه صدر      

 13.بي نظمي معلم ( ديرآمدن به كلاس و ترك كردن زود هنگام آن)

14. تسلط نداشتن به موضوع مورد يادگيري   

   15.بي‌توجهي به مسائل و مشكلات دانش‌آموزان

16.مبهم بودن توقعات و انتظارات معلم             

 17.بروز رفتارها و حركات نامنظم دركلاس

18.تحقير و تمسخر دانش‌آموزان               

 19.نداشتن روحيه‌ي انتقاد پذيري و خودداري از پاسخ‌گويي به سوالات دانش‌آموزان

 20. ناآگاهي از روش‌هاي اصلاح رفتار

21. علاوه بر اينها شخصيت معلم نيز ممكن است نقش عمده‌اي در بي‌نظمي و يا برقراري نظم و انضباط كلاس داشته باشد،چنانچه برخي روانشناسان معتقداٌ در جايي كه دانش‌آموزان معلم خود را از صميم قلب دوست داشته باشند بي انضباطي وجود نخواهد داشت.(صفوي1383)

ج)علل مربوط به كلاس درس:

محيط مدرسه را مي‌توان از دو بعد فيزيكي و عاطفي مورد بررسي قرار داد.

تأثير محيط فيزيكي كلاس:وضعيت فيزيكي كلاس مانند،نظافت و پاكيزگي،برخورداري از نور و هواي مناسب ،ميز و صندلي راحت وكافي،تخته و وسايل سرمايشي و گرمايشي مناسب نقش انكارناپذيري در ايجاد نظم و انضباط كلاس دارند (همان)."مارلند"(1975)در اهميت محيط فيزيكي كلاس مي‌گويد :«تأثير فيزيكي كلاس مي‌تواند كمك يا مانعي درآموزش باشد و بخشي از هنر كلاس داري استفاده‌ي مناسب از فضاي كلاس است» (صفوي،نقل از زماني1378).

در كلاس كه وسايل سرمايشي يا گرمايشي مناسب وجود نداشته باشد ،دانش‌آموزان به دليل سرماي زياد يا گرماي بيش از اندازه نمي‌توانند راحت بنشينند .از اين رو مجبور مي‌شوند دست به اعمالي بزنند كه نظم كلاس را مختل كند .(صفوي1383)

 

 

 

تأثير محيط عاطفي كلاس :

علاوه بر عوامل فيزيكي كلاس ، عوامل عاطفي مانند تعويض مكرر برنامه‌ي درسي ،برخورد نامناسب دست اندركاران ستادي مدرسه با دانش‌آموزان ،يكنواخت بودن برنامه‌هاي صبحگاهي  يا عصرگاهي مدرسه بي‌توجهي به خواسته‌هاو انتظارات معقول دانش‌آموزان و....را مي‌توان نام برد كه شرايط و موقعيت را براي بروز رفتارهاي نامطلوب دانش‌آموزان فراهم مي كند.

د)علل مربوط به خانواده:

صاحب نظران روانشناسي تربيتي يكي از مهمترين نهادهاي موثر در تربيت و رفتار آدمي را خانواده مي‌دانند؛زيرا محيط خانواده اولين و با دوام‌ترين عامل در تكوين شخصيت كودكان و نوجوانان مي‌باشد(صفوي1383)عوامل متعدد مي‌تواند در رفتار كودكان و نوجوانان تأثير بگذارد (از جانب خانواده)كه به موارد زير اشاره مي‌كنيم.

1.     فضاي رواني و عاطفي ؛

منظور مجموعه روابط و تعاملات رواني و عاطفي است كه بين اعضاي خانواده وجود داشته باشدو بصورت مستقيم(آموزش‌هاي اخلاقي و...)يا غير مستقيم(همانند سازي و تقليدو...)رفتار فرزندان را تحت تأثير قرار مي‌دهد.

 

2.    شرايط ناسالم خانوادگي:

 شامل مواردي مانند طرد كودك ،تنبيه شديد ، عدم توجه به نيازهاي اساسي كودك ،انتظار نابجا از كودك و... مي‌باشد.

 

 

 

 

3. فقدان والدين:

 نبود هر يك از والدين ، بويژه مادر چنانچه با كمبود ارضاي نيازهاي طبيعي و اساسي همراه شود اثرات ناگواري در شرايط اجتماعي كودك خواهد گذاشت.

4.عدم ثبات قوانين و معيارهاي اخلاقي:

 چنانچه در محيط خانه اصول اخلاقي معيني حكم فرما نباشديااينكه اصول ثابت باشندويابرای كودك تبيين نگردند درايجاد مشكلات رفتاري كودك نقش خواهند داشت .

5.ترتيب ولادت: 

 از ديدگاه آلفرد آدلرترتيب ولادت در رفتارهاي افراد نقش دارد آدلر معتقد است جايگاه ويژه فرزندان با تولد فرزند بعدي تهديد مي‌شود و فرزند آخر نگران از دست دادن موقعيت خود نخواهد بود.(اصغري پور1380)اختلافات خانوادگي و بي‌نظمي دار خانواده سبب تأثير نامطلوب در رفتار فرد شده و زمينه‌ي لازم را براي بروز رفتارهاي مخرب فراهم مي‌آورد و به اين ترتيب نظم وانضباط كلاس را به هم مي‌زند .(صفوي)

 ه)علل مربوط به روابط اجتماعي :

عوامل اجتماعي اغلب به طور مستقيم تأثير شگرفي در رفتارهاي دانش‌آموزان مي‌گذارد (همان)از بين عوامل اجتماعي موثر در رفتارهاي دانش‌آموزان به موارد زير اشاره مي‌كنيم:

  1. طبقه‌ي اجتماعي: شامل مواردي مانند ميزان سواد والدين ، فرهنگ حاكم برخانواده و .... كه هر كدام به نوعي تأثير مي‌گذارد.
  2. گروه همسالان : مهمترين الگوي كودكان پس از والدين كه تأثير زيادي در رفتار كودكان مي‌گذارد.
  3. عوامل اجتماعي ديگر:از قبيل تلوزيون كه به عنوان الگوي رفتاري از عوامل مهم تعيين كننده در رفتار است . (اصغري پور 1380)

و)عوامل رواني :

از عوامل رواني موثر در اختلا‌لات رفتاري مي‌توان به موارد زير اشاره نمود.

1.تعارض :يعني فرد در مقابل دو هدف قرار گرفته كه قادر به انتخاب يكي نيست پس با انتخاب يكي در مقابل ديگري احساس محروميت مي‌كند و موجب پديدار شدن فشار و ناراحتي مي‌شود.

2.ناكامي:منظور ناراحتي شديد از نرسيدن به يك هدف است . وقتي براي رسيدن به چيزي از لحاظ رواني برنامه‌ريزي مي‌كنيم و به آن نرسيم دچار سرگرداني شده و موجب ناراحتي مي‌شود .

3. استرس: هنگامي كه مجموعه‌اي از عوامل رواني دروني و بيروني در ذهن فرد تبديل به ساختار تهديد كننده يا آسيب رواني مي‌شود  موجب ايجاد فشار و ناراحتي رواني مي‌شود. (اصغري پور1380)

برخي از راههاي از بين بردن يا كاهش عوامل بي نظمي 

براي كاهش عوامل بي نظمي دانش‌آموزان بايد ميان خانه ومدرسه هماهنگي وجود داشته باشد. (صفوي1383)

براي كاهش عوامل بي نظمي معلمان بايد معلم آمادگي تغيير رفتارهاي به عنوان واكنشي نسبت به حقايق آشكار شده توسط مشاهده را داشته باشد. (فونتانا1987 )

براي كاهش عوامل بي نظمي موثر از كلاس بايد شرايط فيزيكي كلاس را بهتر كنيم و روابط بين كاركنان و دانش‌آموزان بهتر شود .

براي كاهش اين عوامل در خانواده بايد والدين فرزندان خودرا به انضباط تشويق كرده و وظايف شان را در قبال فرزندان خود به خوبي اجرا كنند. (صفوي 1383)

         

 راههاي كاهش يا حذف رفتار هاي بي نظمي

در آموزش و پرورش وظيفه معلمان تنها اين نيست كه به ايجاد و تقويت رفتار مطلوب اقدام كند بلكه بايد رفتار نا مطلوب دانش آموز را كاهش داده  يا از بين ببرند. براي از بين بردن رفتار نا مطلوب روشهاي زير توصيه مي‌شود: (شعباني 1371)

1.خاموشي : براي اينكه رفتار نامطلوب دانش آموز ادامه نيابد مي‌بايست  شرايط طوري فراهم شود كه براي انجام دادن آن رفتار نا مطلوب پاداشي در يافت نكند .(همان)

2. اشباع : رفتار نامطلوب شاگرد به مدت طولاني تقويت مي‌شود تا دانش‌آموز اشباع شود و احتمال تكرار آن كاهش يابد يعني درست برعكس خاموشي و اين روش بر خلاف تنبيه عوارض جانبي ندارد .(همان)

3. تقويت رفتار مغاير : رفتاري را كه مغاير با رفتار نامطلوب است  تقويت مي‌كنيم كه خود ا ز يك اصل روانشناسي ناشي مي‌شود كه انسان نمي تواند خود را همزمان روي دو رويداد مخصوصاٌ اگر مغاير باشد متمركز كند. (اصغري پور1380 )

4. محروم كردن : يعني دانش‌آموز به خاطر رفتار نامطلوبي كه انجام داده است از دريافت تقويتي محروم مي شودبراي مثال دانش‌آموز كه به كلاس علاقه دارد به خاطر بي نظمي از كلاس اخراج مي‌شود. (شعباني 1371)

5. جريمه كردن : يعني كم كردن مقداري از عامل تقويت كنند به دليل انجام رفتار نامطلوب براي مثال كسر چند نمره به دليل شيطنت يا بي نظمي. (همان)

مشاوره و مذاكره با دانش‌آموز نامنظم : معلم مي‌تواند در برابر دانش‌آموز نامنظم از شيوه ي صحبت آرام استفاده كندكه بر اساس شيوه هاي مشاوره ولفگا نگ و گليكمن مي‌باشد ، در اين روش معلم, مشاوره مي‌كندچون دانش‌آموز در كلاس او بي نظمي كرده و معلم مي داند در آن هنگام دانش‌آموز مشغول چه كاري است و آن شرايط را به خوبي مي‌شناسد معلم در مشاوره مي‌تواند از نظرات دانشمنداني چون گلاسر، ردل و... استفاده كند . اين دانشمندان تأكيدكرده‌اند كه در بازبيني بي انضباطي دانش‌آموز بايد موقعيت فعلي وي در نظر گرفته شود در اين هنگام معلم نبايد از انتقاد زياد استفاده كند چون باعث مي‌شود دانش‌آموز حالت تدافعي به خود بگيرد و بهانه هاي بيشتري بتراشد . معلم بايد از طريق مذاكره‌اي صريح به دانش‌آموز بفهماند كارش تا چه اندازه زشت بوده است و بازنده‌ي اصلي نيز خود دانش‌آموز است و اگر اين رفتار نامطلوب راترك كند سود زيادي خواهد كرد . براي اين كار معلم بايد« ازباب پرسش »طبق نظر گلاسر وارد شود براي مثال از شاگرد مي‌پرسد«چرابه اين كار(بی نظمی)پيشنهاد شدي »  و به بهانه تراشي هاي وي توجه چنداني نمي‌كند در واقع معلم اعتقاد خودش راكه رفتاري هر قدر هم غير قابل قبول و نامطلوب باشد هدف داراست اعلام مي‌كند اين همان نكته اي است كه گلاسر به آن تأكيد دارد .(جي اسميت، لا سلت )

اصل تقويت منفي : براي اينكه دانش‌آموز را از انجام رفتار نامطلوبي باز داريم بايد ترتيبي بدهيم كه هرزمان رفتار او در جهت مطلوب تغيير كرد به موقعيتي كه براي او ناخوشايند بوده است پايان مي‌دهيم .در كاربرد اين اصل پايان دادن بايد به آساني امكان داشته باشد زيرا در غير اين صورت دانش‌آموز فايده‌اي در تغيير دادن رفتار خود نمي‌بيند (اصغري پور1380)

تنبيه : يعني اضافه كردن يك محرك بيزار كننده به محيط پس از انجام رفتار نامطلوب اين روش معایبی دارد :

1.   باعث نابودي رفتار نمي‌شود و فقط آن را وا پس مي‌زند (همان) 2. سبب ترس يا نگراني شديد مي‌شود3. از توجه دانش‌آموزان به فرد تنبيه گر كاسته مي‌شود و به دستورهاي او عمل نمي‌كند. (اصغري پور1380)

 

 

نتيجه‌گيري

پس از نوشتن اين مقاله به اين نتيجه دست يافتيم  كه بي‌انضباطي هر گونه رفتاري از جانب دانش‌آموز است كه سازماندهي كلاس و مدرسه را مختل يا تهديد به اخلال مي‌كند .مي‌توان انضباط را از كودكي آموخت يعني والدين مي‌توانند باآموزش‌ها،تذكرات،نشان دادن آثار و...نظم و انضباط را به فرزندان بياموزند.

در بررسي علل بي‌انضباطي به اين نتيجه رسيديم كه تنها دانش‌آموز عامل مطلق بي‌انضباطي نيست و اين رفتار مي‌تواندازعواملي همچون،معلم،كلاس(محيط فيزيكي يا عاطفي )،خانواده و .... ناشي شود . و مي‌توان اين عوامل را كاهش داد ما مي‌توانيم از اين رفتارهاي نامطلوب پيش‌گيري كنيم كه براي پيش‌گيري نيز راههايي  چون : به کار گیری روش های فعال تدریس، وضع قوانين كلاسي ،جويا شدن علل بي‌انضباطي ،برخورد با اين رفتارها و...پيشنهاد شد.

براي كاهش يا حذف اين رفتارها نيز راهكارهايي چون:خاموشي ،محروم كردن ،مشاوره و مذاكره و... را نام برده برخي محاسن و معايبشان را بيان نموديم و آنها را پيشنهاد كرديم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع و مآخذ مورد استفاده

1.            اصغري پور،حميد،(1380)،كليات راهنمايي و مشاوره‌مشهد:نشرتمرين                                                                                            

2.      فونتانا،ديويد(1987)،كنترل كلاس،ساده حمزه و مجيدمحمدي(1375)تهران:رشد

3.      شعباني،حسن(1371)،مهارتهاي آموزشي و پرورشي(جلد اول)روشها و فنون تدريس تهران :سمت

4.      كديور،پروين(1379)،روانشناسي تربيتي،تهران،سمت

5.      اسميت،كولين جي لاسلت،رابرت،(بي تا) مديريت كارآمد دركلاس،زهرا صباغيان(1382)

6.   كلاك ماك لين،ايزابل،(بي‌تا) راهنمايي و مشاوره كودك در مدرسه رضا شاپوريان(بي‌نام تهران امير كبير)

7.      قائمي،علي(1370)- بي‌نظمي كودكان مجموعه آموزشي پيوند 126تهران انجمن اوليا و مربيان

8 .مقاله‌‌ي حشمت‌الله صفوي از اينترنت سایت :

-tarbiyat.blogfa.com www.khoy23m

 

 

صفحات مورد استفاده از منابع

1.الف126-130 باز137-141    2.الف از159-162  ب133

3. از51-52                           4. از229 230

5. از 49 58                      6. از 80 85

7.الف  از419 422   ب از477 479

 

 

راه های پرورش خلّاقیت

راه های پرورش خلّاقیت
مديريت نوآوري
چهارشنبه، 5 تير 1387
مقدمه
خلّاقیت در انسان یک پدیده چالش پذیر، پرتضاد و مجذوب کننده است. ارنست یونگ به پسر خود که تصویری از یک سبد پر از میوه کشیده بود گفت: پسرم تو در خور ستایش و تحسینی; چون به چیزی پرداخته ای که درخور همگان است. روزی تشنه چیزی خواهی بود که در دسترس نیست و آن گاه میوه هایی خواهی کشید که هیچ کس تا حال آن ها را نچشیده است و آن روز است که تنها خواهی بود.

در واقع، عامل خلّاقیت یکی از چندین عواملی است که در بستر مفهوم «زندگی اجتماعی» آدمی قابل طرح و بررسی بوده و به نوبه خود پیامدهای گوناگونی را نیز در برداشته است.

تعریف خلّاقیت
به طور کلی، ارائه تعریفی جامع، مانع و دقیق از خلّاقیت که شامل همه ابعاد و کنش های آن باشد، اگر غیرممکن نباشد، امری بسیار مشکل است. پس از سال ها مطالعه و پژوهش درباره خلّاقیت هنوز روان شناسان و متخصصان آموزش و پرورش نتوانسته اند تعریف جامعی که مورد قبول بیشتر دست اندرکاران باشد به دست دهند; زیرا افراد مختلف برداشت های متفاوتی از خلّاقیت داشته و بالطبع تعاریف متفاوتی از آن ارائه نموده اند. ریشه اصلی چنین اختلافاتی ناشی از ماهیت پیچیده و مرکب مغز و کنش های آن است.1

به نظر برخی روان شناسان، خلّاقیت ترکیبی است از قدرت ابتکار، انعطاف پذیری و حساسیت در برابر نظریاتی که یادگیرنده را قادر می سازد خارج از نتایج تفکر نامعقول به نتایج متفاوت و مولد بیندیشد که حاصل آن رضایت شخص و احتمالا خشنودی دیگران خواهد بود.2

متداول ترین برداشت از خلّاقیت عبارت است از اینکه فرد فکری نو و متفاوت ارائه دهد. خلّاقیت را می توان با تولید یا خلق اثر نو و متفاوت ارزیابی کرد، اما باید به خاطر داشت که هر خلاقیتی لزوماً منجر به تولید اثر قابل مشاهده نمی شود.

به هر حال، باید در مطالعه خلّاقیت به دو نکته مهم توجه داشت:

اول اینکه خلّاقیت می تواند خلق اشکال جدید یا صورت های جدیدی از ایده ها یا تولیدات کهنه باشد. در این صورت، عمدتاً فکرها و ایده های گذشته اساس خلّاقیت های تازه است.

دوم اینکه خلّاقیت امری است انحصاری و حاصل تلاش فردی و لزوماً یک موقعیت یا مسئله عمومی نیست. از این رو، ممکن است چیزی را خلق کند که پیشتر هیچ گونه سابقه ذهنی از آن نداشته باشد، اگرچه ممکن است آن چیز به صورت های مشابه یا کاملا یکسان قبلا توسط شخص دیگری و در موقعیت خاصی خلق شده باشد.

خلّاقیت مستلزم بهره گیری از نوع خاصی از جریان فکری است; چیزی که گیلفورد (Guilford) آن را تفکر واگرا3نامید. تفکر واگرا، تفکری است متفاوت از جریان های فکری موجود.

عوامل مؤثر در رشد خلّاقیت
ابتدا می توان این سؤال را طرح کرد: آیا امکان پرورش خلّاقیت وجود دارد؟ تورنس (Torranc) تحقیقی انجام داد که سؤال مزبور فرضیه آن را تشکیل می داد. بر اساس این تحقیق، تورنس نتیجه گیری می کند که می توان دسته ای از اصول را به کودکان یاد داد که به آن ها اجازه می دهد تعداد بسیار زیادی عقیده، آن هم عقایدی خیلی بهتر نسبت به زمانی که هیچ گونه تربیتی دراین مورد ندیده باشند، از خود ابراز دارند.4

بنابراین، در این مورد که خلّاقیت را می توان پرورش داد تردید وجود دارد. روان شناسان از مدت ها قبل این اعتقاد را که هر استعدادی را می توان با تمرین تربیت نمود و پرورش داد، پذیرفته اند.5

راجرز وجود شرایطی را برای پرورش خلّاقیت ضروری می داند. وی آن ها را تحت عنوان «شرایط درونی آفرینندگی» به شرح زیر بیان کرده است:

1. ایمنی روان شناختی
این مرحله را می توان به سه فرایند به هم پیوسته تقسیم کرد:

الف. پذیرش فرد به عنوان ارزش نامشروط. وقتی با فردی به گونه ای رفتار نماییم که نشان دهیم او در حقوق خود و در آشکار ساختن خویش ارزش دارد ـ صرف نظر از اینکه شرایط فعلی یا رفتار او چگونه است ـ در حال پرورش آفرینندگی هستیم.

ب. فراهم آوردن فضایی که در آن ارزشیابی بیرونی وجود ندارد. هنگامی که داوری های ما در مورد خودمان بر معیارهای بیرونی نباشد، ما داریم به پرورش آفرینندگی می پردازیم; جایی که فرد خویشتن خود را در فضایی می بیند که در آن مورد ارزشیابی قرار نمی گیرد و توسط معیارهای بیرونی اندازه گیری نمی شود. چنین فضایی بی اندازه آزادکننده و فراهم کننده خلّاقیت است.

ج. فهم همدلانه: فهم همدلانه همراه با دو مورد ذکر شده، غایت ایمنی روانی را فراهم می آورد و این شالوده ای برای پرورش آفرینندگی است.

2. آزادی روان شناختی
هنگامی که به فردی اجازه کامل آشکارسازی نمادین را می دهیم آفرینندگی پرورش می یابد. آزادی روان شناختی به فرد امکان می دهد تا درباره ژرف ترین بخش خویشتن خود بیندیشد، احساس کند و همان باشد. این امر ادراک های مفاهیم و معانی را که در بخشی از آفرینندگی به شمار می روند پرورش می دهد.6

برخی دیگر از روش های پرورش خلّاقیت عبارتند از: بازیابی های فکری، حل معما و جدول، سرگرمی ها و هنرهای زیبا، نویسندگی به عنوان یک تمرین خلّاقیت، تمرین در حل خلاق مسائل، و مطالعه. چنان که بیکن، فیلسوف و نویسنده انگلیسی قرن 16، اظهار داشته است، مطالعه انسان را کامل و قدرت تصور را تغذیه می کند، لیکن برای آنکه از مطالعه حداکثر استفاده را ببریم باید مطالب مناسبی برای مطالعه انتخاب کنیم.7

الگوهای پرورش خلّاقیت

1. جستجوی عدم شباهت ها
مثلا پس از ایجاد یک ایده محتمل، به جستجوی جایگزینی هایی بپردازیم که منطقی هستند، اما با ایده اول فرق دارند و یا حتی متناقض اند.

2. پیش بینی کردن (مطلوب اندیشی)
بسیاری اوقات ما از فرضیات معین بی اطلاعیم و یا نمی خواهیم بپذیریم که این فرضیات ممکن است به طور تدریجی رفتار و افکار ما را بدون آگاهی خود هدایت کنند. یکی از راه های روشن کردن این فرضیه ها تمرینِ وادار کردن افراد به پیشگویی کردن است که نوعی آزمایش در فکر است.

3. جستجوی نقد دیگران
راه دیگر برای تشخیص فرضیات نادرست، درخواست از دیگران برای انتقاد از ایده های ماست. بسیاری از مردم از چنین چیزی گریزانند. برخی آن را می پذیرند و برخی با روبه رو شدن با آن دفاعی برخورد می کنند.

4. تحلیل مسائل در جزئیات
هدف این است که ایده های خود را به اجزای ترکیب کننده آن ها خرد نماییم و بدین سان، خود را از قید فرضیات محدودکننده متنوع رها سازیم. این راهبرد به توجه کردن به کنش ها و مایه هایی که نوعاً با اشیا همراه نیستند توجه دارد. مثلا، در رابطه با کاربردهای متنوع یک تکه آجر می توان به ویژگی هایی همچون رنگ، وزن، سنگینی، شکل و اینکه دارای منافذی است و الکتریسیته را منتقل نمی کند، اشاره نمود.

5. استفاده از تمثیل
این مورد نیز تفکر خلاق را تسهیل می کند. تمثیل نقش کلیدی در تحول علم و فنّاوری داشته است; مثل اختراع چاپ توسط گوتنبرگ، که بر اساس شبیه سازی بود.

6. استفاده از موقعیت گروهی برای افزایش تولید ایده های خلاق
یکی از مهم ترین ویژگی های چنین جلساتی این است که آزمودنی ها باید با نگرش کاملا دوستانه و باز با پیشنهادات انطباق پیدا کنند. در چنین جلساتی ایده های تند تشویق می شوند.

7. توقف کار روی مسئله برای مدتی و سپس بازگشت به آن
این همان عملی است که موجب می گردد افراد گاهی احساس کنند پس از مدتی کار روی مسئله و موفق نشدن، فکرشان متوقف می شود. این امر صرفاً خستگی ذهنی نیست. فرد کار را کنار می گذارد; چون مرتب همان پاسخ های قدیمی به ذهنش می آیند. از این رو، نیاز دارد که ذهنش شکسته شود. در این فاصله ممکن است بخوابد، رمان بخواند، به مسافرت برود، یا هر کار دیگری را انجام دهد.

8. تلاش برای ارتباط
به منظور گسترش ایده های خلاق، باید به برقراری ارتباط ایده ها پرداخت. این امر می تواند به صورت نوشتاری صورت پذیرد; زیرا زبان نوشتاری در طول زمان باقی می ماند و می تواند با ارزیابی شدیدتری موردنظر قرار گیرد. از سوی دیگر، قرار دادن ایده ها در معرض و دسترس دیگران به ما فرصت می دهد تا مجدداً به آن ها نظر بیندازیم و دقایقی آن ها را ارزیابی کنیم. امر ارزیابی سبب می شود تا ایده هایمان را روشن تر و مشخص تر تعریف کنیم.

در مورد خلّاقیت، الگویی برای آموزش در کلاس ارائه شده است. این الگو شامل سه بعد است: موضوعات درسی، روش های تدریس و مهارت های تفکر واگرا و مولد. این الگو خلأ بین یادگیری شناختی و عاطفی را پر می کند.8

از جمله سبک های ارائه شده در گستره موضوعات درسی می توان به این موارد اشاره کرد: استفاده از مغایرت ها، استفاده از تمثیل، توجه دادن به کمبودهای موجود در دانش، تقویت تفکر درباره امکانات و احتمالات، استفاده از سؤالات محرک با استفاده از روش فهرست صفات، تقویت تفکر ابتکاری، طراحی جستجوگری، توجه دادن به اهمیت تفسیر و... .

سندرز وسندرز در کتاب آموزش خلّاقیت از طریق استعاره تأکید می کنند که برای پرورش خلّاقیت باید به کودکان و نوجوانان امکان تفکر واگرا داده شود و آنان را از انجام فعالیت های کلیشه ای و قالبی برحذر داشت. این پژوهندگان مانند بسیاری دیگر به تفاوت کارکرد بخش راست و چپ مغز اشاره می کنند و معتقدند که نیمکره چپ، عموماً مسئول تفکر همگراست. آن ها اشاره می کنند که بخش راست مغز آن دسته از فعالیت هایی را تولید، کنترل و اداره می کند که در دسته تفکر واگرا قرار دارد. این افراد معتقدند که نظام آموزش حاکم در همه کشورها صرفاً به پرورش بخش چپ مغز می پردازند.

یکی از راه های پرورش خلّاقیت، افزایش اعتماد به نفس است. هرقدر اعتماد به نفس افزایش یابد خلّاقیت نیز افزایش می یابد.9

زمینه‌های شکوفایی خلّاقیت
عوامل متعددی در رشد خلّاقیت کودکان مؤثرند. بدون شک خانواده مهم ترین نقش را در کنترل و هدایت تخیّل و ظهور خلّاقیت ها دارد. زمینه رشد خلّاقیت کودکان با فراهم نمودن فرصت های لازم برای سؤال کردن، کنجکاوی و کشف محیط پدید می آید. مهم ترین آفت خلّاقیت های ذهن تهدید و تنبیه های فکری می باشد. بچه های خلاق نیاز به آرامش روانی، اطمینان خاطر و اعتماد به نفس قوی دارند.10

در کنار خانواده، دومین عامل که بسیار مهم است مدرسه می باشد. مدرسه نقش مهمی در شکوفایی خلّاقیت های کودکان دارد. سن وارد شدن به مدرسه سن بسیار حساسی است. عواملی نظیر تکالیف زیاد، حفظ کردن مطالب، داشتن انتظارات یکسان از تمام دانش آموزان و توجه نداشتن به تفاوت های فردی با وجود کلاس های پرجمعیت، و سرانجام، عدم شناخت ویژگی های کودکان خلاق، قدرت خلاقیت کودکان (بخصوص در سنین 8 تا 10 سالگی) را کاهش می دهد. زمانی که کودک مجبور می شود با معیارهای مدرسه سازگار شود و به ناچار از رفتار هم سن و سالان خود پیروی کند، خلّاقیت های او کمتر می شود.11

استرنبرگ و ویلیافر پیشنهادهای ذیل را برای تربیت خلاق دانش آموزان ارائه کرده اند:

ـ شاگردان را به ارائه تعریف مسئله و تعریف مجدد از آن تشویق کنید.

ـ افراد را تشویق کنید تا ایده های فراوان تولید کنند.

ـ دانش آموزان را به خاطر سؤال هایی که در ذهنشان شکل می گیرد تشویق کنید.

ـ تشخیص موانع و تلاش برای فایق آمدن بر آن ها را به شاگردان آموزش دهید.

ـ حساس بودن به محرک های محیطی و پیگیری آن ها را تشویق کنید.

ـ شاگردان را ترغیب کنید تا از زاویه دیدهای گوناگون به مسائل نگاه کرده، تصورات ذهنی مختلف را در ذهنشان ایجاد کنند.

برخی از پژوهشگران نیز شیوه تفکر سقراطی دیالکتیکی را خاطرنشان ساخته اند که این روش سه مرحله دارد:

گام اول. طرح پرسش های منظم;

گام دوم. سودجویی از روش;

گام سوم: دستیابی به یک تعریف کلی.12

بوومن و روتر درباره تأثیر بازی های الکترونیکی در افزایش خلّاقیت کودکان و نوجوانان مواردی را پیشنهاد می کنند که بر میزان توانمندی کودکان در حل مسائل می افزایند:

1. بازی‌های جور کردنی: در این بازی ها کودکان می توانند انواع چهره های گوناگون، بدن ها، پاها و... که رایانه در اختیار آن ها قرار می دهد انتخاب کرده، با جور کردن دلخواه آن ها به تهیه چهره های مورد علاقه خودشان بپردازند.

2. چهره آرایی: در این بازی ها، بازیگران می توانند به انتخاب قسمت های مختلف یک چهره مانند مو، چشم، سبیل، ریش و حتی مواردی مانند عینک که به صورت افزوده می شود دست بزنند. علاوه بر این، بازیگران از این امکان برخوردارند که رنگ های مختلفی را برای موارد پیش گفته شده در نظر گرفته، آن ها را با توجه به رنگ دلخواهشان طراحی کنند.

3. نطق‌های بدون نوشته: در این بازی ها کودکان می توانند دست به جایگزین کلمات و ارائه موضوع های جدید در داستان هایی که روی حافظه رایانه وجود دارند بزنند. در سطحی فراتر از این، آن ها می توانند با تعریف داستان دلخواهشان برای رایانه نسبت به ثبت آن اقدام کرده و به این ترتیب، اثر جدیدی خلق کنند.

4. فیلم های کوتاه: در این بازی ها، بازیگران با کشیدن تصاویری، دست به تهیه یک فیلم متحرک می زنند.

5. موسیقی: در بازی رایانه ای با نت های موسیقی، بازیگران این امکان عمل را می یابند که در نت های موسیقی که روی حافظه رایانه ثبت شده است تغییرات دلخواهشان را پدید آورند.13

نوشتن خلاق
برخی از نظریه پردازان خلّاقیت، بر نگارش خلاق به عنوان روشی که به افزایش خلّاقیت آزمودنی ها می انجامد تأکید کرده اند. دقیتون نوشتن خلاق را به شرح زیر تعریف می کند: نگارش خلاق به متنی اطلاق می شود که فرد در آن به طرح ابعاد عاطفی و هیجان پر لطف و زیبای موردنظرش بپردازد، بدون آنکه برای پردازش پندارها و تصورات خودش مجبور به نادیده انگاشتن واقعیات شده یا منطق را به کناری وانهد.

کوچ (1997) در مقاله ای با عنوان «درها را بگشایید، ابراز وجودتان سد راه است»، برای تربیت خلاق شاگردان توصیه می کند آن ها در جریان نگارششان متن موردنظر را در اوج هیجان ممکن تهیه کرده و در جریان آن، به بیان عواطف و احساساتشان بپردازند و در این راه هیچ محدودیتی برای خودشان قایل نشوند.

تورنس یادآور می شود از آنجا که شاگردان ابتدایی علاقه وافری به نوشتن نشان می دهند، اولیای مدارس می توانند از انگیزه مزبور سود جسته، شاگردان کلاس های سوم تا ششم را به سمت تهیه روزنامه دیواری در مدرسه سوق دهند.14

در این روش، ارائه تکالیفی با عناوین آزاد، تکمیل داستان هایی که قسمت هایی از آن ها حذف شده اند، مسابقه یافتن لغات مترادف پیشنهاد شده است. واجنریب (1998) در روش حذف کلمات خویش پیشنهاد می کند که متن کوتاهی را می توان با سرعت متوسطی برای دانش آموزان کلاس قرائت کرد و در حین خواندن، برخی از کلمات آن را حذف کرد و به جای آن نقطه گذاشت. سپس دانش آموزان را به گروه های کوچکی تقسیم کرد و از آن ها خواست تا به بازنویسی کامل داستانی که شنیده اند بپردازند.

اسبورن پیشنهاد مسابقه گذاشتن بین شاگردان برای یافتن لغات مترادف را ارائه کرده است. این مسابقه با یافتن کلمات مترادف عینی شروع شده، به یافتن کلمات مترادف غیرعینی و ذهنی می انجامد که کار دشوار و خلاقی بوده، مستلزم حرف آفرینندگی بسیاری است.

کوریل و نابولیلو (1996) پیشنهاد می کنند که به ارائه تصاویری مبهم به شاگردان بپردازند، سپس آن ها را به تهیه متنی خلاق بر مبنای آنچه مشاهده کرده اند، وادارند.

پست من در دو مقاله با عناوین «سکوت» و «رؤیاهای حیوانات» از کودکان می خواهد تا به صدای سکوت گوش فرا داده، سپس در مورد آنچه به ذهنشان خطور می کند شعر بگویند. نویسنده یادآور می شود کودک با گوش دادن به صدای خاموش ناگهان خود را با انبوهی از صداهای برآمده از جهان مواجه می بیند که وی را هدف قرار داده و به سوی او رو کرده اند.

او همچنین از کودکان می خواهد تا برای تهیه متنی خلاق به رؤیاهایی که حیوانات در جریان خوابشان می بینند فکر کرده، آنچه که در این رابطه به ذهنشان خطور می کند به شعر درآورند.

بارش مغزی
دکتر اسبورن چهار قاعده اساسی را برای روش بارش فکری ارائه کرده است. این روش ها عبارتند از:

1. ممنوعیت انتقاد; 2. آزادی ارائه ایده ها; 3. مطلوبیت کمیت; 4. مطلوبیت ترکیب ایده ها.15

اسبورن به نقل از آرنولد می نویسد: بارش مغزی به این دلیل با موفقیت روبه رو شده است که در آن، محیط ایده آلی برای ابراز آزادانه شخصیت وجود دارد; به این معنا که در بارش فکری، محیطی که حاوی امنیت و آزادی روانی است پدید می آید. در چنین محیطی ارزیابی بیرونی از بین رفته، فرد ترسی از تمسخر دیگران نخواهد داشت. من قانع شده ام که امکان دارد یک فرد نیز بتواند یک گروه یورش فکری تشکیل بدهد که خودش تنها عضو آن باشد.

برخی از مردم نیاز به یک گروه دارند که در آن ها جرقه ای ایجاد کند و آنان را به تدبیر یک فهرست طولانی از راه های مختلف برای حل یک مسئله وادارد، در صورتی که خود گروه ممکن است مستقیماً در این زمینه کمکی به آن ها نکند.

مطالعه خلاق
برخی از نظریه پردازان خلّاقیت با اعتقاد به اینکه امکان آموزش خلّاقیت وجود دارد درصدد برآمده اند تا روحیه ای فعال، جستجوگر، انعطاف پذیر، پرشور و هیجان زده را در جریان مطالعه ایجاد کنند تا مطالعه به خواندن خلاق و آفریننده بدل شده، متضمن افزایش خلّاقیت خوانندگان باشد.

یکی از روش های ساده که برای مطالعه خلاق پیشنهاد شده این است که از خواننده خواسته شود در جریان مطالعه از خود بپرسد: مؤلف چه می گوید، از آنچه که مؤلف می گوید چگونه و در کجا می توان سود جست؟ بدین سان، خواننده به جای پیش گرفتن سبک مطالعه منفعل و صحنه های گوناگون، عرصه وسیعی برای جولان تخیلات خود پدید می آورد. از این رو، زیتلو پیشنهاد می کند که جوانان به مطالعه ادبیات تشویق شوند تا به این ترتیب، از مواهب آن، که به افزایش خلّاقیت آنان می انجامد، بهره مند گردد.16

تورنس به افراد بزرگسالی که برای کودکان کتاب می خوانند توصیه می کند داستان را به گونه ای بخوانند که گویی داستان در حال وقوع است.

به عبارت دیگر، بچه ها باید آنچه را که می شنوند با قدرت تصورشان بازسازی کرده، خود را در فضای عاطفی داستان قرار دهند و سعی کنند عیناً تصاویر و پندارها، صداها و رایحه های توصیف شده و نشده را احساس کنند.17

رسانه‌های جمعی، بخصوص تلویزیون، بیشترین نقش را در چگونگی پرورش تخیّل و شکوفایی خلّاقیت به عهده دارند. هر آنچه تفکر کودکان و نوجوانان خلاق را می سازد، قدرت تخیّل، رهایی از کمبودهای فکری و فراهم بودن محرک های حسی و ارائه اطلاعات جدید به آن هاست. همواره باید تلاش شود که خلّاقیت های بالقوّه کودکان و نوجوانان شناخته شود.

ویژگی‌های شخصیتی افراد خلاق
به دلیل اهمیتی که افراد مبتکر، مبدع و آفریننده در پیشرفت جوامع دارند، از شناخت ویژگی های شخصیتی آن ها مهم می باشد. در این زمینه ابتدا باید چند سؤال مطرح نماییم:

1. چه ویژگی هایی این افراد را از سایر مردم متفاوت می سازد؟

2. چه عواملی رشد چنین ویژگی هایی را تحت تأثیر قرار می دهند؟18

3. آیا خلّاقیت سبب پیدایش ویژگی های خاصی در افراد خلاق می شود یا صاحبان این ویژگی ها می توانند خلاق باشند؟ برای این سؤال پاسخ قطعی به دست نیامده است، ولی برخی معتقدند که در هر دو جنبه لازم و ملزوم یکدیگرند.19

پیش از اینکه به استنباط یافته های گوناگون بپردازیم، نتایج مطالعه تورنس در مورد خلّاقیت و استعداد علمی را ذکر می نماییم.

تورنس نتیجه می گیرد که معلمان طرفدار کودکانی هستند که بهره هوشی بالایی دارند ولی در خلّاقیت ضعیف هستند. بر طبق این مطالعه، کودک خلاق (نمونه) چنین تعریف می شود:

او در مدرسه به هر طرف سرک می کشد، از یاد گرفتن (و نه ضرورتاً در مدرسه) لذت می برد، اهل تخیّل و کشف و شهود است، انعطاف پذیر، کاوشگر و به مسائل حساس است.20

رابطه بین خلّاقیت و ویژگی های شخصیتی را می توان از زمان افلاطون مورد بررسی قرار داد. وی در کتاب جمهوریت، گزینش کودکان پراستعداد را تجویز نمود.

معروف‌ترین تحقیق تطبیقی که درباره ارتباط ویژگی های فردی و خلّاقیت انجام گرفت متعلق به ترمن (Terman) است. ترمن از طریق آزمون های خود گزارشی و رتبه بندی های والدین و مربیان نشان داد که نوجوانان خلاق سازگاری روانی ـ اجتماعی بالاتر از حد متوسط به خود نسبت می دهند.

بر اساس تحقیقات والاچ (Vallach)، دالاس (Dallas) و گایر (Gaier) (1970) مشخص شد که خلّاقیت به ویژگی های شخصیت و به میزان کمتر، به برخی ویژگی هایی که تا حدی سازگار و دراز مدت به نظر می رسند مربوط می شود.21

کودکان خلاق دارای ویژگی های زیر هستند:

1. قابلیت انعطاف; 2. حساسیت; 3. تحمّل; 4. احساس مسئولیت; 5. احساس همدلی; 6. استقلال; 7. خودپنداری مثبت; 8. نیاز به تماس های اجتماعی; 9. علاقه به پیشرفت.

اشتاین (1974) مطالعات انجام شده درباره ویژگی های افراد آفریننده را مورد بررسی قرار داد و به این نتیجه رسید که افراد آفریننده دارای ویژگی های زیر هستند:

1. انگیزه پیشرفت بالا; 2. کنجکاوی فراوان; 3. علاقه مندی زیاد به نظم و ترتیب در کارها; 4. قدرت ابراز وجود، خودکفایی; 5. شخصیت غیرمتعارف غیررسمی و کامروا; 6. پشتکار و انضباط در کارها; 7. استقلال; 8. طرز تفکر اقتصادی; 9. انگیزه های زیاد و دانش وسیع; 10. اشتیاق و احساس سرشار; 11. زیباپسندی و علاقه مندی به آثار هنری; 12. تفکر شهودی; 13. علاقه کم به روابط اجتماعی و حساسیت زیاد; 14. قدرت تأثیرگذاری بر دیگران.22

پژوهشگران در بررسی ویژگی های افراد خلاق به ویژگی های شخصیتی در آن ها دست یافته اند. براساس بررسی تیلر و پارون، ویژگی های مهم زیر نیمرخ روانی فرد خلاق را نمایان می سازند:

1. افکار و اعمال مستقل است و اگر فعالیت ها و ارزش های گروه با انتخاب های شخصی وی مطابق نباشد خود را تابع ارزش های گروه قرار نمی دهد.

2. گرایش دارد که در برداشت های خود از زندگی، کمتر جزئی نگر باشد.

3. به جنبه های بی اساس یا غیرمنطقی رفتار خود اذعان دارد.

4. پیچیدگی و تازگی را بر سادگی و شناخته شدگی ترجیح می دهد.

5. طنز را می پسندد و از شوخ طبعی و ظرافت ذهنی برخوردار است.

پور کینزی (Porkinsy) استاد دانشگاه هاروارد، با بررسی اطلاعات آزمایشگاهی و مطالعه زندگی نامه افراد خلاق نظریه «الگوی برف دانه ای خلّاقیت»23 را مطرح کرده است. الگوی پورکینزی شش خصیصه روان شناختی مرتبط و در عین حال، متمایز را، که در افراد خلاق وجود دارد، در برمی گیرد.

وی می گوید: ممکن است افراد خلاق هر شش خصیصه را با هم نداشته باشند، اما ظاهراً هر کس تعداد بیشتری از این ویژگی ها را داشته باشد، خلاق تر است:

1. علاقه وافر به نظم: یعنی میل شدید به سادگی و ایجاد نظم و معنا بخشیدن به آنچه که ظاهراً آشفته و نابسامان است.

2. طرح مسئله: افراد خلاق با مطرح کردن سؤال درست و جستجوی مسئله درست می توانند حد و مرز رشته تخصصی خود را بشناسند و به امکان یا عدم امکان گسترش آن پی ببرند.

3. فعالیت ذهنی: فعالیت ذهنی به افراد خلاق مجال می دهد نسبت به مسائل دیدی تازه و نگرش نوین بیابند. افراد خلاق برای رسیدن به نتیجه، نکات متضاد و متناقض را با هم در نظر می گیرند. آن ها غالباً در چهارچوب قیاس می اندیشند و در حقیقت، با فرضیه های موجود مبارزه می کنند.

4. بی باکی وعلاقه به انجام کارهایی که با ریسک توأم است.

5. عینیت گرایی: اگر این ویژگی نباشد، افراد خلاق جهانی برای خود می سازند که حقیقتی ندارد.

6. انگیزه درونی: افراد خلاق کارها را به خاطر لذت و رضایت بخشی انجام می دهند و تلاشی را که برای انجام آن می کنند، دوست دارند.24

براساس تحقیقات روان شناسان انستیتوی ارزیابی و تحقیق دانشگاه کالیفرنیا در برکلی، از هنرمندان، تاجران، نویسندگان، ریاضی دانان، دانشمندان، معماران و... خواسته شد که خلاق ترین همکاران خود را معرفی کنند. سپس افراد بسیار خلاق در مرکزی مورد مشاهده، درجه بندی و مصاحبه قرار گرفتند. از نظر شخصیتی و عاطفی افراد خلاق با بیاناتی همچون مخترع، دلیر، روشن فکر، ماهر، منحصر به فرد، پریشان حواس و پیچیده توصیف شدند. طبق این تحقیق، مشخص شد که افراد مذکور نیازهایی هم در رابطه با سازمان یافتگی دنیا و هم خود بر ساخت تجاربشان دارند. به طور غیرمعمول هنرمندان خلاق تمایل دارند که مقدار زیادی از وقت خود را صرف جستجو و تعریف مسائل نمایند. اصرار و کوشش بر سادگی و بی آلایشی و باقی ماندن بر احساساتی که به طور طبیعی پایمال می شوند به طور برجسته در تحصیل این افراد دیده می شوند.25

به نظر کاکس هنرمندان درجه بالایی از زیبایی شناسی، گرایش به برتری جویی، اعتقاد به خودابتکاری بودن اندیشه ها و توانایی برای کوشش در دستیابی به هدف های دور از دسترس را دارا هستند.

مطالعه در احوال دانشمندان و هنرمندانی که دستاوردهای اصیل و مهمی در رشته هایشان داشته اند نشان می دهد که عوامل شخصیتی نظیر استقلال در قضاوت، برخورداری از انگیزه پیشرفت، ابتکار عمل و بردباری در برابر اتهامات از جمله شرایط مهم در دستیابی به کشفیات خلاق هستند.26

لازم به ذکر است که صاحب نظران توافق کاملی درباره ویژگی های ثابت افراد خلاق ندارند. در یک بررسی تردیف و استرن برگ (Tradif & Sternberg) نظر صاحب نظران را درباره ویژگی های افراد خلاق گردآوری کردند. در این بررسی، نظر شانزده صاحب نظر بررسی شد که به ترتیب تأکیدهای بیشتری که دانشمندان روی آن ها داشته اند در سطوح زیر می آید:

1. استفاده از دانش موجود به عنوان پایه برای ایده های جدید;

2. خلّاقیت در یک زمینه بخصوص;

3. هوشیاری نسبت به نوآوری و شکافتن دانش;

4. تصمیم گیری های انعطاف پذیر و ماهرانه;

5. تفکر استعاره ای و مجازی;

6. اصالت فکر.

کلنیون در پژوهشی، ویژگی های شخصیتی 40 نفر از خلاق ترین معماران ایالات متحده را مورد بررسی قرار داد. یافته های گروه نمونه با یافته های به دست آمده از دو گروه کنترل مقایسه شد. برای انجام پژوهش مزبور از تست بررسی ارزش ها و پرسشنامه شخصیتی می سه سوتا (MMPI) و سیاهه شخصیتی کالیفرنیا (CPI) استفاده گردید. کلنیون چندین ویژگی شخصیتی را در بین آن ها مورد مقایسه قرار داد; مثلا، در بررسی ارزش ها افراد گروه خلاق در مقابل معیار اقتصادی نمره کمی کسب کردند، ولی در معیار زیبایی شناسی نمره بالایی به دست آوردند.در آزمون CPI و MMPI معماران خلاق در مقیاس زنانگی نمره بسیار بالایی آوردند.

دلیل این امر نیز این است که هرچه شخص خلاق تر باشد، با صراحت بیشتری احساسات و هیجان های خود را بیان می کند و دارای علایق بی شماری است که به عنوان یک ویژگی زنانه تلقّی می شود.

در مقیاس دیگر نشان داده شده است که حس تشخیص فرد خلاق و پیچیدگی ویژگی بارزی است. آن ها در یک مقیاس هنری، طرح های پیچیده و غیرمتعادل را برمی گزیدند.

نلر ویژگی هایی از قبیل هوش، آگاهی، تسلط، انعطاف پذیری، ابتکار، شک گرایی، بازیگوشی فکری، شوخ طبعی، پایداری، بسط و گسترش، اعتماد به نفس، و ناهمنوایی را به عنوان ویژگی های خلاق شناساسی و تشریح نموده است.27

تورنس موضوعاتی از قبیل جرئت داشتن در مورد اعتقادهای شخصی، استقلال در قضاوت، بی علاقگی نسبت به پذیرش قضاوت اولیای امور و برخی خصیصه های دیگر را، که از ویژگی های کودک خلّاق به شمار می آورد، مطرح نموده است.28

در تحقیقی دیگر، معلوم شد تصور و ادراک فرد خلاق از خود در نوجوانان پایین تر از دانشجویان کالج بود و آزمودنی ها ویژگی هایی از قبیل حساسیت محیطی، هوش، فردیت، استعداد هنری و ابتکار از خود نشان دادند; همین طور که دارای پذیرش بالایی از خود و انرژی زیاد متّکی بر تفکر شهودی بودند.29

در تحقیقی دیگر، خلّاقیت و همرنگی مورد بررسی قرار گرفت و به این نتیجه رسیدند که افراد خلاق به استقلال و خودمختاری گرایش دارند. افرادی که عزّت نفس بیشتر دارند کمتر به فشار گروه تن درمی دهند.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پی‌نوشت‌ها:
1ـ ر.ک: حشمت الملوک امینی، بررسی ویژگی های شخصیتی دختران 15ـ16 ساله خلاق، تهران، دانشگاه الزهراء، 1375.
2ـ استرن برگ، 1989 به نقل از: بتول مهین زعیم، مقایسه میزان خلّاقیت و ویژگی های شخصیتی دانشجویان سال اول (ورودی 78) رشته های هنر، علوم انسانی و مهندسی و پزشکی دانشگاه تهران.
3. Direngent Thiking.
4ـ ر.ک: آلن بودو، خلّاقیت در آموزشگاه، ترجمه علی خانزاده، انتشارات چهر، 1358.
5و6و7ـ ای پل تورنس، استعداد و مهارت های خلّاقیت و راه های آموزشوپرورش آن ها،ترجمه حسن قاسم زاده،نشردنیای نو، 1375.
8ـ افضل السادات حسینی، تحلیل ماهیت خلّاقیت و شیوه های پرورش آن، پایان نامه دکتری تربیت مدرس، 1376.
9ـ جرارد به نقل از: افضل السادات حسینی، پیشین.
10و11ـ غلامعلی افروز، «خلّاقیت»، نشریه پیوند، ش 241، انجمن اولیا و مربیان.
12ـ اورمولر 1992، به نقل از: مرتضی منطقی، بررسی پدیده خلّاقیت در کتاب های درسی دبستان، بررسی تأثیر آموزش خلّاقیت در دانش آموزان ابتدایی و ارائه الگوهایی برای آموزش، پایان نامه دکتری، تهران، دانشگاه تهران، 1380.
13ـ بوومن و روتر 1983 به نقل از: مرتضی منطقی، پیشین.
14ـ لیتون، به نقل از: مرتضی منطقی، پیشین.
15ـ اسبورن، مایر 1996، برچارد 1999 به نقل از مرتضی منطقی، پیشین.
16ـ زیتلو، 2000، به نقل از مرتضی منطقی، پیشین.
17ـ ای پل تورنس، پیشین.
18ـ رابرت و ایزبرگ، 1986.
19ـ غلامعلی افروز، «نقش اعتماد به نفس در خلّاقیت نوجوانان و جوانان»، مجله پیوند، ش 159.
20ـ ای پل، تورنس، پیشین.
21ـ ج. اف نلر، هنر و علم خلّاقیت، ترجمه علی اصغر مدد، شیراز، انتشارات دانشگاه شیراز، 1369.
22ـ علی اکبر سیف، روان شناسی پرورشی، تهران، آگاه، 1370.
23. Snow moder of creativity.
24ـ ر.ک: رابرت. ال. سولو، روان شناسی شناختی، ترجمه فرهاد ماهر، تهران، رشد، 1371.
25ـ بتول مهین زعیم، مقایسه میزان خلّاقیت و ویژگی های شخصیتی دانشجویان سال اول (ورودی 78) رشته های هنر علوم انسانی و مهندسی و پژشکی دانشگاه تهران، 1379.
26ـ طاهره فتحی، بررسی ویژگی های شخصیتی دانشجویان رشته های هنری دانشگاه تهران، پایان نامه کارشناسی ارشد، 1374.
27ـ ر.ک: ج. اف نلر، پیشین.
28ـ ای پیل، تورنس، استعداد و مهارت های خلّاقیت و راه های آموزش و پرورش آن ها، ترجمه حسن قاسم زاده،دنیای نو،1375.
29ـ بتول مهین زعیم، پیشین





****



منبع: مقاله "راه های پرورش خلّاقیت " - تهیه کننده : دکتر مهرانگیز شعاع کاظمی - مجله معرفت شماره:92 (ویژه‌نامه علوم تربیتی) Qabas.org

سیره پیامبر اعظم (ص) از دیدگاه دانشمندان جهان

سیره پیامبر اعظم (ص) از دیدگاه دانشمندان جهان





پیامبر گرامی(ص) دارای شخصیتی آسمانی وسیمایی ملکوتی است که از جانب خداوند سبحان به سمت رسالت وبه عنوان رهبر وراهنمایی جهانیان مبعوث گردیده است قرآن که کتاب آسمانی وکلام خداوند است معجزه جاویدان آن حضرت است مورخین و محققین از صدراسلام تاکنون پیرامون شخصیت احوال وسیره آن حضرت آثار و تالیفات گرانقدری راارائه کرده اند اما بیان این نکته لازم است که شخصیت ومقام نبی مکرم اسلام(ص) چنان عظیم است که تاکنون به گوشه هایی از آن بیشتر اشاره نشده است ویقینا" مقام معنوی وشخصیت ارزشمند آن بزرگوار در این کلمات مختصر نمی گنجد وبی مناسب نیست در سالی که به نا پیامبر اعظم (ص) نامگذاری شده است نظرات واعترافات چند نفر از دانشمندان غربی را پیرامون این شخصیت والای الهی وجهانی بیان کنیم :
- برنارد شاو می گوید : چنین پیش بینی می کنم و از هم اکنون آثار آن پدیدار شده است که ایمان محمد (ص) مورد قبول اروپای فردا خواهد بود وبه عقیده من اگر مردی چون او صاحب اختیار دنیای جدید شودبه طوریقین در حل مسائل ومشکلات دنیا توفیق خواهد یافت که صلح وسعادت آرزوی بشر تامین خواهد شد ( کتاب محمد (ص) خاتم پیامبران ) - گوستاو لوبون در کتاب تمدن اسلام و غرب می نویسد : پیامبر اسلام (ص) از هیچ خطری فرار نمی کرد و درعین حال خود را بدون جهت هم به خطر نمی انداخت ( نظردانشمندان جهان درباره قرآن و محمد (ص) )
- شیخ سلمان آل نوح خطیب شهیر کاظمین در کتاب محمد (ص) در نظر دیگران به نقل از حنا خیراله مسیحی لبنانی می نویسد : برای پیغمبر عرب همین عظمت کافی است که زبان عربی رازنده وجاوید نمود ودر زمانه جاودانی ساخت وفراگرفتن آن را بر تمام پیروان اسلام واجب کرد زیرا بر هر مسلمانی از هر نژاد وملیتی باشد واجب است که نماز را به زبان عربی که زبان خدایی ولغت رسمی دین است به جا آورد بنابراین زندگانی جاوید قومیت و زبان وجامعه عربی را محقق نموده درباره مسیحیان خوشرفتار وعادل ومهربان ومنصف بود و بیاران خود سفارش می نمود که با آنها مدارا کنند وبهترین رفتار را با آن ها داشته باشند وآن هارا مجبور بترک دین ننموده در اقامه شعائر دینی کاملا" آن ها را آزاد بگذارند و معابد و دیرهای آن ها از هر تعدی ودست اندازی مصون ومحترم بوده در اختیار اهل کتاب که نسبت به مومنین مودت دارند باقی بماند آیا برای پیامبر عرب همین عظمت بس نیست که خود وجانشینانش از روی کردار ونه گفتار طرفدار عدل وبرادری وآزادی و برابری بوده و گفتار وکردارش متکی براین قوانین وتعالیم عالی وجاوید بوده است .
ادوارد مونته رییس دانشگاه ژنو می گوید : محمد (ص) پیغمبری بود که ملتش را از منجلاب فساد اخلاق و پستی عادات وفساد عقیده نجات داد بنابراین ممکن نیست در راستی واخلاص وشور خداپرستی که سراسر وجودش را فراگرفته بود شک آورد .
دکرت جومو ناس استاد دانشگاه بوداپست می گوید : من رهبر اسلام ، حضرت محمد (ص) را بزرگترین مصلح انقلابی جهان می دانم که از طرف خداوند به وی الهام می شده است ( منبع اینترنت )
لویی توماس نویسنده معروف امریکایی می گوید: کمتر خانواده ای درعربستان دیده می شود که نام یکی از فرزندان خود را ( محمد ) نگذارد واصولا" انتشار این نام در عالم بیشتر از انتشار ( پطرس ویوحنا ) است.
لیک از استادانی نامی غرب است می گوید : یکی از تعالیم بی مانندی که این پیغمبر بزرگوار به مردم داد وخدمت قابل تقدیری که به بشریت نمود تحریم استعمال مواد الکلی است که بواسطه آن در مدت چهارده قرن هزاران میلیون نفوس بشری از شر این سم کشنده که خود مخترع آن بودند نجات داد همین دستور یکی از معجزات دین محمد است زیرا که ما به چشم خود دیدیم آمریکا برای تحریم الکل چه کوششهای بی هوده نمود ونتیجه نگرفت اما محمد با آن نفوذ معنوی وقوه ادبی توانست پیروان خود را از نوشیدن این مایع مهلک باز دارد .
مستر مارکو داد می نویسد : محمد(ص) باغنی وفقیر یکسان رفتار می کرد به حقیقت پیغمبر شخصیت مبارکی است که خداوند او را برای بشر فرستاده است .
مسیو سید للو می گوید : از راستی ودرستی واخلاق نیک ورفتار واستقامت محمد(ص) بود که در بیست و پنج سالگی ازطرف مردم به او لقب امین داده شد ( منبع اینترنت )
مسیو بارتلمی سن هیلیار می گوید : محمد (ص) در دوره خود باهوش ترین عرب و پرهیزگارترین ومتدین ترین آنها و پرحوصله وبردبارتر از همه ونسبت به دشمنان از همه مهربانتر وخوش رفتارتر بود وپایداری آن امپراطور عظیم و بیمانند اسلامی که بر پاکرد فقط براثر تفوق این پیغمبر بر رجال آن عصر بود وبس . واما دینی که آورد ومردم رابه آن دعوت نمود یک خیر وبرکت بزرگی بود که عموم ملل به او گرویدند واز آن بهره مند شدند .
ویلیام انگلیسی در کتاب خود که موسوم به (زندگانی محمد ) است می گوید : از صفات برجسته محمد که سزاوار همه گونه تقدیر وتمجید است دقت و احترامی است که درباره یاران خود حتی پست ترین آنها معمول می داشته است .
آری فروتنی ومهربانی وانسانیت وبخشش در وجودش ریشه دوانده وسبب شدت علاقه ومحبت اطرافیانش ومهربانی و انسانیت و بخشش در وجودش ریشه دوانده و سبب شدت علاقه و محبت اطرافیانش به او شده بود از گفتن ( نه) در موقع خواهش بی اندازه بیزار بود و اگر نمی توانست حاجت درخواست کننده را برآورد خاموشی را برپاسخ منفی دادن ترجیح می داد ، فوق العاده باحیا بود ودرباره اش گفته اند که از هر شخص محجوبی باحیاتر بود .
مستر ومف بایرون می گوید : هر قدر بیشتر با اسلام وزندگانی اسلامی آشنا می شوم از قواعد بهداشتی که محمد پیغمبر برای مسلمین وضع نموده بیشتر در شگفت می شوم وتاسف می خورم از اینکه بیشتر مصریان از آنها پیروی نمی کنند ( کتاب محمد (ص) از نظر دیگران )
مستر اورینج تاریخ نویس معروف می گوید : آخرین پیامبر مردی با خلوص نیت وخوش اخلاق وبافکر وبزرگوار وصاحب آرا عالی بود و گفتار های او کوتاه وزیبا ودارای معانی بزرگی است بنابراین او مردمقدس و بزرگواری بود .
لورا فکشیا فالیبری دانشمند ایتالیا می گوید : شکی نیست آن دروغهایی که در قرون وسطی در وصف محمد(ص) و دیانت او می گفتند در این دوره خیلی تخفیف یافته ومردم طالب بدست آوردن حقیقت تاریخی محمد (ص) واسلام هستند . دیسون فرانسوی می گوید : مگر پیغمبر اسلام (ص) به پیروان خود دستور نداد که از گهواره تا گور جویای علم باشند ؟ آیا به آنها نفرمود که طلب علم برهر مرد مسلمان وزن مسلمان واجب است ؟ مگر به آنها نفرمود که علم را اگرچه در سرزمین چین باشد باید به دست آورند ؟ پس در حقیقت می توان گفت که اسلام برای ترقی وپیشرفت ازسایر ادیان بهتر و به تمدن نزدیکتر است .
مستر ستانلی لین بول در کتاب خود موسوم به اقوال محمد می گوید : محمد (ص) مرد روئوف و با شخصیتی بود از بیماران عیادت می کرد واز نشست وبرخاست با فقیران ننگ نداشت و دعوت غلامان و زرخریدان را اجابت می نمود . با دست خود لباسهایش را اصلاح می نمود پس بدون شک و شبهه پیغمبر مقدسی است او یتیمی است که بعد ها فاتح عظیمی شد . مسیو ان ملیا می گوید : اوضاع خانوادگی را با بهترین طرزی اصلاح نمود وبه زنان مقام ارجمندی داد و مردم را با اعمال نیک وخوبی کردن به دیگران تشویق کرد
سر فلکد آمریکایی گفته است : عقل محمد (ص) از عقول بزرگ وبی مانندی بود که زمانه کمتر آنها را بوجود می آورد وباهمان عقل بزرگ بود که محمد(ص) در امور اطلاع کامل داشت وبایک نظر سطحی به کنه امور پی می برده و تشخیص می داد ودر معاملات خصوصی از خود گذشت وعدل وانصاف بی نظیری داشت با دوست وآشنا وفقیر و غنی وضعیف و قوی با مساوات وانصاف رفتار می نمود .
و پس از آنکه فتوحات وموفقیت های او راشرح داده می گوید : تمام این پیشرفتها و پیروزیها هرگز حس خود خواهی وغرور را در محمد(ص) بیدار نکرد .
علامه خاورشناس آلمانی ماکس منی گوید : آن مرد عربی که اشتباهات مسیحیت ویهودیت را دریافت وباهمت عظیمی که خالی از خطر نبود میان قومی مشرک وبت پرست قیام نمود و آنها را به یکتاپرستی دعوت کرد و ابدیت روح را در قلوب آنها کاشت تنها نباید او را در صف مردان بزرگ تاریخ قرار داد بلکه سزاوار است که به پیغمبری او اعتراف نماییم . رود ویل نویسنده معروف انگلیسی می گوید اروپا باید فراموش نکند که مدیون قرآن محمدی است زیرا قرآن بود که باعث گردید آفتاب علم و دانش در اروپا طلوع کند ( بسوی قرآن و اسلام )
گوستاو لوبون مستشرق فرانسوی در کتاب ( تمدن اسلام وغرب ) می نویسد :
مکتب اخلاق قرآن محمدی عالیترین روش فضائل اخلاقی است قرآن مردم را به صدقه واحسان وعفت وبزرگواری ، اعتدال و میانه روی تشویق نموده وآنها را به اهمیت وفای بعهد و پیمان خوانده و به دوستی با همسایگان وپیوست با خویشاوندان ودادن حقوق مستحقان ومراعات بیوه زنان ودرمانگان و اهتمام در امر یتیمان وبی پدران دستور داده است . اینهاست آن آداب وتربیت عالیه ای که قرآن مردم را به سوی آنها دعوت کرده و این تربیت وآداب به مراتب بالاتر از انجیل و آداب آنست .
منابع:
1- اسلام شناسی غرب
2- نظریه دانشمندان جهان دربارهء قرآن ومحمد
3- محمد(ص) در نظر دیگران
4- اسلام شناسي غرب
5- منابع اینترنتی









© کپی رایت توسط .:مقاله نت.: بزرگترين بانك مقالات دانشجويي کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت و گردآورندگان و نويسندگان مقالات است.)
برداشت مقالات فقط با ذکر منبع امکان پذیر است.

نوشته شده در تاریخ: 1388/5/15 (3 مشاهده)

سلامتی در پرتوی کلام معصومین

سلامتی در پرتوی کلام معصومین







سلامتی در پرتو كلام معصومين

تذكر : شيطان در روايات ، در برخي مواقع به پليدي ، ميكروب ، بيماري هم عنوان شده است كه به احتمال زياد منظور همان ميكروبها مي باشد كه خود نكتة آموزش بهداشتي قابل تاملي است .
بهداشت فردي :
رسول اكرم (صلي الله عليه و آله):
1) اسلام پاكيزه است پس شما نيز پاكيزه باشيد كه هركس پاكيزه نيست به بهشت نمي رود . {نهج الفصاحة}
2) محاسن خود را شانه كنيد و ناخنهاي خود را كوتاه سازيد زيرا شيطان (پليدي و ميكروب) ميان گوشت و ناخن روان است . {نهج الفصاحة}
3) هركس موي شارب و موي بيني را بگيرد و به احوال بدن خود بپردازد كه اينها باعث زيادتي جمال (زيبائي) او است . {حلية‌المتقين}
4) موي شارب و پشت زهار و زير بغل را بلند نگذاريد كه شيطان(پليدي و ميكروب) در آنجا جا مي گيرد و پنهان مي شود . {حلية المتقين}
5) هركه ايمان به خدا و روز قيامت دارد موي زهار را زياده از چهل روز نگذارد پس اگر چيزي نيابد بعد از چهل روز قرض كند و عقب نيندازد . {حلية المتقين}
6) دراز نكنيد موي زير بغل را كه شيطان(پليدي و ميكروب) در آنجا پنهان مي شود . {حلية المتقين}
7) هر قدر پاكيزگي بيشتر باشد خداوند عمرت را زياد مي كند . {مكارم الاخلاق}
8) حق خدا بر هر مسلماني اين است كه هر هفت روز يكبار غسل كند و سر و تن خود را بشويد . {نهج الفصاحه}
9) هرچه مي توانيد پاكيزه باشيد زيرا خداوند اسلام را بر پاكيزگي بنيان نهاده و جز مردم پاكيزه كسي به بهشت نمي رود. {نهج الفصاحة}
10) ناخن گرفتن دردهاي بزرگ را منع و روزي را فراخ مي كند . {نهج الفصاحة}
11) موي خوب داشتن دارائي است {نهج الفصاحة}
12) موي نيكو يكي از دو زيبائي است كه خدا به مرد مسلمان مي دهد {نهج الفصاحة}
13) هركس در روز جمعه ناخن خود را بگيرد خداوند درد را از انگشتانش بيرون برد و درمان و سلامتي را داخل كند . {ثواب الاعمال و عقاب الاعمال}
14) جبرئيل آنقدر مرا به مسواك كردن امر كرد كه گمان كردم اين كار بر امت من واجب خواهد شد . {حلية المتقين}{بحار الانوار}
15) دندانها را تميز كنيد زيرا ماية نظافت است و نظافت باعث ايمان است و ايمان با صاحب خود در بهشت است . {نهج الفصاحة}
16) مسواك كردن فصاحت مرد را افزون مي كند {نهج الفصاحة}
17) مسواك كردن موجب پاكي دهان و رضايت پروردگار و روشني چشم است . {نهج الفصاحة}
18) دهانهاي خويش را به مسواك پاكيزه كنيد .{نهج الفصاحة}
19) مسواك كنيد كه ماية پاكيزگي دهان و رضاي خداوند است .{نهج الفصاحة}
20) پنج چيز از سنت پيامبران است ؛‌ حيا و حلم و حجامت و مسواك و عطر زدن . {نهج الفصاحة}
21) مسواك زدن اقتضاي فطرت است . {نهج الفصاحة}
22) دهانهاي شما معبر قرآن است آن را با مسواك پاكيزه كنيد . {نهج الفصاحة}
23) در مسواك كردن هشت فائده است : دهان را پاكيزه مي كند ، ريشه را محكم كند و چشم را روشن كند و بلغم را ببرد و فرشتگان را خوشحال كند و پروردگار را خوشنود كند و اعمال خوب را بيفزايد و معده را بصلاح آورد . {نهج الفصاحة}
24) خداوند از امت من آنها را كه هنگام وضو و غذا مسواك كنند را رحمت كند . {نهج الفصاحة}
25) سه چيز است كه بر هر مسلماني لازم است : غسل جمعه و مسواك كردن و استعمال بوي خوش . {نهج الفصاحة}
26) مسواك كردن سنت است هر وقت كه خواستيد مسواك كنيد . {نهج الفصاحة}
27) بر تو باد مسواك كردن در هر نمازي . {حلية المتقين}
28) مسواك كنيد كه مسواك كردن كار خوبي است ، لثه را محكم مي كند ، بوي دهان را از بين مي برد ، معده را اصلاح مي كند ،‌درجات بهشتي را مي افزايد و شيطان را به خشم مي آورد . {نهج الفصاحة}
29) كمترين حد مسواك زدن آن است كه با انگشت خود لثه و دندان را ماساژ دهيد . {كافي}
30) دو ركعت نماز با دهان مسواك زده برتر است نزد خداوند از هفتاد ركعت نماز بدون مسواك .{وسائل}{سفينة البحار}{نهج الفصاحة}
31) اي علي ! مسواك سنت و پاكيزه كنندة دهان است ؛ چشم را روشني مي بخشد و خدا را خشنودي مي سازد ؛ دندانها را سفيد مي كند و بوي دهان را از بين مي برد ؛ لثه را محكم مي گرداند و اشتها مي آورد ؛ حسنات را دوچندان مي كند و ملائكه را مسرور مي گرداند .{مكارم الاخلاق}
32) يا علي! بر تو باد مسواك زدن با هر وضوئي كه با آن نماز خواهي خواند . {مكارم الاخلاق}
33) به صورت عرضي (در عرض دهان = از روي لثه به دندان) مسواك بزنيد . {من لايحضره الفقيه}{نهج الفصاحه}
34) اگر امت من به مشقت نمي افتاد مسواك كردن را بر آنان در هنگام وضو گرفتن براي هر نماز ، واجب مي كردم .
{وسائل}{نهج الفصاحة}{فروع كافي}
35) خلال كنيد ، بدرستيكه هيچ چيز ناراحت كننده تر براي فرشتگان الهي نيست كه ببينند خرده هاي غذائي در بين دندانها باقي مانده است . {مكارم الاخلاق}{حلية المتقين}
36) چرا من دندانهاي شما را زرد مي بينم ؟ چرا مسواك نمي كنيد ؟ {حلية المتقين}
37) در شگفت و ناراحتم هنگامي كه شما بر من وارد مي شويد در حاليكه دندانهايتان جرم گرفته و موهايتان ژوليده و كثيف است . چرا مسواك نمي كنيد ؟ {بحار الانوار}
38) از جمله حق مهمان آن است كه براي او خلال مهيا كني . {حلية المتقين}{المحاسن}
39) رحمت خداوند بر خلال كنندگان از امت من باد كه در هر وضوء و بعد از هر غذا بين دندانها را تميز مي كنند . {مستدرك الوسائل}
40) پس از صرف غذا دندانها را خلال كنيد زيرا خلال موجب سلامتي دهان و دندان و وسعت روزي مي شود . {مكارم الاخلاق}
41) كسي كه از دو چوب بهداشتي (مسواك و خلال) استفاده كند از عذاب كلبتين (كه نام امروزي آن فورسپس است )‌ و كشيدن دندان در امان خواهد بود . {بحار الانوار}
42) رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) هر شب سه بار مسواك مي زدند ؛ يكبار قبل از خواب و يكبار بعد از بيدار شدن از خواب و يكبار قبل از نماز صبح . {وسائل الشيعه}
43) هركه لباس بپوشد بايد كه پاكيزه باشد .{حلية المتقين}
44) خداوند بزرگ بهشت را لازم مي كند بر آن جواني كه زياد در آينه نگاه كند و بسيار حمد الهي را براي نعمت جواني به جاي آورد . {ثواب الاعمال و عقاب الاعمال}
45) رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) نهي فرمودند از ناخن به دندان گرفتن ، آب بيني در مساجد انداختن ، آب خوردن از پيش دستة‌كوزه كه در آنجا چرك جمع مي شود ، بول كردن در آب ، با دست آلوده به طعام شب خوابيدن . {حلية‌المتقين}
46) رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) بر جماعتي مي گذشتند كه دهان به آب گذاشته بودند و مي خوردند ، حضرت فرمودند كه به دست بخوريد كه بهترين ظرفهاي شماست . {حلية المتقين}
47) لباس سفيد بپوشيد ؛كه آن نيكوتر و پاكيزه ترين رنگهاست و مرده هاي خود را در آن كفن كنيد . {حلية المتقين}
48) بوي گندِ مردم آزار را بوسيلة آب بزدائيد و پاك كنيد . از بدن خويش مرافبت كنيد كه خدا مبغوض دارد بندة پليدي (كثيفي) را كه هركس كنارش بنشيند بينيش را بگيرد . {وسائل الشيعه}
حضرت علي (عليه السلام ) :
49) ‌ بوهاي بد را بوسيلة آب بر طرف كنيد كه خداوند متعال از بندگان كثيف بدش مي آيد . {مكارم الاخلاق}
50) ‌ نيكو خانه اي است حمام ؛ جهنم را به ياد مي آورد و چرك را از بدن مي برد .{حلية المتقين}
51) ‌ شستن سر چرك را مي برد و آزار چشم را دفع مي كند و شستن لباس غم و اندوه را مي برد و پاكيزگي براي نماز است . {حلية‌المتقين}
52) دارو كشيدن دفع دلگيري و پريشاني خاطر مي كند . {حلية المتقين}
53) ‌ مسواك كردن رضاي خداوند را فراهم مي آورد ، سنت پيامبر است و دهان را پاكيزه مي گرداند . {وسائل الشيعه}{بحار الانوار}
54) حضرت علي (عليه السلام) بعد از مسواك زدن سه مرتبه دهان را با آب شستشو مي دادند . {المحاسن}
55) سه چيز جنبة فردي و اختصاصي دارد ؛ شانه ، حوله و مسواك . {بحار الانوار}
56) ‌ سه چيز حافظه را زياد مي كند : مسواك كردن و روزه داشتن و قرآن خواندن . {حلية المتقين}
57) شستن لباس ، اندوه و غم را برطرف كرده و موجب قبولي نماز مي گردد . {حلية‌المتقين}
58) كفش نيكو پوشيدن بدن را از بلا ها نگاه مي دارد و … {حلية المتقين}
59) هر كه مي خواهد عمرش دراز باشد چاشت را بامداد بخورد و كفش نيكو بپوشد و ردا و بالاپوش را سبك كند و با زنان بسيار جماع نكند . {حلية المتقين}
60) ‌ هركه خواهد خير خانه اش بسيار شود دست را پيش از غذا خوردن بشويد . {حلية‌المتقين}
61) شستن دست قبل و بعد از غذا فقر را زائل و روزي را زياد و چرك را از لباس دور مي كند و چشم را جلا مي دهد و دردها را دور مي كند . {حلية المتقين}
امام حسين (عليه السلام) :
62) اميرالمؤمنين به ما دستور مي داد تا بعد از خلال كردن ابتدا سه بار دهان را شستشو دهيم و بعد از آن آب بنوشيم . {النهاية}
63) در مدت عمر در حفظ سلامت تن بكوشيد {تحف العقول}
64) (اي مردم) با تن سالم در مدت عمر خود شتاب كنيد به عمل(صالح) .{تحف العقول}
امام باقر (عليه السلام) :
65) هرچيزي را پاك كننده اي است و پاك كنندة دهان مسواك كردن مي باشد . {وسائل الشيعه}
66) روزي سه نوبت مسواك بزنيد و حداقل يكبار مسواك را بر دندانها بكشيد . {بحار الانوار}
67) اگر مردم نتايج و خواص مسواك كردن را بدانند حتي در رختخواب آن را به همراه خود مي برند .(هيچگاه مسواك را از خود جدا نمي كنند ) . {ثواب الاعمال و عقاب الاعمال}
68) پوشيدن موزه (چكمه و كفش راحتي) ، قوة چشم را افزون مي كند . {ثواب الاعمال و عقاب الاعمال}
امام صادق (عليه السلام) :
69) ناخن گرفتن سنت مؤكد است . {حلية المتقين}
70) هركه در روز جمعه ناخن و شارب (موي بالاي لب را) بگيرد ، پيوسته تا جمعة ديگر با طهارت باشد . {حلية‌المتقين}
71) حضرت رسول (ص) سر خود را با برگ سدر مي شستند و مي فرمودند كه بشوئيد سر خود را با برگ سدر كه هر ملك و هر پيغمبر مرسل آنرا به پاكي ياد كرده است و هركه سرش را با آن بشويد حق تعالي وسوسة شيطان (پليدي و ميكروب) را هفتاد روز ازا او دور گرداند و … . {حلية‌المتقين}
72) شستن سر با خطمي دل را مي گشايد و اندوه را برطرف مي كند . {حلية‌المتقين}
73) چون به حمام داخل شدي قدري آب گرم به سر و روي و پاهاي خود بريز و اگر ممكن است كه جرعه اي از آب آن بنوشي ، چنين كن ( يعني آب درحد آشاميدن براي استحمام استفاده شود) . {حلية المتقين}
74) مسواك ، گياهي است لطيف و تميز ، شاخة درختي است گوارا و مبارك ، و دندانها خلقتي است كه آنها را خداوند در دهان آفريده و وسيله و ابزاري براي جويدن و سبب تمايل به طعام و سلامت معده هستند . و اين دندانها در اصل پاك هستند كه در اثر خرده هاي غذا آلوده شده ، تغير يافته و بوي دهان را ايجاد مي كنند . هر گاه مؤمنِ زيرك مسواك كند و دندانها را تميز نمايد دندانهايش تميز شده و به خلقت اصلي خود باز مي گردد . {محجة‌البيضاء}
75) دو ركعت نماز با مسواك افضل است از هفتاد ركعت بدون مسواك ، حتي آنكه مستحب است اگر انسان فراموش نمود مسواك را قبل از وضو ، بعد از آن بجا آورد و پس از آن سه مرتبه مضمضه كند {بحار الانوار}
76) در مسواك دوازده خصلت است : از سنت رسول خداست ، و پاكيزه كننده دهان است ، و روشني چشم را زياد مي كند ، و خشنودي خداي تعالي را زياد مي كند ، و دندانها را سفيد مي كند ،و حسنات را مضاعف مي كند ، و بثورات و جوشهائي كه در پي دندان است (پيوره) زائل مي كند ، و لثه ها را محكم مي كند ، و اشتهاي به طعام را زياد مي كند ، و ملائكه را خشنود و فرحناك مي كند. {فروع كافي}
77) مسواك زدن از اخلاق پيامبران است {ميزان حكمة}
78) مسواك كردن از سنت پيامبران است . {حلية المتقين}
79) اندرون و بيرون دهان را بعد از غذا خوردن بوسيلة سعد و اشنان بشوئيد . {حلية‌المتقين}
80) موي زيبا لباس الهي است ، احترامش كنيد . {وسائل الشيعه}
81) هركس براي خود مو مي گذارد بايد به نيكوئي از آن سرپرستي كند و گرنه آن را قطع (كوتاه) نمايد . {وسائل الشيعه }
82) حق تعالي زينت و اظهار نعمت را دوست مي دارد و ترك زينت و اظهار بدحالي را دشمن مي دارد و دوست مي دارد اثر نعمت را در بندة خود ببيند به اينكه لباس خود را خوشبو دارد و خانه را نيكو دارد و ساحتهاي خانه را بروبد . {حلية المتقين}
83) حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام) در اكثر اوقات جامة سفيد مي پوشيدند . {حلية المتقين}
84) هركه ايستاده بول كند بيم آن هست كه ديوانه شود و از جاي بسيار بلند بول كردن مكروه است و مكروه است بول كردن در سوراخ جانوران و بول كردن و غايط كردن در مجراي آب هرچند آب نداشته باشد و همچنين در ميان راهها و كنار آبها و مسجدها و نزديك به ديوار مسجد و در رودخانه ها و در جاهائي كه مردم به سبب آن دشنام دهند و لعنت كنند و در زير درختان ميوه دار در وقتيكه ميوه داشته باشد زيرا ملائكه در آن وقت با آن درختان مي باشند كه نگاه مي دارند ميوه را از ضرر جانوران و در جاهائيكه مردمان از آن متاذي مي شوند حتي از بوي آن . {حلية المتقين}
85) شستن سر با سٍدر روزي را زياد مي كند . {حلية‌المتقين}
امام كاظم (عليه السلام) :
86) سنتهاي حنيفة حضرت ابراهيم (عليه السلام) ده چيز است ، پنج چيز در سر و پنج چيز در بدن ؛ آن پنج چيز كه در سر است : شارب گرفتن و محاصن بلند گذاشتن و موي سر را تراشيدن و مسواك كردن و خلال كردن ميباشد ، و آن پنج چيز كه در بدن است ؛ موهاي بدن را ازاله كردن و ختنه كردن و ناخن گرفتن و غسل جنابت كردن و استنجا با آب ميباشد . {حلية المتقين}
87) (جواب پرسشي در حد خلال) نوك آن را بشكن (گرد شده و به راحتي وارد فضاي بين دندان شود) تا لثه را زخمي نسازد . {مكارم الاخلاق}
88) ‌لباس و جامة پاكيزه پوشيدن دشمن را منكوب مي كند . {حلية‌المتقين}
امام رضا (عليه السلام) :
89) ‌پاكيزگي و نظافت از اخلاق پيامبران است . {تحف العقول}
90) نظافتگري و استعمال بوي خوش و تراشيدن مو و … از اخلاق پيامبران است . {وسائل الشيعه}
بهداشت محيط :
رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) :
1) زباله را در خانه جاي ندهيد و آن را خارج كنيد زيرا جايگاه شيطان (پليدي و ميكروب) است . {طب النبي}
2) خاكروبه را شب در خانه نگذاريد و روز بيرون بريد كه آن جاي نشستن شيطان(پليدي و ميكروب) است . {حلية المتقين}
3) چهار چيز را در خاك پنهان كنيد : مو ، ناخن ، دندان و خون . {حلية‌المتقين}
4) هفت چيز است كه از آدمي جدا مي شود و بايد آنها را دفن كرد : مو ، ناخن ، خون ، خون حيض ، بچه دان ، دندان و نطفه كه پاره خون شده باشد . {حلية‌المتقين}
5) شومي خانه در تنگي ساحت و بدي همسايگان و بسياري عيبهاي آن است . {حلية‌المتقين}
6) شستن ظرفها و پاكيزگي حياط ماية غناست .{نهج الفصاحة}
7) حق تعالي لعنت كرده است كسي را كه غائط كند در سايه اي كه قافله در آنجا منزل كند و كسي كه منع كند مردم را از آب مباحي كه در چاهها و چشمه ها مردم به نوبت بر آن وارد مي شوند يا آبي كه ملك جماعتي باشد و روز يا هر شب نوبت شخصي باشد صاحب نوبت را منع كنند و … . {حلية المتقين}
حضرت علي (عليه السلام ) :‌

8) ‌ خانه هاي خود را از تار عنكبوت پاك كنيد كه گذاشتن آن در خانه باعث فقر و پريشاني مي شود . {حلية المتقين}
9) جارو كردن آشغال ها باعث زيادي روزي مي شود {روضة الواعظين }{كنزالآمال}
10) حياط خود را تميز كنيد .{جامع الصغير جلد 2}
11) ‌ تنيدن عنكبوت و گذاشتن خاكروبه در خانه باعث پريشاني مي شود .‌{حلية المتقين}
12) ‌ آب جوشيده براي همة دردها نافع است و به هيچ وجه ضرر ندارد . {حلية المتقين}
13) كراهت دارد كه آدمي در خانه شب را به روز آورد كه دري و پرده اي نداشته باشد . {حلية‌المتقين}
امام باقر (عليه السلام) :
14) جارو كردن خانه پريشاني را برطرف مي كند . {حلية المتقين}
15) خانة‌تنگ (كوچك) از مشقت (سختي) زندگاني است . {حلية‌المتقين}
امام صادق (عليه السلام) :
16) چراغ روشن كردن پيش از غروب آفتاب پريشاني را برطرف مي كند و روزي را زياد مي كند .{حلية‌المتقين}
17) ساحتهاي خانه هاي خود را جارو كنيد و شبيه به يهوديان نشويد كه ايشان جاروب نمي كنند . {حلية المتقين}
18) دهان(درب) ظرفهاي آب و طعام را ببنديد و در خانه ها را ببنديد كه شيطان (پليدي و ميكروب) در بسته را نمي گشايد ، و چراغ را خاموش كنيد كه موش آتش در خانه شما نياندازد . شستن ظرفها و جارو كردن خانه ها و ساحت اندرون و بيرون خانه ها روزي را زيد مي كند . {حلية المتقين}
19) از عادت آدمي آن است كه خانة اوگشاده باشد . {حلية‌المتقين}
20) هركه عمارت كند بيشتر از آنچه در آن سكني نمايد در قيامت او را تكليف مي‌كنندكه آن را بردارد . (كسي كه براي فخر و مباهات و .. اين عمل را بكند ) {حلية‌المتقين}
امام كاظم (عليه السلام) :
21) آب و جارو كردن خانه فقر را از بين مي برد . {حلية‌المتقين}
22) دود چوب درخت خرما حشرات و گزندگان زمين را برمي‌اندازد . {حلية المتقين}
23) زيادتي لذت دنيا در فراخي خانه و بسياري دوستان است . {حلية‌المتقين}
24) (زراره و محمد بن مسلم و ابي بصير ) به حضرت (امام صادق عليه السلام)گفتيم : چاهي است كه از آن وضو مي گيرند و در كنار آن بول جريان دارد آيا آن چاه را نجس مي كند؟ حضرت فرمودند : اگر چاه آب در جايي بالا باشد و محل جريان بول در پائين باشد و بين آنها سه يا چهار ذراع (5/1 الي 2 متر) باشد چاه آب نجس نمي گردد و اگر كمتر از اين مقدار باشد چاه نجس مي گردد. {وسائل الشيعه}
25) اگر چاه آب در پائين باشد و محل جريان آب نيز به آن سمت است و بين چاه و آب نه ذراع فاصله است آن بئل چاه را نجس نمي كند و اگر كمتر است وضو از آن جايز نيست. قال زراره :به حضرت گفتن : اگر مجاري بول به چاه چشبيده باشد اما بول بروي زمين نمي ماند. قال : اگر بول قراري نداشه باشد اشكالي ندارد هر چند كه مقدار كمي استقرار داشته باشد . در اين حالت زمين را سوراخ نمي كند و فرو نمي رود تا به چاه برسد لذا در اين مورد ضرر به چاه نميزند ميشود وضو گرفت . البته نجس شدن آب منوط به تغيير تمام آب است . {وسائل الشيعه}
26) (سؤال شد از حضرت كه بين چاه آب و چاه فاضلاب چقدر فاصله بايد باشد ؟) اگر دشت است هفت ذراع اگر كوهستاني است پنج ذراع. سپس فرمودند (اگر)آب جريان دارد. {وسائل الشيعه}
27) (سوال شد از چاه فاضلابي كه بالاي چاه آب است ؛ حضرت فرمودند: ) اگر بالاي چاه است هفت ذراع فاصله و اگر پائين است پنج ذراع از هر طرف(فاصله داشته باشد) {وسائل الشيعه}
28) اگر بين چاه آب و چاه فاصلاب ، يك زراع فاصله باشد اشكالي ندارد هر چند كه جريان نيز داشته باشد و اين در حالتي است كه چاه آب در قسمت بالا باشد. {وسائل الشيعه}
29) (از حضرت سؤال شد از چاهي كه كنارش مستراح (چاه فاضلاب) قرار داده شده است كه فرمودند :) مجاري چشمه‌ها از شمال است اگر چاه آب بالاتر از شمال باشد و چاه مستراح پائين تر باشد ، ضرري پيش نمي آيد (چنانچه ) بين آن دو بيش از سه ذراع فاصله باشد . اگر چاه مستراح بالاتر است نبايد كمتر از دوازده ذراع (حدود شش متر) باشد ، اگر هر دو در موازات قبله هستند و هر دو در جهت شمال مساوي هستند هفت ذراع فاصله لازم است. {وسائل الشيعه}
30) (سوال شد كه چاهي كه مردم از آن وضو مي گيرند و نزديكش چاه فاضلاب است ؟ ) اگر بين آنها (چاه آب و فاصلاب) ده ذراع فاصله وبالاتر باشد اشكالي ندارد. {وسائل الشيعه}
** (اختلاف در فواصل بين چاه آب و فاضلاب مربوط به نوع زمين ، شيب و .. است )**
31) (راوي مي گويد به حضرت گفتم كه مردي در آب بول مي كند حضرت فرمود :) بله (اشكال ندارد) وليكن از شيطان (پليدي و ميكروب) بر او مي ترسم . {وسائل الشيعه}
32) اميرالمومنين (ع) نهي مي‌كردنداز بول در آب جاري مگر در حالت ضرورت . {وسائل الشيعه}
امام رضا (عليه السلام) :
33) آب جوشيده از همه جهت سودمند است و به هيچ رو زيان بخش نيست . {صحيفة الرضا}
34) (بين دو چاه پنج زراع يا كمتر يا بيشتر فاصله است آيا مي توان وضو گرفت ؟) با قرب و بعد (دوري و نزديكي) كراهت ايجاد نمي شود از آن وضو بگيرد و غسل كن مادامي كه آب آن تغيير نكرده است. {وسائل الشيعه}
35) از غساله حمام غسل نكنيد. {وسائل الشيعه}
بهداشت خانواده(مادر و كودك ، تنظيم خانواده ،سالمندان ، ازدواج و ...) :

رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) :
1) خدايا محمد و آل محمد و دوستان محمد و آل محمد را عفت و اندازه روزي مقدر فرما ، به دشمنان محمد و آل محمد مال و فرزند (بسيار) عطا كن . {اصول كافي}
2) به زنان باردار شير بدهيد كه به هوش كودك خواهد افزود . {كتاب تغذيه گروههاي آسيبي پذير - وزارت بهداشت} 3) براي كودك غذائي بهتر از شير مادر نيست .‌{وسائل الشيعه}
4) بركت در وجود سالمندان است ، هركس به كودكان ما ترحم نكند و سالمندان ما را احترام نكند از ما نيست . {الحديث ص 307}
5) وجود پيران سالخورده بين شما ، باعث افزايش فيض ربوبي و بسط نعمتهاي الهي است {نهج الفصاحه}
6) احترام و بزرگداشت سالمند مؤمن ، تعظيم و بزرگداشت خداوند عزوجل است . { كافي}‍
7) هركس برتري و فضيلت سالمندي را شناخته و او را احترام گذارد خداوند عزوجل او را از هول و حراس قيامت ايمن خواهد داشت .{ لئالي الاخبار}
8) سالمندانتان را بزرگ داريد (احترام كنيد) تا كودكانتان شما را احترام كنند . {× دارالحديث }
9) رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) نهي فرمود از شير زن احمق يا زني كه چشمش معيوب باشد زيرا كه شير تاثير مي كند . {حلية‌المتقين}
حضرت علي (عليه السلام) :
10) زنان را بعد از ولادت فرزند خرماي برني بخورانيد تا آنكه فرزند زيرك (باهوش) و بردبار شود . {حلية‌المتقين}
11) ‌ كوچكي خانواده يك از دو راحتي است . {بحار الانوار}{نهج البلاغه}
12) در مورد يتيمان و بيوگان (از كارافتادگان ، پيران و …) از خداوند پروا داشته باشيد و به ايشان احسان نمائيد .
13) بايد خردسالتان از سالمندتان پيروي كند (تاسي كند) و سالمندتان به خردسالتان مهربان باشد .{نهج البلاغه}
14) دايه اي بگيريد كه صورت و سيرت نيكو داشته باشد زيرا كه در طفل سرايت مي كتد و طفل شبيه مي شود به دايه در صورت و سيرت . {حلية‌المتقين}
15) نافع و مباركترين شيرها براي فرزند شير مادر است . {حلية‌المتقين}
امام باقر (عليه السلام) :
16) مصونيت اطفال از خطرات و انحراف ها در پرتو صلاحيت و شايستگي پدران آنها است .{بحار الانوار}
امام صادق (عليه السلام) :
17) زن حامله بِه بخورد تا فرزندش خوشبوتر و رنگ فرزند صاف تر باشد . {حلية‌المتقين}
18) از ما نيست كسي كه به بزرگسالان ما حرمت ننهد و با خردسالان ما مهربان نباشد . {ميزان حكمة}
19) دوست داشتن زنان از اخلاق پيامبران است . {حلية‌المتقين}
20) هر چه كمتر از بيست و يك ماه شير مي دهند به فرزند ظلم است به طفل . {حلية‌المتقين}
امام رضا (عليه السلام) :
21) نام را در روز هفتم تعيين بكنيد و بدانكه از جملة اعماليكه در وقت ولادت سنت مؤكد غسل دادن طفل است . {حلية‌المتقين}
بهداشت رواني :
اَلآ بِذكرِ الله تَطمئِن القُلوب
دعاها و توسلات زيادي در باب رفع پريشاني ، ترس و … در منابع اسلامي (مانند مفاتيح الجنان) مظبوط است كه خود جاي بسي خوشحالي و تامل و عمل به آنها را دارد !
رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) :
1) مؤمني كه با مردم مي آميزد و آزار آنان را تحمل مي كند در پيشگاه الهي اجرش بزرگتر است از آن مؤمني كه با مردم آميزش ندارد و بر اذيت آنها صبر نمي كند .
حضرت علي (عليه السلام) :
2) ارزش هر انساني به مقدار همت اوست . {نهج البلاغه}
3) بردباري و تاني مانند دو كودك در يك شكمند و زلائيدة همت عالي هستند . يعني در اثر همت بلند دو خوي پسنديده در آدمي آشكار مي شود : يكي بردباري و آن ديگري خودداري از شتابزدگي . {نهج البلاغه}
امام سجاد (عليه السلام) :
4) به نظر من جميع سعادتها و نيكي ها در أين است كه آدمي از آنچه در دست مردم است قطع طمع و اميد نمايد . {اصول كافي}
5) حق فرزندت بر تو اين است كه بداني وجود او از تو و نيك و بدش در اين دنيا وابسته به تو است و با دارا بودن قدرت و سلطة پدري مسئول تربيت وي هستي . بايد رفتار تو دربارة فرزندت همانند رفتار مربي شايسته اي باشد كه تربيت صحيحش باعث زيبائي و نيكوئي اخلاق فرزندش شده است و در برابر خداوند دليل وظيفه شناسي اش باشد . {بهداشت نوجوانان – وزارت بهداشت}
امام صادق (عليه السلام) :
6) لقمان به پسر خود چنين گفت (خلاصه) : اي فرزند اگر در كودكي ادب آموختي دئر بزرگي از آن بهره مند خواهي شد. فرزند عزيز ! همواره نفس خود را به اداء وظايف شخصي و انجام كارهاي خويش الزام كن و جان خود را در مقابل شدائدي كه از بزرگترين عزَت و بزرگواري نايل شوي از مردم قطع طمع كن و به آنان اميدوار مباش . پيامبران و مردان الهي با قطع اميد از مردم به مدارج عالية خود نائلآ شدند . {بحار الانوار}
7) عزت و شرف مؤمن در اين است كه از ديگران مايوس باشد و از آنچه در دست مردم است قطع اميد نمايد . {اصول كافي}
8) هفت خصلت پسنديده شايستة مردان با ايمان است ؛ اولآ آرامش و اطمينان خاطر در فتنه ها و حوادث ، دوم بردباري و صبر در مصائب و بلاياي سنگين … .
مجموعة احاديثي در باب توكل ، محبت ، آرامش ، اطمينان ، شكيبائي و … وجود دارد كه بسيار عالي و پرمحتوا بوده و قابل استفادة بسيار در بهداشت رواني ، كه به جهت فراواني اين احاديث و خلاصه بودن مجموعه حاضر از درج آنها صرف نظر مي‌شود .
تغذیه و بهداشت مواد غذائی
رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) :
1) هر كس كَم خورد سالم ماند و هركه بسيار خورد تنش بيمار و دلش سخت گردد . {نهج الفصاحة}
2) معده خانة مرض است و پرهيز(پيشگيري) سرآمد داروهاست . {نهج الفصاحة}{سفينة البحار}
3) يكي از اقسام اسراف اين است كه هرچه مي خواهي بخوري . {نهج الفصاحة}
4) پرخوري دل را سخت مي كند . {نهج الفصاحة}
5) غذا بخوريد در حالي كه اشتها داريد و دست از غذا بداريد در حالي كه ميل به غذا داريد . {مستدرك}
6) نان را گرامي داريد . {حلية‌المتقين}
7) انسان ظرفي بدتر از شكم پر نكرده است .{نهج الفصاحة}
8) هركس كم خورد سالم ماند و هر كه بسيار خورد تنش بيمار و دلش سخت گردد .{نهج الفصاحة}
9) سفره هاي خود را با سبزي بيارائيد كه شيطان (پليدي و ميكروب با مريضي ) را دور مي سازد . {كتاب بهداشت و توليد مواد غذائي – وزارت بهداشت}
10) روزه بگيريد تا سالم بمانيد .{نهج الفصاحه}
11) روزه رودة را باريك مي كند و گوشت اضافي را مي برد و از گرماي سوزان جهنم دور مي كند .{نهج الفصاحه}
حضرت علي (عليه السلام) :
12) پرخوري و پرخوابي باعث فساد و تباهي مزاج و مايه جلب عوارض زيان‌بار است {فهرست غرر}
13) كمتر خوردن مانع بسياري از بيماريهاي جسم است {فهرست غرر}
14) طعام را بگذاريد تا سرد شود . {حلية‌المتقين}
15) كسي كه خواهد غذا به او ضرر نرساند تا گرسنه نشود و معده پاك نشود چيزي نخورد و چون خواهد كه غذا بخورد بسم الله الرحمن الرحيم بگويد و نيكو بجود و دست از طعام وقتي بكشد كه هنوز خواهش غذا داشته باشد . {حلية المتقين}
16) منشين بر طعام مگر وقتي كه گرسنه باشي و بر مخيز از طعام مگر وقتي كه خواهش (ميل به غدا) داشته باشي و نرم بجو و هر گاه خواهي به خواب روي بيت الخلا ( مستراح) برو . {حلية‌المتقين}
17) شير گاو دوا است و براي معده نافع است . {حلية المتقين}
18) روزه يكي از دو تتدرستي است .
19) آنكس كه محبت انواع مختلف غذاها را در دل مي‌نشاند ، ميوه‌هاي گوناگون بيماريها را از آن مي‌چيند {فهرست غرر} امام حسن مجتبي (عليه السلام) :
20) در خوان (سفرة‌غذا) دوازده خصلت است كه بر هر مسلمان واجب است كه بداند ؛ چهار تاي آن فرض است و چهار ديگر سنت و چهار تاي ديگر تاديب است . اما فرض آن است كه منعم خود را بشناسد و بداند كه نعمت از جانب پروردگار است و راضي باشد به آنچه خدا به او عطا كرده است ، و بسم الله بگويد و خدا را شكر كند ؛ و اما سنت ، دست شستن پيش از غذا و بر جانب چپ نشستن و به سه انگشت غذا خوردن و انگشتان را ليسيدن ؛ واما تاديب ، از پيش خود چيز خوردن و لقمه را كوچك برداشتن و بسيار خائيدن ( جويدن ) و در روي مردم نگاه نكردن . {حلية المتقين}
امام باقر (علية السلام) :
21) شير خوراك پيغمبران است .{حلية‌المتقين}
22) هر كه سير بخورد به جهت بوي بدش داخل مسجد ما نشود اما اگر كسي مسجد نرود باكي نيست كه آن را بخورد . {حلية المتقين} 23) آداب آب خوردن آن است كه در ابتدا بسم الله بگو و چون فارغ شوي الحمدالله بگو و از پيش دستة كوزه و از جائي كه شكسته باشد يا رخنه‌اي (درزي) باشد نخوري كه اين دو موضع جاي شيطان (پليدي و ميكروب) است . {حلية‌المتقين}
امام صادق (عليه السلام) :
24) هرگاه شكم سير شد باعث طغيان و فساد مي شود . {حليةالمتقين}
25) كسي كه قبل و بعد از غذا دستهاي خود را بشويد ، عمري در آسايش و سلامتي جسم به سر خواهد برد . {كتاب تغذيه ، تنطيم خانواده و بهداشت محيط – وزارت بهداشت}
26) آدمي ناچار است براي قوت يافتن غذا بخورد ، و هرگاه غدا خورد بايد يك حصه (قسمت )از شكم را براي غذا و يك فسمت را براي آب و يك قسمت را براي نفس كشيدن بگذارد‌ ، و سعي در فربه (چاق) كردن خود نباشيد چنانچه حيوانات را براي كشتن فربه مي‌كنند . {حلية المتقين}
27) سه چيز است كه خدا صاحب آنها را دشمن دارد : خواب كردن بدون بيداري شب و خنده كردن در غير محل آن و خوردن طعام در هنگام سيري .{حلية المتقين}
28) هرچه خوردنش سبب زياني در بدن شود ، حرام است ‚ مگر در شرايط اضطراري {تحف العقول}
29) روي هرميوه آلودگي است ‚‌پس چون آن را بدست آوريد به خوبي با آب بشوئيد .{تحف العقول}
30) ‌ سزاوار نيست كه مؤمن از خانه بيرون رود تا آنكه چاشت (صبحانه) نخورد كه باعث زيادتي عزت اوست . {حلية المتقين}
31) نبايد تكيه كرده و برو خوابيده چيزي بخورند . {حلية المتقين}
32) در حالت راه رفتن چيزي نخور مگر آنكه مضطر باشي . {حلية المتقين}
33) ‌طول بدهيد نشستن بر سر سفره را ، اين ساعتي است كه از عمر شما حساب نمي شود . {حلية المتقين}
34) هر كه چهل روز بگذرد و گوشت نخورد توكل بر خدا كند و قرض كند و بخورد كه قرضش اداء مي شود . {حلية‌المتقين}
35) شير بخور كه گوشت را مي روياند و استخوان را سخت مي كند . {حلية المتقين}
36) سيب معده را جلا مي دهد . {حلية المتقين}
37) دلهاي مؤمنان سبز است و به سبزي مايل است . {حلية المتقين}
38) (پرسيده شد آب چه مزه اي دارد؟) مزة زندگاني . {حلية‌المتقين}
39) آب را به سه نفس خوردن بهتر از به يك نفس خوردن . {حلية‌المتقين}
40) كسيكه در خوردن غذا پاكيزگي را مراعات مي‌كند ، غذا را بخوبي مي‌جود ، با داشتن اشتها از غذا دست مي‌كشد و تخلية روده را موقعيكه آماده مي‌شود به تعويق نمي‌اندازد ،‌شايسته است هميشه سالم باشد و جز به مرض موت (مرگ) دچار بيماري ديگري نشود {مكارم الاخلاق}
امام كاظم (عليه السلام) :
41) اگر مردم در غذا خوردن ميانه رو باشند بدن ايشان هميشه سالم است . {حلية‌المتقين}
امام رضا (عليه السلام) :
42) هرگاه چيزي خوردي بر پشت بخواب و پاي راست را بر روي پاي چپ گذار . {حلية‌المتقين}
43) ‌ (به خادمان خود) اگر من بالاي سر شما بايستم در وقت غذا خوردن برمخيزيد تا فارغ شويد از طعام خود .{حلية المتقين}
44) بر بالاي غذا آب بسيار خوردن ضرر ندارد آما در غير آن حال آب بسيار مخور . {حلية‌المتقين}
حضرت عيسي (عليه السلام) :
45) اي بني اسرائيل ! تا گرسنه نشويد چيزي مخوريد و هرگاه گرسنه شويد بخوريد و سير مخوريد زيرا كه چون سير شديد ، گردنهاي شما بزرگ مي شود و پهلوي شما فربه مي شود و پروردگار خود را فراموش مي كنيد . {حلية‌المتقين}
بيماري و درمان :
رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) :
1) دوري كنيد از خوردن و مصرف كردن دارو ماداميكه بدن شما طاقت مرض دارد ، وقتي تحمل بيماري دشوار بود به سراغ دارو برويد . {مكارم اخلاق}
2) اگر در چيزي شفا هست در شيشة حجام و در خوردن عسل است . {حلية المتقين}
3) نيكو عادتي است حجامت ، ديده را جلا مي دهد و دردها را مي برد . {حلية المتقين}
حضرت علي (عليه السلام ) :
4) ‌ آب سرد حرارت را فرو مي نشاند و فقر را ساكن مي كند و طعام را د رمعده مي گدازد و تب را زائل مي كند . {حلية المتقين}
5) مداومت ننمائيد بر خوردن ماهي كه پي بدن را مي كاهاند . {حلية‌المتقين}
6) ماهي تازه پيه (چربي) جسم را مي گدازد . {حلية‌المتقين}
7) حجامت كردن بدن را صحيح مي كند و عقل را محكم مي كند . {حلية المتقين}
8) مسلمانان بايد دوا نكنند تا غالب نشود بيماري او بر صحتش . {حلية المتقين}
امام صادق (عليه السلام) :
9) هيچ دوائي نيست مگر آنكه مرضي را تهييج مي‌كند (عارضه‌اي را بوجود مي‌آورد) {روضة كافي}
10) مردم طلب شفا ننموده اند به چيزي مانند عسل و آن شفاي هر دردي است و خوردن عسل و تلاوت قرآن است و …. {حلية‌المتقين}
11) جبرئيل براي حضرت رسول (ص) مسواك و حجامت را آورد . {حلية المتقين}
12) زينهار كه ناشتا حجامت مكن تا اندك چيزي بخوري كه بيشتر باعث بيرون آمدن خون و قوت بدن مي شود . {حلية المتقين}
13) چون بعد از خوردن حجامت كنند خون جمع مي شود و خون فاسد را بيرون مي كند و اگر پيشاز خوردن باشد خون صالح بيرون مي رود و خون فاسد در بدن مي ماند . {حلية المتقين}
14) راه رفتن بيمار باعث نكس و زيادتي آن مي شود . {حلية المتقين}
15) هركه صحتش بر بيماريش غالب باشد و معالجه كند و بميرد من از او بيزارم و همچنين فرمود كه هركه با أين حال دوا بخورد اعانت بر كشتن خود كرده است . {حلية المتقين}
16) پيغمبري از پيامبران بيمار شد پس گفت كه دوا نمي كنم تا آن كسي كه مرا درد داده است شفا بدهد ، حق تعالي به او وحي فرستاد كه تا دوا نكني من شفا ندهم . {حلية المتقين}
17) تب از بوي جهنم است فرو نشانيد حرارت آن را به آب سرد . {حلية المتقين}
امام كاظم (عليه السلام) :
18) بر شما باد بخوردن ماهي كه اگر بي نان بخوريد كافي است و اگر با نان بخوريد گوارا است . {حلية المتقين}
19) تا ممكن است رجوع به معالجة ‌طبيبان نكنيد كه اين مانند عمارت كردن است كه اندكش به بسيار مي كشد . {حلية المتقين}
20) هيچ دوائي نيست مگر آنكه درد را برمي انگيزد و هيچ چيز نافع تر از اين نيست كه تا محتاج نشوي تصرف در بدن نكني . {حلية المتقين}
امام رضا (عليه السلام) :
21) اجتناب كن از دوا خوردن تا بدنت تاب دارد . {حلية المتقين}
22) هر گاه گرسنه شوي غذا بخود و هرگاه تشنه شوي آب بخور و هرگاه كه بول آمد بكن و تاضرورت نشود جماع نكن و هرگاه تو را خواب گيرد خواب بكن و چون چنين كني بدنت صحيح مي باشد هميشه . {حلية المتقين}
23) منتهاي پرهيز و امساك چهارده روز است و پرهيز نه آن است كه چيزي نخورد بلكه آن است كه كمتر بخورد كه صحت و مرض در بدن آدمي با يكديگر در مقام معارضه و مقاتله اند پس هروقت كه صحت غالب آمد بيمار به شعور مي آيد و اشتهاي طعام بهم مي رساند پس هرگاه كه طعام بطلبد بدهيد كه شايد شفايش در آن باشد . {حلية المتقين}
‹‹‹ قابل ذكر است در مورد حجامت احاديث ديگري است كه آورده نشده است همچنين در اوقات حجامت كردن ›››
‹‹‹ در مورد برخي ادعيه كه براي درمان بيماريها وارد شده است كه در اينجا نياورده ايم ›››
‹‹‹ در مورد درمان بيماريها با داروهاي ساختگي و طبيعي روايات زيادي وجود دارد كه آوردن آنها در اين جزوه ضرورت ندارد ؛ و مشتاقان به كتب مرجع مراجعه نمايند ›››
بهداشت عمومی :
رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) :
1) پيشگيري بهتر از درمان است و معده (پرخوري) جايگاه بيماري است ، پس عادت دهيد بدن را به آنچه عادت مي پذيرد(عادتها نيكو) . {چهل حديث دربارة بهداشت دهان ودندان – كنگرة بين اللمللي انجمن دنداندپزشكي ايران 1373}
2) درهمي كه انسان در حال سلامتي در راه خدا خرج كند بهتر بنده اي است كه هنگام مرگ آزاد كند . {نهج الفصاحة}
3) اگر تندرستي نباشد زندگي بدون لذت است . {نهج الفصاحة}
4) سلامتي و فراغت دو نعمت است كه كفران آن كنند . {نهج الفصاحة}
5) هركه پرهيزكاري كند اگر ثروتمند باشد باك نيست ، و براي پرهيزكار سلامتي از ثروت بهتر است و آسايش ضمير از جمله نعمتهاست . {نهج الفصاحة}
6) هركه بدنش سالم است و در جماعت خويش ايمن است و قوت (روزي) خويش دارد جهان سراسر مال اوست . {نهج الفصاحة}
7) دو نعمت است كه بسياري از مردم در آن مغبونند (زيانكارند) ؛ سلامتي و فراغت . {نهج الفصاحة}
8) امنيت و سلامتي دو نعمت است كه بسياري از مردم در آن مغبونند . {نهج الفصاحة}
9) عافيت (سلامتي ) را براي ديگران بخواه تا نصيب تو شود . {نهج الفصاحة}
10) دو صفت است كه اكثر مردم به آن دلباخته اند ؛ سلامتي و فراغت . {نهج الفصاحة}
11) خداوند خوشبوست و بوي خوش را دوست دارد ، پاكيزه است و پاكيزگي را دوست دارد ، بزرگوار است و يزرگواري را دوست دارد ، بخشنده است و بخشش را دوست دارد ، پس جلوي خانه هاي خود را پاكيزه سازيد و مانند يهوديان مباشيد . {نهج الفصاحة}
12) زندگي بدون سلامتي هيچ خير و ارزشي ندارد . {چهل حديث دربارة‌دندان}
13) تحصيل دانش در كودكي مانند نقش بر روي سنگ است (ماندگار است) {نثر الدر}
14) پنج چيز از سنت پيامبران است : حيا و حلم و حجامت و مسواك و عطر زدن . {نهج الفصاحة}
15) انسان براي عمر طولاني آفريده شده است اما او با عدم رعايت بهداشت عمر خود را كوتاه مي سازد . {مغز متفكر جهان شيعه}
16) نظافت جزئي از ايمان است . {المحاسن}
17) انسان فكر و عقل و انديشه است و ثمرة آن تندرستي و صحت است . {اخبارشبكة اول}***اصلاح شود ***
18) تفريح و بازي كنيد ؛ من دوست ندارم در دين شما سختي و خشونت باشد .
19) كسي كه مي‌خواهد در اين جهانِ ناپايدار باقي بماند و با عمر طبيعي زيست كند چند نكته را مراعات نمايد ؛ هر روز صبح به قدر كافي غذا بخورد و كفشي بپوشد كه پا را نزند و با آن به راحتي راه برود ؤ لباس سبك در بر كند تا خسته نشود ، و عمل جنسي را تقليل دهد و كمتر با زنان بياميزد{وسائل الشيعه}
20) بيشتر مردم دربارة دوخصلت دچار گمراهي و ضلالت هستند ؛ يكي در مورد سلامتي و ديگري در امر فراغت و بيكاري .{روضة‌كافي}
حضرت علي (عليه السلام ) :
21) ‌ خدايا ! بدنم را براي خدمت خودت قوي بفرما . {دعاي كميل}
22) ‌ سه چيز حافظه را زياد مي كند : مسواك كردن و روزه داشت و قرآن خواندن . {حلية المتقين}
23) تندرستي بالاترين نعمتها است .{چهل حديث جالب – چايچيان}
24) كمك به افزايش توانائي ، اظهار و جود در نوجوان افزايش اعتماد به نفس را در او ايجاد مي كند . {بهداشت نوجوانان – وزارت بهداشت}
امام صادق (عليه السلام) :
25) در انچه بدن اصلاح مي شود اسراف وجود ندارد ، همانا اسراف در چيزي است كه تلف كند مال را و ضرر به بدن بزند . {فصول المهمة}
26) سه چيز است كه خوردني نيستند و بدن را چاق مي كنند و سه چيز است كه خوردني اند و بدن را لاغر مي كنند و دوچيز است كه بهمه چيز نفع مي رساندد و بهيچ چيز ضرر نمي رساند و و دو چيز است كه به همه چيز ضرر مي رسانند و به هيچ جهت نفع نمي رسانند ؛ اما آنها كه خوردني نيستند و فربه مي كنند پيراهن كتان پوشيدن و بوي خوش كردن و نوره ماليدن است و ام آنها كه خوردني اند و لاغر مي كنند گوشت خشك و پنير و شكوفة خرما است و اما آن دو چيز كه همه جهت نفع مي رسانند آب نيم گرم و انار است و ام آن دو چيز كه به همه جهت ضرر مي رسانند گوشت خشك كرده و پنير است . {حلية‌المتقين}
27) لقمان به پسر خود چنين گفت كه اي فرزند اگر در كودكي ادب آموختي در بزرگي از آن بهره مند خواهي شد .{بحارالانوار}
28) ده چيز است كه اندوه را مي برد ؛راه رفتن و سوار شدن و سر در آب فرو بردن و سر شستن با خطمي و نظر بر روي زن مقبول كردن وبا مردان سخن گفتن . {حلية‌المتقين}
29) سلامت ، نيرومندي ،فراغت ، جواني ، نشاط و بي نيازي خود را فراموش مكن و در دنيا از آنها بهره برداري كن و متوجه باش كه از آن سرمايه هاي عظيم به نفع آخرت خود استفاده كني . {بهداشت نوجوانان – وزارت بهداشت}
30) دو چيز است كه قدر و قيمتشان را نمي شناسد مگر كسي كه آن دو را از دست داده باشد ؛ يكي جواني و ديگري تندرستي و سلانت است . {بهداشت نوجوانان – وزارت بهداشت}
امام باقر(عليه السلام) :

22) لبخند آدمي به روي برادر مؤمنش حسنه است {بحارالانوار}

تهیه و تدوین : رضا نوروزی جعفری









© کپی رایت توسط .:مقاله نت.: بزرگترين بانك مقالات دانشجويي کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت و گردآورندگان و نويسندگان مقالات است.)
برداشت مقالات فقط با ذکر منبع امکان پذیر است.

نوشته شده در تاریخ: 1388/5/18 (0 مشاهده)

بررسي عوامل مؤثر بر نگرش دانش آموزان دبيرستانهاي شهر مشهد به فريضه نماز

 

موضوع:طرح       

عنوان: بررسي عوامل مؤثر بر نگرش دانش آموزان دبيرستانهاي شهر مشهد به فريضه نماز

محقق:غلامرضا حسني درميان

چكيده

بيان مسئله:

نماز و اقامه آن بعنوان يكي از شاخصهاي عمده ديني در دين مبين اسلام مطرح مي باشد و داراي كاركردهاي مهمي است، از جمله اينكه:

1- نماز بازدارنده از فحشا و منكر است.

2- قبول نماز در پيشگاه خداوند به منزله قبول تمام اعمال و رشد آن به منزله رد شدن تمام اعمال است.

3- نماز باعث تزكيه و سلامت روح مي باشد.

4- نماز موجب كاهش نابهنجاريهاي اجتماعي است.

كودك از بدو تولد در مسير اجتماعي شدن خويش اقدام به فراگيري هنجارها و قواعد رفتار مي نمايد و در مراتب بعدي اين ارزشها و هنجارها را آنچنان كه به او ارائه مي گردد، مي پذيرد. ارزشها و هنجارهاي مذهبي نيز طي اين فرايند به او منتقل مي شود.

در تحقيق حاضر چگونگي نگرش دانش آموزان دوره متوسطه نواحي ششگانه شهر مشهد به اقامه نماز مورد بررسي و تجزيه و تحليل و تبين قرار خواهد گرفت.

اهميت و ضرورت مسئله:

مهمترين و مؤثرترين ابزار كنترل، كنترل دروني و غير رسمي مي باشد. زيرا در چنين حالتي افراد حتي در خفا نيز اقدام به اعمال خلاف هنجارهاي اجتماع خودداري مي نمايند. تقويت كنترل دروني در افراد يكي از شيوه هاي مهم سالم سازي جامعه و مصونيت آن در برابر تهاجم فرهنگي مي باشد.

ضرورت توجه به اين شيوه سالم سازي كه كم هزينه ترين ابزار كنترل نيز مي باشد ، ايجاب مي نمايد تا توجه ويژه اي به گرايش مذهبي جوانان در بعد اقامه نماز داشته باشيم. زيرا هرچقدر گرايش جوانان به نماز بيشتر باشد ،كنترل دروني بيشتر مي شود.

پيشينه تحقيق:

در بخش پيشينه به تحقيقات متعددي اشاره شده است كه از آن جمله مي توان به تحقيقات زير اشاره كرد:

1- بررسي عوامل مدرسه اي و خانوادگي مؤثر بر گرايش دانش آموزان دبيرستاني به نماز در شهر اراك.

از نتايج اين تحقيق مي توان به موارد زير اشاره كرد:

الف- در مجموع 2/70 درصد دانش آموزان نماز مي خوانند و 28 درصد درصد نيز كمتر نماز مي خوانند يا اصلا" نماز نميخوانند.

ب- 6/31 درصد از دانش آموزان خود را مقيد مي دانند كه بعد از اذان نماز خود را اقامه كنند و از اين ميان معمولا" 6/19 درصد نمازشان را اول وقت مي خوانند.

ج- 6/55 درصد از دانش آموزان معمولا" در نماز جماعت مدرسه شركت مي كنند.

د- 2/5 درصد از پاسخگويان عنوان كرده اند كه بخاطر اجبار مربي و مدير مدرسه در نماز جماعت شركت مي كنند.

هـ- 2/28 درصد دانش آموزان با ميل و رغبت در نماز جماعت مدرسه شركت مي كنند.

و- 2/4 درصد دانش آموزان معمولا" هميشه و مرتب در نماز جماعت مسجد محل شركت مي كنند و در مقابل 6/38 درصد هيچ موقع در نماز جماعت مسجد خويش شركت ننموده اند.

ز- 4/28 درصد والدين در مقابل نماز خواندن فرزندانشان بي تفاوت هستند.

ح- بين ميزان پايبندي دانش آموزان دختر و پسر به نمازهاي يوميه تفاوت معني داري مشاهده نمي شود.

ط- بين اهتمام والدين به نمازخوان كردن فرزندانشان و وضعيت نماز خواندن دانش آموزان رابطه مستقيم وجود دارد.

2- نگرش دانش آموزان استان مازندران نسبت به اقامه نماز در مدارس.

3- از مهمترين نتايج تحقيق مزبور مي توان به موارد زير اشاره كرد :

الف- 86 درصد دانش آموزان نسبت به اقامه نماز در مدرسه تمايل دارند.

ب- 81 درصد دانش آموزان معتقدند كم كردن ساعت آموزش براي اقامه نماز لطمه اي به درس نمي زند.

ج- تمايل دانش آموزان راهنمايي به اقامه نماز بيشتر از دانش آموزان متوسطه است.

د- بيشترين حضور كاركنان مدارس در مراسم اقامه نماز از ديد دانش آموزان به ترتيب مربوط به مربيان پرورشي،مديران،معاونين و دبيران مي باشد.

ذ- مكان اقامه نماز در سطح استان به ترتيب استفاده بيشتر ،به ترتيب عبارت است از : نمازخانه ها ، راهرو حياط و كلاسها.

هـ- اولويت امام جماعت در مدارس سطح استان مازندران عبارت است از : دانش آموزان،روحاني،مربي پرورشي،يكي از معلمين، مدير مدرسه.

4- بررسي عوامل مؤثر بر گرايش نوجوانان به نماز جماعت مساجت در مشهد.

چون چكيده پژوهش فوق در مجموعه حاضر آمده است از ذكر نتايج آن در اين مقاله خودداري مي كنيم.

5- شركت دانش آموزان در مراسم مذهبي (نماز جماعت مدارس)

نوع تحقيق:

تحقيق حاضر از نوع پيمايشي،توصيفي و تبييني است.

جامعه آماري ، شيوه نمونه گيري وحجم نمونه :

جامعه آماري پژوهش حاضر كليه دانش آموزان دختر و پسر پايه دوم و سوم در نواحي ششگانه مشهد مي باشد. حجم نمونه در تحقيق حاضر 566 نفر مي باشد كه به شيوه خوشه اي چند مرحله اي و تصادفي انتخاب شدند.

ابزار گردآوري داده ها:

ابزار اصلي گرد آوري داده ها در پژوهش حاضر پرسشنامه بوده است، لازم به ذكر است كه در برخي زمينه ها از تكنيك مصاحبه استفاده شده است.

خلاصه نتايج:

1- ميانگين نمره حضور در مسجد براي پدران 31/6 ، مادران19/6،خواهران 56/4 و برادران 76/4 از ده نمره بوده است.

2- %89/6 درصد والدين در زمينه نماز فرزندانشان تأكيد خيلي زياد يا زيادي دارند.

3- %83/2 درصد از دانش آموزان در مورد انجام فريضه نماز از طرف والدينشان مورد تشويق قرار گرفته اند.

4- %66/5 درصد پاسخگويان در مسجد حضور يافته اند.از اين تعداد 62/48 درصد فقط هنگام نماز 8/20 درصد هنگام برگزاري مراسم مذهبي،28/6 درصد هنگام سخنراني و 8/12 درصد در همه موارد حضور داشته اند.

5- ميزان شركت پسران در مراسم نماز جماعت 80 درصد و دختران 82 درصد بوده است.

6- نمازخانه هاي مدارس از حيث نور و مناسبت مكان در وضعيت مطلوبي قرار داشتند.

7- %62/9 درصد پاسخگويان وضعيت مذهبي دوستان را خوب ارزيابي كرده اند.

8- شركت دانش آموزان در نماز جماعت مدرسه بر روي نگرش آنان به فريضه نماز تأثير مثبت دارد و بالعكس.

9- شركت دانش آموزان در نماز جماعت مدرسه بر روي ميزان تقيد آنان به فريضه نماز تأثير مثبت دارد و بالعكس.

10- شركت دانش آموزان در نماز جماعت مسجد بر روي نگرش آنان به فريضه نماز تأثير مثبت دارد و بالعكس.

11- شركت دانش آموزان در نماز جماعت مسجد بر روي ميزان تقيد آنان به فريضه نماز تأثير مثبت دارد و بالعكس.

12- مشاركت دانش آموزان در انجام فريضه نماز بر نگرش آنان به نماز تأثير مثبت دارد و بالعكس.

13- تشويق دانش آموزان توسط والدين بر نگرش آنان به نماز تأثير مثبت دارد.

14- تشويق دانش آموزان توسط مسئولين مدرسه بر نگرش آنان به نماز تأثير مثبت دارد.

15- تقيد والدين به انجام فريضه نماز بر نگرش دانش آموزان به نماز تأثير مثبت دارد.

16- تقيد مسئولين مدرسه به انجام فريضه نماز بر نگرش دانش آموزان به نماز تأثير مثبت دارد.

17- وضعيت محيط نمازخانه مسجد بر نگرش دانش آموزان تأثير مثبت دارد.

18- مذهبي بودن محيط اجتماعي محل سكونت بر نگرش دانش آموزان به نماز تأثير مثبت دارد.

19- مذهبي بودن محيط اجتماعي محل سكونت برتقيد دانش آموزان به نماز تأثير ندارد.

20- سطح تحصيلات والدين بر نگرش فرزند به فريضه نماز تأثير ندارد.

21- ميزان تقيد دوستان به انجام فرائض ديني بر نگرش دانش آموزان به نماز تأثير معنادار مثبت دارد.

22- ميزان تقيد دوستان به انجام فرائض ديني بر تقيد دانش آموزان به نماز تأثير معنادار مثبت دارد.

23- وضعيت اقتصادي خانواده پاسخگو بر نگرش و تقيد دانش آموزان به نماز تأثير ندارد.

پيشنهادهاي تحقيق  :

1- آگاهي بخشيدن به والدين براي تأثير گذاري بر فرزندان جهت اقامه فريضه نماز.

2- حضور معلمين پرورشي،مديران،معاونين و معلمان در نماز جماعت مدارس.

3- مراقبت و شناخت كافي والدين نسبت به انتخاب دوست توسط فرزندان.

4- تشويق و احترام گذاشتن به نوجوانان و جوانان نماز گزار توسط والدين،مسئولين مراكز آموزشي و معلمين.

5- آگاهي بخشيدن به دانش آموزان در زمينه آثار مثبت نماز.

6- استفاده از پيشنهادهاي دانش آموزان در زمينه نحوه برگزاري نمازهاي جماعت مدارس.

7- آموزش مفاهيم مذهبي به دانش آموزان از دوران كودكي.

8- استفاده از فضاي مناسب و مطبوع براي انجام فريضه نماز.

9- انتخاب امام جماعت مدارس از ميان افراد مطلع و داراي شخصيت جذاب و ذي نفوذ.

استانداردترین تست شخصیت شناسى


به این تست شک نکنید . این آخرین و استانداردترین تست شخصیت شناسى است که این روزها در اروپا بین روانشناسان در جریان است . پاسخهایش هم اصلاً کار دشوارى نیست . کافى است کمى به خودتان رجوع کنید . یک کاغذ و قلم هم کنار دستتان باشد و جوابی را که انتخاب می کنید یادداشت کنید که بتوانید امتیازهایى که گرفته اید جمع بزنید ..

حاضرید ؟ پس شروع کنید:

 

1 چه موقع از روز بهترین و آرام ترین احساس را دارید ؟

الف ) صبح

ب ) عصر و غروب

ج ) شب

2 معمولاً چگونه راه مى روید ؟

الف ) نسبتاً سریع، با قدم هاى بلند

ب ) نسبتاً سریع، با قدمهاى کوتاه ولى تند و پشت سر هم

ج ) آهسته تر، با سرى صاف روبرو

د ) آهسته و سربه زیر

ه ) خیلى آهسته

3 وقتى با دیگران صحبت مى کنید ؛

الف ) مى ایستید و دست به سینه حرف مى زنید،

ب ) دستها را در هم قلاب مى کنید،

ج ) یک یا هر دو دست را در پهلو مى گذارید،

د ) دست به شخصى که با او صحبت مى کنید، مى زنید،

و ) با گوش خود بازى مى کنید، به چانه تان دست مى زنید یا موهایتان را صاف میکنید

4 وقتى آرام هستید، چگونه مى نشینید ؟

الف ) زانوها خمو پاها تقریباً کنار هم

ب ) چهارزانو

ج ) پاى صاف و دراز به بیرون

د ) یک پا زیر دیگرى خم

5 وقتى چیزى واقعاً براى شما جالب است ، چگونه واکنش نشان مى دهید ؟

الف ) خنده اى بلند که نشان دهد چقدر موضوع جالب بوده،

ب ) خنده، اما نه بلند

ج ) با پوزخند کوچک

د ) لبخند بزرگ

ه ) لبخند کوچک

6 وقتى وارد یک میهمانى یا جمع مى شوید ؛

الف ) با صداى بلند سلام و حرکتى که همه متوجه شما شوند ، وارد مى شوید

ب ) با صداى آرامتر سلام مى کنید و سریع به دنبال شخصى که مى شناسید ، مى گردید

ج ) در حد امکان آرام وارد مى شوید ، سعى مى کنید به نظر سایرین نیایید

7 سخت مشغول کارى هستید ، بر آن تمرکز دارید ، اما ناگهان دلیلى یا شخصى آن را قطع مى کند ؛

الف ) از وقفه ایجاد شده راضى هستید و از آن استقبال مى کنید

ب ) بسختى ناراحت مى شوید

ج ) حالتى بینابین این ۲ حالت ایجاد مى شود

8 کدامیک از مجموعه رنگ هاى زیر را بیشتر دوست دارید ؟

الف ) قرمز یا نارنجى

ب ) سیاه

ج ) زرد یا آبى کمرنگ

د ) سبز

ه ) آبى تیره یا ارغوانى

و ) سفید

ز ) قهوه اى ، خاکسترى ، بنفش

9 وقتى در رختخواب هستید ( در شب ) در آخرین لحظات پیش از خواب ، در چه حالتى دراز مى کشید ؟

الف ) به پشت

ب ) روى شکم ( دمر )

ج ) به پهلو و کمى خم و دایره اى

د ) سر بر روى یک دست

ه ) سر زیر پتو یا ملافه ...

10 آیا شما غالباً خواب مى بینید که :

الف ) از جایى مى افتید.

ب ) مشغول جنگ و دعوا هستید.

ج ) به دنبال کسى یا چیزى هستید.

د ) پرواز مى کنید یا در آب غوطه ورید.

ه ) اصلاً خواب نمى بینید.

و ) معمولاً خواب هاى خوش مى بینید

 

امتیازات

سؤال اول :

الف ( 2 ) ، ب ( 4 ) ، ج ( 6 )

سؤال دوم :

الف ( 6 ) ، ب ( 4 )، ج ( 7 )، د ( 2 )، ه ( 1 )

سؤال سوم :

الف ( 4 ) ، ب ( 2 )، ج ( 5 ) ، د ( 7 ) ، ه ( 6 )

سؤال چهارم :

الف ( 4 ) ، ب ( 6 ) ، ج ( 2 ) ، د ( 1 )

سؤال پنجم :

الف ( 6 ) ، ب ( 4 ) ، ج ( 3 ) ، د ( 5 ) ، ه ( 2 )

سؤال ششم :

الف ( 6 ) ، ب ( 4 ) ، ج ( 2 )

سؤال هفتم :

الف ( 6 ) ، ب ( 2 ) ، ج ( 4 )

سؤال هشتم :

الف ( 6 ) ، ب ( 7 ) ، ج ( 5 ) ، د ( 4 ) ، ه ( 3 ) ، و ( 1 ) ، ز ( 1 )

سؤال نهم :

الف ( 7 ) ، ب ( 6 ) ، ج ( 4 ) ، د ( 2 ) ، ه ( 1 )

سؤال دهم :

الف ( 4 ) ، ب ( 2 ) ، ج ( 3 ) ، د ( 5 ) ، ه ( 6 ) ، و ( 1 )

 

خب ، امتیازهایتان را جمع زدید . عدد به دست آمده را با جدول زیر مقایسه کنید و شخصیت خودتان را بشناسید .

 

نتیجه گیرى

اگر شما بالاى ۶۰ است :

دیگران در ارتباط و رفتار با شما شدیداً مراقب و هوشیار هستند آنها شما را مغرور ، خود محور و بى نهایت سلطه جو مى دانند ، گرچه شما را تحسین مى کنند و به ظاهر مى گویند« کاش من جاى تو بودم !! » اما معمولاً به شما اعتماد ندارند و نسبت به ایجاد رابطه اى عمیق و دوستانه بى میل و فرارى هستند .

اگر از ۵۱ تا ۶۰ دارید :

بدانید دوستان شما را تحریک پذیر مى دانند ، بدون فکر عمل مى کنید و سریع از موضوعات ناخوشایند برآشفته مى شوید ، علاقه مند به رهبرى جمع و تصمیم گیریهاى سریع دارید ( هرچند اغلب درست از کار درنمى آیند ! ) دیگران شما را جسور و اهل مخاطره مى دانند . کسى که همه چیز را تجربه و امتحان مى کند ، از ماجراجویى لذت مى برد و در مجموع به دلیل ایجاد شرایط و بستر هیجانات توسط شما ، از همراهى تان لذت مى برند .

گر از ۴۱ تا ۵۰ به دست آوردید:

به خود امیدوار باشید ، دیگران شما را بانشاط ، سرزنده ، سرگرم کننده و جالب و جذاب مى بینند . شما دائماً مرکز توجه جمع هستید و از تعادل رفتارى خوبى بهره مند هستید . فردى مهربان ، ملاحظه کار و فهمیده به نظر مى رسید . قادر هستید به موقع باعث شادى و خوشى دوستانتان شوید و اسباب هلهله و خنده آنها را فراهم کنید و در همان شرایط و در صورت لزوم بهترین کمک بر اعضاى گروه هستید .

اگر ۳۱ تا ۴۰ نصیب شما شد :

بدانید در نظر سایرین معقول ، هوشیار ، دقیق ، ملاحظه کار و اهل عمل هستید.  همه مى دانند شما باهوش و با استعداد هستید اما مهمتر از همه فروتن و متواضع هستید.  به سرعت و سادگى با دیگران باب دوستى را باز نمى کنید . اما اگر با کسى دوست شوید صادق ، باوفا و وظیفه شناس هستید . اما انتظار بازگشت این صداقت و صمیمیت از طرف دوستانتان را دارید گرچه سخت دوست مى شوید اما سخت تر دوستى ها را رها مى کنید .

از ۲۱ تا ۳۰ :

در نظر سایرین فردى زحمت کش هستید اما متأسفانه گاهى اوقات ایرادگیر هستید  . شما بسیار بسیار محتاط و بى نهایت ملاحظه کار به نظر مى رسید . زحمتکشى که در کمال آرامش و با صرف زمان زیاد در جمع بار دیگران را بردوش مى کشد و بدون فکر و براساس تحریک لحظه اى و آنى هرگز نظر نمى دهد . دیگران مى دانند شما همیشه تمام جوانب کارها را مى سنجید و سپس تصمیم مى گیرید .

و اگر کمتر از ۲۱ داشتید :

دیگران شما را خجالتى ، عصبى و آدمى شکاک و دودل مى دانند شخصى که همیشه سایرین به عوض او فکر مى کنند ، برایش تصمیم مى گیرند و از او مراقبت مى کنند.  کسى که اصلاً تمایل به درگیرشدن در کارهاى گروهى و ارتباط با افراد دیگر را ندارد .

 

دانستنی های جالب و خواندنی

دانستنی های جالب و خواندنی

   

۱. داوینچی همزمان با یک دست می نوشت و با یک دست نقاشی می کرد !

 

۲. هیتلر از مکان های بسته وحشت داشت !

 

۳. مار می تواند تا نیم ساعت بعد از قطع شدن سرش نیش بزند !

 

۴. هر انسان تا ۸ دقیقه بعد از قطع گردنش هنوز به هوش است !

 

۵. اغلب مار ها ۶ ردیف دندان دارند !

 

۶. وقتی به خورشید نگاه می کنید ۸ دقیقه قبل از آن را مشاهده می کنید !

 

۷. قلب میگو در سر آن واقع است !

 

۸. ظروف پلاستیکی تقریبا ۵۰ هزار سال در برابر تجزیه مقاومند !

 

۹. حدود ۲۵۰ نفر از محققان ناسا ایرانی هستند و رئیس کامپیوتر ناسا یک ایرانی است !

 

۱۰. دانشمندان دریافته اند مورچه ها هم مانند انسان ها صبح ها خمیازه می کشند !

 

۱۱. حس بویایی مورچه با سگ برابری می کند !

 

۱۲. آیا می دانستید تصمیم بر این بود که کوکا کولا به عنوان دارو استفاده شود ؟!

 

۱۳. با ۳۰ گرم طلا می توان نخی به طول ۸۱ کیلومتر درست کرد !

 

۱۴. فنلاند از ۱۷۰ هزار و ۵۸۵ جزیره تشکیل شده است !

 

۱۵. زمین در آغاز پیدایش ۲۰۰۰ بار بزرگتر از حجم کنونی اش بود !

 

۱۶. در زبان عربی برای کلمه شمشیر ۸۵۰ واژه مختلف وجود دارد !

 

۱۷. گرانترین کفش دنیا ۱ میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان است !

 

۱۸. برای تخمین زدن حشره های روی زمین کافیست به ازای هر انسان ۲۰۰ میلیون حشره ریز و درشت در نظر بگیریم !

 

۱۹. کوسه با شنیدن ضربان قلب طعمه خود، آن را پیدا می کند !

 

۲۰. فیل تنها حیوانی است که نمی تواند بپرد !

 

۲۱. قلب وال در هر دقیقه فقط ۹ بار می زند !

 

۲۲. ایرانیان در انگلیس ثروتمند ترین قشر هستند حتی ثروتمند تر از ملکه الیزابت !

 

۲۳. در سال ۱۳۸۰ تعداد گوسفندان زلاندنو ۴۴ میلیون راس اعلام شد در حالی که جمعیت این کشور ۴ میلیون نفر بود !

 

۲۴. قوه چشایی پروانه در پاهای آن تعبیه شده است !

 

۲۵. جوانان هندی شاد ترین و ژاپنی ها افسرده ترین های جهان هستند !

 

۲۶. مغز در هنگام خواب فعال تر از وقتی است که تلویزیون می بینید !

 

۲۷. ۹۰% سم مار از پروتئین تشکیل شده است !

 

۲۸. چشم انسان معادل یک دوربین ۱۳۵ مگا پیکسل عمل می کند !

 

۲۹. آب دریا بهترین ماسک صورت است !

 

۳۰. سرعت عطسه یک انسان برابر است با ۱۶۰ کیلومتر در ساعت !

مقاله بررسی زندگی امام حسین(ع)

موضوع تحقیق:

 

 

بررسی زندگی امام حسین(ع)

 

(از ولادت تا شهادت)

 

گردآورنده:

روح اله نعمتی

 

سمت:

مربی پرورشی

 

شماره پرسنلی: 20250277

سازمان آموزش و پرورش استان قم

اداره آموزش و پرورش منطقه جعفرآباد

دبیرستان امام خمینی(ره)

 

 

فهرست:

مقدمه‌

میلاد سید الشهدا

دوران‌ کودکی‌ سیدالشهدا(ع)

حسین‌ و نسب‌

حسین‌ و صورت‌ و سیرت‌

حسین‌ بر دوش‌ پیغمبر(ص(

حسین‌ و فدایی‌ شدن‌ ابراهیم‌

حسین‌(ع) و لباس‌های‌ مختلف‌

چند روایت‌ در مورد حسنین

خصال‌ و مکارم‌ اخلاق‌ سید الشهدا از زبان‌ رسالت‌

نماز گزاردن‌ِ حسین‌ بر پدر و برادر و خواهرش‌

حسین‌(ع) و حج‌ خانه‌ خدا

حسین‌(ع) و شرافت‌

حسین‌(ع) و صبر و شکیبایی‌

حسین‌(ع) و علم‌ و دانش‌

مراحل‌ زندگی‌ حسین‌ بن‌ علی‌(ع(

مبارزات‌ حسین‌ بن‌ علی‌(ع) در دوران‌ قبل‌ از امامت‌

اوضاع‌ سیاسی‌ و اجتماعی‌ دوران‌ امامت‌ حسین‌(ع)

حسین‌ و وفاداری‌ در پیمان‌ معاویه‌

مخالفت‌ حسین‌ با معاویه‌ در بیعت‌ یزید

پیام‌ آوران‌ قیام‌ کربلا

آثار سیاسی‌ رخداد کربلا در شیعه‌

حکمت‌ شهادت‌ امام‌ حسین‌(ع)

سخن‌ آخر

نتیجه‌گیری‌

منابع

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بررسی زندگی امام حسین(ع) (از ولادت تا شهادت)

 

این مقاله بر اساس سرگذشت و زندگانی مقدس سرور و سالار شهیدان امام حسین(ع) تنظیم گردیده  و هدف از نوشتن این مقاله یادآوری و الگو قرار دادن زندگانی مبارک ایشان؛ همانند مشعل فروزان، در مسیر زندگی همه می باشد.

 

اِن‌َّ الحُسین‌َ مِصْباح‌ُ هدی‌ و سَفینَهٔ‌ُ نَجاهٔ‌ِ

 


تاریخ‌ گذشته‌، تومار بازی‌ است‌ در برابر تومار بسته‌ آینده‌. به‌وسیلهٔ‌ این‌ تومار باز،باید بخش‌ بسته‌ را گشود و خطوط‌ حرکت‌ آینده‌ را ترسیم‌ کرد، و از زندگانی‌ گذشتگان‌درس‌هایی‌ فراوان‌ آموخت‌.
امام‌ حسین‌(ع) از جهات‌ فضیلت‌ و کمال‌ اخلاقی‌ بر همه‌ کس‌ برتری‌ و رجحان‌داشته‌ است‌. عشق‌ و اراده‌، صبر و فداکاری‌، حسن‌ خلق‌، تواضع‌، ادب‌، بخشش‌، صله‌ رحم‌،راستی‌، درستی‌، عبادت‌، فراست‌ و ذکاوت‌، شجاعت‌ و شهامت‌، آزادی‌ و سعادت‌، فداکاری‌ وگذشت‌، امیدواری‌ و آرزو، شرافت‌ و عشق‌، مرام‌ و مسلک‌، سیاست‌ ملی‌ و مظلومیت‌اجتماعی‌، بر همه‌ کس‌ صراحت‌ دارد که‌ اگر حسین‌(نبود این‌ کلمات‌ معنا نمی‌شد.


حسین‌(ع) از جهت‌ امامت‌ و ولایت‌ با پدر و برادرش‌ در یک‌ سطح‌ قرار داشته‌اند وسایر ائمه‌ هدی‌ هم‌ در همان‌ صف‌ بوده‌اند ولی‌ هر یک‌ از آنها در بروز خصال‌ و مکارم‌شخصی‌ یک‌ اهمیت‌ و مزیت‌ خاصی‌ داشته‌اند و از میان‌ همه‌ آنها حسین‌(ع) ویژگی‌خاصی‌ دارد، زیرا او مکتب‌ تربیتی‌ خاصی‌ گشود و در مکتب‌ عملی‌ خود درس‌ فضیلت‌ واخلاق‌ داد و روش‌ اخلاقی‌ او و پرورش‌ تربیتی‌ او چنان‌ بود که‌ پیغمبر(ص) و علی‌(ع) و خلفاو اصحاب‌ همه‌، در اکرام‌ و احترام‌ او تأکید و مبالغه‌ داشتند و حتی‌ معاویه‌ که‌ رقیب‌سرسخت‌ او، پدرش‌ و برادرش‌ بود حضوراً و غیاباً نسبت‌ به‌ حسین‌ نهایت‌ احترام‌ می‌کرد واعتراف‌ به‌ مقام‌ و فضیلت‌ او می‌نمود.


مقدمه‌


ای‌ گشته‌ فلک‌ منور از رأی‌ حسین         ‌افتاده‌ ملک‌ چو سایه‌ در پای‌ حسین‌


شد رنگ‌ قمر عارض‌ زیبای‌ حسین        ‌طوبی‌ خجل‌ از قامت‌ رعنای‌ حسین‌



ای‌ گشته‌ عیان‌ بنزد اقبال‌ حـــسین          ‌دانسته ‌ زقول ‌ نبوی ‌ حال ‌ حسین‌


خواهی‌ که‌ خداوند تو را دارد دوست         ‌در دل‌ جا ده ‌ محبت‌ آل‌ حسین‌


ملل‌ پیشرفتهٔ‌ جهان‌ ملتی‌ هستند که‌ برای‌ آینده‌شان‌ از گذشته‌ سرمشق‌ گیرند ومسیر بزرگان‌، آباء و اجداد و اقوام‌ خود را انتخاب‌ کنند تا به‌ مطلوب‌ خود برسند. ملت‌رستگار آن‌ است‌ که‌ اخبار تاریخی‌ ـ ملی‌ خود را حفظ‌ و در آن‌ سیر کند تا به‌ سرحد کمال‌نائل‌ گردد.


جالب‌ترین‌ صفحات‌ اوراق‌ گذشته‌ تاریخ‌، شرح‌ حال‌ رجال‌ و پیشوایان‌ جامعهٔ‌بشری‌ است‌ که‌ برای‌ سعادت‌ خانواده‌ یا ملت‌ خود قیام‌ کرده‌ و گام‌های‌ بلند برداشته‌ و باخطرات‌ خانمان‌ برافکن‌ مبارزه‌ کرده‌اند و در نتیجه‌، نسل‌ آینده‌ و اخلاف‌ آن‌ها از این‌مجاهدت‌ برای‌ پیشرفت‌ و ارتقاء فردی‌ و جمعی‌ استفاده‌ نموده‌اند. بهره‌گیری‌ از سیرهٔ‌بزرگان‌، سنت‌ بشری‌ است‌ که‌ هر قوم‌ و ملتی‌ آداب‌ و عادات‌، حرکات‌ و سکنات‌، کردار وگفتار بزرگان‌ خود را به‌ عمل‌ گذاشته‌ و به‌ صورت‌ شئون‌ ملی‌ و رسوم‌ اجتماعی‌ درآورده‌است‌. پس‌ مجموعهٔ‌ اندیشه‌ و گفتار و کردار بزرگان‌ یک‌ قوم‌ آداب‌ ملیت‌ و شئون‌ قومیت‌آن‌ جامعه‌ را تشکیل‌ می‌دهد.


هرکه‌ ناموخت‌ از گذشت‌ روزگار                  هیچ‌ ناموزد زهیچ‌ آموزگار


میلاد سید الشهدا


اشعهٔ‌ آفتاب‌ وجود مبارک‌ «با سوابقی‌ که‌ جبرئیل‌ به‌ پیغمبر خدا از مولود او خبرداده‌بود» روز پنج‌ شنبه‌ سوم‌ شعبان‌ سال‌ چهارم‌ هجرت‌ در مدینه‌ از مشرق‌ دامان‌فاطمه‌ زهرا(س) در خانهٔ‌ امیرالمؤمنین‌(ع)پرتو افکن‌ گردید. او دومین‌ ثمرهٔ‌ پیوند فرخندهٔ‌علی‌(ع) و حضرت‌ فاطمه‌(س) بود.


حسین‌ بن‌ علی‌(ع) در دوران‌ خود به‌ شجاعت‌ و آزادگی‌ و ایستادگی‌ در برابر ستم‌شهرت‌ داشت‌. میلادش‌ مانند زندگانی‌ و شهادتش‌ شگفت‌انگیز است‌. حضرت‌ در مدت‌زندگی‌ خود در کنار جدش‌ رسول‌ خدا(ص) با آن‌ حضرت‌ مأنوس‌ بوده‌ و حتی‌ وقت‌ نماز از آن‌حضرت‌ جدا نمی‌شد. رسول‌ خدا (سخت‌ به‌ او و برادرش‌ اظهار علاقه‌ کرده‌ و با جملاتی‌که‌ دربارهٔ‌ آنها فرمودند، گوشه‌ای‌ از فضایل‌ آنها را برای‌ اصحاب‌ بازگو کردند. اکنون‌ در آثارحدیثی‌، شمار زیادی‌ فضیلت‌ برای‌ امام‌ حسین‌(ع) نقل‌ شده‌ که‌ بسیاری‌ از آنها نظیرحدیث‌ «الحسن‌ والحسین‌ سیدا شباب‌ أهل‌ الجنهٔ‌» متواتر بوده‌ و یا فراوان‌ نقل‌ شده‌ است‌.


بعد از تولد حسین(ع)، بی‌درنگ‌ او را که‌ شش‌ ماهه‌ به‌ دنیا آمده‌ بود، به‌ حضورپیغمبر خدا(ع) بردند. به‌ اتفاق‌ تمام‌ مورخان‌ رسول‌ خدا کام‌ کودک‌ را با آب‌ دهان‌ خودبرداشت‌ و زبان‌ در دهان‌ او گذاشت‌ و او را از شیرهٔ‌ جان‌ خود سیراب‌ کرد و فرمود: «حسین‌منی‌ و انا من‌ حسین‌» و آن‌ طور که‌ میل‌ داشت‌ حسین‌ را پرورش‌ داد و تربیت‌ کرد تابزرگ‌شد. ابن‌ اثیر می‌نویسد: در زمان‌ تولد امام‌ حسین‌(ع)، رسول‌ خدا(ع) در گوش‌راست‌ او اذان‌ و در گوش‌ چپش‌ اقامه‌ گفت‌ و اسراری‌ را به‌ گوش‌ او خواند و اماناتی‌ به‌ اوتحویل‌ داد. حسین‌ هم‌ اسرار و امانت‌ جدش‌ را بهتر از هر کس‌ حفظ‌ کرد و به‌ عمل‌گذاشت‌.


در مسیر تاریخ‌ سه‌ نفر شش‌ ماهه‌ به‌ دنیا آمدند


آنچه‌ از تاریخ‌ به‌ دست‌ می‌آید، سه‌ نفر شش‌ ماهه‌ به‌ دنیا آمده‌اند:


یحیی‌ بن‌ زکریا، عیسی‌ بن‌ مریم‌ و حسین‌ بن‌ علی‌(ع)


عالمان‌ طبیعی‌ اروپا از روی‌ موازین‌ علمی‌ تکامل‌ ثابت‌ کرده‌اند که‌ جنین‌ آدمی‌شش‌ ماهه‌ کامل‌ نمی‌شود و زیست‌ نمی‌کند. هر مولود شش‌ ماهه‌ ناقص‌ الخلقه‌ می‌شود؛زیرا مقدار تکامل‌ سلول‌های‌ او به‌ حد زیست‌ نرسیده‌ و می‌گویند هر مولودی‌ باید کمتر از۲۵۰۰ گرم‌ وزن‌ نداشته‌ باشد و حد کمال‌ جنینی‌ او در نه‌ ماهگی‌ است‌ و حال‌ آن‌که‌ حسین‌شش‌ ماهه‌ به‌ دنیا امد و این‌ قول‌ مورد انفاق‌ فریقین‌ است‌ و از نظر صورت‌ وسیرت‌ هم‌زیباترین‌ و کامل‌ترین‌ افراد بشر بود. نه‌ تنها نقصی‌ در او دیده‌ نشد بلکه‌ به‌ کمال‌ جسمانی‌و رشد کامل‌ روحانی‌ خود رسید. قیام‌ عاقلانه‌ و حکیمانه‌ او مثل‌ اعلای‌ کیاست‌ و سیاست‌ونشانهٔ‌ جرئت‌ بود. نباید حساب‌ زندگانی‌ ابی‌ عبدالله را با سایر مردم‌ عادی‌ مقایسه‌ نمود.حسین‌ مرد آسمانی‌ بود و از آب‌ و خاک‌ِ دیگر عجین‌ شده‌ و نشو و نما یافته‌ و سیر فکری‌ اوباعث‌ نجات‌ بشر از نابخردی‌ است‌.


ابن‌ شهر آشوب‌ می‌نویسد: پس‌ از تولد حسین‌، فاطمه‌ مریض‌ شد و رسول‌ خدا(ص)دایه‌ خواست‌. حسین‌ از پستان‌ احدی‌ شیر نخورد مگر آن‌ که‌ چهل‌ شبانه‌ روز از انگشت‌وزبان‌ پیغمبر(ص) تغذیه‌ کرد تا بزرگ‌ شد.

دوران‌ کودکی‌ سیدالشهدا(ع)


امام‌ حسین‌(ع) تا هفت‌ سالگی‌ زیر نظر مقام‌ نبوت‌ و رسالت‌ سایه‌وار حرکت‌می‌کرد و در کنار مهد عصمت‌ و طهارت‌ بود. تا سی‌ وهفت‌ سالگی‌ در حجر ولایت‌ مطلقه‌الهیهٔ‌ پدرش‌ و تا چهل‌ وهشت‌ سالگی‌ در کنار مهر و عاطفهٔ‌ امامت‌ برادرش‌، حضرت‌مجتبی‌ عمر گذرانیده‌ و یازده‌ سال‌ هم‌ دورهٔ‌ امامت‌ و ولایت‌ مطللقه‌ خود او بود. بنابراین‌دوران‌ِ کودکی‌ و جوانی‌، کمال‌ و امامت‌ او در مهبط‌ نزول‌ وحی‌ و مهد عصمت‌ و دامان‌ ولایت‌و ساحل‌ امامت‌ و مکتب‌ ولایت‌ ادامه‌ داشته‌ تا عاشورا که‌ سن‌ او پنجاه‌ وهفت‌ سال‌ سال‌ وهفت‌ ماه‌ بود.
در تربیت‌ حسین‌ اسرار شرافت‌، پاکیزگی‌، فضیلت‌، سعادت‌، سیادت‌، شهامت‌،شجاعت‌، استقامت‌ و پافشاری‌ در راه‌ دین‌، عزت‌ و حمیت‌، حفظ‌ ناموس‌ و حقوق‌ دیگران‌،دستگیری‌ از بینوایان‌، احقاق‌ حق‌ مستمندان‌، تسلیم‌ نشدن‌ و زیر بار زور نرفتن‌،طرفداری‌ از حق‌ و حقیقت‌، نهفته‌ است‌.


سجایایی‌ که‌ حسین‌ از جد و پدر و مادرش‌ به‌ ارث‌ برد برای‌ احدی‌ امکان‌پذیر نبود.در پرورشگاه‌ محمدی‌ شخصیت‌ حسین‌ عامل‌ مؤثری‌ در احیاء شریعت‌ اسلام‌ بود و مثل‌اعلای‌ درس‌ فضیلت‌ و اخلاق‌ گردید.
دوستی‌ حسین‌ برای‌ پیغمبر نه‌ تنها از راه‌ عاطفهٔ‌ فرزندی‌ بود، بلکه‌ برای‌سفارشاتی‌ بود که‌ از زبان‌ وحی‌ گرفته‌ و حسین‌ را سبب‌ِ جاودانگی‌ و استمرار رسالت‌ و نبوت‌خود شناخت‌.


حسین‌، احیاگرِ مجد و عظمت‌ اسلام‌ و سبب‌ ابقاء حیات‌ اجتماعی‌ مسلمین‌ برای‌همیشه‌ گردیده‌ و نقش‌ او فراموش‌ شدنی‌ نیست‌.


حسین‌ و نسب‌


امام‌ حسین‌ از حیث‌ نسب‌ ممتازترین‌ انسان‌ است‌؛ زیرا جدش‌ رسول‌ خدا(ص)،مادرش‌ فاطمه‌ زهرا، پدرش‌ علی‌ مرتضی‌، برادرش‌ حسن‌ مجتبی‌، خواهرش‌ زینب‌ کبری‌و همسرش‌ دختر یزدگرد پادشاه‌ ساسانی‌ است‌ و این‌ نسب‌ برای‌ احدی‌ نیست‌


حسین‌ و صورت‌ و سیرت‌


خواند میر از شواهد النبوه‌ نقل‌ می‌کند که‌ امام‌ حسین‌(ع) صورتی‌ زیبا و جمالی‌منور داشت‌ که‌ چون‌ در خانه‌ تاریک‌ می‌نشست‌ از سفیدی‌ رخسار مبارکش‌ محیط‌ اطراف‌روشن‌ می‌شد و همه‌ می‌دانستند امام‌ حسین‌(ع) است‌.
حسین‌ بن‌ علی‌ شخصاً داری‌ مزایایی‌ بود که‌ دیگران‌ فاقد آن‌ بودند وسرتاسرزندگیش‌ عجیب‌ بود؛ یکی‌ آن‌ که‌ شش‌ ماهه‌ به‌ دنیا آمد و دیگر آن‌ که‌ شهادتش‌بی‌نظیر بود. در قیام‌ خونین‌ او بسیاری‌ از کلمات‌ عملاً ترجمه‌ شد که‌ اگر حسین‌(ع) نبوداین‌ کلمات‌ معنا نمی‌شد: عشق‌ و اراده‌ و صبر و فداکاری‌ از جمله‌ آن‌ موارد است‌. سالارشهیدان‌ در حسن‌ خلق‌، تواضع‌، ادب‌، بخشش‌، صله‌ رحم‌، راستی‌، درستی‌، عبادت‌،فراست‌ و ذکاوت‌، شجاعت‌ و شهامت‌، آزادی‌ و سعادت‌، فداکاری‌ و گذشت‌، امیدواری‌ وآرزو، شرافت‌ و عشق‌، مرام‌ و مسلک‌، صبر وبردباری‌، سیاست‌ ملی‌ و مظلومیت‌ اجتماعی‌دارای‌ نبوغ‌ فکری‌ بود. این‌ کلمات‌ را چنان‌ معنا کرد که‌ تاکنون‌ کسی‌ چنین‌ معنانکرده‌است‌.


امام‌ حسین‌(ع) سرباز با شخصیت‌ و فداکار اسلام‌ است‌ که‌ درس‌ آزادی‌ و فداکاری‌و مجد و عظمت‌ را به‌ مسلمین‌ آموخت‌ و در صورت‌ و سیرت‌ بی‌نظیر و ممتاز بود.


حسین‌ بر دوش‌ پیغمبر(ص(


شیبانی‌ از عبدا.. بن‌ شداد روایت‌ می‌کند که‌ پدرش‌ گفته‌ در یکی‌ از اوقات‌ نمازهای‌جماعت‌ خدمت‌ پیغمبر بودم‌ ایشان‌ حسن‌ و حسین‌ را بر دوش‌ خود سوار کرده‌ بود و چون‌نزدیک‌ شد، آنها را بر زمین‌ گذاشت‌. آن‌ گاه‌ برای‌ نماز جماعت‌ تکبیر گفت‌. هنگام‌ سجودخیلی‌ طول‌ کشید. من‌ سر خود را بلند کردم‌، دیدم‌ حسین‌ بر پشت‌ پیغمبر(ص) سوار شده‌.من‌ دوباره‌ به‌ سجده‌ رفتم‌. چون‌ نماز تمام‌ شد، بعضی‌ گفتند: یا رسول‌ الله میان‌ دو سجده‌آنقدر طول‌ دادی‌ که‌ ما گمان‌ کردیم‌ امری‌ حادث‌ شده‌ و یا وحی‌ بر تو نازل‌ شده‌، فرمود:هیچ‌ کدام‌ از آنها نبود، فقط‌ پسرم‌ حسین‌ سوارم‌ شده‌ بود و من‌ نخواستم‌ او را پایین‌ آورم‌صبر کردم‌ تا خود فرود آید.
ابوسعید خدری‌ روایت‌ کرده‌ که‌ حسین‌ را دیدم‌ دوان‌ دوان‌ نزد پیغمبر آمد. رسول‌خدا نماز می‌خواند و حسین‌ به‌ گردنش‌ آویخت‌ و پیغمبر با دست‌ او را گرفت‌ و تا به‌ رکوع‌رفت‌، او را نگاه‌ داشت‌.


بخاری‌ از ابوهریره‌ نقل‌ می‌کند که‌ حسین‌ و حسن‌ نزد پیغمبر(ص) و در دامان‌ مهر وعطوفت‌ او بودند که‌ هوا تاریک‌ شد. پیغمبر(ص) فرمود بروید به‌ حجرهٔ‌ مادرتان‌. گفتندتاریک‌ است‌ ما می‌ترسیم‌. ناگاه‌ نوری‌ ظاهر شد یا برقی‌ زد و فضا را روشن‌ کرد. حسنین‌ به‌خانهٔ‌ مادر رفتند.


ابو عمر بن‌ عبدالله قرطبی‌ نقل‌ می‌کند که‌ با چشم‌ خود دیدم‌ پیغمبر(ص) حسین‌ راصدا می‌کرد و او از دامان‌ رسول‌ الله بالا می‌رفت‌. آن‌ گاه‌ دهان‌ حسین‌ را می‌بوسید ومی‌گفت‌: خدایا من‌ حسین‌ را دوست‌ دارم‌ تو نیز او را دوست‌ دار.

 

 

حسین‌ و فدایی‌ شدن‌ ابراهیم‌


در ترجمه‌ المستقصی‌ نقل‌ کرده‌اند که‌ پیغمبر(ص) امام‌ حسین‌ را بر زانوی‌ راست‌ وابراهیم‌ را بر زانوی‌ چپ‌ خود نشانیده‌ بود که‌ جبرئیل‌ نازل‌ شد و گفت‌: خدایت‌ سلام‌می‌رساندو می‌فرماید این‌ دو فرزند را برای‌ تو جمع‌ نخواهد کرد و یکی‌ را از تو باز خواهدگرفت‌، اینک‌ بیندیش‌ و هر کدام‌ را خواهی‌ اختیار کن‌.
پیغمبر(ص) بر چهرهٔ‌ حسین‌ و ابراهیم‌ نگریست‌ و فرمود: اگر حسین‌ وفات‌ کند ازمفارقت‌ او دل‌ من‌ و علی‌ و فاطمه‌ هر سه‌ خواهد سوخت‌، ولی‌ اگر ابراهیم‌ وفات‌ یافت‌ اکثردرد و حزن‌ نصیب‌ من‌ خواهد شد و انتقال‌ ابراهیم‌ را قبول‌ نمود و او را فدای‌ حسین‌ کرد وپس‌ از سه‌ روز ابراهیم‌ مریض‌ شد و وفات‌ یافت‌.

حسین‌(ع) و لباس‌های‌ مختلف‌


لباس‌، معرف‌ فرد و اجتماع‌ است‌ و با لباس‌ می‌توان‌ افراد و قبایل‌ و ملل‌ را از هم‌تشخیص‌ داد. سادگی‌ و بی‌آلایشی‌ لباس‌ نمونهٔ‌ سادگی‌ و بی‌آلایشی‌ روح‌ است‌.


در روایتی‌ مجلسی‌ نقل‌ می‌کند که‌ در روز عید حسنین‌ لباس‌ رنگارنگ‌، تن‌ کودکان‌مردم‌ دیدند و از جدشان‌ لباس‌ خواستند، جبرئیل‌ لباس‌ حریر سفید آورد و آن‌ گاه‌ آنان‌لباس‌ رنگین‌ خواستند. طشتی‌ آوردند جبرئیل‌ آب‌ ریخت‌ و لباس‌ حسن‌ سبز و لباس‌حسین‌ سرخ‌ شد در این‌ موقع‌ حسین‌ پنج‌ ساله‌ بود.


حسین‌(ع) دارای‌ لباس‌های‌ بهشتی‌ بود؛ یعنی‌ لباس‌ مخصوص‌ پیغمبر ازتافته‌های‌ نرم‌ بود که‌ فاطمه‌۳ تهیه‌ کرده‌ بود و بر او می‌پوشانید و می‌فرمود لباس‌بهشتی‌است‌.


حسین‌ در بزرگی‌ لباسش‌ همانند لباس‌ پیغمبر و پدرش‌ علی‌ بوده‌. عمامه‌ تیره‌رنگ‌، پیراهن‌ سفید، نعلین‌ یمانی‌، انگشتر عقیق‌ در دست‌ داشت‌ و ابن‌ زیاد برای‌ واردشدن‌ به‌ کوفه‌ همین‌ حیله‌ را کرد که‌ لباسی‌ مانند لباس‌ حسین‌ پوشید و نقاب‌ بر او انداخت‌تا کسی‌ او را نشناسد و آن‌ گاه‌ وارد دارالاماره‌ شد.

 

چند روایت‌ در مورد حسنین


«سئل‌ رسول‌ الله(ص) ایما اهل‌ بیتک‌ احب‌ الیک‌ قال‌ (ص) الحسن‌ و الحسین‌»


از پیغمبر(ص) پرسیدند کدام‌ یک‌ از اهل‌ بیت‌ خود را بیشتر دوست‌ داری‌، فرمود:حسن‌ و حسین‌ را.
شیخ‌ طوسی‌ از حدیفه‌ نقل‌ می‌کند که‌ پیغمبر(ص) فرمود: فرشته‌ای‌ بر من‌ نازل‌ شدکه‌ تا آن‌ وقت‌ به‌ زمین‌ نیامده‌ بود. سلام‌ کرد «و ابشرنی‌ ان‌ ابنتی‌ فاطمه‌ سیدهٔ‌ نساء اهل‌الجنه‌ و ان‌ الحسن‌ و الحسین‌ سیدا شباب‌ اهل‌ الجنهٔ‌»


شیخ‌ طبرسی‌ نقل‌ می‌کند که‌ پیغمبر(ص) فرمود: روز قیامت‌ عرش‌ خدا را به‌ نور حق‌زینت‌ می‌کنند. حسن‌ طرف‌ راست‌ و حسین‌ طرف‌ چپ‌ عرش‌ قرار خواهند گرفت‌.


و در روایتی‌ دیگر دربارهٔ‌ علی‌، فاطمه‌ و حسن‌ و حسین فرمود: هر کس‌ با آنان‌جنگ‌ آورد، من‌ با او به‌ جنگ‌ می‌خیزم‌ و هر آن‌ که‌ تسلیم‌ آنها شود، من‌ با او سر آشتی‌دارم‌.


رسول‌ خدا(ص) دست‌ حسنین‌ را گرفت‌ و فرمود: هر که‌ من‌ و این‌ دو پسر و پدر آنهارا دوست‌ دارد، روز قیامت‌ در صف‌ من‌ قرار خواهد گرفت‌.


عایشه‌ روایت‌ کرده‌، یک‌ روز صبح‌ حسن‌ و حسین‌ و فاطمه‌ و علی‌(ع) در زیر عبای‌پیغمبر(ص) جمع‌ شدند. آن‌ گاه‌ رسول‌ خدا(ص) فرمود: (انما یرید الله لیذهب‌ عنکم‌ الرجس‌اهل‌ البیت‌ و یطهرکم‌ تطهیراً(


علاقهٔ‌ رسول‌ خدا به‌ این‌ دو فرزند، بر همه‌ اصحاب‌ آشکار بوده‌ و همانطور که‌ دربارهٔ‌امام‌ حسین‌(ع) گذشت‌، پیامبر(ص)می‌کوشید تا مردم‌ را از علاقه‌ خود به‌ این‌ دو امام‌ آگاه‌کرده‌ و حتی‌ می‌فرمود: خدایا دوست‌ بدار کسی‌ که‌ آنها را دوست‌ بدارد: «من‌ احبنی‌ فلیحب‌هذین‌»، و فرمود: «من‌ أحب‌ الحسن‌ والحسین‌ فقد أحبنی‌، و من‌ أبغضهما فقدابغضنی‌»

 آن‌ حضرت‌ درباره‌ این‌ دو برادر فرمود: «هما ریحانی‌ من‌ الدنیا»، درباره‌ امام‌حسین‌(ع) فضایل‌ اختصاصی‌ نیز آمده‌ است‌ که‌ یکی‌ از مشهورترین‌ آنها، روایت‌ «حسین‌منی‌ و أنا من‌ حسین‌» است‌.


یحیی‌ ابن‌ سالم‌ موصلی‌ که‌ از غلامان‌ امام‌ حسین‌(ع)بود، می‌گوید: با امام‌ درحرکت‌ بودیم‌. به‌ خانه‌ رسیدند و آب‌ طلبیدند. کنیزی‌ با قدحی‌ پر از آب‌ بیرون‌ آمد. امام‌پیش‌ از خوردن‌ آب‌ «فضه‌ای‌» را درآورده‌ به‌ او دادند و فرمودند: این‌ را به‌ اهلت‌ بسیار، آن‌گاه‌ به‌ نوشیدن‌ آب‌ پرداختند.


از امام‌ باقر(ع) روایت‌ شده‌ است‌ که‌ امام‌ حسین‌(ع) در سفر حج‌ پیاده‌ حرکت‌می‌کرد، در حالی‌ که‌ چهار پایان‌ او پشت‌ سر او حرکت‌ می‌کردند.


نقل‌ یک‌ روایت‌ هم‌ در اخلاق‌ امام‌ حسین‌(ع) مناسب‌ می‌نماید. بن‌ ابی‌ الدنیا نقل‌کرده‌ است‌ که‌ امام‌ حسین‌(ع) بر گروهی‌ از فقیران‌ عبور می‌کرد که‌ سفره‌ شان‌ پهن‌ بود وغذایی‌ فقیرانه‌ داشتند. وقتی‌ امام‌ را دیدند، حضرت‌ را دعوت‌ کردند. آن‌ حضرت‌ پیاده‌ شد وفرمود: (ان‌ الله لا یحب‌ المستکبرین‌) آن‌ گاه‌ نشست‌ و با آنها غذا خورد. پس‌ از آن‌فرمود: شما دعوت‌ کردید، من‌ پیرفتم‌. اکنون‌ من‌ شما را دعوت‌ می‌کنم‌، باید بپذیرید. پس‌از آن‌ به‌ رباب‌ گفت‌: تا هرچه‌ آماده‌ کرده‌ بیاورد تا با هم‌ بخورند.


اشتغال‌ حسن‌ و حسین‌(ع) در حضور پیغمبر(ص) به‌ بازی‌های‌ کشتی‌، خط‌ نویسی‌،و «لعب‌ المداحی‌» چاله‌ بازی‌ با ریگ‌ و گودال‌ و خاک‌ و مسابقه‌ اسب‌ سواری‌ و تیر اندازی‌ وسبقت‌ در نماز و وضو و غیره‌ بوده‌ است‌.
سلمان‌ فارسی‌ روایت‌ می‌کند که‌ دیدم‌ حسین‌ در دامان‌ پیغمبر(ص)بود و می‌فرمود:تو سید فرزند سیدی‌ و پدر ساداتی‌، تو امام‌، فرزند امام‌ و پدر ائمه‌ هستی‌، تو حجت‌، فرزندحجت‌ و پدر حجج‌ خدایی‌، نُه‌ تن‌ از نسل‌ تو حجت‌ خدا هستند و نهمین‌ آنها قائم‌ ایشان‌است‌.


خصال‌ و مکارم‌ اخلاق‌ سید الشهدا از زبان‌ رسالت‌


شیخ‌ صدوق‌ در امالی‌ از حدیفه‌ الیمان‌ روایت‌ می‌کند که‌ دیدم‌ رسول‌ خدا دست‌حسین‌ را گرفته‌ و فرمود: «یا ایها الناس‌ هذا الحسین‌ بن‌ علی‌ فاعرفوه‌ فوالذی‌ نفسی‌ بیده‌انه‌ لفی‌ الجنهٔ‌ و محبیه‌ فی‌ الجنه‌ و محبی‌ محبیه‌ فی‌ الجنهٔ‌»


ای‌ گروه‌ مردم‌، این‌ است‌ حسین‌ پسر علی‌ بن‌ ابیطالب‌، او را بشناسید. قسم‌ به‌خدایی‌ که‌ جان‌ من‌ بدست‌ اوست‌، حسین‌ در بهشت‌ است‌، دوستان‌ حسین‌ در بهشت‌ اند ودوستان‌ِ دوستان‌ او نیز در بهشت‌ خواهند بود.

نماز گزاردن‌ِ حسین‌ بر پدر و برادر و خواهرش‌


طبری‌ در تاریخ‌ کبیر می‌نویسد: چون‌ امیرالمؤمنین‌(ع) از جهان‌ درگذشت‌. حسن‌و حسین‌ و عبدالله بن‌ جعفر عامل‌ غسل‌ و کفن‌ و دفن‌ او شدند و او را در پارچه‌ای‌کفن‌کرده‌، دفن‌ نمودند و بر او نماز خواندند و حسن‌(ع) نُه‌ تکبیر بر جنازهٔ‌ پدر گفت‌.


حسین‌(ع) و حج‌ خانه‌ خدا


مورد اتفاق‌ مورخان‌ است‌ که‌ حضرت‌ حسین‌(ع) بیست‌ وپنج‌ سفر پیاده‌ از مدینه‌ به‌مکه‌ برای‌ حج‌ رفته‌ است‌؛ یعنی‌ در مدت‌ عمر، که‌ بیشتر سنوات‌ آخر زندگی‌ آن‌ حضرت‌بوده‌، بیست‌ وپنج‌ بار به‌ خانهٔ‌ خدا رفته‌ است‌.
حسین‌(ع) و کمک‌ به‌ مستمندان‌ و صفات‌ ممتاز ایشان‌


باری‌، حسین‌ بن‌ علی‌(ع) ظروف‌ چوبی‌ و قدح‌ از پوست‌ کدو داشته‌اند که‌ در آن‌ غذامی‌خوردند.
آن‌ حضرت‌ دارای‌ این‌ صفات‌ ممتاز بوده‌: مهمان‌ را گرامی‌ می‌داشت‌، سائل‌ رامحروم‌ نمی‌کرد و آنقدر می‌داد که‌ بی‌نیاز می‌شد. صله‌ ارحام‌ می‌نموده‌ و به‌ تمام‌ ارحام‌مقرری‌ می‌داد تا بی‌نیاز گردند. با فقرا مجالست‌ و معاشرت‌ داشت‌ و به‌ درد دل‌ آنهامی‌رسید. پیاده‌ها را سوار می‌کرد. ارباب‌ حوائج‌ را به‌ حاجت‌ خود می‌رسانید. برهنه‌ها رامی‌پوشانید. گرسنه‌ها را سیر می‌کرد. قرض‌ مقروضین‌ را ادا می‌نمود. پشتیبان‌ ضعفا بود.دوست‌ و شفیق‌ ایتام‌ بود. محتاجان‌ را ضمانت‌ و اعانت‌ می‌کرد. هر مالی‌ که‌ برای‌ اومی‌رسید یک‌ جا به‌ سائل‌ می‌داد تا دیگر گدایی‌ نکند.
امام‌ حسین‌(ع) به‌ سائلی‌ که‌ از راه‌ دور سراغ‌ خانهٔ‌ کریم‌ آمده‌ بود، از پشت‌ در چهارهزار درهم‌ یا دینار داد و از این‌ که‌ اندک‌ است‌، عذر خواست‌. با این‌ اخلاق‌ و بخشش‌حسین‌(ع) تمام‌ فامیل‌ و اقارب‌ و عشیره‌ و همسایگان‌ و اهل‌ مدینه‌ و قبایل‌ بدوی‌ و ارباب‌حوائج‌ دور دست‌ را فریفتهٔ‌ ملکات‌ اخلاقی‌ خود نمود.
در زیر آسمان‌ مردی‌ شجاع‌تر از حسین‌ نبود، زیرا شرایط‌ ابراز شجاعت‌
در مواقع‌ ابراز شجاعت‌ِ پیغمبر(ص) و علی‌(ع) چنان‌ نبود که‌ در جنگ‌ حسین‌(ع)موجودبود.

حسین‌(ع) و شرافت‌


امام‌ حسین‌(ع) فطرتاً شریف‌ بوده‌، زیرا برای‌ نجات‌ ملت‌ اسلام‌ از هلاکت‌،اضمحلال‌ و مرگ‌ همیشگی‌ قیام‌ کرد و با بیان‌ حق‌ و حقیقت‌ معانی‌ شرف‌ و شرافت‌ را درخلال‌ مسافرت‌ خود برای‌ مردم‌ ترجمه‌ کرد و اگر حسین‌(ع) با کردار و گفتار خود شرف‌ رامعنا نکرده‌ بود، بسیاری‌ دیگر از الفاظ‌ واقعاً و در حقیت‌ بدون‌ معنا در ابهام‌ می‌ماندند!
حسین‌ بود که‌ شرافت‌ محمد(ص) و آل‌ محمد را روشن‌ کرد و با فداکاری‌ و سعی‌ وعمل‌، خاندانش‌ را در نجات‌ بشر و هدایت‌ و ارشاد جامعه‌ با منطق‌ عملی‌ مبرهن‌ و ثابت‌نمودو خطر بزرگی‌ که‌ داشت‌ مسلمین‌ و اسلام‌ را تهدید به‌ مرگ‌ می‌کرد، به‌ شرافت‌ نفس‌خود برطرف‌ فرمود. اقتدار و عظمت‌ و شرافت‌ را برای‌ پیروان‌ اسلام‌ ثابت‌ کرد ودرخشان‌ترین‌ مظاهر صفات‌ فاضله‌ را که‌ به‌ شرافت‌ ترجمه‌ می‌شود، بر مردم‌ بیان‌ فرمود وملیت‌ اسلام‌ را جاویدان‌ فرمود.


بزرگی‌ به‌ مردم‌ و آزادگی‌ است‌نه‌ از مال‌ و جاه‌ و ملک‌ زادگی‌ است‌


زخوی‌ نکو مرد یابد شرف‌نه‌ از پرتو و دودمان‌ سلف‌


که‌ هر نیک‌ و بد زادهٔ‌ آدمندزخوی‌ نکو با شرف‌ مردمند


حسین‌(ع) و صبر و شکیبایی‌


صبر وحوصله‌ حسین‌ به‌ قدری‌ بود که‌ جبرئیل‌ دربارهٔ‌ صبر و عطش‌ او گفت‌: آسمان‌از صبرش‌ انگشت‌ حیرت‌ به‌ دندان‌ می‌گزد او آنقدر صبر می‌کند که‌ پوست‌ بدن‌ اطفالش‌ ازتشنگی‌ به‌ هم‌ جمع‌ می‌شود و لب‌ هایش‌ از رطوبت‌ خالی‌ و خشک‌ می‌گردد و باز هم‌ به‌دشمن‌ نفرین‌ نمی‌کند، بلکه‌ آنان‌ را به‌ دعا هدایت‌ می‌فرماید و می‌گوید: خداوندا این‌ قوم‌را هدایت‌ فرما. «صغیرهم‌ یمیته‌ العطش‌ و کبیرهم‌ جلده‌ منکمش‌».
مورخان‌ نوشته‌اند: به‌ قدری‌ صبر حسین‌ در مصیبت‌ با اهمیت‌ و با عظمت‌ بود که‌در روی‌ کرهٔ‌ زمین‌ مصیبتی‌ چون‌ مصیبت‌ او رخ‌ نداده‌ و بزرگ‌ترین‌ آثار مصیبت‌ او صبرحسین‌ است‌.


حسین‌(ع) و علم‌ و دانش‌


امام‌ حسین‌(ع) در دانش‌ وارث‌ مقام‌ نبوت‌ و مکان‌ امانت‌ و ولایت‌ و عصمت‌ وطهارت‌ بوده‌، علوم‌ و دانش‌ را از لسان‌ وحی‌ فرا گرفته‌ و آنچه‌ هم‌ اخذ کرده‌ به‌ مرتبهٔ‌ علم‌الیقین‌ او رسیده‌ و لذا هرچه‌ علما و فضلای‌ مکتب‌ اسلام‌ مانند: ابن‌ عباس‌ و محمد حنفیه‌و.. خواستند حسین‌ را از رأی‌ خود منحرف‌ کنند، چون‌ علم‌ الیقین‌ در کار خود داشت‌ مانندکوه‌ پا برجا و استوار بر اجراء نقشه‌ خود بود. اندیشهٔ‌ امام‌ حسین‌ مانند ساعت‌ منظم‌ کارمی‌کرد و هیچ‌ حادثه‌ای‌ او را متزلزل‌ نمی‌ساخت‌.


حسین‌(ع) از نظر روحی‌ و جسمی‌ شبیه‌ پیغمبر اکرم‌(ص) می‌باشد.


بزرگ‌ آیینه‌ای‌ بود در برابر حق‌ که‌ هر چه‌ بود سراپا در اوست‌ عکس‌پذیر.


مراحل‌ زندگی‌ حسین‌ بن‌ علی‌(ع(


حسین‌ بن‌ علی‌(ع) مدت‌ شش‌ سال‌ از دوران‌ کودکی‌ خود را در زمان‌ جد بزرگوارخود سپری‌ کرد و پس‌ از رحلت‌ آن‌ حضرت‌، مدت‌ سی‌ سال‌ در کنار پدرش‌امیرالمؤمنین‌(ع) زندگی‌ کرد و در حوادث‌ مهم‌ دوران‌ خلافت‌ ایشان‌ به‌ صورت‌ فعال‌شرکت‌ داشت‌. امام‌ حسین‌(ع) در جنگ‌های‌ جمل‌، صفین‌ و نهروان‌ حضور داشت‌ و درکنار پدر به‌ جنگ‌ با پیمان‌ شکنان‌ و ظالمان‌ پرداخت‌. از آن‌ حضرت‌ خطبه‌ای‌ از جنگ‌صفین‌ نقل‌ شده‌ است‌ که‌ ضمن‌ آن‌ مردم‌ را به‌ جنگ‌ ترغیب‌ می‌کردند.


امام‌ حسین‌(ع) در مراحل‌ مقدماتی‌ صفین‌ در گرفتن‌ مسیر آب‌ از دست‌ شامیان‌نقش‌ داشت‌. امام‌ علی‌(ع) پس‌ از آن‌ پیروزی‌ فرمود: «هذا اول‌ فتح‌ ببرکهٔ‌ الحسین‌(»


زمانی‌ عبیدالله بن‌ عمر در صفین‌ امام‌ را صدا کرد و گفت‌ که‌ پدر تو قریش‌ را چنین‌و چنان‌ کرده‌ است‌. امام‌ او را متهم‌ به‌ پیروی‌ از قاسطین‌ کرده‌ و فرمودند که‌ اینان‌ به‌ زوراسلام‌ را قبول‌ کرده‌اند، اما در اصل‌ مسلمان‌ نشده‌اند.
پس‌ از شهادت‌ امیرمؤمنان‌(ع) (در سال‌ چهلم‌ هجری‌) مدت‌ ده‌ سال‌ در صحنهٔ‌سیاسی‌ و اجتماعی‌ در کنار برادر بزرگ‌ خود حسن‌ بن‌ علی‌ (ع) قرار داشت‌ و پس‌ ازشهادت‌ امام‌ حسن‌(ع) (در سال‌ پنجاه‌ هجری‌) به‌ مدت‌ ده‌ سال‌، در اوج‌ قدرت‌ معاویهٔ‌ بن‌ابی‌ سفیان‌، بارها با وی‌ پنجه‌ در افکند و پس‌ از مرگ‌ وی‌ نیز در برابر حکومت‌ پسرش‌یزید قیام‌ کرد و در محرم‌ سال‌ ۶۱ هجری‌ در کربلا به‌ شهادت‌ رسید.


امام‌ حسن‌(ع) در دورهٔ‌ امامت‌ برادرش‌، از سیاست‌ وی‌ دفاع‌ می‌کرد. آن‌ حضرت‌در برابر درخواست‌های‌ مکرر مردم‌ عراق‌، برای‌ آمدن‌ آن‌ حضرت‌ به‌ کوفه‌، حتی‌ پس‌ ازشهادت‌ برادرش‌، حاضر به‌ قبول‌ رأی‌ آنها نشده‌ و فرمودند: تاوقتی‌ معاویه‌ زنده‌ است‌، نبایددست‌ به‌ اقدامی‌ زد. معنای‌ این‌ سخن‌ آن‌ بود که‌ امام‌ در فاصلهٔ‌ ده‌ سال‌ به‌ اجبار حکومت‌معاویه‌ را تحمل‌ کردند. این‌ نکته‌ مهمی‌ در مواضع‌ سیاسی‌ امام‌ حسین‌(ع) است‌ که‌ کمترمورد توجه‌ قرار گرفته‌ است‌، دلیلش‌ نیز آن‌ است‌ که‌ ما، امام‌ حسین‌(ع) را بیشتر از زاویه‌اقدام‌ انقلابی‌اش‌ در کربلا می‌شناسیم‌.
مناسبات‌ امام‌ و معاویه‌ و گفتگوهایی‌ که‌ در مواقع‌ مختلف‌ صورت‌ گرفته‌، نشان‌ ازتسلیم‌ ناپذیری‌ امام‌ از لحاظ‌ سیاسی‌ در برابر پذیرش‌ مشروعیت‌ قطعی‌ معاویه‌ است‌.یکی‌ از مهمترین‌ دلایل‌، نامهٔ‌ مفصل‌ امام‌ به‌ معاویه‌ است‌ که‌ ضمن‌ آن‌ به‌ حقایق‌ زیادی‌دربارهٔ‌ جنایات‌ معاویه‌ در حق‌ شیعیان‌ امام‌ علی‌(ع) اشاره‌ شده‌ است‌. امام‌ در این‌ نامه‌ به‌معاویه‌ نوشتند: من‌ قصد جنگ‌ و مخالفت‌ با تو ندارم‌ و...


در جای‌ دیگری‌ نیز بلاذری‌ خلاصهٔ‌ نامه‌ را ذکر کرده‌ که‌ یک‌ جملهٔ‌ اضافه‌ دارد. درآنجا آورده‌ که‌ امام‌ به‌ معاویه‌ نوشتند: «و ما أعلم‌ فتنه‌ أعظم‌ من‌ ولایتک‌ هذه‌ الامهٔ‌».یعنی‌ من‌ فتنه‌ای‌ سهمگین‌تر از حکومت‌ تو بر این‌ امت‌ سراغ‌ ندارم‌.


بعدها، وقتی‌ معاویه‌ رو در رو با حسین‌ بن‌ علی‌(ع) قرار گرفت‌، به‌ او گفت‌: آیاشنیدی‌ ما بر سر حجر و اصحاب‌ و شیعیان‌ پدرت‌ چه‌ آوردیم‌؟ امام‌ فرمود چه‌ کردید؟معاویه‌ گفت‌ آنها را کشتیم‌، کفن‌ کردیم‌، نماز بر آنان‌ خواندیم‌ و دفن‌ کردیم‌. امام‌ فرمود: امااگر ما یاران‌ تو را بکشیم‌، نه‌ آنها را کفن‌ می‌کنیم‌ و نه‌ بر آنها نماز می‌خوانیم‌ و نه‌ دفن‌می‌کنیم‌.


آخرین‌ بخش‌ زندگانی‌ امام‌ حسین‌، یعنی‌ دوران‌ امامت‌ آن‌ حضرت‌، مهمترین‌بخش‌ زندگی‌ او به‌ شمار می‌رود.

مبارزات‌ حسین‌ بن‌ علی‌(ع) در دوران‌ قبل‌ از امامت‌


حسین‌ بن‌ علی‌(ع) از دوران‌ نوجوانی‌ که‌ شاهد انحراف‌ دستگاه‌ حکومت‌ اسلامی‌از مسیر اصلی‌ خود بود، از موضعگیری‌های‌ سیاسی‌ پدر خود پیروی‌ و حمایت‌ می‌کرد؛چنان‌ که‌ در زمان‌ خلافت‌ عمر بن‌ خطاب‌، روزی‌ وارد مسجد شد و دید عمر بر فراز منبرنشسته‌ است‌. با دیدن‌ این‌ صحنه‌، بالای‌ منبر رفت‌ و به‌ عمر گفت‌: از منبر پدرم‌ پایین‌ بیاو بالای‌ منبر پدرت‌ برو!


عمر که‌ قافیه‌ را باخته‌ بود، گفت‌ پدرم‌ منبر نداشت‌! آن‌ گاه‌ او را در کنار خود نشانید وپس‌ از آن‌ که‌ از منبر پایین‌ آمد، او را به‌ منزل‌ خود برد و پرسید: این‌ سخن‌ را چه‌ کسی‌ به‌تو یاد داده‌ است‌؟ او پاسخ‌ داد: هیچ‌ کس‌!
در جبهه‌های‌ نبرد با ناکثین‌ و قاسطین‌


حسین‌ بن‌ علی‌(ع) در دوران‌ خلافت‌ پدرش‌، امیر مؤمنان‌(ع)، در صحنه‌های‌سیاسی‌ و نظامی‌ در کنار آن‌ حضرت‌ قرار داشت‌. او در هر سه‌ جنگی‌ که‌ در این‌ دوران‌ برای‌پدر ارجمندش‌ پیش‌ آمد، شرکت‌ فعال‌ داشت‌.
در جنگ‌ جمل‌ فرماندهی‌ جناح‌ چپ‌ سپاه‌ امیرمؤمنان‌(ع) به‌ عهده‌ وی‌ بود و درجنگ‌ صفین‌، چه‌ از راه‌ سخنرانی‌های‌ پرشور و تشویق‌ یاران‌ علی‌(ع) برای‌ شرکت‌ درجنگ‌ و چه‌ از رهگذر پیکار با قاسطین‌، نقشی‌ فعال‌ داشت‌. در جریان‌ حکمیت‌ نیز یکی‌ ازشهود این‌ ماجرا، از طرف‌ علی‌(ع) بود.


حسین‌ بن‌ علی‌(ع) پس‌ از شهادت‌ علی‌(ع) در کنار برادر خویش‌، رهبر و پیشوای‌وقت‌، حسن‌ بن‌ علی‌(ع)قرار گرفت‌، و هنگام‌ حرکت‌ نیروهای‌ امام‌ مجتبی‌(ع) به‌ سمت‌شام‌، همراه‌ آن‌ حضرت‌ در صحنه‌های‌ نظامی‌ و پیشروی‌ به‌ سوی‌ سپاه‌ شام‌ حضور داشت‌،و هنگامی‌ که‌ معاویه‌ به‌ امام‌ حسن‌ (ع)پیشنهاد صلح‌ کرد، امام‌ حسن‌، او و عبدالله بن‌جعفر را فرا خواند و درباره‌ این‌ پیشنهاد، با آن‌ دو به‌ گفتگو پرداخت‌ و بالاخره‌ پس‌ از متارکه‌ جنگ‌ وانعقاد پیمان‌ صلح‌، همراه‌ برادرش‌ به‌ شهر مدینه‌ بازگشت‌ و همانجا اقامت‌گزید.


اوضاع‌ سیاسی‌ و اجتماعی‌ دوران‌ امامت‌ حسین‌(ع)


در زمان‌ امام‌ حسین‌(ع) انحراف‌ از اصول‌ و موازین‌ اسلامی‌، که‌ از «سقیفه‌» شروع‌شده‌ و در زمان‌ عثمان‌ گسترش‌ یافته‌ بود، به‌ اوج‌ خود رسیده‌ بود، در آن‌ زمان‌ معاویه‌ که‌سالها از سوی‌ خلیفه‌ دوم‌ و سوم‌ بعنوان‌ استاندار در منطقه‌ شام‌ حکومت‌ کرده‌ وموقعیت‌خود را کاملاً تثبیت‌ کرده‌ بود، به‌ نام‌ خلیفه‌ مسلمین‌ سرنوشت‌ و مقدرات‌ کشور اسلامی‌ رادر دست‌ گرفته‌ حزب‌ ضد اسلامی‌ اموی‌ را بر امت‌ اسلام‌ مسلط‌ ساخته‌ بود و به‌ کمک‌عمال‌ ستمگر و یغماگر خود مانند: زیاد بن‌ ابیه‌، عمرو بن‌ عاص‌ و... حکومت‌ سلطنتی‌استبدادی‌ تشکیل‌ داده‌ و چهره‌ اسلام‌ را وارونه‌ ساخته‌ بود.


معاویه‌ از یک‌ سو، سیاست‌ فشار سیاسی‌ و اقتصادی‌ را در مورد مسلمانان‌ آزاده‌ وراستین‌ اعمال‌ می‌کرد و با کشتار، قتل‌، شکنجه‌ و آزار و تحمیل‌ فقر و گرسنگی‌ بر آنان‌ ازهرگونه‌ اعتراض‌ و جنبش‌ و مخالفت‌ جلوگیری‌ می‌کرد و از سوی‌ دیگر، با احیای‌تبعیض‌های‌ نژادی‌ و رقابت‌های‌ قبیله‌ای‌ در میان‌ قبائل‌، آنان‌ را به‌ جان‌ هم‌ می‌انداخت‌ واز این‌ رهگذر نیروی‌ آنان‌ را تضعیف‌ می‌کرد تا خطری‌ از ناحیهٔ‌ آنان‌ متوجه‌ حکومت‌ وی‌نگردد، و از سوی‌ سوم‌، به‌ کمک‌ عوامل‌ مزدور خود با جعل‌ حدیث‌ و تفسیر و تأویل‌ آیات‌قرآن‌ به‌ نفع‌ خود، افکار عمومی‌ را تخدیر کرده‌، و به‌ حکومت‌ خودش‌ وجههٔ‌ مشروع‌ ومقبول‌ می‌بخشید. این‌ سیاست‌ ضد اسلامی‌، به‌ اضافهٔ‌ عوامل‌ دیگری‌ همچون‌ ترویج‌فرقه‌های‌ باطل‌ نظیر: جبریه‌ و مرجئه‌ که‌ از نظر عقیدتی‌ با سیاست‌ معاویه‌ همسو بودند،آثار شوم‌ و مرگباری‌ در جامعه‌ بوجود آورده‌ و سکوت‌ تلخ‌ و ذلت‌ باری‌ را بر جامعه‌حکمفرماساخته‌ بود.

حسین‌ و وفاداری‌ در پیمان‌ معاویه‌


حسین‌(ع) مثل‌ اعلای‌ فضیلت‌ و کمال‌ و ارشاد و هدایت‌ بود. او در همه‌ حال‌مصالح‌ عمومی‌ را بر منافع‌ شخصی‌ ترجیح‌ می‌داد و دل‌ نگران‌ جامعه‌ بود و در فکر استفاده‌شخصی‌ نبود، بلکه‌ همواره‌ برای‌ ملت‌ اسلام‌ و برای‌ واژگون‌ کردن‌ نظام‌ امویان‌ تلاش‌ کرد.


حسین‌ با معاویه‌ در صلح‌ امام‌ حسن‌ پیمان‌ بست‌ که‌ قیام‌ نکند و با آنکه‌ معاویه‌ به‌شرایط‌ صلح‌ عمل‌ نکرد، حسین‌ بن‌ علی‌(ع) راضی‌ نشد شخصیت‌ خود را با نقض‌ عهد وپیمان‌ شکنی‌ مانند معاویه‌ خدشه‌دار نماید، لذا در پیمان‌ با معاویه‌ پایدار بود. هیچ‌ کس‌ننوشته‌ حسین‌ در تمام‌ عمرش‌ یک‌ دفعه‌ پیمان‌ شکنی‌ کرده‌ باشد.
شیخ‌ مفید می‌نویسد: وقتی‌ امام‌ حسن‌(ع) درگذشت‌، مردم‌ کوفه‌ و شیعیان‌علی‌(ع) از اطراف‌ نامه‌ نوشتند که‌ حاضرند معاویه‌ را خلع‌ کرده‌ و با او بیعت‌ کنند ولی‌حسین‌ بن‌ علی‌(ع) قبول‌ نکرد و فرمودند: «میان‌ من‌ و معاویه‌ عهدیست‌ که‌ وجدان‌ من‌اجازه‌ نمی‌دهد، نقض‌ عهد کنم‌. بنابراین‌ تا معاویه‌ زنده‌ است‌ من‌ بر عهد خود پایدارم‌ وچون‌ او در گذرد من‌ دربارهٔ‌ تصمیم‌ خود تجدید نظر خواهم‌ نمود.»


مخالفت‌ حسین‌ با معاویه‌ در بیعت‌ یزید


ابن‌ کثیر شامی‌ می‌نویسد: معاویه‌ در سال‌ پنجاه‌ وسه‌ هجری‌ از مردم‌ برای‌ یزیدبیعت‌ گرفت‌. حسین‌(ع) از کسانی‌ بود که‌ با او مخالفت‌ کرد و حاضر به‌ بیعت‌ نشد و اهل‌کوفه‌ در این‌ امر برای‌ حسین‌(ع) نامه‌ نوشته‌، کسب‌ تکلیف‌ نمودند و اصرار داشتند که‌حسین‌ به‌ کوفه‌ رود تا با او بیعت‌ کنند و به‌ معاویه‌ بفهمانند که‌ حاضر به‌ قبول‌ خلافت‌ یزیدنخواهند بود و جمعی‌ بسیار هم‌ برای‌ این‌ کار به‌ مدینه‌ آمدند که‌ شاید حسین‌ را به‌ بیعت‌راضی‌ کنند که‌ اقلا پس‌ از معاویه‌ قبول‌ زمامداری‌ کند. چنانکه‌ پدرش‌ پس‌ از عثمان‌تقاضای‌ مردم‌ را قبول‌ کرد.
ولی‌ ابی‌ عبدالله به‌ آنان‌ جواب‌ منفی‌ داد؛ زیرا نمی‌خواست‌ نقض‌ عهد کند و تامعاویه‌ زنده‌ است‌ اختلاف‌ و اغتشاش‌ بر پا سازد. محمد حنفیه‌ و ابو سعید خدری‌ و مسیب‌بن‌ نجیبه‌ فرازی‌ نیز اصرار داشتند ولی‌ امام‌ حسین‌(ع) آنها را قانع‌ به‌ صبر و بردباری‌ کرد وفرمود در انتظار آینده‌ باشید.
امام‌ حسین‌(ع) در تحولات‌ اجتماعی‌ و دعوت‌های‌ متوالی‌ در این‌ ده‌ سال‌، بسیارسیاست‌ روشنی‌ را تعقیب‌ کرد وبا مردم‌ با کمال‌ تدبیر عمل‌ نموده‌ و همه‌ را به‌ آینده‌ای‌پرغوغا توجه‌ داد.
دربار یزید مرکز انواع‌ فساد و گناه‌ شده‌ بود و بی‌دینی‌ دربار او در جامعه‌ چنان‌گسترش‌ یافته‌ بود که‌ در دوران‌ حکومت‌ کوتاهش‌، حتی‌ محیط‌ مقدسی‌ همچون‌ «مکه‌» و«مدینه‌» نیز آلوده‌ شده‌ بود. یزید سرانجام‌ جان‌ خود را در راه‌ هوسرانی‌ از دست‌ داد و افراط‌در شرابخواری‌ سبب‌ مسمومیت‌ ومرگ‌ وی‌ گردید.
او بیش‌ از چهار سال‌ پس‌ از فاجعهٔ‌ عاشورا زنده‌ نماند، اما این‌ ننگ‌ و رسوایی‌ رابرای‌ ابد برای‌ خاندان‌ بنی‌ امیه‌ به‌ ارث‌ گذاشت‌. به‌ طوری‌ که‌ هر یک‌ از خلفای‌ اموی‌اندکی‌ عقل‌ و درایت‌ داشتند از تکرار کارهای‌ یزید پرهیز می‌کردند.


شواهد و مدارک‌ فساد و آلودگی‌ یزید و زندگی‌ ننگین‌ و حکومت‌ پلید وی‌ به‌ قدری‌زیاد است‌ که‌ طرح‌ آنها از حدود این‌ بحث‌ فشرده‌ خارج‌ است‌.


پیام‌ آوران‌ قیام‌ کربلا


هر قیام‌ و نهضتی‌ از دو بخش‌ «خون‌» و «پیام‌» تشکیل‌ می‌گردد. مقصود از بخش‌خون‌، مبارزات‌ خونین‌ و قیام‌ مسلحانه‌ است‌ که‌ مسلتزم‌ کشتن‌ و کشته‌ شدن‌ و جانبازی‌ درراه‌ آرمان‌ مقدس‌ است‌. مقصود از بخش‌ پیام‌ نیز، رساندن‌ و ابلاغ‌ پیام‌ انقلاب‌ و بیان‌آرمان‌ها و اهداف‌ آن‌ است‌.


در پیروزی‌ یک‌ انقلاب‌ اهمیت‌ بخش‌ دوم‌ کمتر از بخش‌ اول‌ نیست‌، زیرا اگراهداف‌ و آرمان‌های‌ یک‌ انقلاب‌ در سطح‌ جامعه‌ تبیین‌ نشود، انقلاب‌ از حمایت‌ وپشتیبانی‌ مردم‌ برخوردار نمی‌گردد و کانون‌ اصلی‌ بدست‌ فراموشی‌ سپرده‌ می‌شود، و چه‌بسا گرفتار تحریف‌ها و دگرگونی‌ها می‌شود.

 

با بررسی‌ قیام‌ مقدس‌ امام‌ حسین‌(ع) این‌ دو بخش‌ کاملاً در آن‌ به‌ چشم‌ می‌خورد؛زیرا انقلاب‌ امام‌ حسین‌(ع) تا عصر عاشورا مظهر بخش‌ اول‌؛ یعنی‌ بخش‌ خون‌ و شهادت‌و ایثار خون‌ بود و رهبر و پرچمدار آن‌ نیز خود حسین‌(ع) بود در حالی‌ که‌ بخش‌ دوم‌ آن‌ ازعصر عاشورا آغاز گردید و پرچمدار آن‌ امام‌ زین‌ العابدین‌ و زینب‌ کبری‌۸ بودند که‌ پیام‌انقلاب‌ و شهادت‌ سرخ‌ آن‌ حضرت‌ و یارانش‌ را با سخنان‌ آتشین‌ خود به‌ اطلاع‌ افکارعمومی‌ رساندند و طبل‌ رسوایی‌ حکومت‌ پلید اموی‌ را به‌ صدا درآوردند.


با توجه‌ به‌ تبلیغات‌ بسیار گسترده‌ و دامنه‌ داری‌ که‌ حکومت‌ اموی‌ از زمان‌ معاویه‌ به‌بعد بر ضد اهل‌ بیت‌ (به‌ ویژه‌ در منطقهٔ‌ شام‌) در راه‌ انداخته‌ بود، بی‌شک‌ اگر بازماندگان‌حسین‌(ع) به‌ افشاگری‌ و بیدارسازی‌ نمی‌پرداختند، دشمنان‌ اسلام‌ و مزدوران‌ قدرت‌های‌وقت‌، قیام‌ و نهضت‌ بزرگ‌ و جاویدان‌ آن‌ حضرت‌ را در طول‌ تاریخ‌ لوث‌ می‌کردند و چهرهٔ‌آن‌ را وارونه‌ نشان‌ می‌دادند.


آثار سیاسی‌ رخداد کربلا در شیعه‌


واقعهٔ‌ کربلا از حوادث‌ تعیین‌ کننده‌ در جریان‌ تکوین‌ شیعه‌ در تاریخ‌ است‌.می‌دانیم‌ که‌ مبانی‌ تشیع‌، به‌ ویژه‌ اساسی‌ترین‌ آنها در اصل‌ آن‌، یعنی‌ امامت‌ در قرآن‌ وسنت‌ یافت‌ می‌شود. اما جدایی‌ تاریخی‌ شیعه‌ از دیگر گروه‌های‌ موجود در جامعه‌، به‌تدریج‌ صورت‌ گرفته‌ است‌. سنت‌ و اندیشه‌ای‌ که‌ از دورهٔ‌ خلافت‌ امام‌ علی‌(ع) به‌ یادگارماند، تا حدودی‌ به‌ شیعه‌ از لحاظ‌ فکری‌ انسجام‌ بخشید. حمایت‌ امویان‌ از اسلام‌ ساختهٔ‌خودشان‌ که‌ سیاست‌ گزاری‌های‌ معاویه‌ اجازه‌ نداده‌ بود، ماهیت‌ و فاصلهٔ‌ آن‌ با اسلام‌واقعی‌ آشکار شود، در جریان‌ به‌ خلافت‌ رسیدن‌ یزید وضوح‌ بیشتری‌ یافت‌. در حادثهٔ‌کربلا جدایی‌ تاریخ‌ شیعه‌ از سایر گروه‌هایی‌ که‌ تحت‌ تأثیر اسلام‌ مورد حمایت‌ امویان‌بودند. قطعی‌ شد. از آن‌ پس‌ تشخیص‌ و تشخص‌ شیعه‌ از دیگر گروه‌ها ـ گروهی‌ که‌ ازسنت‌ و سیرهٔ‌ علی‌ و جانشیان‌ او پیروی‌ می‌کردند ـ کاملاً ممکن‌ بود.

در میان‌ شیعیان‌ گروهی‌ از هر حیث‌ تابع‌ ائمه‌ بوده‌ و آنها را وصی‌ پیامبر(ص) ومنتخب‌ او می‌دانستند. از سوی‌ دیگر گروه‌هایی‌ از مردم‌ عراق‌ و بعضی‌ مناطق‌ دیگر تنهابرتری‌ علویان‌ را بر امویان‌ در نظر داشته‌ و تشیع‌ آنها در همین‌ حد بود. افرادی‌ که‌ در کربلادر کنار امام‌ حسین‌(ع) در شهادت‌ رسیدند، از شیعیانی‌ بودند که‌ امامت‌ را تنها حق‌علی‌(ع) و فرزندانش‌ می‌دانستند. خود امام‌(ع) در موارد متعددی‌ از مردم‌ خواست‌ تا حق‌ رابه‌ اهلش‌ بسپارند و او را یاری‌ کنند، زیرا امویان‌ غاصب‌ این‌ حق‌ هستند.


حکمت‌ شهادت‌ امام‌ حسین‌(ع)


جنبش‌ کربلا به‌ عنوان‌ یک‌ نهضت‌ مقدس‌ مذهبی‌ و یک‌ حرکت‌ سیاسی‌ از نوع‌انقلابی‌ آن‌، پایدارترین‌ جنبش‌ در فرهنگ‌ سیاسی‌ شیعه‌ است‌. این‌ جنبش‌، نهضتی‌ برای‌احیای‌ احکام‌ دین‌، زدودن‌ انحرافات‌ دینی‌ و سیاسی‌ و جایگزین‌ کردن‌ حکومتی‌ علوی‌ به‌جای‌ نظام‌ اموی‌ بوده‌ است‌. جنبش‌ کربلا از زاویه‌ دستیابی‌ به‌ اهداف‌ خود حاوی‌ نوعی‌شکست‌ و نوعی‌ پیروزی‌ بود. شکست‌ سیاسی‌ با توجه‌ به‌ پذیرفتن‌ این‌ که‌ هدف‌ سرنگونی‌حکومت‌ اموی‌ و ایجاد دولتی‌ علوی‌ بوده‌ است‌. پیروزی‌ معنوی‌ به‌ دلیل‌ تحکیم‌آرمان‌های‌ معنوی‌ اصیل‌ و دینی‌ در جامعه‌ اسلامی‌. اگر کسی‌ سرنگونی‌ حکومت‌ اموی‌ رادر شمار اهداف‌ امام‌ حسین‌(ع) نیاورد، شاید شکست‌ سیاسی‌ را هم‌ نپذیرد.
حقیقت‌ آن‌ است‌ که‌ جنبش‌ کربلا را باید آخرین‌ تلاش‌ سیاسی‌ ممکن‌ برای‌بازگرداندن‌ حکومت‌ به‌ آل‌ علی‌(ع) تلقی‌ کرد. کوچکترین‌ تردیدی‌ وجود ندارد که‌امام‌علی‌(ع) حق‌ خویش‌ را پس‌ از رسول‌ خدا(ص) از دست‌ رفته‌ می‌دید، اما به‌ دلایلی‌سکوت‌ کرد. پس‌ از عمر، انتظار آن‌ را داشت‌ تا حق‌ به‌ حق‌دار بازگردد. در این‌ باره‌ خودوشیعیانش‌ نظیر مقداد و عمار تلاش‌ کردند، اما این‌ تلاش‌ها به‌ جایی‌ نرسید. پس‌ از آن‌ دردورهٔ‌ عثمان‌، امام‌ چنین‌ احساس‌ کرد که‌ در شرایط‌ جدید، رهبری‌ جامعه‌ چشم‌ اندازموفقی‌ ندارد، با این‌ حال‌ اصرار مردم‌ اور ا امیدوار کرد. این‌ امید در طی‌ چهارسال‌ و نه‌ ماه‌اقدامات‌ سخت‌ِ امام‌ برای‌ رهبری‌ صحیح‌ بر باد رفت‌. تلاش‌ محدود و نومیدانهٔ‌امام‌حسن‌(ع) هم‌ به‌ سرعت‌ در هم‌ شکسته‌ شد. اکنون‌ باید انتظار بیست‌ ساله‌ای‌ تا مرگ‌معاویه‌ مطرح‌می‌شد. امام‌ حسین‌(ع) این‌ مدت‌ را صبر کرد، گرچه‌ در این‌ مدت‌اعتراضاتی‌ بر معاویه‌ در زمینه‌های‌ سیاسی‌ به‌ ویژه‌ قتل‌ برخی‌ شیعیان‌ داشت‌.


در سالهای‌ آخر حیات‌ ننگین‌ معاویه‌ سخن‌ از ولایت‌ عهدی‌ یزید به‌ میان‌ آمد،امام‌ حسین‌(ع) مخالفت‌ کرد، اما چندن‌ امیدی‌ نبود. با این‌ حال‌ امام‌ در مقام‌ امامت‌نمی‌توانست‌ تحمل‌ کند.
با روی‌ کار آمدن‌ یزید، امام‌ از روی‌ اعتراض‌ به‌ مکه‌ آمد. اینجا بود که‌ روزنهٔ‌ امیدی‌از سمت‌ شرق‌ گشوده‌ شد. عراق‌ چند بار تجربه‌ نامیمونی‌ را پشت‌ سر گذاشته‌ بود، اما چه‌می‌شد کرد. اگر قرار بود اقدامی‌ صورت‌ گیرد، نه‌ در شام‌ و حجاز بلکه‌ فقط‌ در عراق‌ ممکن‌بود. آیا ممکن‌ بود که‌ یک‌ بار دیگر به‌ کمک‌ مسلمانان‌ عراق‌ که‌ شیعیان‌ در آن‌ بودند،حکومت‌ اموی‌ را سرنگون‌ کرد ودولت‌ علوی‌ را برپا نمود؟ ظاهر امر، یعنی‌ حمایت‌های‌گسترده‌ای‌ که‌ خبر آنها به‌ امام‌ رسید، این‌ امر را تا اندازه‌ای‌ تأیید می‌کرد. امام‌ فرصت‌ را ازدست‌ نداد اما وقتی‌ به‌ کوفه‌ نزدیک‌ شد، اوضاع‌ دگرگون‌ شده‌ بود. او در برابر سپاه‌ ابن‌ زیادقرار گرفت‌. سخن‌ از تسلیم‌ شدن‌ و بیعت‌ با یزید بود. امام‌ نپذیرفت‌. نتیجه‌ آن‌ شد که‌همراه‌ یاران‌ محدودش‌ در کربلا به‌ شهادت‌ رسید.
علامه‌ مجلسی‌ می‌نویسد:


و باید دانست‌ که‌ مذلت‌های‌ دنیا موجب‌ مزید عزت‌ ایشان‌ است‌ و دوست‌ خدا به‌اینها ذلیل‌ نمی‌گردد. آنها که‌ خواستند ایشان‌ را ذلیل‌ گردانند، اکنون‌ نام‌ ایشان‌ به‌ غیر ازلعن‌ و نفرین‌ در زمین‌ مذکور نمی‌شود و نسل‌های‌ ایشان‌ منقرض‌ شدند و نشانی‌ ازقبرهای‌ ایشان‌ نیست‌ وحق‌ تعالی‌ نام‌ آن‌ بزرگواران‌ را بلند گردانیده‌ و علوم‌ و کمالات‌ایشان‌ عالم‌ را فرا گرفته‌ و دوست‌ و دشمن‌ بر ایشان‌ در نماز و غیر نماز صلوات‌ می‌فرستندو به‌ شفاعت‌ ایشان‌ دردرگاه‌ خدا حاجت‌ می‌طلبند، و رئوس‌ منابر و مناره‌ها را و وجوه‌ دنانیرو دراهم‌ را به‌ نام‌ نامی‌ ایشان‌ مزین‌ می‌گردانند، و پادشاهان‌ روی‌ زمین‌ وسلاطین‌ باتمکین‌ به‌ طوع‌ و رغبت‌ از روی‌ اخلاص‌ روی‌ بر خاک‌ آستان‌ ایشان‌ می‌مالند، و هر روزچندین‌ هزار کس‌ به‌ برکت‌ زیارت‌ ایشان‌ مغفور می‌گردند، چندین‌ هزار کس‌ به‌ برکت‌لعنت‌ بر دشمنان‌ ایشان‌ مستحق‌ بهشت‌ می‌گردند، و چندین‌ هزار کس‌ از برکت‌ گریستن‌بر ایشان‌ و محزون‌ گردیدن‌ از مصائب‌ ایشان‌ صحیفهٔ‌ سیئات‌ خود را از لوث‌ گناه‌می‌شویند، و چندین‌ هزار کس‌ به‌ برکت‌ اخبار و نشر آثار ایشان‌ به‌ سعادات‌ ابدی‌ فایزمی‌گردند، و چندین‌ هزار کس‌ به‌ برکت‌ احادیث‌ ایشان‌ به‌ درجهٔ‌ معرفت‌ و یقین‌ می‌رسند،وچندین‌ هزار کس‌ به‌ متابعت‌ آثار ایشان‌ و اقتدای‌ به‌ سنت‌ ایشان‌ به‌ مکارم‌ اخلاق‌ ومحاسن‌ آداب‌ محلی‌ می‌گردند، و چندین‌ هزار کور ظاهر و باطن‌ در روضات‌ مقدسات‌ایشان‌ شفا می‌یابندو آلاف‌ و الوف‌ از مبتلای‌ به‌ بلاهای‌ جسمانی‌ و روحانی‌ از دارالشفای‌بیوت‌ رفیعه‌ و علوم‌ منیعهٔ‌ ایشان‌ صحت‌ می‌یابند.

سخن‌ آخر


زندگانی‌ پنجاه‌ وهفت‌ سالهٔ‌ حسین‌(ع) قدم‌ به‌ قدم‌ اعجازانگیز بوده‌. از مولود ومیلاد، از شیرخوارگی‌ و کودکی‌، از شباب‌ و جوانی‌، از شجاعت‌ و شهامت‌، از جود و بخشش‌،از وفا و صداقت‌، از حفظ‌ ناموس‌ و احترام‌ قانون‌، از حمایت‌ مظلوم‌ و خصم‌ ظالم‌، از عبادت‌و فضیلت‌، از مسافرت‌ و معاشرت‌ و حتی‌ شهادتش‌ همه‌ حیرت‌آور است‌.
راستی‌ این‌ چه‌ رازی‌ است‌ که‌ پاکان‌ تاریخ‌، عموماً مظلومان‌ تاریخ‌ هستند؟ گویااین‌ یک‌ سنت‌ تاریخی‌ است‌ که‌ مظلومان‌ تلخی‌ ستم‌ را بر خود هموار کنند، و آوارگی‌ رابپذیرند، تا بتوانند مظلومان‌ را نصرت‌ و آوارگان‌ بشری‌ را به‌ سامان‌ برسانند.


نتیجه‌گیری‌


حسین‌ بن‌ علی‌ از جهات‌ فضیلت‌ و کمال‌ اخلاقی‌ بر همه‌ کس‌ برتری‌ داشته‌ است‌.
حسین‌(ع) از جهت‌ امامت‌ و ولایت‌ با پدر وبرادرش‌ در یک‌ سطح‌ قرار داشته‌اند وسایر ائمه‌ هدی‌ هم‌ در همان‌ صف‌ بوده‌اند، ولی‌ هر یک‌ از آنها در بروز خصال‌ ومکارم‌شخصی‌ یک‌ اهمیت‌ و مزیت‌ خاصی‌ داشته‌اند و از میان‌ همه‌ آنها حسین‌ ویژگی‌ خاصی‌دارد، زیرا او مکتب‌ تربیتی‌ خاصی‌ گشود و در مکتب‌ عملی‌ خود درس‌ فضیلت‌ و اخلاق‌ دادوروش‌ اخلاقی‌ او و پرورش‌ تربیتی‌ او چنان‌ بود که‌ پیغمبر(ص) و علی‌(ع) و خلفا و اصحاب‌همه‌ در اکرام‌ و احترام‌ او تأکید و مبالغه‌ داشتند و حتی‌ معاویه‌ که‌ رقیب‌ سرسخت‌ او وپدرش‌ برادرش‌ بود در حضور و غیاب‌ به‌ حسین‌ نهایت‌ احترام‌را می‌کرد و اعتراف‌ به‌ مقام‌ وفضیلت‌ او می‌نمود.
امام‌ حسین‌ سرباز با شخصیت‌ و فداکار اسلام‌ بودکه‌ درس‌ آزادی‌ و فداکاری‌ و مجدو عظمت‌ به‌ مسلمین‌ آموخت‌ و درصورت‌ و سیرت‌ بی‌نظیر و ممتاز بود، و باید همه‌،زندگانی‌ امام‌ حسین‌ را همچون‌ مشعل‌ فروزان‌، الگو و پیشرو همه‌ جانبهٔ‌ راه‌ زندگانی‌ خودقرار دهند.


ای‌ که‌ مأیوس‌ از همه‌ سویی‌ به‌ سوی‌ عشق‌ رو کن‌قبلهٔ‌ دل‌ هاست‌ این‌ دل‌ هرچه‌ خواهی‌ آرزو کن‌
در آتش‌ خشم‌ ایزدی‌ سوخته‌ کیست‌هر کس‌ که‌ نمود قصد آزار حسین‌.

 

منابع:

۱ ـ عماد الدین‌ حسین‌ اصفهانی‌ (عمادزاده‌)، زندگانی‌ امام‌ حسین‌(ع)، محمد، ۶۸.


۲ ـ مهدی‌ پیشوایی‌، سیره‌ پیشوایان‌ اسلام‌، مؤسسهٔ‌ تحقیقاتی‌ و تعلیماتی‌امام‌صادق‌(ع)، قم‌ ۷۸.


۳ ـ رسول‌ جعفریان‌، تاریخ‌ خلفا،دفتر نشر الهادی‌، قم‌، ۷۷.


۴ ـ رسول‌ جعفریان‌، حیات‌ فکری‌ و سیاسی‌ امامت‌ شیعه‌، انصاریان‌، قم‌ ۷۶.


۵ ـ سید هاشم‌ رسولی‌ محلاتی‌، زندگانی‌ امام‌ حسین‌(ع)، علمیه‌ اسلامیه‌.


۶ ـ مهدی‌ پیشوایی‌، پژوهشی‌ پیرامون‌ زندگی‌ امام‌ حسین‌(ع)، قم‌، ۵۸.


۷ ـ محسن‌ غرویان‌، پرتوی‌ از کل

 

بلوز زنانه 2009 قسمت دوم

عنوان ایمیل:

بلوز زنانه 2009 قسمت دوم



با عرض سلام خدمت مهدی عزیز و تمامی اعضا ی گروه


 زیباترین مدل های بلوز زنانه 2009 قسمت دوم


تقدیم به اعضای گل و دوست داشتنی گروه بزرگ ایران سان

m_meysam2009@yahoo.com

http://www.findinvis.com/pic/Line/o12a.gif

داستان معنوي

داستان معنوي

روزى لرد ويشنو در غار عميقى در كوه دورافتاده‏اى با شاگردش نشسته و مشغول مراقبه بود. پس از اتمام مراقبه، شاگردش به قدرى تحت تأثير قرار گرفته بود كه خود را به پاى ويشنو انداخت و از او خواست كه او را قابل دانسته و به عنوان قدرشناسى به او اجازه دهد كه به استادش خدمت كند. ويشنو با لبخند سرش را تكان داد و گفت: "مشكل‏ترين كار براى تو اين است كه بخواهى با عمل، تلافى چيزى را بكنى كه من آن را رايگان به تو داده‏ام". شاگرد به او گفت: "خواهش مى‏كنم استاد! اجازه دهيد كه افتخار خدمت به شما را داشته باشم". ويشنو موافقت كرد و گفت: "من يك ليوان آب سردِ گوارا مى‏خواهم". شاگرد گفت: "الساعه استاد". و در حالى كه از كوه سرازير مى‏شد، با شادى آواز مى‏خواند.

پس از مدتى به خانه‏ى كوچكى كه در كنار دره‏ى زيبايى قرار داشت رسيد. ضربه‏اى به در زد و گفت: "ممكن است يك پياله آب سرد براى استادم بدهيد؟ ما سانياس‏هاى آواره‏اى هستيم كه در روى اين زمين خانه‏اى نداريم". دخترى شگفت‏زده در حالى كه نگاه ستايش‏آميزش را از او پنهان نمى‏كرد به آرامى به او پاسخ داد و زيرلب گفت: "آه... تو بايد همان كسى باشى كه به آن مرد مقدس كه در بالاى كوه‏هاى دوردست زندگى مى‏كند، خدمت مى‏كنى. آقاى محترم ممكن است به خانه من آمده و آن را متبرك كنيد". او پاسخ داد: "اين گستاخى مرا ببخشيد ولى من عجله دارم و بايد فوراً با آب به نزد استادم بازگردم". "البته او از اين‏كه شما خانه‏ى مرا بركت دهيد ناراحت نمى‏شود، زيرا او مرد مقدس بزرگى است و شما به عنوان شاگرد او موظف و ملزم هستيد به كسانى كه شانس كم‏ترى دارند، كمك كنيد". و دوباره تكرار كرد: "لطفاً فقط خانه‏ى محقر مرا متبرك كنيد. اين باعث افتخار من است كه مى‏توانم از طريق شما به خداوند خدمت كنم".

داستان بدين ترتيب ادامه يافت. او به نرمى پذيرفت كه وارد خانه شده و آن را متبرك سازد. پس از آن هنگام شام فرارسيد و او متقاعد گشت كه آن‏جا بماند و با شركت در شام غذا را نيز بركت دهد. از آن‏جايى كه بسيار دير شده بود و تا كوه نيز فاصله زيادى بود و در تاريكى شب ممكن بود كه آب به زمين بريزد، موافقت كرد كه شب را در آن‏جا بماند و صبح زود به سوى كوه حركت كند. اما به هنگام صبح متوجه شد كه گاوها ناراحت هستند و با خود گفت اگر او مى‏توانست فقط همين يك بار به آن دختر در دوشيدن شير كمك كند بسيار خوب مى‏شد، زيرا از نظر لرد كريشنا گاو حيوان مقدسى است و نبايد در رنج و عذاب باشد.

روزها تبديل به هفته‏ها شد و او هنوز در آن‏جا مانده بود. آن‏ها با يكديگر ازدواج كردند و صاحب فرزندان زيادى شدند. او بر روى زمين خوب كار مى‏كرد و در نتيجه محصول فراوانى نيز به دست مى‏آورد. او زمين بيش‏ترى خريد و به زودى آن‏ها را به زير كشت برد. همسايگانش براى مشورت و دريافت كمك، به نزد او مى‏آمدند و او به طور رايگان به آن‏ها كمك مى‏كرد. خانواده ثروتمندى شدند و با كوشش او معابدى ساخته شد. مدارس و بيمارستان‏ها جايگزين جنگل شدند. و آن دره جواهرى بر روى زمين شد. نظم و هماهنگى بر زمين‏هاى باير و غيرقابل كشت حكمفرما شد. وقتى خبر صلح و آرامش و ثروتى كه در آن سرزمين وجود داشت به گوش مردم رسيد، جمعيت زيادى به آن‏جا روى آوردند. در آن‏جا خبرى از فقر و بيمارى نبود و مردان به هنگام كار در مدح و ستايش خداوند آواز مى‏خواندند. او شاهد رشد فرزندانش بود و از اين‏كه آن‏ها به او تعلق داشتند خوشحال بود.

روزى به هنگام پيرى، همان‏طور كه روى تپه كوچكى در مقابل دره ايستاده بود، راجع به آنچه كه از زمان ورودش به دره اتفاق افتاده بود فكر مى‏كرد. تا جايى كه چشم كار مى‏كرد مزرعه‏هايى بود سرشار از ثروت و وفور نعمت و او از اين وضع احساس رضايت مى‏كرد.

ناگهان موج عظيمى از جزر و مد در برابر ديدگانش تمام دره را دربرگرفت و در يك لحظه همه چيز از دست رفت. همسر، فرزندان، مزارع، مدارس، همسايگان، همه از ميان رفتند. او گيج و حيران به مردم كه در برابر ديدگانش از بين مى‏رفتند خيره شده بود.

و سپس او ويشنو را ديد كه در سطح آب ايستاده است و با لبخندى تلخ به او مى‏نگرد و مى‏گويد، "من هنوز منتظر آب هستم". و اين داستان زندگى انسان است...